یادداشت شماره 833 /  اندر فواید هواپیما

یادداشت شماره 833
                             

اندر فواید هواپیما
دبستان انتفاعی پاستور ـ پایه‌ی پنجم ـ زنگ انشا .
آموزگار : « حسن ریحانی » .
ـ بله آقا .
ـ بیا پای تخته انشایت را بخوان .
ـ بسم الله الرحمان الرحیم . اندر فواید هواپیما . بر همه واضح و مبرهن است که « خرید هواپیما در حوزه‌ی گردش‌گری بسیار تاثیر گذار خواهد بود و برای همه‌ی مردم از جمله رانندگان تاکسی ، هتل‌داران ، مغازه‌داران و همه کسانی که به نحوی با حوزه‌ی گردش‌گری ارتباط دارند ، نتیجه‌بخش خواهد بود » .
البته برای بی‌خانمان‌ها ، کارتن خواب‌ها و گورخواب‌ها هم ، خرید هواپیما خیلی خوب است . چون جای ثابتی ندارند و با
 حوزه‌ی « گردش‌گری » در ارتباط هستند ، خیلی نتیجه بخش خواهد . هم‌چنین ، وظیفه‌بگیران و اقشار زیر حمایت کمیته‌ی امام ، بنیاد شهید ،  بهزیستی و ... نیز با استفاده از هواپیما زودتر می‌توانند با مراجعه‌ی حضوری ، دریافتی ماهانه‌ی خود را نقد کنند .
آموزگار : آفرین . خودت به تنهایی نوشتی ؟
حسن ریحانی : قسمت اول را با کمک برادرم حسین نوشتم و بقیه‌اش حرف مردم در اتوبوس بود .
پنج‌شنبه 30 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 832 /« عینکِ » باب ریاست جمهوری و « درمانِ » خوش‌آیند ریاست جمهوری  ؟!

یادداشت شماره 832

« عینکِ » باب ریاست جمهوری و « درمانِ » خوش‌آیند ریاست جمهوری  ؟!
آقای روحانی رییس جمهور اسلامی  در نهمین نشست خبری با رسانه‌های درون و برون‌مرزی ، با دفاع از « داده» های فراوان برجام و « ستانده »های « کمابیش هیچ » ؛ به شیوه‌ی معمول ، منتقدان و مخالفان را مورد آفند قرار داد و خطاب به آنان گفت : « و به آن‌هایی که می‌گویند در کشور رکود وجود دارد و می‌گویند ما چیزی در راستای رونق اقتصادی نمی‌بینیم ، می‌گویم که عینکی برای خود تهیه کنید یا خود را درمان کنید »
البته مقصود آقای ریاست جمهوری اسلامی از « عینک » ، از همان عینک‌هایی است که خودشان در دوران ریاست جمهوری اسلامی به چشم دارند و در نتیجه همه چیز را « واژگونه » می‌بینند یا عینک‌هایی که دارنده‌ی عینک را به « واژگونه‌بینی » وا می‌دارد ؟!
و هم‌چنین توصیه شان برای درمان ، مراجعه به همان پزشکی است که « بقال » معروف را درمان کرده بود که ماست ترش را اگر هم می‌چشید ، می‌گفت : « شیرین است » . یا پرشکی که « معلم‌ « معروف را درمان کرده بود که به شاگردان    می‌آموخت :  اگر من می‌گویم « انف » تو هم بگو « انف » و نگو « الف »  .
چهارشنبه 29 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 831 / رام‌تر از پیش

یادداشت شماره 831
                                                 

رام‌تر از پیش
با وجود تهدیدها ( البته در تالارهای سربسته ) که در صورت نقض برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) « اِله و بِله می‌کنیم » ، دولت جمهوری اسلامی هم‌چنان « رام‌تر از پیش » و با کوششِ تمام ، دست‌ اندرکار اجرای قرارداد تحمیلی « ترکمان‌چای هسته‌ای » است .
در حالی که دولت آمریکا ، سه روز پس از اجرایی شدن برجام ، تحریم‌های تازه‌ای علیه ملت و مردم ایران را آغاز کرد و در سالگرد آن افزون بر 35 تحریم ، فرمان وضعیت اضطراری را برای یک سال دیگر تمدید کرد .
در این شرایط ، به گزارش « آمانو » مدیرکل کارگزاری ( آژانس ) بین المللی انرژی هسته‌ای درباره ایران که روز دوشنبه 27 دی ماه 1395 در دیدارگاه ( تارنما / پایگاه اینترنتی ) کارگزاری منتشر شد، تصریح شده است :
« ایران برپایه تعهداتِ مرتبط هسته‌ای در چارچوب برنامه‌ی جامع اقدام مشترک [ برجام ] ، سامانه‌های گریز از مرکز         ( سانتریفوژها ) و زیرساخت های اضافی را از مرکز غنی سازی سوختِ [ هسته‌ای ] فردو، بیرون برده است.
برنامه جامع اقدام مشترک [ برجام ] ، ایران را ملزم کرد که با گذشت یک سال از روز اجرای توافق ، جابه‌جایی همه‌ی سامانه‌های گریز از مرکز ( سانتریفوژها ) و زیرساخت های اضافی از مرکز غنی‌سازی سوختِ [هسته ای] فردو را تکمیل و آن‌ها را زیر بازبینیِ ادامه‌دار آژانس ، به کارخانه‌ی غنی سازی سوخت نطنز منتقل کند.
مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی تأیید می‌کند که آژانس در پانزدهم ژانویه سال ۲۰۱۷ [ 26 دی‌ماه 1359 ] راستی آزمایی کرد که ایران، این اقدامات را در ارتباط با فردو انجام داده است و این گام ها را در چارچوب زمان‌بندی قید شده در برجام ، برداشته است ».
آقایان : بیش از این ملت بزرگ و مردم بزرگوار ایران را خوار و خفیف نکنید ! با پذیرش همه‌پرسی ( رفراندوم ) سرنوشت اداره‌ی کشور را به دست صاحبان آن یعنی ملت بزرگ و مردم بزرگوار ایران ، بسپارید .
سه‌شنبه 28 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 830  / راستی را ، ایران را بسیاربسیار ، ارزان فروختید

