بیانیه هیات اجرایی حزب پان ایرانیست / خون شهیدان حلبچه ، هنوز می جوشد۔

پاینده ایران
بیانیه‌ی حزب پان‌ایرانیست
خون شهیدان حلبچه ، هنوز می‌جوشد .
و خون ، هرگز نخسبد!
هرکجا کرد زندگی می‌کند ، آن‌جا ایران است ( شادروان ملامصطفی بارزانی )

روز ۲۵ اسفندماه ۱۳۶۶ ، حکومت بعث عراق ، در جریان تجاوز نظامی به ایران ، شهر حلبچه را بمباران شیمیایی کرد و هم‌خانمانان کرد ما را همراه با رزمندگان ایرانی ، قتل ‌عام نمود .
با آزادسازی بخش‌هایی از مناطق کردستان آن‌سوی مرز و پیشواز پرشور هم‌خانمانان کرد آن‌سوی مرز از رزمندگان ایران ، حزب بعث عراق در پی انتقام‌جویی گسترده‌تر از کردهای نشسته در آن سرزمین برآمد .
در این راستا ، صدام حسین تصمیم به بمباران شیمیایی حلبچه گرفت و برای اثر بخشی بیش‌تر بمباران شیمیایی ، چهار روز شهر با بمب‌های متعارف بمباران شد تا با شکسته شدن شیشه‌های پنجره‌ها و خراب شدن دیوارها و ... ، راه نفوذ گازهای سمی به درون خانه‌ها بیش‌تر شود .
پس از ۴ روز بمباران با بمب‌های متعارف ، ارتش بعث عراق، شهر حلبچه را با گازهای سمی تابون، خردل ، وی‌ایکس و سارین که در جنگ جهانی نخست استفاده شده بود ، بمباران کرد .
در اثر این بمباران کمابیش ۵ هزارتن به شهادت رسیدند و کمابیش ۱۰ هزارتن زخمی شدند . بدین‌سان خون نیروهای رزمنده‌ی ایرانی با خون هم‌خانمانان کرد‌آن سوی مرز درهم آمیخت و بار دیگر به وحدت تیره‌های ایرانی جدا افتاده از هم ، تبلور تازه‌ای بخشید .
استوار باد پیوند همه‌ی تیره‌های ایرانی . در این راستا سخن هم‌میهن ، هم‌خانمان و یار گرامیِ هم‌اندیش ملا مصطفی بارزانی را از یاد نبریم که : هرکجا کرد زندگی می‌کند ، آن‌جا ایران است
و نیز سخنِ یار هم‌اندیشِ افغانستانی نجیب بارور را که :
هرکجا مرز کشیدند ، شما پل بزنید
پاینده ایران
۲۵ اسفندماه ۱۴۰۲
دفتر مرکزی حزب پان‌ایرانیست
( هیات اجرایی / هاج )

یادداشت ۲۳۳۹/ فسادریشه دار در قوه قضاییه

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۹
فسادِ ریشه‌دار در قوه‌قضائیه

برای بار دوم ، معاون قوه‌ی قضائیه به دلیل فساد از کار برکنار می‌شوند و فرزندانشان نیز تحت پیگرد قرار می‌گیرند !
در جایی که فساد در بالاترین سطح نفوذ می‌کند ، تکلیف سطوح پایین‌تر ، روشن است .
امروز به جرات می‌توان گفت که نتیجه‌ی عدم استقلال قوه‌ی قضائیه و انتخاب رییس قوه از سوی رهبر جمهوری اسلامی ، فساد فراگیر بوده است !
پنج‌شنبه ۳۴ اسفند ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@

یادداشت ۲۳۳۸ / فروش یادمان های تاریخی!

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۸
فروش یادمان‌های تاریخی !

