مرثیه ی شهدای سی تیرماه ۱۳۳۱

مرثیه‌ی‌ شهدای تیر ماه  1331
بهارستان : به عکس باورم ، بی برگ و بی باری  / به جز اندوه دیرینت ، ز میدان کم نمی‌آری 
ز بعد از غرشِ توپ لیاخوف بر سرِ قانون /  گمان می کردم از تیر و صدای توپ،  بیزاری 
بهارستان : تو با مشروطه ، میدان دار من بودی /  ولی از فتنه‌ی پارک اتابک ، سخت بیماری 
تو که قانون نویسانِ کهن بر کُنج لب داری    چرا برگونه‌ی میهن فروشان ، بوسه می‌کاری ؟ 
تقی‌خان را نمی‌خواهند ، مصدق را نمی‌پایند /  امان از کژمدارانِ سیه اندیش و زنگاری 
بهارستان :  بهارت با مصدق رفت و تیر آمد  /  بگو یادی ز تیر و پیکرِِ پاک وطن داری ؟ 
زسیزده ساله ‌سرداری که درخون خودش  غلطید /  و زآن روزی که ملت شد ز مختاری خود عاری
ز بیست و پنج آلاله ، سی تیر از تو گلگون شد / شُتک‌ها را به یادت هست ، از آن صبح گلناری ؟ 
کسی در ابن بابویه نمی‌یابد شهیدان  را /   زبس مخروب و متروک است این پندار بازاری 
چه دلتنگم بهارستان ، از این میدان بی برگی /  بجانت سبزه میکارم ، اگر بختم کند یاری 
دوباره باغ می‌آید ، به استقبال فروردین  /  و از سر چشمه می‌گردد ، دوباره چشمه‌ها جاری 
دوباره فرش زرینت ، ز غارت باز می‌گردد  /  و می‌بافد به تار و پودِ  میدان ، شعر بیداری 
دوباره با مصدق‌ها ، به میدان تو می‌آییم  /  به مردم داده خواهد شد دوباره ، فرصت آری 
دوباره قدرت ملی به میهن باز می‌گردد  /   تو می مانی و می‌بینی ، شکوه مردم انگاری 
به یاد جان نثاران دبیرستان البرزت  /  وطن چون کوه می‌ماند به زیبایی و سرشاری 
 سی‌تیر آمده ، طالع بیا تا ابن‌بابویه /  که بر خاک شهیدانت گلی از عشق بگذاری
       دوم تیر ماه 1398 ـ محمد تقی حرآبادی

 

 

روز ۳۰ تیر۱۳۳۱: میدان بهارستان ، به پهنای سرتاسر ایران

روز 30 تیر ۱۳۳۱ :
میدان بهارستان ، به پهنای سرتاسر ایران

از : هوشنگ طالع 

راست قامت و استوار ایستاده بودیم ، با پرچم‌های برافراشته :
در میدان بهارستان ، در سبزه‌میدان و در میدان توپخانه ؛
و در دیگر شهرهای ایران ؛
در روزِ سرنوشت‌سازِ 30 تیر 1331.

در برابرمان ،
تا دندان مسلح بودند  ، در پناه تانک‌ها ؛
و تنها جنگ‌افزار ما ، ایمان بود و باور به پیروزی حق .
صدای خشک گلنگدن‌ها و فرمان آتش :
گلوله‌ها ، بدن هوشنگ رضیان را سوراخ سوراخ کردند ،
 در میدان سبزه میدان ؛
نخستین شهید 30 تیر ، یک پان‌ایرانیست  .

تانک ها به غرش درآمدند ، 
و پیاپی فرمان آتش  ؛
وبسیاری دیگر از پا افتادند :
اسماعیل عینک‌چی ، جبار سفیدگررشیدی ، محمد ابراهیم قاسمی
اما ما ، هم چنان راست قامت و استوار ، ایستاده بودیم  .

با فریاد : ایران پیروز ، ایران پیروز ، ایران پیروز ،
توفنده و کوبنده ،
تفنگ به‌دستانِ‌ سرنیزه‌دار را به عقب راندیم .

صدای خشک گلنگدن‌ها و فرمان آتش ،
باز هم « شهیدان راه وطن » :
اصغر اسکندریان ، رستم زینعلی‌تهرانی ، محمد سرندی‌نژاد و بسیاری دیگر که گمنام ماندند .

تانک‌ها می غریدند و آتش وخون همه‌جا را فرا گرفته بود ،
دو باره شماری به افتخار شهادت در راه ایران رسیدند :
عباس لولو ، نوروز کفایی ، علی‌اکبر جهان‌فر ، حسن نیکو سخن .
اما ما ، هم چنان راست قامت و استوار ایستاده بودیم .

با فریاد : ایران پیروز ، ایران پیروز ، ایران پیروز ؛
که هردم توفنده‌تر و بلندتر می‌شد، 
تفنگ‌به‌دستانِ سرنیزه‌دار و تانک‌ها را به عقب راندیم .

بازهم فرمان آتش و بازهم خونِ شهیدان بر زمینِ گرمِ روز 30 تیر 1331 :
محمود یموتی ، اسماعیل صلواتی ، کاظم محبی ، سعدی اسکندرنیا ، ابوالقاسم بنکدار ، قدرت‌الله سلیمی ، رضی دستخوش و بسیاری شهیدان گمنام دیگر .

سرانجام ، در برابر ایستادگی‌ و پایمردی ما ،
تانک‌ها از غرش بازماندند و تفنگ‌ها خاموش شدند و ملت پیروز شد ،
زیرا جنگ افزارما ، عشق به ایران بود و آرزوی شهادت در راه ایران و ایمان به پیروزی حق
30 تیر 1398

 

 

یادداشت ۱۶۲۴/ ۲۵ میلیون و ۳۵میلیون؟!

پاینده تیران
یادداشت ۱۶۲۴
۲۵ میلیون و ۳۵ میلیون ؟!
سخنان حسن روحانی ربیس دولت "محنت و ذلت" که تاکنون ۲۵ میلیون ایرانی کرونا گرفته‌اند و ۳۵ میلیون تن هم در آینده خواهند گرفت ، نشان می‌دهند که وی از سلامت عقل برخوردار نیست و باید کنار گذارده شود .
یک تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌گوید ، اشکال کار این است که اگر روحانی را استیضاح و برکنار کنیم ، درآن صورت بریایه‌ی قانون اساسی ، معاون اول به جای او می‌نشیند  که " او هم کارنامه‌اش بهتر از شخص رییس‌جمهور نیست " .
چاره این است که هر دو برکنار شوند و مردم ایران در یک همه‌پرسی بدون دخالت شورای نگهبان ، رییس جمهور را برگزینند که در آن صورت نیازی به انتصاب وی از سوی رهبر جمهوری اسلامی نیز نخواهد بود .
دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۹ ( برابر با شصت و هشتمین سالگرد خیزش شکوهمند ۳۰ تیر ۱۳۳۱ ) - هوشنگ طالع

hotale@

 

خجسته بادشصت و هشتمین سالگرد خیزش شکوهمند ۳۰ تیر ۱۳۳۱

پاینده ایران
بیانیه‌ی حزب پان‌ایرانیست
خجسته باد شصت و هشتمین سالگرد خیزش  شکوهمند ۳۰ تیر ۱۳۳۱

روز سی‌ام تیرماه ۱۳۳۱ ، خیزش یک‌پارچه‌ی مردم ایران در راستای برپایی دوباره‌ی دولت ملی دکتر محمد مصدق ، به بار نشست و توطئه‌ی دربار ـ هیات فاسد حاکمه با پشتیبانی بریتانیا و آمریکا ، در هم کوبیده شد .
در آن روز پرشکوه ، بسیاری از هم‌میهنان جان‌باختند و شمار فزون‌تری ، زخمی یا بخشی از اندام‌خود را ازدست دادند تا روند ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور ، پی گرفته شود .
حزب پان‌ایرانیست در این روز پرشکوه در بیش‌تر شهرهای ایران ، به ویژه تهران و اهواز که فزون‌ترین شهیدان را تقدیم کردند ، پیشگامی و راهبری خیزش مردمی را به شایستگی ، به دوش کشید .
 امروز نیز حزب پان‌ایرانیست ، چونان دهه‌های گذشته ، هم‌چنان استوار گام و بدون انحراف به راست و چپ و با تکیه بر نیروی ورجاوند ناسیونالیسم ایرانی ، در راه احقاقِ همه‌ی حقوق تاریخی ملت ایران ، گام بر می‌دارد .
امروز نیز مانند دیروز ، تنها راه رهایی مردم و ملت ایران ، برپایی « دولت ملی » است و برای برقراری دولت ملی باید به پا خاست .

درود بر دکتر محمد مصدق رهبر هشیوار و استوارگام مردم و ملت ایران در مبارزات ملی‌شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور 
درود به روان شهیدان خیزش شکوهمند ۳۰ تیر ۱۳۳۱ 
درود بر همه‌ی جانبازان خیزش شکوهمند ۳۰ تیر ۱۳۳۱
درود به روان هوشنگ رضیان ، از  شهیدان حزب پان‌ایرانیست 
پر توان‌ باد حزب پان‌ایرانیست ، سنگر استوار ناسیونالیسم ایرانی 
             پاینده ایران 
          ۳۰ تیرماه ۱۳۹۹ 
دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست 
     (هیات اجرایی / هاج )

 

 

 

یادداشت ۱۶۲۳/ پیکان ۶۰سنت

پاینده ایران
یادداشت ۱۶۲۳
پیکان ۶۰ سنت

دیشب با برادرم گفت‌وگوی تلفنی داشتم . سخن بر سر رکوردزنی ارز بود که برادرم به نکته‌ی جالبی اشاره کرد و گفت :  دلار و یورو و ... کمابیش ثابت‌اند و دارای تغییرات اندک ، این ریال است که هر روز رکورد زنی می‌کند ؛ اما در جهت عکس .
گفت : یادت هست که پس از پایان دوران خدمت سربازی ، یک خودروی پیکان خریدم به ۱۸ هزار تومان یعنی ۶۰ سنت امروز .
گفتم : اکر یادت مانده باشد ، آن را قسطی خریده بودی ؟!
با انتصاب حسن روحانی به جایگاه ریاست جمهوری اسلامی ، چنان طاعونی به جان کشور و مردم ایران افکنده شد که در درازای تاریخ بی مانند بود .
اما شگفت روزگار این که منصوب کننده‌ی حسن روحانی به مقام ریاست جمهوری اسلامی ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی را که در پی استیضاح و در نتیجه عدم رای اعتماد و خلع او بودند ، از این کار منع کرد . 
راستی را " هرعیب که سلطان بپسندد ، هنر است " ؟!
یک‌شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

پذیرش سهم کم تراز ۵۰درصد دردریایمازندران (کاسپیان) درحکم تجزیه و خیانت به ملت ایران  است

پذیرش سهم کم‌تر از 50 درصد در دریای مازندران ( کاسپیان ) در حکم تجزیه و خیانت به ملت ایران است 