یادداشت شماره 830
               

  راستی را ، ایران را بسیاربسیار ، ارزان فروختید
برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک جمهوری اسلامی و 1 + 5 برای به بند کشیدن و اسارت ملت ایران ) ننگین‌ترین قراردادی است که به ملت و مردم ایران تحمیل شد و آن‌هم هم‌راه با ساز و دُهل و رقص و پای‌کوبی .
راستی را که ایران را بسیار بسیار ارزان فروختید ، چنان‌که این « ارزان فروشی » در تاریخ ایران همانند ندارد . اگر ننگ‌نامه‌ی ترکمان‌چای را دستینه کردند ، اگر قرارداد ننگین پاریس را امضا کردند ، اگر قرارداد ایران‌بربادده آخال را پذیرفتند ، ساز و ضرب نزدند ، دختران و پسران کرایه‌ای را با ساز و دهل و رقص و پایکوبی به خیابان‌ها نیاوردند ، آن را   « آفتاب تابان » ، «فتح‌الفتوح » و « زانوزدن جهان برابر جمهوری اسلامی » و ... ننامیدند ؟!
آن روزها ، از این « خط‌قرمز »‌ها نداشتند که به محض پذیرش قرارداد باید همه‌ی تحریم‌ها برداشته شوند تا وزیر امور خارجه‌ی « شجاع » گزارش کند که  « زورش نرسید » . آن روزها لاف نزدند که چنین و چنان می‌کنیم که طرف آمریکایی در چند روز مانده به پایان دوره ریاست جمهوری « فرمان وضعیت اضطراری را در باره‌ی ایران » تمدید کند و جمهوری اسلامی  نه تنها واکنشی از خود نشان ندهد ؛ بلکه برای صدور اجازه‌ی فروش یک فروند هواپیمای مسافربری ( آن‌هم با بهای بیش از بهای جهانی و قراردادن چند « بد افزار » از سوی آمریکایی‌ها در موتور و چند بد افزار در دستگاه ناوبری از سوی اروپایی‌ها )  چنان ذوق‌زده ‌شوندکه برای قدردانی از این اجازه‌ی آمریکا ، افزون بر وزیر راه و ترابری و جمعی از بزرگان جمهوری اسلامی ، پهلوان سیدعلی‌اکبر ( پهلوان هسته‌ای جمهوری اسلامی ) نیز برای ثبت این پیروزی بزرگ در تاریخ ، در فرودگاه حضور ‌یابند ؟! و این پیام را بدهند : « اوباما متشکریم » که بازخورد آن تمدید فرمان وضعیت اضطراری یعنی افزون بر قراردادن ایران در کنار تروریست‌ها ، پابرجایی تحریم‌های غیر هسته‌ای از جمله نفت و... می‌باشد .
آقایان : راستی را که ایران را بسیار بسیار ارزان یعنی مفت فروختید !
یک‌شنبه 26 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 829 / برنامه ششم توسعه :  قانونی‌کردن قاچاق و حقوق مکتسبه‌ی قاچاق‌چیان محترم

یادداشت شماره 829
                           

   برنامه ششم توسعه :
 قانونی‌کردن قاچاق و حقوق مکتسبه‌ی قاچاق‌چیان محترم
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در بررسی برنامه‌ی ششم توسعه که مانند پنج برنامه‌ی دیگر ، جز مشتی حرف و شعار چیز دیگری نیست و در حقیقت دارای « برنامه اجرایی » نمی باشد، در اقدامی شگفت‌انگیز ، پدیده‌ی قاچاق و میزان قاچاق به کشور را قانونی کرد . نمایندگاه مجلس شورای اسلامی با پذیرش مساله‌ی قاچاق ، تصویب کردند که در درازای برنامه‌ی ششم توسعه ، سالانه 10 درصد از میزان قاچاق به کشور کاسته شود ؟!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت ، نمایندگان در نشست علنی نوبت صبح امروز (پنجشنبه، 23 دی ماه) مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی مواد ارجاعی لایحه برنامه ششم توسعه کل کشور با بند 6 ماده 57 این لایحه با 161رأی موافق ، 7رأی مخالف و 7رأی ممتنع از مجموع 219 نماینده حاضر در جلسه موافقت کردند [ ناخوانی ارقام از خبرگزاری مجلس شورای اسلامی است ] .
در بند 6 ماده 57 این لایحه آمده است :
« دولت با همکاری سایر قوا مکلف است به گونه‌ای برنامه‌ریزی و اقدام نماید که ورود کالای قاچاق در طول سال‌های برنامه، سالانه حداقل ده‌ درصد کاهش یابد و از سال اول اجرای برنامه از فعالیت مبادی ورودی غیرمجاز زمینی و دریایی که خارج از کنترل گمرک است جلوگیری به عمل آورده و گزارش آن را به مجلس شورای اسلامی ارائه نماید » .
از آن‌جا که میزان ورود قاچاق به کشور مشخص نیست ، بنا براین این حکم قانونی نمی‌تواند محمل اجرا داشته باشد . مقام‌های رسمی ، حجم قاچاق کالا به کشور را میان 18 تا 24 میلیارد دلار در سال برآورد می‌کنند و از سوی کارشناسان مستقل تا 83 میلیارد دلار نیز برآورد گردیده است ( یادداشت شماره 791 ـ 2 آذر ماه 1395 ) . در نتیجه کاستن سالانه 10 درصد از میزان چیزی که معلوم نیست ، امکان پذیر نمی‌باشد ؟!
بدین سان در برنامه‌ی ششم توسعه ، پدیده‌ی قاچاق قانونی گردید و حقوق قاچاق‌چیان محترم نیز از سوی مجلس شورای اسلامی در قالب برنامه‌ی ششم توسعه به رسمیت شناخته شد ؟! و اما پرسش این‌جاست که چرا می‌بایست برای بستن         « مبادی ورودی غیر مجاز زمینی و دریایی که خارج از کنترل گمرک است » تا برنامه‌ی توسعه‌ی ششم صبر می‌کردند و 5 سال دیگر به این مبادی ورودی به گونه‌ی قانونی مهلت داده می‌شد ؟!
شنبه 25 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 828 / برجامِ زشت فرجام :  نمایش در دو « پساپرده »

یادداشت شماره 828
                                   

   برجامِ زشت فرجام :
                                     نمایش در دو « پساپرده »
پسا‌پرده یکم : 16 آذر 1395 ـ دانشگاه تهران ـ روحانی رییس جمهور اسلامی : « اگر الان آن‌چه کنگره تصویب کرده اجرایی شود ، نقض فاحش و صریح برجام است و با عکس‌العمل بسیار تند ما مواجه خواهد شد ».
پساپرده دوم : 22 دی 1395 ـ هتل کوبورگ ( وین ) :
سید عراق‌چی معاون پهلوان هسته‌ای جمهوری اسلامی محمد جواد ظریف : خانم اجازه !
هلگا اشمید معاون موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا : بله ، اجازه !
سید عراق‌چی : ما اعتراض داریم ؛ می‌خواهیم عکس‌العمل نشان دهیم .
هلگا اشمید : برو آبخوری ، با یک قُلپ آب ، غورتش بده ؛ اما مواظب باش ترامپ نبینه .
پنج‌شنبه 23 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 827 /  مجاز به بیان جزئیات پرونده [ حسین ] فریدون نیستم