باور نکردم که قرار است وزارت میراث [ یادمان‌های ] فرهنگی و ... ، دو کاروانسرای دوران شاه‌عباسی را بفروشد . با خود اندیشیدم ، این خبر هم از دروغ‌سازی هاست ؛ اما خیلی زود با خواندن خبر زیر به اشتباه خود پی‌بردم .
اداره‌کل میراث‌فرهنگی سمنان :
🔹کاروانسراهای سنگی و آجری آهوان شهرستان سمنان پس از اخذ تعهدات قانونی لازم از خریدار و سرمایه‌گذار ذی‌صلاح واگذار خواهد شد و نظارت بر مرمت این بنا در دستور کار اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان سمنان قرار می‌گیرد.
🔹همه ضوابط و اصول میراث‌فرهنگی در این جابه‌جایی مالکیت در نظر گرفته شده است .
با خود اندیشیدم حکومتی که به راحتی، حقوق تاریخی و قانونی مردم و ملت ایران را در دریای مازندران به بیگانگان واگذار می‌کند و شاید هم می‌فروشد ، چه باکی از فروش یادمان‌های فرهنگی این کشور دارد .
از گذشته می‌گفتند: " پول بده روی سبیل شاه نقاره بزن " حالا که شاه نیست ، اما هنوز با پول روی سبیل ... نقاره می‌زنند !
چندی پیش آقای ظهره وند در گفت‌وگوی تلویزیونی گفت : در دولت خاتمی پنهانی رفتند مذاکره کردند تا جزیره‌های تنب بزرگ و کوچک را به امارات بدهند .
و حسن روحانی نیز سند تجزیه‌ی دریای مازندران را غیرقانونی امضا کرد .
اما اینان همه " آلت فعل " اند و فاعل کس دیگری است .
با این همه " هارت و پورت " و " الدرم بلدرمِ " دروغین ، نگاهبانی از میهن را از آن بانوی تبریزی بیاموزید که علفِ آغشته به خاک را در اثر قحطی به فرزندش می‌خوراند و به ستارخان سردارملی گفت : " خاک می‌خوریم و خاک نمی‌دهیم " !
اما شما " رطل زنان ، دخل ولایت " را می‌برید و خاک هم می‌دهید !
راستی را که ننگتان باد که ننگ تاریخ ایران‌ اید .
چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@

یادداشت ۲۳۳۷/سخنان این شکست خورده ، درپی تحریک به جنگ داخلی  و آشوب های  اجتماعی است !

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۷
سخنان این شکست خورده ، در پی تحریک به جنگ داخلی و آشوب‌های اجتماعی است !

علم‌الهدی امام‌جمعه و نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی که در انتخابات خبرگان ، شکست چشم‌گیری را متحمل شده است ، در پی تحریک مردم به آشوب‌های اجتماعی و جنگ داخلی است .
مردم در انتخابات خبرگان نشان دادند که از تصدی‌گری وی راضی نیستند . وی به جای کناره‌گیری و پوزش‌خواهی از مردم ، به بهانه‌ی لایحه‌ی حجاب ، در پی ایجاد آشوب اجتماعی و جنگ داخلی است . وی می‌گوید : " دراین شرایط ، شما مردم باید خودتان به میدان بیایید " .
این یعنی دعوت به ایجاد جنگ داخلی و ناآرامی‌های گسترده اجتماعی !
هرکس او را به این سمتِ‌ها منصوب کرده است ، او را برکنار کند !
شنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@

یادواره شادروان محمد مهرداد

یادواره‌ شادروان محمد مهرداد

دکتر هوشنگ طالع

یادواره‌ سرور محمد مهرداد - جانباز نهضت پان‌ایرانیسم
https://t.me/iranboom_ir/40214

محمد مهرداد در سال 1307 خورشیدی در شهر کرمان، چشم به جهان گشود. او پس از پایان دوره‌ی تحصیلات ابتدایی، همراه خانواده به تهران آمد و در دبیرستان شرف نام‌نویسی کرد. محمد مهرداد می‌گوید :
«سال 1325 در 17 سالگی در سال پنجم دبیرستان شرف بودم؛ معلم زبان فرانسه‌ای داشتیم، یادش به خیر، ساعتی درس می‌داد و ساعت دیگر بحث‌های اجتماعی می‌کرد که آن روزها بازارش سخت گرم بود و بعد به مسایل فلسفی می‌پرداخت و از آزادی رای مردم و حق مردم در تعیین سرنوشت خویش و زمینه‌های فلسفی آن سخن می‌گفت که اغلب یکی دو ساعتی پس از درس، سخنانش ادامه داشت و در پایان به پرسش‌ شاگردان پاسخ می‌گفت...» ( چنین‌اند مردان ایرانزمین ـ معصومه میرزا محمدی ـ تهران، ‌بهمن 1386 ـ ر7 )

به گفته‌ی محمد مهرداد، سخنان این آموزگار باعث شد که «آن سال و سال‌های بعد ما با اشتیاق به سوی مطالعه مقالات و کتاب‌هایی از این دست می‌رفتیم و سعی می‌کردیم بر اندوخته‌های علمی خود بیفزاییم». ( همان )