 هم میهنان گرامی، 

دو قرارداد قانونی، تعهدآور و معتبر ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میلادی میان ایران و شوروی، در بر دارنده‌ی رژیم حقوقی و منافع دو کشور در دریای مازندران (کاسپیان) می‌باشند. بر پایه‌ی این دو قرارداد، هر دو کشور در این دریا دارای حق برابر هستند. از آن جا که تحدید‌حدود میان ایران و شوروی در این دریا به عمل نیامده است، ایران به گونه‌ی برابر، در قطره‌قطره آب و نیز در بستر و فضای محاذی دریای مازندران (کاسپیان) سهیم است.  
پس از فروپاشی اتحاد شوروی، پانزده جمهوری مستقل بر پهنه‌ی این اتحاد شوروی سر بر آوردند. هر ۱۵ جمهوری نوخاسته از جمله فدراسیون روسیه، جمهوری ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری قزاقستان که دارای کرانه در دریای مازندران (کاسپیان) هستند، بر پایه‌ی قراردادهای مینسک (پای‌تخت روسیه سفید یا بلاروس) و آلماتی (پای‌تخت پیشین جمهوری قزاقستان)، متعهد شدند که همه‌ی قراردادها و تعهدهای اتحاد شوروی با دیگر کشورها را محترم شمارند و بدان‌ها عمل کنند. این دو قرارداد، به ثبت دبیرخانه‌ی سازمان ملل متحد نیز رسیده‌اند.
قراردادهای مینسک و آلماتی در بر دارنده‌ی قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و شوروی نیز می‌باشند که متضمن حقِ مسلمِ ۵۰ درصدی ایران در دریاچه‌ی مازندران (کاسپیان) می‌باشد.
از این رو، امضای هر قرارداد یا موافقت‌نامه ای بر خلاف حقوق قانونی و تاریخی ایران در دریای مازندران ( کاسپیان ) یعنی پذیرش سهم کم‌تر از ۵۰ درصد، در حکم تجزیه کشور و خیانت به ملت ایران و عملی است غیر قانونی.

دکتر هوشنگ طالع،  دکتر حسن کیانزاد  دکتر سهراب اعظم زنگنه و دکتر اردشیر صفایی‌پور

 

 

 

 

یادداشت ۱۶۲۲/ دست های اختاپوس امپریالیسم را باید برید

پاینده ایران
یادداشت ۱۶۲۲
دست‌های اختاپوس امپریالیسم را باید برید .
نبرد با امپریالیسم با شعار  ، فریاد " مرگ‌بر " و ... امکان‌پذیر نیست و باید دست‌های پلید اختاپوس امپریالیسم را برید . از جمله‌ی این دست‌ها که لازمه‌ی بریدن آنان ، جایگزین کردن است ، پیام‌رسان‌های در انحصار امپریالیسم مانند گوگل و اپل هستند .
این دو پیام‌رسان در راستای برآوردن مطامع امپریالیسم آمریکا ، نقشه‌ی فلسطین را حذف کردند یعنی به خود اجازه دادند تا سرزمینی را که سازمان ملل متحد نیز آن را به رسمیت می‌شناسد و در بسیاری از کشورهای جهان دارای نمایندگی سیاسی است ، از روی نقشه‌ی جهان بزدایند ؟!
با فریاد مرگ بر آمریکا ، نمی‌توان امپریالیسم آمریکا را به زانو در آورد ، باید جنگ‌افزارهای وی را در هر زمینه از چنگش به درآورد .
برای رسیدن به این آماج ، باید دولت ملی را برپا کرد .
شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

ازدفترخاطره ها (۲۸)- یادی از دیارسمرقند

از دفتر خاطره‌ها ( ۲۸)
یادی از دیار سمرقند
میانه‌های دهه‌ی هفتاد خورشیدی ، از سوی یاران و هم‌اندیشان ، استاد حیات نعمت سمرقندی ریاست "مرکز فرهنگی تاجیکان " را به تهران دعوت کردم .
استاد از کودکی دچار معلولیت بودند و بر روی صندلی چرخدار قرار داشتند . از ایشان در هتل رودکی در خیابان شهریار نزدیک به تالار رودکی به مدت دو هفته پذیرای شد . از نکات جالب این که استاد تار خود را هم آورده بودند و با نوای تار شعرهایشان را می‌خواندند .
استاد حیات نعمت سمرقندی پس از فروپاشی اتحاد شوروی ، برای به رسمیت شناخته شدن زبان فارسی در جمهوری ازبکستان ، همراه با گروهی از مردم سمرقند ، اعتصاب غذا کردند یا به اصطلاح سمرقندیان "گرسنه‌نشینی" نمودند . 
در تهران،  ایشان دوبار برای جمع یاران و هم‌اندیشان در تالار مهرگان سخن‌رانی کردند و همراه نوای تار ، شعرخوانی نمودند . 
استاد سمرقندی از موزه ایران‌باستان ، کتابخانه مجلس ، آتشکده زرتشتیان و برخی جاهای دیگر بازدید کردند و بسیاری از ایران‌دوستان و بزرگان ادب فارسی با ایشان دیدار داشتند .
از سوی روانشاد دکتر پرویز ورجاوند ، جشنی به مناسبت مهرگان برپا شده بود . ایشان از من و یاران نیز برای شرکت در این جشن دعوت کرده بودند که همراه استاد حیات نعمت سمرقندی در آن آیین شرکت کردیم که استاد پس از سخن‌رانی ، همراه با تار خود ، شعرخوانی کردند 
استاد به من گفتند که مایلند با آقای دکتر غلام‌علی حداد عادل رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی دیداری داشته باشند . به دفتر ایشان تلفن کردم و با گشاده‌رویی وقت دادند . در آن هنگام ، دفتر آقای دکتر حداد عادل در خیابان ویلا بود . همراه استاد به دیدن ایشان رفتم . دفتر ایشان در اشکوب‌(طبقه) چهارم بود و ساختمان آسانسور نداشت و استاد هم به دلیل معلولیت نمی‌توانستند از پله‌ها بالا بروند . این موضوع به آقای حداد عادل منتقل شد و ایشان به طبقه‌ی هم‌کف آمدند و در یکی از اتاق ها از استاد پذیرایی کردند . از هر دری پیرامون زبان فارسی سخن رفت و استاد برای حمایت از زبان فارسی در ازبکستان از ایشان یاری خواست و نیز خواستار فرستادن کتاب‌های فارسی به سمرقند گردیدند که با موافقت آقای دکتر حداد عادل روبرو گردید . هنگام بدرود ، استاد به آقای دکتر حداد عادل گفتند که تنها کتاب‌های ادبی بفرستید ، اگر قران و کتاب‌های دینی بفرستید . ماموران گمرک ازبکستان آن‌ها را پاره کرده و دور می‌اندازند . 
پس از این دیدار ، استاد را ندیدم و شنیدم در تابستان ۱۳۸۴ که در اثر فشارهای زیاد حکومت استبدادی ازبکستان ، استاد برای گذران زندگی ، دکان کوچکی در مرکز شهر سمرقند باز کرده بود ، با خشونت پلیس و جلوگیری شهرداری روبرو شد . دکان را خراب کردند و استاد و خانواده‌اش را در حبس خانگی قرار دادند .
هوشنگ طالع - خرداد ۱۳۹۹

 

 

۲۵تیرماه۱۲۸۸,سالگرد برافکنده شدن استبداد صغیر ، خجسته باد

۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ ، سالگرد برافکنده شدن استبداد صغیر ، خجسته باد .
۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ ، روز آزادسازی تهران از سوی مردم ایران برای درهم‌کوبیدن نخستین کودتا علیه مشروطیت ایرانی و استبداد صغیر است .
در میانه‌ی اردیبهشت‌ماه ، سردار اسعد بختیاری برای درهم شکستن قدرت استبداد با گروهی از سواران ایل بختیاری ، اصفهان را در اختیار گرفتند و آماده‌ی حرکت به سوی تهران شدند. در رشت نیز مردم به هواخواهی مشروطیت ، قیام کردند . در این میان حاکم مستبد گیلان کشته شد و شهر رشت به دست مجاهدین مشروطیت افتاد .
محمدعلی‌شاه ، محمدولی‌خان سپهدار رشتی (تنکابنی) را که تا آن هنگام سرگرم جنگ با آزادیخواهان تبریز بود ، مامور سرکوب مشروطه‌طلبان گیلان کرد ؛ اما سپهدار که از خواب غفلت بیدار شده بود ، با نیروهایش به مجاهدان پیوست و همراه آنان برای درهم کوبیدن بساط استبداد ، راهی تهران شد .
دراین گیرودار ، نمایندگان سیاسی روس و انگلیس وارد معرکه شدند و برای نجات تخت و تاج محمدعلی شاه به تکاپو افتادند . آنان می‌دانستند که در صورت پیروزی مشروطیت ایرانی ، اجرای قرارداد ۱۹۰۷ یا تقسیم ایران ، امکان‌پذیر  نخواهد بود .
وزیر مختار روس در تهران به مشروطه‌خواهان اخطار کرد که در صورت پیش‌روی ، با نیروی نظامی از ورود آنان به تهران جلوگیری خواهد شد . مجاهدان بدون توجه به اخطار و تهدید روس و انگلیس ، پیش‌روی به سوی تهران را پی‌گرفتند .
دولت روسیه با پشتیبانی دولت بریتانیا در باکو دست به انباشت نیرو زد و ارتشیان روس در روزهای آغازین تیرماه به بندر انزلی رسیدند 
در این میان ، مجاهدان رشت ، روز ۲۷ اردیبهشت ‌و مجاهدان اصفهان تا میانه‌های خرداد به اطراف تهران رسیده بودند .
با ورود نیروهای روس به بندر انزلی ، مجاهدان به سرعت عمل افزودند و روز ۲۲ تیرماه ، تهران آماج حمله قرار دادند . نبرد سه روز به درازا کشید و روز ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ ، کلنل لیاخوف فرمانده بریگاد قزاق تسلیم شد و محمدعلی شاه از ترس مردم به سفارت روش پناه برد .    
بدین سان ،  مشروطه‌خواهان به پیشوایی سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی ، با آزادسازی تهران ، به عمر خونین و ننگین استبداد صغیر پایان دادند و نخستین کودتا علیه مشروطیت ایرانی را ناکام گذاردند .
همان شب ، شورای سران مشروطه ، محمدعلی شاه را از پادشاهی برکنار کردند و فرزند وی احمد شاه را به پادشاهی برگزیدند .
اما سپس‌تر ، مشروطیت ایرانی با دو کودتای دیگر از سوی رضاخان - سیدضیاالدین طباطبایی با حمایت بریتانیا و نیر کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ از سوی آمریکا - بریتانیا روبرو گردید و سرانجام در اثر پیامدهای سنگین کودتای ننگین ۲۸ امرداد ، مردم ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ، تن به " مشروعه " و نخستین دین - دولت اسلامی دادند .
 از یاد نبریم که پس از پیروزی مشروطیت ایرانی ، ایرانیان نماد مشروعه‌خواهی را در میدان توپخانه به دار کشیده بودند ؟!
چهارشنبه ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع
 