یادداشت شماره 827
           

مجاز به بیان جزئیات پرونده [ حسین ] فریدون نیستم
آقای اژه‌ای سخن‌گوی قوه‌ی قضائیه در پاسخ به پرسش خبرنگاران در باره‌ی پرونده‌ی حسین فریدون برادر حسن روحانی رییس جمهور گفت : « مجاز به بیان جزئیات پرونده فریدون نیستم » .
اما به راحتی با دستور مقام قضایی ، عکس سه بانو را در روزنامه‌های به اصطلاح پرشمارگان ( کثیرالانتشار ) به جرم دزدیدن « آجیل » از یک آجیل فروشی چاپ می‌کنند . اگر این سه بانو خواهران رییس‌جمهور بودند ، بازهم عکس آنان را به دستور مقام قضایی در روزنامه‌های به اصطلاح پُرشمارگان چاپ می‌کردند ؟!
دو جوان را در یکی از کوچه های خیابان خردمند‌جنوبی به جرمِ « زورگیری » دست‌گیر کردند . گفته شد که دوربین‌ِ خانه‌ای عکس آنان را هنگام زورگیری برداشته است . در یک محاکمه‌ی « برق‌آسا » این دو تن محکوم به اعدام شدند و در برابر بوستان هنرمندان وسیله‌ی جّر ثقیل به دار آویخته شدند . آیا جرم کار بسیار زشتِ « زورگیری » اعدام است ؟! یا زورگیری از « ذخایر » و « آقازاده‌ها » شده بود ؟ آیا اگر زورگیران برادران رییس جمهور هم بودند ، دست‌گیر و در یک محاکمه‌ی « برق‌آسا » اعدام می‌شدند ؟!  
آقای اژه‌ای و رییسان آقای اژه‌ای : همین دو مورد را در نظر آورید و به اصطلاح « کلاهتان را قاضی کنید » ببینید چه کسانی در داخل و خارج  می‌خواهند قوه‌ی قضائیه را تخریب یا تضعیف کنند یا خودتان با این کارهایتان از شلاق‌زدن کارگرانی که حقوق خود را می‌طلبند و زندانی کردن نمایندگان معلمانی که تنها و تنها کار صنفی می‌کنند و شلاق‌زدن خبرنگاری که شمارِ موتورسیکلت‌های توقیفی را کم‌ و زیاد نوشته است و ... دست اندر کار تخریب و تضعیف هستید . تا هنگامی که همه‌ی مردم ایران در برابر قانون یک‌سان نیستند و پول می‌تواند کارساز باشد و چپاول‌گران دارایی‌های مردم   « ذخایر نظام » نامیده می‌شوند و فرزندان نادان و مفت‌ خور و پرمدعای مقامات « آقا‌زاده » خوانده می‌شوند و در کشور     « خودی و ناخودی » وجود دارد « آش همین آش است و کاسه همین کاسه » ؟!
چهارشنبه 22 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

نگرشی نو بر شاهنامه

نگرشی نو بر شاهنامه

226 مین نشست نگرشی نو بر شاهنامه ، یکشنبه 19-دیماه- 1395 در تالار مهرگان، با حضور گروهی از پژوهندگان و علاقمندان به تاریخ ایران کهن همراه با شاهنامه خوانی و بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل بخش‌های خوانده شده بر گزار گردید.

به آگاهی می‌رساند  این نشست‌ها از تاریخ 11 تیر ماه  1388 آغاز گردیده است و تا کنون ادامه دارد .

گفتِ دهقان ؛ گفتار دهقان = تاریخ ایران

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( آغاز داستان سهراب ) :

ز گفتار دهقان یکی داستان  بپیوندم از گفته‌ی باستان

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( آغاز داستان سیاوش ) :

ز گفتار دهقان چنین داستان تو برگوی و برخوان از باستان

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( در باره‌ی اشکانیان ) :

چنین گفت گوینده دهقان چاچ ... 

« دهقان » یعنی « ایرانی »

گفتِ دهقان ، گفتار دهقان : برپایه‌ی تاریخ ایران

هوشنگ طالع

دهقان :

به نظر مي‌رسد كه واژه‌ي « دهقان» در دوران اسلامي ( و نیز بدون دودلی پيش‌تر ) ، به معناي « ايراني » به كار گرفته مي‌شده است كه خود برابر بود با « آزاده » . همان كه از او ، به عنوان « نه خداوند رعيت ،‌ نه غلام شهريار » يا : بكارندو ، ورزندو ، خود بدروند / به گاه خورش ، سرزنش نشنوند. (‌شاه‌نامه‌ي فردوسي ) در بیت‌های پایانی ، شاه‌نامه در راستاي اين معنا يعني هم‌ساني واژه‌ي ايراني و دهقان ، مي‌گويد :

     ز ايـران و ، از تـور و ، از تـازيان            نـژادي پديــد آيد ، اندر ميـان

    نه دهقان ، نه ترك و ، نه تازي بود            سخـن‌ها ، به كــردار بازي بود

در اين جا ، فردوسي واژه‌ي دهقان را به معناي ايراني به كار برده است.

ابوحنیفه اسکافی غزنینی ، شاعر ، ادیب ، فقیه و مدرس و از شاعران دربار ابراهیم‌بن مسعود صفاری :

    مامون کز ملوک دولت اسلام     هرگز چون او ندیدی ، تازی و دهقان

نظامي گنجه‌اي در منظومه ليلي و مجنون ، دهقان را به معناي ايراني در برابر عرب قرار داده است.

        دهـقــان فصيـح پـارسی‌زاد              از حال عرب ، چنين خبر داد

عنصري ملك‌الشعراي دربار محمود غزنوي ، در قصيده‌اي درباره‌ي جشن سده ، مي‌سرايد :

             خدايگانا ، گفتـم كه تهنيت گويم         به جشن دهقان آيين ، موسم بهمن

در اين جا نيز عنصري ، واژه‌ي دهقان را برابر با واژه‌ي « ايراني » به كار مي‌گيرد.