محمد مهرداد در باره‌ی آغاز نخستین تلاش‌های تشکیلاتی می‌گوید. در همان سال (1325) :
«من و چند نفر از دوستان درصد برآمدیم تا لزوم یک جمعیت دانش‌آموزی برای سیکل 2 دبیرستان شرف و دیگر دبیرستان‌ها را گوشزد کنیم. پیش‌رفت در گام‌های نخستین امیدوارکننده بود حتی موفق شدیم دبیرستان‌های اطراف مانند دبیرستان خرد در منیریه و دبیرستان اسلام در چهارراه پهلوی به طرف حسن‌آباد را با این فکر آشنا کنیم. بالاخره جلسات اولیه تشکیل شد. شور و شوق بسیار بود، سعی می‌کردیم از گروه‌های رایج در جامعه جدا باشیم و به آن جنبه ملی بدهیم. متاسفانه با رسیدن تابستان و تعطیلی مدارس به علت ناآگاهی از امور تشکیلاتی... انجمن ما از هم پاشید و من خود به دبیرستان دارالفنون رفتم که در آن جا با روانشاد داریوش فروهر در سال 1326 آشنا شدم و بعد هم در در دانشکده‌ی حقوق با هم بودیم...» ( همان ـ رر ـ 8 ـ 7 )

محمد مهرداد در سال 1327 در کنکور دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد و در آن جا بود که به مکتب پان‌ایرانیسم پیوست و تا پایان زندگی، باور مند به این اندیشه و گستراننده‌ی این اندیشه بود.

با پیشگامی محمد مهرداد و تلاش دیگر یاران مکتب پان‌ایرانیسم، در برابر سندیکای لکومتیو رانان ایران که در اختیار حزب توده بود، «کانون ملی لکومتیو رانان ایران» بنیان گذاری گردید و روزنامه «پل‌پیروزی» را که در دست بیگانه‌پرستان بود، در اختیار نهضت ملی قرار داده شد.

محمد مهرداد، در سال 1330 همراه با سروران علی‌محمد لشگری و منوچهر تیمسار، سازمان پرچمداران پان‌ایرانیست را بنیاد گذارد. در مهرماه همان سال، هفته‌نامه‌ی «پرچمدار» به مدیریت محمد مهرداد منتشر گردید.
اما دوران کنش‌گری‌های میدانی او خیلی کوتاه بود. وی در 16 بهمن 1330 مورد ترور از سوی یک تن از اعضای سازمان جانسپاران میهن وابسته به دربار قرار گرفت. سازمان جانسپاران میهن که معروف به «جانسپاران انگلیس» بود، از سوی دربار برای رویارویی با نهضت ملی ایجاد شده بود و گروهی از عناصر ارتش و شهربانی را در بر می‌گرفت. محمد مهرداد در باره‌ی ترور خود از سوی سازمان جانسپاران میهن می‌گوید :
«روزنامه جانسپاران علیه ما شروع به سمپاشی کرده بود... من از روزنامه شکایت کردم و از دادگستری به نام مفتری، تقاضای تعقیب مدیر روزنامه را کردم. با وجود چند بار مراجعه، کوچک‌ترین اقدامی به عمل نیامد.
بالاخره شبی به دفتر روزنامه جانسپاران رفتیم [ همراه با منوچهر تیمسار و علی‌محمد لشگری ] تا با مذاکره مسایل روشن شود. به ما پاسخ دادند : مدیر نیست، ممکن است در چاپخانه باشد. به آن‌جا هم سری زدیم، آن‌جا هم نبود. ما از آن‌جا خارج شدیم و سوار تاکسی شدیم. تاکسی تازه حرکت کرده بود که عده‌ای از چاپخانه بیرون ریختند که یک افسر [ ارتش ] در میانشان دیده می‌شد. با پرتاب پاره‌‌‌آجر به تاکسی، تاکسی متوقف شد که با اسلحه‌ی کمری به طرف من شروع به تیراندازی شد. من توانستم فقط سرم را تا زانویم خم کنم که تیر اول بالای سر راننده خورد و گلوله‌ی دوم در پشت من نشست که از میان ستون فقرات گذشته وارد ریه شد و تا نزدیکی قلب جلو رفت و هم‌اکنون، گلوله در ریه‌ی چپ من قرار دارد. از آن تاریخ ( 16 بهمن 1330 ) تا امروز من دچار پاراپژی ( فلج نیمی از بدن ) ‌شده ام». ( همان ـ رر 9 ـ 8 ) گلوله‌ی دیگری نیز پای وی را زخمی کرد.
در صندلی عقب تاکسی، سرور محمد مهرداد در میان نشسته بود و سروران علی‌محمد لشگری و منوچهر تیمسار در دو سوی اوقرار داشتند.

دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/17250-yadvare-shadravan-mohammad-mehrdad.html

https://t.me/iranboom_ir

یادداشت ۲۳۳۶ /درسیاست خارجی ، دست از سیاست " نرمش قهرمانانه "بردارید!

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۶
در سیاست خارجی ، دست از سیاست " نرمش قهرمانانه " بردارید !

در پی نشست اخیر شیخکان عضو شورای همکاری خلیج فارس ، بیابان‌گردان ، ادعای واهی در باره‌ی سه جزیره‌ی ایرانی تنب‌کوچک ، تنب‌بزرگ و بوموسا را تکرار کردند و افزون برآن برنامه‌ی هسته‌ای و نیز نقش منطقه‌ای ایران را زیر سئوال بردند؟!
این در حالی است که مانند هنگامه‌های دیگر ، جمهوری اسلامی خود را به کری و لالی زده است و رهبر جمهوری اسلامی که به مناسبت‌های کوچک ، جمعی را احضار و موضع‌گیری می‌کند ، در این مورد سکوت کرده است !
سیاست نرمش قهرمانانه که در " فرجام بدفرجام " بدل به " خمش ذلیلانه" شد و کاپیتولاسیون هسته‌ای را بر ملت بزرگ و مردم شریف ایران تحمیل کرد ، هم‌چنان در کار است .
جری شدن چین و روسیه و به دنبال آن ژاپن و اتحادیه اروپا ، در هم‌آوایی با شیخکان خلیج فارس در باره‌ی سه جزیره‌ی ایرانی ، از آ‌ثار سیاست نرمش قهرمانانه یا به گفته‌ی درست ، خمش ذلیلانه است .
بر پایه‌ی قانون اساسی مشروطیت ، هنوز گله‌جزیره ( مجمع‌الجزایر ) بحرین ، بخشی از ایران است و استان شرقی عربستان سعودی و شیخک‌نشین‌های امارات ، بخشی از بحرین کرانه‌ای است و این مردمان از دیرگاه تاریخ ، بخشی از ایران بوده‌اند !
خود را پشت مساله‌فلسطین پنهان نکنید! شما که در پاسداری از تمامیت سرزمینی ایران ، این گونه لاابالی هستید ، چگونه می‌خواهید از حقوق مردم تحت‌ستم فلسطین دفاع کنید؟!
دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ ( برابر با سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق پیشوای مردم و ملت ایران در مبارزه برای ملی کردن صنایع نفت در سرتاسر کشور ) - هوشنگ طالع

hotale@

یادداشت ۲۳۳۵/ سرنوشتی را که استالین برای شوروی رقم زد ، شما سر ایران نیاورید؟!

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۵
سرنوشتی را که استالین برای شوروی رقم زد ؛ شما سرِ ایران نیاورید ؟!

یکی از دلایل فروپاشی اتحاد شوروی ، قومیت‌سازی و قومیت‌تراشی از سوی استالین بود !
جمهوری اسلامی نیز با وجودِ نفوذِ عناصر چپ در درون نظام ( البته زیر چتر تظاهر اسلام‌دوستی و گاهی جای مهر بر پیشانی ) در همین راه روان است .
نظام جمهوری اسلامی ، با قومیت‌تراشی و قومیت‌سازی ، دانسته یا ندانسته ، تلاش در سست کردنِ پایه‌های ملیت ایرانی دارد .
گرچه چندی است که مسئولان نظام از "ایران عزیز"،
" ایران بزرگ " و ... نام می‌برند ؛ اما هر روز نقش قومیت‌سازان و قومیت‌تراشان ، به ویژه در صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجودی که زیر نظر رهبر
جمهوری اسلامی قرار دارد ، پر رنگ ‌تر می‌گردد .
همان بلایی را که استالین سر شوروی آورد ، شما بر سر ایران نیاورید !
شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@

یادداشت ۲۳۳۴/ دفترشورا را به پکن منتقل کنید!

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۴
دفتر شورا را به پکن منتقل کنید !