 

یادداشت ۱۶۲۱/ اگر برجام نبود

پاینده ایران 
یادداشت ۱۶۲۱
اگر برجام نبود
روزنامه ایران ارگان دولت محنت و ذلت در مرثیه‌ای بر برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) با آه و ناله ، می‌نویسد: اگر برجام نبود ...
باید به این قلم به مزدان گفت : اگر برجام نبود ، ایران از پد‌آفند بازدارنده‌ی هسته‌ای که لزوم زنده ماندن در این جهان هسته‌ای است ، برخوردار بود .
اگر برجام نبود ، مردم و ملت ایران نمی‌بایست صنایع پرتوان هسته‌ای کشور را یه پای خوکان غرب و شرق ، قربانی کنند .
اگر برجام نبود ، رآکتور آب سنگین اراک در مدار بود و ایران می‌توانست مازاد آب‌سنگین تولیدی اراک را صادر کند .
اگر برجام نبود ، ایران قرار نبود تا سال ۲۰۲۵ میلادی تحدید حاکمیت ملی را بپذیرد و به کاپیتولاسیون هسته‌ای تن در دهد .
اگر برجام نبود ، کشور امروز با این نابسامانی اقتصادی ، فقر همگانی و مشکلات بی‌درمان اجتماعی - سیاسی روبرو نبود .
اما در پنجمین سالگرد مادر ترکمان‌چای‌ها ، بشنوید از دروغ و وعده‌های ناراست حسن روحانی رییس دولت محنت و ذلت :
تیر ۱۳۹۴ : " لغو تمامی تحریم‌های اقتصادی و تسلیحاتی " .
امرداد ۱۳۹۴ : " خروج ایران از لیست کشورهای خطرناک برای صلح و امنیت جهان ".
دی ۱۳۹۴ : " تثبیت حقوق هسته‌ای ایران ؛ قرار گرفتن اقتصاد کشور در مدار اقتصاد جهانی؛ برگردانده شدن پول‌های بلوکه شده‌ی ایران در بانک‌های جهانی ؛ از بین رفتن تحریم‌های نفتی و بانکی ".
بهمن ۱۳۹۴ : " رفع تحریم‌های بانکی ، بیمه،  کشتی‌رانی و ... ؛ ترک برداشتن دیوار تحریم‌ها " .
اردیبهشت ۱۳۹۶ : " برداشتن تحریم‌های دیگر علاوه بر تحریم‌های هسته‌ای " .
اوضاع نابسامان کشور در همه‌ی زمینه‌ها ، نتیجه‌ی سال‌ها ، حکم‌رانی بر پایه‌ی دروغ و فریب مردم ایران است .
چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹ برابر با یکصد و یازدهمین سالروز درهم کوبیدن نخستین کودتا علیه مشروطیت ایرانی در سال ۱۲۸۸ خورشیدی - هوشنگ طالع

hotale@

 

یادداشت ۱۶۲۰/.- ۲۲تیرماه ۱۲۸۸, خجسته باد

پاینده ایران 
یادداشت ۱۶۲۰
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ ، خجسته باد .
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ ، روز آزادسازی تهران از سوی مردم ایران برای درهم‌کوبیدن نخستین کودتا علیه مشروطیت ایرانی است .
در این روز ، مشروطه‌خواهان به پیشوایی سردار اسعد بختیاری و نیز سپهدار تنکابنی ، با آزادسازی تهران ، به عمر خونین و ننگین استبداد صغیر پایان دادند و نخستین کودتا علیه مشروطیت ایرانی را ناکام گذاردند .
همان شب ، شورای سران مشروطه ایرانی ، محمدعلی شاه را از پادشاهی برکنار کردند و فرزند وی احمد شاه را به پادشاهی برگزیدند .
اما سپس‌تر ، مشروطیت ایرانی با دو کودتای دیگر از سوی رضاخان - سیدضیاالدین طباطبایی با حمایت بریتانیا و نیر کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ از سوی آمریکا - بریتانیا روبرو گردید و سرانجام در اثر پیامدهای سنگین کودتای ننگین ۲۸ امرداد ، مردم ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ، تن به " مشروعه " و نخستین دین - دولت اسلامی دادند .
 از یاد نبریم که پس از پیروزی مشروطیت ایرانی ، ایرانیان نماد مشروعه‌خواهی را در میدان توپخانه به دار کشیده بودند ؟!
دوشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

نامه سرگشتاده هیات اجرایی حزب پان ایرانیست در باره حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران

جناب آقای دکتر محمد قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی
حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران مسلم و غیر قابل انصراف است
پذیرش سهم کمتر از 50 در صد در دریای مازندران ، در حکم تجزیه ایران است
 امضای غیرقانونی و برخلاف اصل  یکصد و بیست و پنجم ونیز اصل نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ، از سوی حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی  ، زیر قرارداد موســوم به « کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر [ مازندران / کاسپیان ] » دارای پی‌آمدهای بسیار ناگوار برای حقوق قانونی ، مسلم و تاریخی ایران در دریا ( دریاچه‌‌‌‌‌‌‌‌)ی مازنــدران
( کاسپیان) است .
از سوی دیگر ، آوردن نام خداوند بخشنده‌ی مهربان ( بسم‌الله الرحمن الرحیم ) در آغاز قراردادی که سالب حقوق تاریخی ، قانونی و مسلم ایران در دریای مازندران ( کاسپیان ) می‌باشد ، زشت‌ترینِ زشت‌کاری هاست .
دولت جمهوری اسلامی در پی آن‌است که با آوردن نام خداوند بخشنده‌ی مهربان ( بسم‌الله الرحمن الرحیم ) در آغاز قراردادی که آماج آن ، پایمال کردن حقوق تاریخی ، قانونی و مسلم ایران در دریای مازندران ( کاسپیان ) می‌باشد ، آن قرارداد را «خدایی» جلوه دهد ؛ در حالی که قرارداد موسوم به « کنوانسیون دریای خزر [ مازندران / کاسپیان] » ، یک اقدام شیطانی و اهریمنیِ سازمان‌یافته ، علیه منافع مردم و ملت ایران و در راستای تجزیه‌ی کشور است .
هم‌چنین ، در برگردانِ این کنوانسیون از روسی به انگلیسی ، غلط‌های دستوری به چشم می‌خورد . چگونه است آقای حسن روحانی که مدعی داشتن مدرک دکترای حقوق از یک دانشگاه انگلیسی‌زبان در بریتانیا می‌باشد ، متوجه آن‌ها نگردیده است و وزارت امورخارجه‌ی جمهوری اسلامی نیز یا متوجه نشده است ویا نخواسته است متوجه گردد. 
یکم ـ در مقدمه‌ی قرارداد موسوم به کنوانسیون ... هیچ سخنی از قراردادهای 1921 و 1940 و نیز قراردادهای مینسک و آلماتی به میان نیامده است که نقض آشکار حقوق برابر ایران با شوروی در این دریاست . جمله‌ی « با در نظر گرفتن تغییرات و فرآیندها » به معنای نادیده گرفتن رژیم حقوقی دریای مازندران ( کاسپیان ) بر پایه‌ی دو قرارداد معتبر 1921 و 1940 ، زیر پوششِ « تغییرات و فرآیندها » است که تنها و تنها ، معلول فروپاشی اتحاد شوروی ( یک سوی قرارداد) می‌باشد و این فروپاشی ، هیچ خدشه‌ای به حقوق مسلم ، قانونی و تاریخی ایران در این دریاچه وارد نمی‌کند . از یاد نبریم که همه‌ی واحدهای برآمده از تجزیه‌ی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بر پایه‌ی دو قرارداد معتبر و قانونی مینسک و آلماتی که به ثبت دبیرخانه سازمان ملل متحد نیز رسیده است ، به عنوان میراث‌خواران اتحاد شوروی ، خود را ملزم به پای‌بندی و اجرای همه‌ی قراردادهای اتحاد مزبور با دولت‌های دیگر نموده‌اند.  ( از جمله قراردادهای 1921 و 1940 میان اتحاد شوروی و دولت شاهنشاهی ایران )
یکم :  در ماده یک قرارداد موسوم به کنوانسیون ... آمده‌است :
« دریای خزر ـ توده آبی محصور شده به وسیله قلمرو خشکی طرف‌ها و ترسیم شده بر روی نقشه‌های ناوبری دریایی منتشره توسط اداره کل ناوبری و اقیانوس‌شناسی وزارت دفاع فدراسیون روسیه، سن‌پترزبورگ، با مقیاس ۱.۷۵۰۰۰۰به شماره ۳۱۰۰۳، نشر آرشیوی مورخ ۱۹۹۷.۴.۱۷، منتشر شده در سال ۱۹۹۸؛ شماره ۳۱۰۰۴، نشر آرشیوی مورخ ۱۹۹۸.۷.۴، منتشر شده در سال ۱۹۹۹؛ شماره ۳۱۰۰۵، نشر آرشیوی مورخ ۱۹۹۶.۱۱.۱۶، منتشر شده در سال ۱۹۹۸ که رونوشت مصدق آن‌ها پیوست این کنوانسیون و جزء لاینفک آن می‌باشد ».
باید روشن شود که در درازای این سالیان که دولت جمهوری اسلامی مدعی گفت‌وگو در این زمینه می‌باشد ، چرا دستور داده نشده است که سازمان نقشه‌برداری کشور یا اداره‌ی جغرافیایی ارتش و یا یک سازمان نقشه‌برداری از کشورهای بی‌طرف مانند سوئیس یا هند ، اقدام به نقشه‌برداری کند . نقشه‌های روسیان می‌توانند دست‌کاری شده باشند ( که به احتمال زیاد هستند ) و در بسیاری از موارد این نقشه‌ها ، می‌توانند به زیان منافع ایران باشند !
از سوی دیگر ، تغییر نام دریاچــه مازنــدران ( کاسپیان / خزر ) به « تــوده آبی محصور شده به وسیله قلمرو خشکی طرف‌ها » به منظور نفی کامل دو قرارداد معتبر 1921 و 1940 میان ایران و اتحاد شوروی یعنی « متعاهدتین معظمتین» ( ایران و شوروی ) و برخلاف قراردادهای مینسک و آلماتی و برای اعتبار بخشیدن دروغین به وضع موجود که زاییده‌ی فروپاشی اتحاد شوروی ( متعاهد معظم ) است ، می‌باشد . البته بدون اشاره به این مساله‌ی اساسی که
«طرف‌ها»ی یاد شده در این ماده بجز ایران ، همگی « میراث‌خواران » اتحاد شوروی هستند که بر پایه‌ی اقرار خودشان در مینسک و آلماتی ، می‌توانند تنها وارث سهم شوروی ( متعاهد معظم ) در این دریاچه ‌باشند .
دوم ـ بند ۱ ماده ۸ کنوانسیون که به امضای غیرقانونی حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی رسیده است ، تمامی اقدامات چهار یگان سیاسی برآمده از فروپاشی شوروی پیشین با یکدیگر، در راستای بخش‌کردن دریاچه