 هم‌چنين فردوسي در آن جا كه از تـدوين شاه‌نامه سخن مي‌گويد ، واژه‌ي دهقان را برابر با واژه‌ي « ايراني » ( بدون دودلی ، برای یعقوب لیث صفار ) ، به كار برده است :

                     يكـي پهـلوان بود و ، دهقان نژاد        دلير و ، بزرگ و ، خردمند و ، راد

رودكي نيز پيـش‌تر از فردوسي ، دو واژه‌ي « دهـقان » و «‌ ايراني » را به يك مفهوم به كار برده است :

                     يك صف ، ميران و بلعمي بنشسته        يك صف ، حران پير و صالح دهقان

هم‌چنين بلعمی نیز هنگام گفتار از بن‌نبشت‌هاي داستان كيومرث مي‌نويسد :

]از[ گفتار دهقانان ياد كنيم كه گرد آمدند كه ما ياد خواهيم كردن و اين گزارش كه كنيم ، از گفتار دهقانان كنيم. (‌ حماسه‌سرايي در ايران ـ ر 64 )

طبری درباره‌ی « بابک » می‌نویسد : ...

می‌گــفتند بابک اســیرشان کــرده و آزادگان‌اند ، از عـربان و دهقانان‌ [ ایرانیان] .

(محمد جریر طبری ـ تاریخ طبری ـ ج 13 ـ ترجمه ابوالقاسم پاینده ـ تهران ـ انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ـ تهران 1352 ـ ر 5858 )

هم چنين :

تركيب « تازي و دهقان » در ادب فارسي ، همان شهرتي را دارد كه تركيب « ترك و تازيك = تاجيك . ( حماسه سرايي در ايران ـ ر 62 )

 

گفتِ دهقان ؛ گفتار دهقان = تاریخ ایران

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( آغاز داستان سهراب ) :

ز گفتار دهقان یکی داستان  بپیوندم از گفته‌ی باستان

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( آغاز داستان سیاوش ) :

ز گفتار دهقان چنین داستان تو برگوی و برخوان از باستان

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( در باره‌ی اشکانیان ) :

چنین گفت گوینده دهقان چاچ ...

 

یادداشت شماره 826                     آقای محمدجواد لاریجانی « 2 ریالی »تان خیلی     خیلی دیر افتاد

یادداشت شماره 826
                  

آقای محمدجواد لاریجانی « 2 ریالی »تان خیلی     خیلی دیر افتاد ؟!
                          به آمریکا سیگنال دادند که آچمزیم!
آقای محمدجواد لاریجانی به خبرنگار خبرگزاری تسنیم در باره‌ی واکنش جمهوری اسلامی به نقض آشکار برجام از سوی آمریکا گفت : « این اقدامی که دولت اعلام کرد [اشاره به نامه‌های رییس‌جمهور به وزیر امورخارجه و رئیس سازمان انرژی اتمی] ، اقدام متقابل علیه نقض برجام نبود ؛ بلکه اجرای برجام بود ! » .
وی افزود : « و این اصلاً خودش کار قشنگی نبود، برای صحنه‌ی بین‌المللی قشنگ نبود و دوباره سیگنال به آمریکا داده که ایرانی‌ها آچمز هستند و نمی‌توانند کاری کنند . همین سیگنال باعث شد آن‌ها باز پررویی کنند ؛ لذا خزانه‌داری آن‌ها اعلام کرد از لحظه‌ای که تحریم‌ها بازگردد تا 6 ماه کمپانی‌هایی که با ایران کار می‌کنند باید تسویه کنند، این خیلی گستاخی بود . این کمپانی‌ها که با ایران کار نمی‌کنند، صبر کرده بودند که آمریکا به آن‌ها چراغ سبز بدهد، حالا این کارشان بدتر از صد چراغ قرمز و در واقع پیام بود به دولت‌مردان ما که اگر خیلی از این حرف‌ها بزنید نهایتاً می‌روید شورای امنیت و تحریم‌هایتان کاملاً برمی‌گردد » .
آقای لاریجانی درباره‌ی نامه‌های آقای حسن روحانی به آقایان ظریف و صالحی برای پی‌گیری حقوقی نقض برجام توسط آمریکایی‌ها و طراحی پیشرانه‌های هسته‌ای و سوخت آن‌ها در ایران نیز گفت :
 « این‌ها که گفته شده هیچ کدام پاسخ نیست ؛ البته آن‌ها ، همین را هم انگولک خواهند کرد و جلوی آن را خواهند گرفت ؛ اما این ها پاسخی نیست که آمریکا را وادار به عقب‌نشینی از تمدید تحریم‌های ISA کند . آن‌ها هنوز معتقدند ما آچمز هستیم و این « احساس استیصال » بد‌ترین چیزی است که از ناحیه ما به آن ها منتقل شده است » .
آقای محمدجواد لاریجانی : چرا این همه دیر ؟! روزی که فرمان نرمش در برابر آمریکا صادر شد و کار را به این‌جا کشاند ، می‌بایست واکنش نشان می‌دادید ! روزی که که هم‌زمان با آغاز گفت‌وگوهای علنی پس از کمابیش دو سال مذاکرات محرمانه با آمریکا ، رییس‌جمهور اسلامی اعلام کرد « خزانه خالی است » ، می‌بایست واکنش نشان می‌دادید ! روزی که آقای روحانی برای افکندن طوق لعنت برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) فریاد برآورد که حل مساله‌ی آب‌خوردن مردم هم بستگی به برجام دارد ، می بایست واکنش نشان می‌دادید ! و ...
اکنون که کار از کار گذشته است ، این سخنان شما در حکم « نوحه‌ُسرایی » است ؟!  
آقای محمدجواد لاریجانی و آقایان محمدجواد لاریجانی‌ها ، تنها راه برون‌رفت از این « دام » ، همه‌پرسی ( رفراندوم ) و سپردن سرنوشت ملت و مردم به دست ملت و مردم است .
دوشنبه 20 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 825  /  انقلاب برای این بود ؟!    مشت اندکی از خروارها خروار

یادداشت شماره 825
                                       

   انقلاب برای این بود ؟!
                                    مشت اندکی از خروارها خروار
خطیب آدینه تهران :
 « اگر به مسئولی گفتند که آمار را دست‌کاری کن و او به اصول دین پایبند باشد ، می‌گوید : من دست به این آمار نمی‌برم حتا اگر اخراجم کنید » .
« یا اگر کسی به رسانه دست‌رسی دارد و به او بگویند : این دروغ را بنویس . اگر بگوید اهل دروغ نیستم حتا به بهای کم‌شدن مخاطبان ، نشان می‌دهد که مومن واقعی است » .
فاطمه دانشور عضو شورای اسلامی شهر تهران  :
« نزدیک به 400 چادر در اطراف حرم مطهر امام ( ره ) برپا شده که بی‌خانمان ها در آن اسکان دارند » .
ابوالفضل ابوترابی نماینده مردم نجف آباد از اجرای حکم ۴۰ ضربه شلاق تعزیری برای یکی از خبرنگاران نجف آبادی ابراز تأسف کرد و گفت :
« این که یک خبرنگار آمار ۸ موتورسیکلت توقیفی را ۳۵ دستگاه اعلام کند با توجه به تفاوت فاحش بسیاری از آمارهای مطرح در صحنه‌ی سیاست و مدیریت کشور ، چندان مهم به نظر نرسیده و در نظر گرفتن مجازات ۴۰ ضربه شلاق به اتهام نشر اکاذیب را در شأن نظام نمی دانم » .
خبرگزاری تابناک شاکی پرونده را نیروی انتظامی عنوان کرده است
راستی را ، برای برپایی چنین نظاماتی ، نیاز به انقلاب بود ؟!
یک‌شنبه 19 دی ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 824               « فتح‌الفتوح » جمهوری اسلامی از زبان خصم