آقای چمران به عنوان رییس شورای اسلامی شهر تهران که شاید ارثیه برادر شهیدش می‌باشد ، با افتخار در سال تولید ملی ، از تفاهم ۱۲ میلیارد یورویی با حزب کمونیست چین ، سخن می‌گوید .
با توجه به این که رشد اقتصادی چین کند شده است ، شاید خویش‌کاری ( وظیفه ) شورای شهر اسلامی تهران است که به یاری برخیزد و در حد توان به اقتصاد چین کمک رساند . بدون این‌که خواستار شود تا رهبر حزب کمونیست چین از " شکر "ی که در باره‌ی سه جزیره‌ی همیشه ایران خورده است ، به گونه‌ی رسمی پوزش‌خواهی کند ؟!
آقای چمران و شورای اسلامی کم‌موکل شهر تهران ، رشد اقتصاد ایران و چین را جابجا کرده‌اند . بهتر است دفتر شورای اسلامی شهر تهران را نیز به پکن منتقل کنند !
سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@

یادداشت  ۲۳۳۳/ شترگاو پلنگ ؟!

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۳
شتر گاو پلنگ ؟!
مسعود پزشکیان نماینده‌ی دوره‌های مجلس شورای اسلامی :
" اصلاح طلبم ؛ اما از هر اصول‌گرایی ، اصول‌گرا تر هستم "
سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@

یادداشن ۲۳۳۲ / اندامان کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی ، دریغ از یک اقتصاددان

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۲
اندامان کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی :
دریغ از یک اقتصاددان

۱- حمید رضا حاجی بابایی - الهیات
۲- میرتاج الدینی - مدرک حوزوی
۳- سمیه محمودی - جامعه شناسی
۴- محمدصفری ملک میان - حوزوی
۵- امان قلیچ شادمهر - ادبیات عرب
۶- حسین حق وردی - تاریخ اسلام
۷- خلیل بهروزی فر - مدیریت دفاعی
۸- ابراهیم رضایی - علوم ارتباطات
۹- هادی بیگی نژاد - شیمی
۱۰- مصطفی نخعی - مکانیک
۱۱- محسن دهنوی - نانو زیست
۱۲- محید نصیرانی - حوزوی
۱۳- احسان قاضی زاده - فقه
۱۴- محمود عباس زاده - مدیریت رسانه
شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@

یادداشت ۲۳۳۱ / مردان کوچک  درجایگاه مردان  بزرگ

پاینده ایران
یادداشت ۲۳۳۱
مردان کوچک در جایگاه مردان بزرگ

چند روز پیش آقای احمد حاجی‌بابایی نماینده‌ی چنددوره‌های مجلس شورای اسلامی (دوره‌های ۵ ، ۶ ، ۷ ، ۸ ، ۱۰ و ۱۱ ) دادِ سخن در ناکارآمدی مجلس شورای اسلامی سر داد ، در حالی‌‌که ۲۴ سال از خوان بیدریغ همین نهاد خورده است و تا کنون ، دم بر نیاورده بود .
آقای احمد حاجی‌بابایی دانش‌آموخته الهیات و معارف اسلامی است و در سال تحصیلی ۹۴ - ۹۳ در دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران ، تفسیر قرآن درس می‌دادند . ایشان چندسال هم وزیر آموزش پرورش بودند و افزون برآن ، سیاهه‌ی بلند‌بالای شغل‌های ایشان از این قرارند :
دو دوره عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی در دوره‌های هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی
( نایب رییس کمیسیون محاسبات و بودجه و امور مالی مجلس دوره پنجم )
عضویت در کمیسیون تلفیق سنوات مختلف و نیز عضو هیات رئیسه کمیسیون تلفیق
عضو کمیسیون تلفیق برنامه چهارم توسعه اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی دوره‌های ششم ـ هفتم و هشتم ( چند ماه عضو کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی ) و عضو کمیسیون تلفیق برنامه ششم توسعه
دانشگاه بو علی سینا عضو هیات امنای
دانشگاه علوم پزشکی همدان عضو هیات امنای

حال پرسش این جاست که با غضب این جایگاه‌ها بدون داشتن سواد در آن زمینه‌‌ها ، قرار بود که عملکرد مجلس شورای اسلامی بهتر باشد ؟!
اگر چنین بود ، جای شگفتی داشت !
ایرانیان می‌گویند : از کوزه همان برون تراود که در اوست !
چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@