، بستر و زیربستر را که پیش‌تر انجام گرفته و سال‌ها مورد اعتراض ایران بوده است ، رسمیت می‌بخشد : از جمله ، اعلام سهم ۳۰ درصد برای جمهوری قزاقستان و ۱۷ درصد برای جمهوری روسیه (روی‌هم‌رفته 47 درصد ) که در نتیجه ، تنها ۵۳ درصد برای ایران و دو جمهوری ترکمنستان و آذربایجان باقی می‌ماند که در بهترین حالت اندکی بیش از ۱۷ درصد برای هریک .
سوم ـ ماده 2 قرارداد موسوم به کنوانسیون ... ، حق داشــتن بحریه و کشــتی رانی آزاد در سرتــاسر دریای مازندران
 ( کاسپیان ) بر پایه‌ی دو قرارداد 1921 و 1940 را با محدودیت روبرو ساخته‌است که تضییع آشکار حقوق مسلم ایران در دریای مازندران ( کاسپیان ) است :
« تضمین موازنه پایدار تسلیحات طرف‌ها در دریای خزر، توسعه توانایی‌های نظامی در حدود کفاف معقول با توجه به منافع همه طرف‌ها، بدون لطمه به امنیت یکدیگر » . پرسش این‌جاست که « حدودِ کفافِ معقول» کدام است و با چه معیاری سنجیده می‌شود ؟! از یاد نبریم که بر پایه‌ی قراردادهای دوگانه ، ایران از حق کامل داشتن بحریه ( نیروی دریایی ) در دریای مازندران / کاسپیان برخوردار است که این حق به تایید امضا کنندگان قراردادها مینسک و آلماتی و از جمله جمهوری آذربایجان ، فدراسیون روسیه ، ترکمنستان و قزاقستان نیز رسیده است .
هم‌چنین ، چنان‌که گفته شد ، ماده 2 حق کشتی‌رانی آزاد ایران در دریای مازندران ( کاسپیان ) را بر پایه‌ی دو قرارداد 1921و 1940و نیز قراردادهای مینسک و آلماتی ، محدود کرده است :
« آزادی دریانوردی در خارج از آب‌های سرزمینی هر طرف منوط به رعایت حقوق حاکمه و انحصاری کشورهای ساحلی و رعایت مقررات مربوطه وضع شده توسط آن‌ها در مورد فعالیت‌های مشخص شده توسط طرف‌ها »
چهارم ـ در ماده 8 جمله‌ی « فعالیت‌های مشروع در بستر و زیر بستر » بسیار غیرحقوقی ، نامشخص و نامفهوم است و می تواند باب تفسیر به رای را بگشاید .
پنجم ـ در ماده 9، در باره‌ی حق 10 مایلی قرارداد 1940 نیز محدودیت‌هایی پیش‌بینی گردیده است .
ششم ـ در ماده 10نیز مانند ماده 2 و برخلاف قراردادهای 1921 و 1940 و نیز قراردادهای مینسک و آلماتی ، حق داشتن و بهره‌مندی نامحدود ایران از بحریه ( نیروی دریایی ) در دریای مازندران ، محدود گردیده است .
هفتم ـ در ماده 11 نیز مانند ماده 2 ، حق داشتن و بهره‌مندی نامحدود ایران از بحریه (‌نیروی دریایی ) در دریای مازندران بر پایه‌ی دو قرارداد 1921و1940و قراردادهای مینسک و آلماتی ، با محدودیت روبروست . 
هشتم ـ دادن حقِ کشیدنِ لوله نفت و گاز از کف دریای مازندران ( کاسپیان ) ، به « میراث‌خواران » شوروی ، افزون برآلودگی دریا و ایجاد مشکــلات زیست‌محیــطیِ بسیار، تنها به سود واحدهای سیاســی کرانه‌ی راست دریای مازندران ( کاسپیان ) یعنی ترکمنستان و شاید قزاقستان است و مورد زیان کامل ایران در زمینه‌ی ترانزیت نفت و گاز به گونه‌ی  « سوآپ » می‌باشد .
نهم ـ از آن جا که تعیین خطِ مبدأ دریای مازندران (کاسپیان )  به بعد موکول شده است ؛ به فرض پذیرش مفاد این  کنوانسیون که مغایر و مخالف با حقوق مسلم و تاریخی ایران در این دریا و در حکم تجزیه‌ی ایران است ، مادام که خط مبدا مشخص نگردد ، چیزی، نصیب ایران نخواهد شد.
دهم ـ همه‌ی اسناد و مدارک مثبته‌ی ایران در درازای 97 سال گذشته که برای مردم و ملت ایران بسیار ارزش‌مند‌اند و می‌توانند مورد استناد نسل‌های آینده قرار گیرند ، از جمله دو قرارداد قانونی و معتبر 1921و 1940 همراه با پیوست‌ها و مکاتبات مربوط ، فسخ ضمنی می‌شوند . هم‌چنین دو قرارداد  مینسک و آلماتی در باره‌ی این دو قرارداد نیز اعتبار خود را از دست می‌دهد .
کوتاه سخن این که : قرارداد موسوم به کنوانسیون ... ، در حکم آن است که صیغه‌ی عقد را جاری کنند و گفته شود که پس از « شب زفاف » ، در باره‌ی مهریه‌ی عروس و دیگر شرایط « ضمن عقد » گفت‌وگو خواهد شد ؟!
 جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف رییس محترم مجلس شورای اسلامی :
در حالی که بر پایه‌ی دو قرارداد 1921( مودت ) و 1940( تجارت و بحر پیمایی) میان دولت شاهنشاهی ‌ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ، نیمی (50 درصد ) از دریای ‌مازندران ( کاسپیان ) در مالکیت ملت و دولت ایران قرار دارد  و از آن‌جا که هیچ‌گونه تحدیدِ حدود میان ایران و اتحاد شوروی در دریای ‌مازندران( کاسپیان ) به عمل نیامده است ، مالکیت مساوی دو طرف در این دریا به‌ گونه‌ی مشاع می‌باشد. در نتیچه ایران در هر قطره‌ی آب این دریا به گونه‌ی مساوی سهیم است .
بر پایه‌ی اصول شناخته شده‌ی بین‌المللی ، مالکیت بر یک پهنه ( خاکی یا آبی ) درحکم مالکیت برفضای بالا و ژرفای آن پهنه نیز می‌باشد .

در دو قرارداد مزبور، جز درمورد آب‌های ساحلی دو طرف ( بند 4 ماده 12 قرارداد 1940 ) استثنا یا محدودیت دیگری  به‌ چشم نمی‌خورد. از این رو ، مالکیت ملت و دولت ایران بر نیمی از این دریا ، ‌فضای بالا و بستر و زیر بستر را نیز

در برمی‌گیرد.
با فروپاشی اتحاد شوروی درسال 1370 خورشیدی (1991 میلادی ) 15 واحد سیاسی برپهنه‌ی آن سر برآوردند که 4 واحد حاصل از تجزیه یعنی جمهوری‌‌های فدراسیون روسیه ، قزاقستان ، ترکمنستان و آذربایجان ( اران ) دارای مرز آبی با دریای مازندران ( کاسپیان ) می‌باشند.
همه‌ی واحدهای‌سیاسی ایجاد شده در فراگشت فروپاشی اتحاد شوروی و از جمله 4 جمهوری‌های یاد شده برپایه‌ی قراردادهای‌ مینسک ( پایتخت‌ روسیه‌سفید/ بلاروس) و آلماتی ( پایتخت وقت قزاقستان ) اعلام کردند که به‌عنوان میراث‌خواران اتحاد شوروی ، همه‌ی معاهدات و تعهدات اتحاد مزبور را به رسـمیت می‌شناسند و محترم می‌دارند‌ . این قراردادها به ثبت سازمان‌ملل‌متحد نیز رسیده اند که از جمله‌ی این قراردادها و تعهدات ، دو قرارداد 1921 و 1940 همراه با پیوست‌ها و مکاتبات در رابطه با آن‌ها می‌باشند .
بدین‌سان 4 کشور مزبور ، تنها مالک میراث اتحاد شوروی یا نیمی از دریاي مازندران ( کاسپیان ) می‌باشند و نیمی از آن برپایه‌ی دو قرارداد 1921 و 1940 و نیز قراردادهای مینسک و آلماتی ، متعلق به ملت و دولت ایران است.
 کوتاه سخن آن‌که :
1ـ رژيم حقوقي درياي مازندران (كاسپيان) ، بر پايه‏ي قرارداد‎هاي 1921 و 1940 ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي استوار است. این دو قرارداد در تلو دو قرارداد مینسک و آلماتی به تصویب همه‌ی واحدهای حاصل تجزیه‌ی اتحاد جماهیر شوروی ، از جمله جمهوری‌های نوپای آذربایجان ، فدراسیون روسیه ، قزاقستان و ترکمنستان نیز رسیده است  .
2ـ بر پايه‎ي قرارداد‎هاي مزبور و نیز قراردادهای مینسک و آلماتی ، دو طرف داراي حاكميت و مالكيت  « بالسویه» یا متساوي (50 ـ 50 ) بر اين دريا هستند.
3ـ از آن جا كه هيچ گونه تحديد حدود، ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي در درياي مازندران به عمل نيامده است، مالكيت و حاكميت متساوي دو طرف، به گونه‎ي مشاع مي‎باشد.
4ـ بر پايه‎ي اصول شناخته شده ملي و بين‎المللي، مالكيت و حاكميت بر يك پهنه (اعم از آبي يا خاكي)، در حكم مالكيت و حاكميت بر فضاي بالا و ژرفاي آن پهنه نیز مي‎باشد، مگر آن كه استثناء يا محدوديت‎هايي اعلام شده باشد.
در دو قرارداد مزبور، جز در مورد آب‌‏هاي ساحلي دو طرف (بند 4 ماده 12 قرارداد‎ 1940) ، استثناء و يا محدوديت‎ ديگري به چشم نمي‎خورد. از اين رو، مالكيت و حاكميت ملت و دولت ايران بر نيمي از درياي مازندران، فضاي بالا و بستر و زير بستر اين دريا را نيز در بر مي‎گيرد.
5 ـ در سال 1370 (1991 ميلادي) ، اتحاد شوروي فرو پاشيد. در اين فرآيند، 15 واحد سياسي بر پهنه‎ي اتحاد مزبور سر برآوردند كه چهار واحد آن يعني فدراسيون روسيه و جمهوري‎هاي قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان ( اران) در كنار درياي مازندران قرار دارند.
6 ـ همه‎ي واحد‎هاي ايجاد شده بر پهنه‎ي اتحاد شوروي، از جمله جمهوري‎هاي فدراسيون روسيه، قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان (اران)، بر پايه‎ي توافق‎هاي مينسك  و آلماتي ، اعلام كردند كه به عنوان ميراث‌خواران اتحـاد شوروي ، همه‎ي معاهدات و تعهدات اتحاد مزبـور را به رسميت می‌شناسند و محترم مي‎دارند.
7 ـ بدين سان ميراث خواران اتحاد شوروي تنها می‌توانند مدعی نیمی از دریای مازندران باشند !  
8 ـ تجزيه‎ي احتمالي هر يك از واحد‎هاي سياسي مزبور ( جمهوری آذربایجان ، فدراسيون روسيه، جمهوری قزاقستان و تركمنستان) و سر برآوردن واحد‎هاي سياسي نوين در كرانه‎ي درياي مازندران، اثري بر حق‌السهم ايران در اين دريا ندارد. واحد‎هاي حاصل از تجزيه، تنها دارايي و بدهي‎هاي واحد اصلي را به ارث مي‎برند.
9ـ راه‌حل عادلانه و منصفانه ، تشکیل یک شرکت پنج ملیتی برای اداره‌ی امور و بهره‌برداری از دریای مازندران
 ( کاسپیان ) می‌باشد . در این شرکت ، 50 درصد سهام از آنِ مردم و ملت ایران خواهد بود و 50 درصد متعلق به میراث‌خواران شوروی .
جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف ریاست محترم مجلس شورای اسلامی :
حقوق تاریخی و قانونی ملت ایران بر پایه‌ی دو قرارداد معتبر 1921 و 1940 میان ایران و اتحاد شوروی و نیز تایید این دو قرارداد از سوی واحدهای حاصل از تجزیه‌ی شوروی و از جمله جمهوری آذربایجان ، فدراسیون روسیه ، قراقستان و ترکمنستان ، روشن ، مسجل و مسلم است .
هیچ کس و هیچ‌ مقام نمی‌تواند و اجازه ندارد که از سوی ملت ایران ، قراردادی را امضا کندکه کوچک‌ترین خدشه بر منافع ملت ایران در دریای مازندران ( کاسپیان ) وارد کند .