یادداشت شماره 824
    

« فتح‌الفتوح » جمهوری اسلامی از زبان خصم
به گزارش خبرگزاری فارس « جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا در یادداشتی که به مناسبت نزدیک شدن به روزهای پایانی حضور در کابینه آمریکا نوشته، بارها از ایران نام برده است ...
بخش مربوط به ایران با این تیتر [ سرخط ] آغاز شده است : « ایران را به روشی قابل راستی‌آزمایی، از دست‌یابی به سلاح هسته‌ای ، بازداشتیم » .
جان‌کری گفته که ایران در مسیر ساخت بمب اتم بود و « جامعه جهانی بر سر این‌که چگونه با این تهدید فزاینده برخورد کند، اختلاف‌نظر داشت ... ایالات متحده طیف گسترده‌ای از گزینه‌ها را روی میز و در دست‌رس داشت ولی می‌دانستیم که گزینه دیپلماتیک، ماندگارترین اثر را داشت [ دارد ] ... »
در این مسیر، ابتدا واشنگتن به سختی توانست دنیا و از جمله روسیه و چین را برای اعمال رژیم تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران، بسیج کند « تا محاسبات ایرانیان را بر هم بزنیم » .
جان‌کری می‌نویسد : در این مسیر، کنگره هم به دولت آمریکا کمک شایانی کرد . زیرا با گسترده‌ترکردن تحریم‌های یک‌جانبه‌ی آمریکا علیه ایران و کمک به آوردن مذاکره‌کنندگان ایرانی در پای میز، موافقت کرده است .
رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا نوشته که البته تحریم‌ها هیچ‌گاه نمی‌توانسته برنامه هسته‌ای ایران را از نفس بیاندازد زیرا با شروع اعمال آنها، ایران 19 هزار سانتریفیوژ پیش‌رفته را به کار گرفت.
جان کری در ادامه به « دسترسی به [مقامات] ایران از طریق کانال‌های دوجانبه » و دو سال و نیم مذاکرات چندجانبه‌ی جدی پرداخته و آن را زمینه‌ساز اعلان برجام دانسته است.
کری در توصیف مزایای برجام نوشته است : ایران پیش از برجام می‌توانسته ظرف 90 روز، بمب اتم بسازد اما اکنون « به محض سرپیچی ایرانیان از تعهدات برجامی خود ، ما می‌فهمیم و وقت کافی برای اقدام خواهیم داشت » .
هم چنین جان‌کری می‌نویسد : « ایرانیان خود قلب راکتور اراک را بیرون کشیدند و آن را با سیمان پر کردند تا مطمئن شویم که دیگر قابل استفاده نیست » .
کری نوشته که برداشته شدن تحریم‌های هسته‌ای « بختِ آینده‌ای بهتر را برای مردم ایران ایجاد کرده است » .
وزیر کابینه اوباما ادامه داد : « در مورد دولت ایران، ما به آن‌ها به صراحت گفته‌ایم که برای [ایجاد] آینده‌ای متفاوت آماده‌ایم به شرطی که بسیاری از سیاست‌های مخالفت‌برانگیز خود را تغییر دهد » .
در این نامه هم چنین آمده است : « روابطمان با ایران بسیار مناقشه‌برانگیز خواهد ماند و ما باید اعمال فشار را بر ایران حفظ کنیم تا بتوانیم برنامه موشکی ایران را عقب بنشانیم » .
در ادامه می‌خوانیم : « اهداف دیگر ما، فشار بر ایران برای دست کشیدن از حمایت تروریست‌ها، پایان دادن به بی‌توجهی به حقوق‌بشر و توقف مداخله‌ی ثبات‌زدایانه در امور همسایگانش است » .
راستی را ، برای به دست آوردن این پیروزی بزرگ ، می‌بایست « نرمش قهرمانانه » می‌کردند ، ساز و دهل و رقص و پای‌کوبی می‌نمودند ، « پهلوانان هسته‌ای » را وارد گود مبارزه می‌کردند و سرانجام « فتح‌الفتوح » را در عرض 20 دقیقه به تصویب مجلس شورای اسلامی می‌رسانیدند و ...
شنبه 18 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

یادداشت شماره 823  /  برجامِ بدفرجام

یادداشت شماره 823
                                           

برجامِ بدفرجام
عاقدان برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) یا « ترکمان‌چای هسته‌ای ) ، برای قبولاندن آن به ملت و مردم ایران ، این دروغ را می‌پراکندند که با دستیه‌کردن ( امضای ) این قرارداد ، « سایه‌ی جنگ را از سر ملت ایران دور کردیم » ؟!
با دستینه‌کردن و تحمیل ننگین‌ترین قراردادِ  همه‌ی تاریخ ایران ( با توجه به شرایط زمان و توان و ناتوانی ایران ) بر ملت و مردم ایران ، نه تنها همه‌ی دست‌‌‌آوردهای هسته‌ای مردم ایران را به دست خود و باهزینه از خزانه‌ی ملت ایران نابود کردند ؛ بلکه امکان پدآفند بازدارنده را نیز از ملت ایران سلب نمودند .
 با ساز و دهل و رقص و پای‌کوبی ، سامانه‌های گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) را اسقاط کردند و قلب واکنشگر ( رآکتور ) آب‌سنگین اراک را به دست علی‌اکبر صالحی رییس سازمان انرژی و « پهلوان هسته‌ای جمهوری اسلامی » بتون ریختند تا گفته‌ی ُاستاد ُاستادان زمانه ، سعدی شیراز را « جان‌بخشی » نمایند :
شنیدم گوسفندی را بزرگی / رهانید از دهان و چنگ گرگی
شبان‌گه ، کارد بر حلقش بمالید / روان گوسفند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ربودی / چو دیدم عاقبت گرگم تو بودی
به دنبال تکمیل « نرمش قهرمانه » و نابودی همه‌ی دست‌آوردهای هسته‌ای فرزندان این سرزمین به سودای واهی چند روز حکومت بیش‌تر ، روز 5 ژانویه 2017  ( 16 دی‌ماه 1395 )  در آغاز به کار صد و پانزدهمین کنگره‌ی آمریکا، پیش‌نویس دو قطع‌نامه‌ی ضد ایرانی تسلیم دو کمیته‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی سنا و مجلس نمایندگان گردید :
قطع‌نامه‌ی مشترک درباره‌ی مجوز استفاده از نیروهای مسلح آمریکا برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای از سوی « السی هستینگ » نماینده‌ی دموکرات کنگره و عضوکمیسیون امنیت و هم‌کاری اروپا ـ کمیسیون هلیسینکی ـ به کمیته‌ی روابط خارجی مجلس نمایندگان ارائه شد. در پیش‌نویس این قطع‌نامه آمده است : « صداقت ایران در صرف‌نظر کردن از ساخت جنگ‌افزار هسته‌ای دلیل موجهی برای نگرانی را ایجاد کرده است ... ایالات متحده آمریکا باید هرآن‌چه را که لازم است  انجام دهد تا اطمینان یابد که همه‌ی راه‌های ایران برای دست‌یابی به جنگ‌افزار هسته‌ای ، بسته شده است.
در بخش دیگری از این قطع‌نامه آمده است : « رییس جمهوری این اختیار را دارد تا هر زمانی که در مسیر هدف جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح اتمی لازم و مناسب تشخیص دهد ، از نیروهای مسلح ایالات متحده استفاده کند ».
هم‌چنین « دین هلر سناتور » جمهوری‌خواه و عضو کمیته مالی سنا نیز پیش‌نویس طرح « تحریم ایران در رابطه با برنامه موشک‌های بالیستیک» را به کمیته‌ی امور بانکی سنا تسلیم کرد .
این است دست‌آورد « آفتاب تابان » ، « فتح‌الفتوح » ، « زانو زدن جهان برابر جمهوری اسلامی » و دگر ژاژخوایی‌های رییس‌جمهور اسلامی و پهلوانان هسته‌ای جمهوری اسلامی .
آقایان : شما ، دست‌بسته ملت و مردم ایران را تسلیم کردید . شرم کنید و کنار بروید و اجازه دهید تا ملت و مردم ایران ، سرنوشت خود را در دست گیرد .
آدینه 17 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 822  /لانه‌های آشکار « موریانه‌های فساد » : از بدهکاران بالای1000 میلی

یادداشت شماره 822
                     

   لانه‌های آشکار « موریانه‌های فساد » :
                از بدهکاران بالای1000 میلیارد تومانی تا « گور‌خواب »ها
پس از گذشت سال‌ها ، دیروز دادستان تهران از توافق بانک مرکزی با دادستانی تهران برای معرفی « ابر بدهکاران » به دادسرا خبر داد و تصریح کرد : « در جلسه‌ای که هفته پیش با رئیس کل بانک مرکزی در دادستانی تهران برگزار شد از رئیس کل بانک مرکزی خواسته شد بدهکاران کلان بانکی که بالای هزار میلیارد [ یک تریلیارد ] تومان بدهی دارند ، به دادستانی  معرفی شوند » . حال انجام این معرفی تاکی به درازا خواهد کشید و سپس چه خواهد شد ، بماند ؟!
این بدن معناست که غارتگران زیر 1000 میلیارد (یک تریلیارد ) تومان تا موج « گورخوابی » دیگر ، از هرگونه پیگرد قانونی معاف‌اند و هم‌چنان در زمره‌ی « ذخایر » قرار خواهند داشت .
این در حالی است که فرزندان این سرزمین برای گرفتن 10 میلیون تومان وام عروسی یا یکصد هزارم مبلغی را که یک‌تن از « ابر بدهکاران بانکی » خورده است ، باید ماه‌ها و شاید سال‌ها ، پشت باجه‌های بانک‌هایی که به راحتی وام‌های کلان داده‌اند ، معطل بمانند ؟!
این در حالی است که مادران و پدران این سرزمین که در دام فقر و اعتیاد برخاسته از « فساد گسترده » ، بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی و حتا در مواردی دخالت آشکار مسئولان جمهوری اسلامی ، افتاده‌اند ، باید سرانجام به دلیل نداشتن چند صدهزار تومان ودیعه‌ی اجاره ، با « گورخوابی » خود را « زنده به‌گور » کنند ؟!
این در حالی است که مسئولان دولت جمهوری اسلامی به جای اظهار کم‌ترین شرم و سرشکستگی از حاصل کار و حکومت خود ، با دست‌یازیدن به زشت‌ترین روش‌های فاشیستیِ برآمده از تفکرِ « نئولیبرالیستی » حاکم بر دولت جمهوری اسلامی ، خواستار « عقیم‌سازی » جنایت‌های خود می‌‌شوند ؟!    
دادستان تهران ، هم‌چنین ، ضمن هشدار نسبت به شکل‌گیری یک فساد پنهان از طریق سوءاستفاده از فرزندان برخی مسؤلان تصریح کرد : « این بدهکار بانکی هم‌چنین از نفوذ فرزندان برخی مسؤلان [ معروف به « آقازاده »‌ها ] استفاده می‌کردند و حداقل فرزندان 4 مسؤل را در شرکت‌¬های خود به کار گرفته و با استفاده از نفوذ آن‌ها مرتکب جرم شده است ».
آقاها و آقازاده‌ها ، جزو همان اقلیتی هستند که در خانه ها و آپارتمان‌های 60 ـ50 میلیارد تومانی زندگی می‌‌کنند ، خودروهای چندمیلیارد تومانی سوار می‌شوند و ... ؟!
جعفری دولت‌آبادی که هفته گذشته در جلسه شورای معاونین از بازداشت یکی از بدهکاران بزرگ بانکی خبر داده بود در این جلسه به واکاوی ابعاد پرونده این فرد اشاره کرد و افزود : « مطابق تحقیقاتی که از متهم (م. ج) انجام شده مشخص شد اکثر شرکت‌های این فرد صوری بوده و به اذعان وی با همراهی اقوامش چندین شرکت صوری ایجاد کرده و در پوشش این شرکت‌ها از بانک سرمایه وام دریافته کرده بود این بدهکار بانکی هم‌چنین مدعی است تمام وام‌هایی که در پوشش شرکت‌های صوری از بانک گرفته در واردات فرآورده‌های گوشتی و دامی هزینه کرده و با ضرر همراه بوده است » .
این حالی‌است که به گفته‌ی معاون توسعه‌ی روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری ، میانگین مصرف گوشت سالانه‌ی محرومان به 1600 گرم رسیده است یعنی روزانه تنها 4.38 گرم  ( البته آن هم ، پیش از گرانی‌های اخیر گوشت) ؟!
دادستان تهران افزود ... افزایش مطالبات بانک‌ها از بدهکاران که بیش از 100 هزار میلیارد [ 100 تریلیارد ] تومان است و نشان می‌دهد ، بانک‌ها باید این شیوه را تغییر دهند .
جعفری دولت‌آبادی عدم اعطای وام غیر واقعی و مطالبه‌گری برای وصول وام‌ها از سوی بانک مرکزی را مورد تأکید قرار داد و با نامطلوب دانستن رویه برخی بانک‌ها در مماشات با بدهکاران بانکی تصریح کرد : « بانک سرمایه به یکی از بدهکاران بانکی برای تسویه حساب 5 سال مهلت داده در حالی که همه اسناد ارائه شده از سوی این فرد برای دریافت وام صوری بوده است و این‌گونه می‌شود که فساد گسترش می‌یابد » .
راستی را یا به گفته‌ی دیگر « شهدالله » که برای ایجاد چنین نظاماتی ، نیازی به انقلاب نبود . همه‌ی این مفاسد ؛ البته در اندازه های کوچک‌تر ، در رژیم پیشین هم وجود داشتند ؟!
چهار‌شنبه ـ 15 دی‌ماه1395