سخنان اخیر آقای محمدجواد ظریف مبنی بر این‌که همه‌ی اقدام های ایران در باره‌ی کنوانسیون دریای خزر [ مازندران / کاسپیان ] بر پایه‌ی تصمیمات شورای عالی امنیت ملی می باشد و به تصویب مقام رهبری نیز رسیده است ( نقل به مضمون ) ، برای ترساندن نمایندگان از انجام وظایف نمایندگی است . در اصل یکصد و دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ، « وظایف و اختیارات رهبر » در 11 بند ذکر شده است که در آن وظیفه یا

اختیاری برای امضای قرارداد با کشورهای دیگر به چشم نمی‌خورد . هم‌چنین شورای عالی امنیت ملی نیز بر پایه‌ی قانون اساسی جمهوری اسلامی
( اصل یکصد و هفتاد و ششم ) از چنین اختیاری برخوردار نیست . افزون بر آن که شورای عالی امنیت ملی از چنین اختیاری برخوردار نیست ، در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است ( اصل یکصدو هفتاد و ششم ) که از هدف‌های تشکیل این شورا ، نگهبانی از « تمامیت ارضی » است ، نه تجزیه‌ی ایران ؟!
جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف رییس محترم مجلس شورای اسلامی :
دولت جمهوری اسلامی برای فریب افکار‌عمومی و سرپوش گذاردن بر خیانت تجزیه‌ی کشور ، به این مساله استناد می‌کند که با امضای این کنوانسیون ، از دخالت نیروهای غیر ساحلی در این دریا ، جلوگیری به عمل آمده است . در حالی که بر پایه‌ی ماده 13 قرارداد 1940 ( بازرگانی و بحرپیمایی ) و نیز « اصولی که در عهدنامه‌ی مودت مورخ 26 فوریه 1921 بین ایران و جمهوری متحده‌ی سوسیالیستی شوروی روسیه ... موافقت دارند که در تمام دریای خزر
[ مازندران / کاسپیان ] جز کشتی‌های متعلق به ایران یا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ... نمی‌توانند وجود داشته باشند ». چنان که گفته‌‌ شد واحدهای سیاسی حاصل از تجزیه‌ی شوروی در دو قرارداد مینسک و آلماتی ، اعلام کردند که همه‌ی قراردادها و تعهدات شوروی پیشین را محترم می‌شمارند و بدان متعهد می‌باشند .
جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف رییس محترم مجلس شورای اسلامی :    
همان‌گونه که ننگ جدایی غیر قانونی بحرین، افزون بر محمدرضا شاه پهلوی و دولت مجری اوامر ملوکانه ، دامانِ رییس ،
هیات‌رییسه و نمایندگان دوره‌ی 22 مجلس شورای ملی را ( به جز 4 تن )  به ننگ خیانت و تجزیه‌ی ایران آلوده ساخت ، در صورت تصویبِ کنوانسیونِ تجزیه‌ی دریای مازندران ( کاسپیان ) ، ننگ این خیانت را افزون بر نظام جمهوری اسلامی، به پای رییس ،
هیات‌رییسه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز خواهند نوشت .
جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی ، خواهشمند است این نامه را سرگشاده تلقی فرمایید .
      باسپاس بسیار
 چهارشنبه 18 تیرماه 1399
 دفتر مرکزی حزب پان‌ایرانیست                                                                                                                                       (هیات اجرایی / هاج)
رونوشت :
 ریاست محترم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی برای آگاهی و اقدام‌های لازم
 ریاست محترم کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی برای آگاهی و اقدام‌های لازم

 

 

کفتگو روی میز خاورمیانه- برنامه ۳۶۴و ۳۶۵- بامداد آدینه ۲۰تیرماه ۱۳۹۹

دربارۀ ما : به‌نام خداوند جان و خرد «گفتگو روی میز خاورمیانه » پژوهشگران و اندیشمندان مستقل ملی مسائل و وقایع خاورمیانه و همسایگان ایران را به‌صورت جاری و روزآمد مطرحق می‌کنند و به لحاظ نوع ریشه‌های تاریخی و بین‌المللی را مورد توجه قرار داده و در راستای دفاع از منافع ملی و آینده پژوهی به آن می‌پردازند. امید است که با استقبال از پرسش‌ها و اظهارنظرهای دیگر علاقه‌مندان بر غنای «گفتگو روی میز خاورمیانه» افزوده شود.

مشخصات منافعِ ملی
meligra@

 hotale@
رایانامه مدیر تارنگار
=====================
گفت وگو روی میز خاورمیانه- برنامه ۳۶۴ - بامداد آدینه ۲۰ تیر ماه ۱۳۹۹
توافق دفاعی ایران و سوریه : بریده شدن دست دراز اسرائیل  در آسمان منطقه .
ایران - ونزوئلا : تلاش برای بازسازی پالایشگاه‌ها و تاسیسات زیربنایی ونزوئلا در راستای پایداری برابر امپریالیسم آمریکا .
قانون اساسی آمریکا : نماگر چهره‌ی زشت و برده‌دار این کشور .
----------------------------
بشنوید:توافق دفاعی ایران و سوریه : بریده شدن دست دراز اسرائیل  در آسمان منطقه،ایران - ونزوئلا : تلاش برای بازسازی پالایشگاه‌ها و تاسیسات زیربنایی ونزوئلا در راستای پایداری برابر امپریالیسم آمریکا ،خروج آمریکا از سازمان جهانی بهداشت و پیامدهای احتمالی آن،قانون اساسی آمریکا : نماگر چهره‌ی زشت و برده‌دار این کشور،سخنرانان :دکتر طالع،محمد رسولی حقوقدان،تیرداد انصاری
meligra@
================
گفت‌وگو روی میز خاورمیانه - برنامه ۳۶۵ - پسین آدینه ۲۰ تیرماه ۱۳۹۹ 
قرارداد ۲۵ ساله‌ی ایران و چین .
دریای مازندران : مهر سکوت بر لبان دولتمردان ، دستگاه‌های ارتباط‌جمعی و حتا به ظاهر ایران‌دوستان .
نکاتی پیرامون اقتصاد ایران .
ابر تورم در کمین است .
-------------------------------
بشنوید:نگاهی به قرارداد ۲۵ ساله‌ی ایران و چین ،دریای مازندران : مهر سکوت بر لبان دولتمردان ، دستگاه‌های ارتباط‌جمعی و حتا به ظاهر ایران‌دوستان،نکاتی پیرامون اقتصاد ایران ،ابر تورم در کمین است،سخنرانان:دکتر هوشنگ طالع،تیرداد انصاری،محمد رسولی
meligra@

 

 

یادداشت ۱۶۱۹/ می توانستید ؛ اما آگاهانه نخواستید؟!

پاینده ایران
یادداشت ۱۶۱۹
می‌توانستید ؛ اما آگاهانه نخواستید ؟!

حسن روحانی ریاست جمهور اسلامی خستو شد ( اقرار کرد ) که برای مردم مسکن نساختیم !
نه آقای حسن روحانی ، شما می‌توانستید ؛ اما آگاهانه از ساخت مسکن جلوگیری کردید . با نشاندن آخوندی بر کرسی وزارت مسکن و شهرسازی ، نه تنها ادامه‌ی ساخت مسکن مهر را متوقف کردید بلکه واحدهای آماده را نیز به بهانه‌ی آماده نبودن به خریداران تحویل ندادید و آگاهانه و دانسته کار را به این‌جا کشاندید که مردم مقبره‌خواب شوند و ناچار شوند به عنوان خانه ، پشت‌بام‌ها را اجاره کنند .
خیانت برجام ، امضای غیرقانونی زیر کنوانسیون دریای مازندران ، کاهش وحشتناک ارزش پول ملی ، گرانی ، فقر و استیصال توده‌های مردم ایران ، نتیجه ۷ سال و چند ماه ریاست جمهوری شما و کسی است که شما را به این مقام منصوب کرده است . ننگتان باد .
آدینه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

 

یادداشت ۱۶۱۸/ اجاره یافروش جزیره کیش ، ترفند جمهوری اسلامی برای محو خیانت در دریای مازندران

 


پاینده ایران
یادداشت ۱۶۱۸
اجاره یا فروش جزیره کیش ، ترفند جمهوری اسلامی برای محو خیانت در دریای مازندران

هم‌زمان با امضای غیرقانونی و خیانت آلود حسن روحانی پای کنوانسیون دریای مازندران ( کنوانسیون توده‌‌ی آب ) ،  اجاره یا فروش جزیره‌ی کیش به چینی‌ها از سوی عوامل جمهوری اسلامی در فضای مجازی ، مطرح گردید تا خیانت احتمالی در باره‌ی حق ۵۰ درصدی ایران در دریای مازندران ( دریاچه کاسپین ) نتواند جای خود را در میان افکارعمومی باز کند .
عوامل جمهوری اسلامی ، به ویژه درجامه‌ی دروغین میهن‌دوستی و ایران‌پرستی ، با دمیدن بر کوره‌ی اجاره یا فروش جزیره‌ی کیش به دولت چین ،  این تنور را گرم نگاه‌ می‌دارند.