 

یادداشت شماره 121  / اگر راست باشد که هست ؛ « وای وای » بر ملت و مردم ایران

یادداشت شماره 121
   

اگر راست باشد که هست ؛ « وای وای » بر ملت و مردم ایران
برنامه « متن و حاشیه » شنبه شب ( 11 دی ماه 1395 ) با حضور ‌‌‌ آقایان «حسین شریعتمداری» مدیر مسئول روزنامه کیهان و « مصطفی کواکبیان » نماینده تهران و عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی از شبکه 3 پخش شد .
آقای شریعتمداری در آغاز این مناظره در پاسخ به پرسشی درباره نامه اخیر 30 نفر به ترامپ برای اعمال تحریم‌ها علیه ایران،گفت : « این 30 نفری که به رئیس جمهور جدید آمریکا نامه نوشتند افراد خیلی دم دستی هستند و در حد و اندازه  قد و قواره‌ای نیستند که برای اقدام‌شان انگیزه خاصی تعریف کنیم ... »
وی افزود : « این ماجرا ریشه دیگری دارد و بسیار گسترده‌تر و مهم‌تر از این موضوع است که به نظرم بهتر است بیش تر به آن مسئله توجه کنیم ... آقای مهدی هاشمی فرزند هاشمی رفسنجانی [ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ] که از مسئولان عالی‌رتبه‌ی نظام هستند ، نوار صوتی دارند که در آن نوار صوتی با یکی از همکاران‌شان تماس می‌گیرند و وقتی می‌بینند که او قرار است از محل زندگی‌اش به واشنگتن برود ، از او می‌خواهند حتماً با خزانه‌داری آمریکا تماس بگیرد تا تحریم‌ها علیه ایران افزایش یابد . هم نوار صوتی این مکالمه وجود دارد و هم آن طرف مقابل این مساله را مطرح کرده است ».
آقای حسین شریعتمداری هم‌چنین تأکید کرد : تعدادی از همین افراد اصلی که ... از اوباما درخواست می‌کنند که تحریم‌های شدیدتری را علیه ایران اعمال کند . واژه‌ تحریم‌های فلج‌کننده از داخل کشور مطرح شده بود . آقای سفیر وقت اتریش در ایران با تعجب می‌گوید این دو رئیس جمهور اسبق ایران در ملاقات با بنده خواستند که غرب در شیپور تقلب و نقض حقوق بشر در ایران بدمد » .
اگر این سخنان راست باشد که تا امروز ( 14 دی‌ماه 1395 ) تکذیب نشده است و باید راست باشد ، راستی را ، « وای وای » بر ملت و مردم ایران که برگزیدگان نظام و حاصل مهندسی‌های نظام که بر کرسی‌های ریاست جمهوری نشانده می‌شوند ، برای ضربه‌زدن به ملت و مردم ایران ، دست به دامان سفیر و سفیران بیگانه می‌گردند ؟!
چپاول‌گران ، « ذخایر نظام » نامیده می‌شوند و خائنانِ دریوزه‌گرِ سفارت‌خانه‌های بیگانه « رییس‌جمهوران نظام » ؟!
« تو خود ، حدیث مفصل بخوان ازین مجمل » . راستی را ، وای و بازهم وای ، بر ملت و مردم ایران .
سه‌شنبه 14 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 820   /  پاک کردن صورت مساله ، به شیوه‌ی فاشیستی

یادداشت شماره 820
                

پاک کردن صورت مساله ، به شیوه‌ی فاشیستی
پس از بانو شهین مولاوردی معاون رییس جمهور ، یکی دیگر از زیردستان رییس‌جمهور نیز خواستار عقیم‌سازی بانوانی گردید که درسایه‌ی این دولت و دولت‌های پیشین در دامِ نداری ، اعتیاد و بی‌خانمانی دچار شده‌اند . یعنی « فاشیستی »ترین روشن ممکن ، برای حل مساله‌ ؟!
در این راستا پس از سخنان دو روز پیش شهین مولاوردی معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده ، مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استان‌داری تهران نیز دیروز برای تنها نماندن این بانوی محترمه در این کارزار فاشیستی ، وارد گود شد . مدیرکل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران می‌گوید : « باید با پروژه قانع کردن زنان کارتن‌خواب، عقیم‌سازی صورت گیرد تا جلوی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی گرفته شود ».
 سیاوش شهریور، مدیرکل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران، درباره « عقیم‌سازی کارتن‌خواب‌ها » که این روزها انتقادهای زیادی را به دنبال داشته است، به خبرگزاری ایلنا گفت : « چند موضوع را باید به عنوان پیش‌زمینه این اقدام در نظر گرفت؛ نخست آنکه براساس قوانین کشور و به لحاظ حقوقی هیچ‌کس اجازه ندارد این کار را انجام دهد. اگر خانم مولاوردی هم چنین بحثی را مطرح کرده که با رضایت زنان کارتن‌خواب این کار صورت بگیرد، به این دلیل است که در شهر تهران زنانی وجود دارند که معتاد، کارتن‌خواب و تن‌فروش هستند » .
مدیرکل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران با اشاره به این‌که این زنان علاوه بر توزیع موادمخدر، خودشان هم مصرف می‌کنند و به روسپی‌گری نیز مشغول هستند، افزود : « بالای ۲۰ درصد این زنان ایدز دارند و انواع و اقسام بیماری را گسترش می‌دهند » . وی ادامه داد : « برخی از این زنان علاوه بر اعتیاد و کارتن‌خوابی و توسعه فحشا، بچه تولید می‌کنند و چون بچه‌ها سرپرست ندارند، به فروش می‌رسند » ...
مدیرکل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران با بیان این مطلب که بخشی از واقعیت جامعه را نمی‌توان به صورت علنی گفت ، عنوان کرد : « چه اتفاقی در زیر پوست این شهر ، در حال رخ دادن است »؟!
دیدگاه‌های معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده و مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استان‌داری تهران ، نشان‌گر روح فاشیستی و پاک کردن صورت مساله در دولت است . به جای برخورد منطقی با پدیده‌های اجتماعی و ریشه‌یابی آن یعنی بررسی محصولی که تولیدِ کارخانه‌ای به نام دولت است ، با دست‌یازیدن به روش‌های فاشیستی و ضد انسانی و ضد بشری ، به جای ریشه‌یابی ، در پی پاک کردن صورت مساله هستند .
آقای سیاوش شهریور و آقایان سیاوس شهریورها : آن بخشِ از واقعیت‌های اجتماع را که همه می‌بینند و همه‌می‌دانند و نیز آن « بخشی از واقعیت های جامعه را [ که ] نمی‌توان به صورت علنی گفت» ، دست‌اورد بسیار زشت و تلح این دولت و دولت‌های پیشین است . انگشت اتهام به سوی قربانیان دولت‌مداری زشت و تلخ خود دراز نکنید . مسئول همه‌ی این فساد و زشتی‌های آشکار جامعه و آن بخش از فساد و زشتی‌های جامعه که « نمی‌توان به صورت علنی گفت » دولت کنونی و دولت‌های پیشین هستند .
دوشنبه 13 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 819 /    شیطان می‌دهد برکت به این کسب ضعیف