در مساله‌ی دریای مازندران ( دریاچه کاسپیان ) ، سخن بر سر کمابیش ۲۰۰ هزار کیلومتر مربع از پهنه‌ی آبی کشور است . از یاد نبریم که پهنه‌ی سرزمین‌های جدا شده از ایران که پس از  فروپاشی اتحاد شوروی در سرزمین قفقاز سر بر‌آوردند  یعنی جمهوری‌های آذربایجان (با نام جعلی ) و ارمنستان و گرجستان ، روی‌هم‌رفته ، ۱۸۶۱۰۰ ( یکصد و هشتاد وشش هزار و یکصد ) کیلومتر مربع می‌باشد .
ضمن نگرانی به حق در باره‌ی ذره‌ذره خاک و آب کشور ، در دام عوامل رژیم نیفتیم و دریای مازندران را فراموش نکنیم. 
ننشینیم که دریای مازندران را تجزیه کنند و پس از گذشت چند دهه ، آمران و عاملان تجزیه ، مانند اردشیر زاهدی ( از عوامل اصلی تجزیه‌ی بحرین ) در ویلای گل‌سرخ در سوئیس که خون‌بهای کودتای ۲۸ امرداد و سرنگون کردن دولت ملی است ،  لب به توبه بگشایند . اجازه ندهید که هیات حاکمه جمهوری اسلامی ، ایران را تجزیه کند .
چهارشنبه ۱۸ تبر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

از دفترخاطره ها (۲۷)- موریانه های فساد

از دفتر خاطره‌ها (۲۷)
موریانه‌های فساد

در اسفندماه ۱۳۵۱ ( مارس ۱۹۷۲ ) پلیس سوئیس ، امیرهوشنگ دولو (قاجار) آجودان کشوری اعلی‌حضرت همایونی محمدرضا شاه پهلوی را با مقادیر زیادی تریاک ، در ژنو ، دستگیر کرد .
امیر هوشنگ دولو ، دارای نفوذ زیادی در دربار بود . امیر هوشنگ دولو ، هم‌چنین رییس شرکت خاویار ایران بود که انحصار غیر رسمی صادرات خاویار ایران به خارج از کشور را در دست داشت .
به دنبال دستگیری امیر هوشنگ دولو در ژنو ، کوشش‌های سفارت ایران در سوئیس و نیز وزارت امورخارجه برای رهایی دولو به دستور محمدرضاشاه ، ناکام ماند . از این رو ، اعلی‌حضرت سفری به سوئیس کردند و پس از چند روز اقامت در ویلای سنت‌موریس ، به مقام‌های سوئیسی آگاهی داده شد که هنگام ترک سوئیس ، شاه خواهآن دیدار با آقای دولو در فرودگاه زوریخ هستند .
ماموران ، امیر هوشنگ دولو را با دستبند به فرودگاه زوریخ آوردند و محمدرضاشاه پهلوی دست او را گرفت و در میان بهت و شگفتی مقامات سوئیسی ، وی را با خود به درون هواپیما برد .
فساد گسترده بر دربار پهلوی و در نتیجه بر همه‌ی ارکان‌های کشور ، به ماجرای سقوط ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انجامید و فساد گسترده‌ی حاکم بر جمهوری اسلامی ، این نظام را به سقوط خواهد کشاند .
هوشنگ طالع - خردادماه ۱۳۹۹

 

 

یادداشت ۱۶۱۷/ آقای ظریف ، تاریخ داوری کرده است

پاینده ایران
یادداشت ۱۶۱۷
آقای ظریف ، تاریخ داوری کرده است . برجام ، پس از تجزیه‌ی بحرین ، بزرگ‌ترین خیانت و تحقیر نسبت به مردم و ملت ایران  بود .

آقای محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه‌ی اسلامی که پیراهن طلایی پهلوان هسته‌ای جمهوری اسلامی را به تن دارد و هنوز کاسه‌لیس غربیان و در انتظار کرم و لطف " کدخدا " است ، دیروز در مجلس شورای اسلامی به دفاع جانانه از ننگ‌نامه‌ی برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) برخاست و گفت : تاریخ نشان خواهد داد که برجام سند افتخار ایران است .
شاید در قاموس " پهلوان دروغین " تسلیم و ننگ و خیانت ، به معنای " افتخار " است ؟! 
آقای ظریف و ربیسان آقای ظریف ؛ آقایان آمران و عاملان ننگ‌نامه‌ی برجام ، تاریخ داوری کرده است . باور ندارید ، تن به همه‌پرسی در این زمینه بدهید . در همه‌پرسی برای برجام ، شما و آمران و عاملان حتا جرات نخواهید کرد از ترس خشم مردم ، پای صندوق‌های رای حاضر شوید .
دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

 

از دفتر خاطره ها(۵۲) - تاریخچه محاسبه  در آمد ملی

از دفتر خاطره‌ها(۵۲) 
تاریخچه محاسبه درآمدملی  
تازه در دفتر اقتصادی سازمان برنامه به عنوان کارشناس اقتصادی استخدام شده بودم که خانم عزیز نصرت امیرابراهیمی به دیدنم آمد . ایشان در همه‌ی دوره‌ی دبیرستان با خواهرم همکلاسی بودند و دوستان یک‌رنگ . خانم امیرابراهیمی گفتند که چندی است آقای دکتر قزلباش سرگرم محاسبه‌ی درآمدملی هستند و من نیز به عنوان دستیار با ایشان کار می‌کنم . آقای دکتر قزلباش در فکر یارگیری است و با خواندن پرونده‌ی کارگزینی شما ، خواهان دیدار با شما هستند و با آقای دکتر بهمن آبادیان رییس دفتر اقتصادی نیز در باره‌ی شما گفت‌وگو نموده اند . فردای آن روز به دیدار دکتر قزلباش رفتم و پیشنهاد ایشان را برای همکاری پذیرفتم .  
سرانجام در سال 1343 ، محاسبه‌ی درآمدملی ایران برای سال 1337 ، با پیشگامی دکتر قزلباس و کوشش عزیزنصرت امیرابراهیمی و دیگر همکاران ، از سوی سازمان برنامه منتشر شد . تا آن جا که به یاددارم ، درآمد سرانه‌ی ایرانیان در سال 1337 برابر با یکصد دلار در سال برآورد شده بود . 
با رفتن دکتر قزلباش از سازمان برنامه و پیوستن به کمیسیون اقتصادی آسیا و خاوردور موسوم به اکافه در بانکوک پا‌ی‌تخت تایلند ، این خویش‌کاری به بانک مرکزی واگذارگردید . با واگذاری این خویش‌کاری به بانک مرکزی ، دفتر اقتصادی سازمان برنامه به بانو امیرابراهیمی و من سفارش کرد که هفته‌ای چندبار به بانک مرکزی سر بزنیم و اگر مشکلی داشتند ، راهنمایی کنیم . 
در پایان تابستان  سال 1345 ، دفتر اقتصادی سازمان برنامه ، مرا برای بهره گیری از بورس اکافه در زمینه‌ی  
« مدل‌سازی اقتصادی » ، روانه بانکوک کرد .  
کمیسیون اقتصادی آسیا و خاوردور ( اکافه ) در ماه مارس ۱۹۴۷ و با حضور ده کشورِ آمریکا ، اتحاد شوروی ، فرانسه ، هلند ، هند ، فیلیپین ، استرالیا و تایلند در شهر شانگهای چین پایه‌گذاری گردید.  
آماج اصلی این کمیسیون ، بازسازی ویرانه‌های برجا مانده از جنگ جهانی دوم در کشورهای آسیایی و خاوردور ، زیر نظر شورای اقتصادی ـ اجتماعی سازمان ملل ( اکوسوک ) بود. اکافه در نظر داشت تا به گونه‌ای از کمک‌های طرح مارشال که از سوی امریکا برای بازسازی اروپا اختصاص یافته بود بهره‌مند شود که ناکام ماند . پس از پیروزی انقلاب چین ، مقر « اکافه » به درخواست دولت تایلند ، به بانکوک منتقل شد و در سال ۱۹۸۲ به کمیسیون اقتصادی ـ اجتماعی آسیا و اقیانوسیه ( اسکاپ ) 
 ECONOMIC AND SOCIAL COMMISSION FOR ASIA AND THE PACIFIC
تغییر نام پیدا کرد . 
در آن جا ، دوباره آقای دکتر قزلباش را دیدم . دکتر قزلباش ، دانش‌آموخته‌ی آمریکا بود و همسرش نیز آمریکایی بود . یک روز یک‌شنبه دکتر قزلباش مرا به نهار به خانه‌شان دعوت کردند . با همسر و دو دختر 6 و 8 ساله‌ی ایشان آشنا شدم . دخترها پیش از نهاراز من پرسیدند که آیا می‌خواهم با دوستانشان آشنا شوم ؟ من گمان کردم که سخن از دختران همسایه است . به حیاط رفتیم و در آن‌جا با شگفتی با دو بزمجه‌ی بزرگ روبرو شدم که در آن غربت همبازی کودکان بودند . 
با پایان دوره برای خداحافظی به دیدار دکتر قزلباش و خانواده‌شان رفتم و پس از آن ، دیگر ایشان را ندیدم . یادشان گرامی است که با برآورد درآمدملی برای اولین در ایران ، خدمت بزرگی به میهنشان‌کردند .  
چندی پیش آگاه شدم که بانو عزیز نصرت امییر ابراهیمی درگذشته‌اند . روانشان به سپنتامینو که در جایگاه دستیار دکتر قزلباش ، با برآورد درآمدملی ایران برای نخستین بار ، خدمت بزرگی به ایران نمودند . 
هوشنگ طالع ـ خردادماه ۱۳۹۹

 

 

یادداشت ۱۶۱۶/ تا دولت حسن روحانی هست ، طوق لعنت برجام برگردن ملت ایران هست

پاینده ایران
یادداشت ۱۶۱۶
تا دولت حسن روحانی هست ، طوق‌لعنت ، برجام بر گردن ملت ایران هست .
آقای سیف رییس‌کل پیشین بانک مرکزی ، خستو شد ( اقرار کرد ) دست‌آورد ایران از برجام " تقریبا هیچ " است . اما با این وجود حسن روحانی عامل اصلی برجام ، هنور با چنگ و دندان بدان چسبیده است و جنازه‌ی بو گرفته‌ی آن را هم‌چنان به دوش می‌کشد تا شاید اربابان اروپایی ، گوشه‌ی چشمی به او  داشته باشند .
برجام مرده است ، جنازه‌اش بو گرفته و بوی تعفن آن فرشتگان را نیز در عرش به عذاب آورده است . 
برای دفن برجام ، این لکه‌ی ننگ بر دامان مردم و ملت بزرگ ایران ، باید دست‌اندرکار برکنار کردن دولت حسن روحانی پیش از موعد شد .
شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

یادداشت ۱۶۱۵/ آیا نظام دست از. راهبرد«نرمش قهرمانانه » برداشته است ؟!

پاینده ایران 
یادداشت ۱۶۱۵
آیا نظام دست از راهبرد " نرمش قهرمانانه " دست برداشته است ؟!

راهبرد نرمش قهرمانانه که خیلی زود به نرمش ذلیلانه بدل شد ، افزون بر قربانی کردن صنایع پرتوان کشور در پای امپریالیسم آمریکا ، امکان پدافند بازدارنده‌ی هسته‌ای را نیز از مردم و ملت ایران ستاند و ایران را تا سال ۲۰۲۵ به یک کشور تحت قیمومت تبدیل کرد و نیز حسن روحانی رییس جمهور منصوب ، رییس جمهور امپریالیسم آمریکا را " کدخدا " خطاب نمود ؟!
با صدور حکم بازداشت قاتلان سپهبد شهید قاسم سلیمانی و ابلاغ آن به پلیس بین‌الملل که " کدخدا " را نیز در بر می‌گیرد ، به نظر می‌رسد که نظام جمهوری اسلامی به خفت و ذلت راهبرد نرمش قهرمانانه  پی برده است .
آمران و عاملان این راهبرد باید پاسخ‌گوی مردم و ملت ایران باشند .
سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

یادداشت ۱۶۱۴/ مقررات ظالمانه

پاینده ایران
یادداشت ۱۶۱۴
مقررات ظالمانه

دولت حسن روحانی یا دولت " محنت و ذلت " بیش از ۶ سال مسکن مهر را تعطیل کرد و اجازه نداد که آجر روی آجر بگذارند و در نتیجه کار به مشکل پشت‌بام‌خوابی، گورخوابی و ... کشاندیده شد .
با ایجاد این اوضاع اسف‌بار مسکن و اجاره ، به اصطلاح دریک گام انقلابی ، دولت محنت و ذلت اعلام کرد که تا پایان کرونا ، صاحبان خانه می‌توانند در تهران ۲۵ درصد و در شهرهای بزرگ ۲۰ درصد و در دیگر شهرها ۱۵ درصد بر اجاره‌بها بیافزایند ؟!
البته با توجه به این که این مصوبه ، با مشکل‌های بزرگ اجرایی روبروست ، باید از رییس دولت محنت و ذلت پرسید آیا حقوق کارگر و کارمند در تهران بیش‌تر از دیگر شهرهای کشور است ؟! مگر کارمندان دولت هنوز فوق‌العاده‌ی بدی آب و هوا و در برخی موارد ، دوری از مرکز دریافت نمی‌کنند ،  پس چرا کارگر و کارمند تهرانی و شهرهای بزرگ ، اضافه کرایه‌ی بیش‌تری باید بپردازند؟!
این‌ها همه از مظاهر آشکار ظلم در جمهوری اسلامی است و درست در راستای خلاف شعار زنگ‌زده‌ی " قسط و عدل " قرار دارد .
دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

گفت و گو روی میز خاورمیانه : برنامه ۳۶۲و ۳۶۳ بامداد آدینه ۶ تیرماه ۱۳۹۹

دربارۀ ما : به‌نام خداوند جان و خرد «گفتگو روی میز خاورمیانه » پژوهشگران و اندیشمندان مستقل ملی مسائل و وقایع خاورمیانه و همسایگان ایران را به‌صورت جاری و روزآمد مطرحق می‌کنند و به لحاظ نوع ریشه‌های تاریخی و بین‌المللی را مورد توجه قرار داده و در راستای دفاع از منافع ملی و آینده پژوهی به آن می‌پردازند. امید است که با استقبال از پرسش‌ها و اظهارنظرهای دیگر علاقه‌مندان بر غنای «گفتگو روی میز خاورمیانه» افزوده شود.

مشخصات منافعِ ملی

meligra@

 hotale@

رایانامه مدیر تارنگار
=====================

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »
برنامه۳۶۲بامداد آدینه ۶ تیر ماه۱۳۹۹
-جنگ آینده در فلسطین:سازمان رهایی بخش فلسطین +حزب الله
-تغییر موضع آمریکابرابر چین:به جای دولت چین>>حزب کمونیست چین
-آمریکا در پی گفتگو با مادرو:ورود کشتی باری ایران به ونزوئلا
-ناتو و باج خواهی آمریکا از اعضا 
-یمن:هدف قرار دادن پایتخت عربستان سعودی
meligra@
-------------------
بشنوید:جنگ آینده در فلسطین:سازمان رهایی بخش فلسطین +حزب الله،تغییر موضع آمریکابرابر چین:به جای دولت چین>>حزب کمونیست چین،آمریکا در پی گفتگو با مادرو:ورود کشتی باری ایران به ونزوئلا،ناتو و باج خواهی آمریکا از اعضا،یمن:هدف قرار دادن پایتخت عربستان سعودی،آیا راهپیمایی های کشورهای غربی به تغییر در انتخاب دولتها در دهه آینده می انجامد؟سخنرانان:دکتر طالع،تیرداد انصاری
meligra@
==============
« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »
برنامه۳۶۳ پسین آدینه ۶ تیر ماه۱۳۹۹
-نیروی انسانی ارزشمند ترین داشته یک ملت
- بحران گرانی خانه،اجاره بها
meligra@
------------------------:

بشنوید:نیروی انسانی ارزشمند ترین داشته یک ملت،بحران گرانی خانه،اجاره بها گفتگوی مهمانان با دکتر هوشنگ طالع
meligra@

 

 

یادداشت ۱۶۱۳ / دروغ می گویید و یا می توانستید و نکردید؟!

پاینده ایران 
یادداشت ۱۶۱۳
دروغ می‌گویید و یا می‌توانستید و نکردید ؟!

رییس سازمان برنامه و بودجه دولت " محنت و ذلت " پریروز کلنگ ساخت چندهزار دستگاه خانه را به زمین زد و مدعی شد که این خانه‌‌ها تا پایان سال آماده خواهند شد ؟!
پرسش این جاست که یا بازهم دروغ می‌گوید ، زیرا بر این باور است که با پایان سال ، عمر دولت " محنت و ذلت " هم به سر میرسد و چون کشور " حسینقلی‌خانی " است ، هم‌چنان‌که در این ۷ سال و اندی کسی نپرسید ، پس از پایان دولت هم کسی پی‌گیر " گفته‌ها و نشده‌ها " نمی‌گردد ؟!
اما پرسش این است : شما اگر که می‌توانستید ، چرا در این ۷ سال دست روی دست گذاردید و کار مسکن را در کشور به این‌جا کشاندید ؟ از کجا دستور می‌گیرید ؟ شهروند کجا هستید ؟
این مساله ، از خویش‌‌کاری‌های دادستان کل کشور است که ربیس سازمان برنامه و بودجه را احضار کند و از وی بپرسد ؟!
شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

یادداشت ۱۶۱۲/ از ان . پی ‌‌. تی بیرون بروید.

پاینده ایران
یادداشت ۱۶۱۲
از ان. پی. تی. بیرون بروید .
ان. پی. تی. با نام فریبنده منع گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای ، هنگامی به تصویب رسید که کشورهای دارای حق وتو در شورای امنیت ، از دارندگان این جنگ‌افزار و به عنوان قدرت‌های هسته‌ای شناخته شدند . البته سپس هند ، اسرائیل و پاکستان نیز به باشگاه دارندگان این جنگ‌افزار افزوده گردیدند . 
کشورهای  هند و پاکستان و سودان جنوبی این پیمان را امضا نکردند و جمهور دموکراتیک مردم کره ( کره‌شمالی) نیز از این پیمان بیرون شد .
بند سوم ماده هشتم این پیمان ، دوره‌های پنج‌ساله‌ای را برای بررسی عملکرد این پیمان تعیین کرده بود ؛ اما در کنفرانس سال ۱۹۹۵میلادی ( ۱۳۷۴ خورشیدی ) که با حضور اعضا برپا گردید ، افزایش نامحدود ان. پی. تی. به امضا رسید که از زمره‌ی امضاکنندگان دولت جمهوری اسلامی به ریاست جمهوری اکبر هاشمی بهره‌مانی (رفسنجانی) بود که سخت شیفته‌ی غرب و آمریکا بود و برجام نیز با تلاش او بر مردم و ملت ایران تحمیل گردید و جام‌زهر قطع‌نامه نیز از سوی وی  به حلق مردم و ملت ایران ریخته شد .
تصویب پیمان سال ۱۹۹۵ ، بدون آگاهی و تصویب  مجلس شورای اسلامی انجام شد و در نتیجه ، پبمانی است غیرقانونی و نامعتبر .
با توجه به شرایط امروز ، باید از قرارداد تحمیلی ان. پی. تی. بیرون رفت و تا حدودی به شعار کم‌فروغ " استقلال " تحقق بخشید .
چهارشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

 

یادداشت ۱۶۱۱/ غرب زدگی

پاینده ایران
یادداشت ۱۶۱۱
غرب‌زدگی
یادش به نیکی ، جلال آل احمد سال‌ها پیش کتابی نوشت به نام غرب‌زدگی که خیلی سر و صدا کرد . جلال آل‌احمد ، فکر می‌کرد که این پدیده بر اثر جامعه‌ای است که زیر سیطره‌ی غرب قرار دارد و ای کاش می‌بود و می‌دید که امروز با وجودی که بر سر در وزارت امورخارجه نوشته شده است : " نه شرقی ، نه غربی ... " ، فرهنگ غرب ، کشور را از بالا تا پایین ، فرا گرفته است و انگلیسی گفتن حتا برای به اصطلاح دولتمردان ، نوعی تفاخر شده است و رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی نیز از این قاعده بیرون نیست ؛ اما شاید در میان پاسداران شگفتی ‌آفرین باشد ؟!
در سالروز سرنگون شدن پهباد آمریکایی از سوی سپاه پاسداران ، تلویزیون جمهودی اسلامی ، بخش‌هایی از صحنه و گفت‌وگوی مسئول عملیات را پخش می‌کرد : " ...  رویو review کردم ... موشک‌ها لاک lock شدند یا فاطمه‌الزهرا ، چک  check کن ، الله‌اکبر ، ماشاالله 
یک‌شنبه یکم تیرماه ۱۳۹۹ ( برابر با جشن تیرگان ) - هوشنگ طالع

hotale@

 

 

 

 

از دفتر خاطره ها(۲۵)- از پیشنهاد فرمانداری کل تا استانداری

از دفتر خاطره ها (25 ) 
از پیشنهاد فرمانداری‌کل تا استانداری 
پس از پایان دوره‌ی 22 مجلس شورای که زودهنگام به دستور محمد  رضاشاه منحل گردید , به سازمان برنامه و بودجه بازگشتم و خود را به کارگزینی معرفی کردم و پس از چند باراگر درست به خاطر داشته باشم ، حکم مشاور معاونت اجتماعی را برایم صادر کردند که عبارت بود از اتاق و میز ؛ اما بدون ارجاع کار . 
روزی آقای مهندس مطصفی مهاجرانی که از آغاز استخدام در سازمان برنامه در دفتر اقتصادی همکار من بود ، به دیدنم آمد . آقای مهندس مصطفی مهاجرانی دارای فوق‌لیسانس از دانشگاه یوتا در آمریکا در رشته‌ی اقتصاد کشاورزی بود و روزی که به دیدن من آمد ، مشاور آقای باقر نمازی معاون امور استان‌های سازمان برنامه بود که به تازگی به سمت منصوب شده بود و شکل‌گیری معاونت اموراستان‌ها ، از احکام برنامه پنجم عمرانی بود . 
در آغاز برنامه‌ی پنجم برای راه اندازی امور استان‌‌‌‌‌‌ها ، این کار را زیر نظر معاونت امور اداری و مالی سازمان برنامه و بودجه قرار داده بودند و معاون اموراداری و مالی ، با یاریِ از کارگزینی ، افراد منتظر خدمت و کسانی که وجودشان در دفترها و مدیریت‌های سازمان برنامه ، سنگینی می‌کرد و به اصطلاح « به درد بخور نبودند » ، روانه‌ی استان‌ها کرد . 
آقای مهندس مهاجرانی از من خواستند که بنا بر تمایل آقای نمازی ، دیداری با ایشان داشته باشم . چند روز پس از آن با وقت قبلی همراه آقای مهندس مهاجرانی به دیدار آقای با قر نمازی رفتم . در این دیدار آقای نمازی پس از بر شمردن مشکل ها ، از من درخواست همکاری کردند و خواهش کردند که دوستانم را نیز تشویق به همکاری نمایم . ایشان ریاست دفتر برنامه و بودجه‌ی آذربایجان شرقی را به من پیشنهاد کردند . با توجه به این‌که خانواده‌ی مادریم پس از گنجه و تجزیه‌ی قفقاز ، ریشه در تبریز داشتند ، پذیرفتم و دوستان پان‌ایرانیست در سازمان برنامه را نیز به پیوستن تشویق کردم . در نتیجه بسیاری مانند آقایان کیومرث بهرام‌پور ، عزیز رخش‌خورشید (کیاوند ) اسماعیل آبادی ، محمد صفایی‌پور ، جمشید کریمی ،  دانش ، نصیری‌نیا ( آقابزرگ ) ، دکتر سیاوش اسفندیاری ، دکتر مهندس محمدرضا جهرودی ، ابراهیم عزمی ، قاسم خلیل‌زاده ، مهندس محمد پورکمال ، دکتر قهرمانی ، مهندس پاپازیان ، فرح ، مهندس محمدتقی احرار ، دکتر الفت ، مهندس ناصر زرین خط ، بهرام عزمی ، محمدتقی دژم ، اکبریان ، کاظم رشاد ، خمسه‌ای ، قدرت‌الله گنجه‌ای ، پرویز نصرتی و ... به معاونت امور استان ها پیوستند و بیشینه در استان‌ها ، مشغول به کار شدند . 
در آن روزگار ، استان کنونی اردبیل نیز پیوسته به آذربایجان شرقی بود و دفتر آذربایجان شرقی مانند دیگر استان ها تنها 5 کارشناس ( دو کارشناس کشاورزی ، یک کارشناس اموراجتماعی ، یک کارشناس اقتصادی ، یک کارشناس امور شهری ) در اختیار داشت . دفتر دارای دو خودروی خدمت بود : یک دستگاه جیپ استیشن معروف به آهوی بیابان و عروس خیابان و یک دستگاه لندروور . دفترهای برنامه و بودجه استان‌ها ، طرح های خاص ناحیه‌ای را در اختیار داشتند که عبارت بودند از طرح‌های روستایی در زمینه‌های گوناگون از برق روستایی گرفته تا آب آشامیدنی ، راه و درمانگاه و گرمابه و ... ، طرح‌های عمران شهری و نیز امور جنگل‌ها و مرغزارها ( مراتع ) و ... برای اجرای طرح‌های خاص ناحیه‌ای ، دفترهای برنامه و بودجه با دستگاه‌های اجرایی مربوط موافقت‌نامه دستینه ( امضا ) می‌کردند و تخصیص اعتبار می‌دادند و بر اجرای آن‌ها نظارت می‌کردند . در سال 1353 ، اجرای بخشی از بودجه‌ی جاری نیز به خویش‌کاری ( وظیفه ) دفترها افزوده گردید . از ماه های پایانیِ  پاییز سال 1352 خویش‌کاری تشخیص و رتبه‌بندی پیمانکاران محلی نیز به انبوه وظیفه‌ی دفترهای برنامه و بودجه نیز افزوده گردید ، بدون این که کارشناسان دفتر افزایش یابند . 
روزهای پایانی  سال 1353 بود که آقای نمازی تلفن کردند و به من گفتند که همراه آقای دکتر امین عالیمرد ( معاون کل آقای جمشید آموزگار وزیر کشور ) چند روزی به آذربایجان شرقی خواهند آمد . چندر روز پس از آن ، آقایان با پرواز بامداد تهران رضائیه ( ارومیه ) به تبریز آمدند و رفتند استانداری و من آقایان را به نهار در کافه شفق ( به مدیریت آقای آران ) که غذاهایش در تبریز معروف بود دعوت کردم و برای ان‌که آقای دکتر عالیمرد خیلی تنها نباشد ، از آقای نورالدین تقی‌زاده ذیحساب عمرانی استان که از یاران هم‌اندیش بودند و پیش‌تر با ایشان در تبریز آشنا شده بودند ، دعوت کردم که ما را همراهی بفرمایند . 
پس از نهار ، به کافه‌ی آقای حسین تیرانداز در باغ گلستان رفتیم . کافه‌ی آقای حسین تیرانداز پاتوق « عاشقان » یا خوانندگان محلی آذربایجان بود . البته من برای آن روز از آقای حسین تیرانداز خواهش کرده بودم که چند تن از عاشقان سرشناس را به هزینه‌ی من برای هنرنمایی نزد مهمانان دعوت کنند .

در کافه‌ی آقای حسین تیرانداز با ساز و آوازِ عاشقان از باشندگان با صرف چای ( هر استکان 2 ریال ) پذیرایی می‌شد . روزهای آدینه ، نرخ بالاتر بود و خود حسین‌آقا در کنار در ورودی می‌ایستاد و در حالی که چندین جعبه نوشابه کنارش بود ، از مشتری‌ها می‌پرسید : زرد می‌خواهید یا قرمز ( ساری ایستیسن یا قیرمیزی ) ؟ برای این که پایین خیلی شلوغ نشود ، به برخی از مشتری‌ها می گفت : عم‌اوقلی ، چیخ تنبیا ( پسرعمو ، بروبالا به تالار تنبی ) .  
برای آقایان که برای نخستین بار به کافه‌ی تیرانداز آمده بودند ، آشنایی با این محیط و آن‌همه شور و شادی مردمی بسیار جالب بود و دیدنی. هنگام خداحافظی ، آقای دکتر عالیمرد مرا برای شام به هتل اینترکنتیننتال دعوت کردند . از این دعوت به فکر فرو رفتم که چه مناسبتی می‌تواند داشته باشد و بدون بروبرگرد ، همراهی آقای نمازی با ایشان در این سفر بی‌ارتباط با این دعوت نیست ؟! 
به دنبال رفتن به تبریز و با وجود آقای علی زرین‌باف مسئول تشکیلات حزب در تبریز که از شخصیت‌های برجسته‌ی استان به شمار می‌رفتند ، تشکیلات حزب پان ایرانیست گسترس انفجارگونه‌ای را تجربه کرد . 3 تن از مدیران کل ،شماری از معاونان مدیرکل و نیز کارشناسان زیادی به حزب پیوستند . حزب در ساختمان تازه و بزرگ‌تری استقرار پیدا کرد . روی‌آوری دانش‌آموزان ، دانش‌جویان و دانشگاهیان و نیز پیشه‌وران و صنعت‌گران و کشاورزان به حزب پان‌ایرانیست ، بیش از حد انتظار بود . از این رو ، حزب دولتی حاکم سخت به دست و پا افتاده بود و از نفوذ حزب پان ایرانیست ، هراسناک شده بود . از این رو ، با خود اندیشیدم که این سفر و این دعوت ، می‌تواند با گسترش کنش‌کاری‌های حزب پان‌ایرانیست در ارتباط باشد . 
سر میز شام ، آقای دکتر عالیمرد ، رو به من کردند و گفتند : من معاون کل جناب آقای دکتر آموزکار هستم و اختیار تام از ایشان دارم و می‌خواهم به شما فرمانداری‌کل کهگیلویه و بویر‌احمد را پیشنهاد کنم . من‌که از پیش گمان‌هایی برده بودم ، حدسم به یقین بدل شد . آهنگ آقایان از این سفر آن بود که مرا با مقام بفریبند و از حزب‌ پان‌ایرانیست ، جدا سازند ؛ کاری که با دکتر فضل‌الله صدر در داستان بحرین انجام دادند و او را خریدند ! 
پس از درنگی که خواستم گمان کنند که که درحال « مزه‌مزه » کردن پیشنهاد ایشان هستم ، گفتم : تا مدیرکلی ، پست‌ها کارشناسی اند و از مدیرکل به بالا ، پست‌ها سیاسی اند و من پست سیاسی را تنها در دولت حزب پان‌ایرانیست ، می‌پذیرم . 
آقایان آشکارا از پاسخ من یکه خوردند و سکوتی بر میز حاکم شد ؛ اما آقای دکتر عالیمرد به گمان‌این که من چانه‌زنی می‌کنم و نظرم بالاتر است ، خود را جمع‌وجورکردند و گفتند که جناب دکتر آموزگار به من اختیار داده اند که استانداری یکی از استان‌های متوسط را هم به شما پیشنهاد کنم . 
 گفتم جناب دکتر عالیمرد ، خدمت جناب دکتر آموزگار سلام برسانید ؛ اما همان‌گونه که گفتم ، پست سیاسی را تنها در دولت حزب پان ایرانیست می‌پذیرم . بدین سان ، شام در سکوت به پایان رفت و پس از آن آقای دکتر امین عالیمرد را ندیدم . ایشان در دولت دکتر آموزگار ، به ریاست سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسیدند ؛ اما آشنایی با آقای باقر نمازی سال‌ها برقرار بود و تا میانه های سال هفتاد که پس از بازنشستگی از صندوق کودکان سازمان ملل متحد به تهران بازگشتند ، ایشان را می‌دیدم  
آقای باقر نمازی پس از ترک سازمان برنامه و بودجه ، به استانداری خوزستان رسیدند و در جریان انقلاب معاون وزیر کشور در امور محلی و عمران شهری بودند . آقای باقر نمازی فردی مذهبی بود و در جریان رویدادهای انقلاب از سمت خود استعفا کردند و عنوان نمودند که چون می‌خواستم در تظاهرات شرکت کنم ، می‌بایست از نظر شرعی استعفا می‌کردم . 
باید بیافزایم که چندی از دیدار شام نگذشته بود که نخست مرا و سپس سه تن دیگر از مدیران کل پان‌ایرانیست را از آذربایجان شرقی منتقل کردند ؟!    
خرداد ۱۳۹۹