یادداشت شماره 819
                     

شیطان می‌دهد برکت به این کسب ضعیف
در آستانه‌ی وارد کردنِ دولت یازدهم ، با ترساندن مردم از « قحطی در پیش روی » و نیز به میدان آوردن « جمشید بسم‌الله » ، با فروکاستن شدید از ارزش پول ملی ، هر دلار آمریکا را به نزدیک 4 هزار تومان رسانیدند که سپس با اندک کاهش به کمابیش سه هزار و چند صد تومان رسید . این بار نیز در آستانه‌ی انتخابات ، با افزایش بهای دلار در بودجه ، چراغ سبز افزایش نرخ آن را در بازار روشن کردند .
بارها گفته شده است و مساله‌ی محرمانه و پنهانی نیست که مدعیان اداره‌ی کشور در این 37 سال ، تنها و تنها با کاستن از ارزش ریال و افزودن بر نرخ دلار و در نتیجه به دست آوردن « ریال » بیش‌تر از صادرات نفت و دیگر درآمدهای ارزی ، توانسته اند چرخ امور را با « لنگی و کندی » بگردانند .
به دنبال شعله‌ور ساختن بهای دلار و به پیروی از آن دیگر ارزها و حتا پول کشور ورشکسته‌ای مانند ترکیه و ... ، وزیر امور اقتصادی و دارایی کوشید تا با واژگان تو خالی ،  دولت را از اتهام‌ِ کسبِ درآمد از گران‌کردن ارز برای پرداخت های جاری ، تبرئه کند .
 وی دیروز در نشست کمیسیون اقتصاد گفت : « حداقل در این مقطع زمانی آثار افزایش درآمد ناشی از نرخ ارز برای دولت اصلا مطرح نیست و رئیس جمهور،‌ وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه هیچ کدام به ارز به عنوان منبع درآمد نگاه نمی کنند ».
 طیب‌نیا افزود : « نمی‌گویم در بدنه دولت گرایشی به این موضوع نیست ؛ اما برای دولت بحث آثار درآمدی آن اصلا مطرح نیست ».
وزیر امور اقتصادی و دارایی ، به روشنی می‌گوید « حداقل در این مقطع زمانی آثار افزایش درآمد ناشی از نرخ ارز برای دولت اصلا مطرح نیست » . این خود اقرا صریح به مطرح بودن « این درآمد » از راه تخریب پول ملی و کل اقتصادِ ملی است . و جالب این که او می‌خواهد در این میان به گونه‌ای خود و رییس خود را تبرئه کند ؛ والا خستو می‌شود که « نمی‌گویم در بدنه‌ی دولت گرایش به این موضوع نیست » ؟!
سرانجام کمیسیون نیز به فروکاستن بیش‌تر از ارزش پول ملی تن در می‌دهد و رییس کمیسیون اعلام می‌کند که : دولت مصمم به رساندن قیمت دلار به 3800 است
بدین سان با فروکاستن چند صد تومانی از ارزش پول ملی و در نتیجه ایجاد درآمد چند صد تومانی از راه افزایش نرخ دلار و به دنبال آن همه‌ی ارزها ، امکان اداره‌ی امور را فراهم کردند : تا روز دیگر و افزایش نرخ دلار دیگر ؟!
یک‌شنبه 12 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 818 /   تخریب نیست ! آینه‌داری است ؟!

یادداشت شماره 818
                    

تخریب نیست ! آینه‌داری است ؟!
شهین دخت مولاوردی معاون رییس جمهور ( سرمشق‌نویس بد از سرمشق بانو ایندرا گاندی در زمینه‌ی « عقیم‌سازی » ) مدعی شد که 3000«  سایت [ دیدارگاه / تارنما ] با بودجه‌ی 10 هزار میلیار ریالی در فضای مجازی به تخریب دولت مشغول‌اند » .
سال‌های دور در رویه یکم یا دوم کتاب پایه‌ی یکم ابتدایی ، این جمله به چشم می‌خورد : « ای بیچاره از کجا آمده‌ای خرابه‌های ری نزدیک تهران است » . با ید به عرض این متنعم از خوان گسترده‌ی دولت برسانم که « خرابه » را نیازی به « تخریب » نیست ؛ بلکه آن‌چه در اجتماع می‌گذرد ( از صف نان گرفته تا خواربار‌فروشی تا درون تاکسی ، اتوبوس و مترو و نیز به تبع آن در فضای مجازی و ... تنها « آینه‌داری » است که چهره‌ی زشت « لانه‌ی موریانه » را نشان می‌دهد والا « خرابه » را نیازی به « تخریب » نیست ؟!
فساد و تباهی و نگاه ضد‌انسانی به اکثریت مردم کشور یعنی « کم‌درآمد »ها از دوران سردارسازندگی آغاز گردید ، در دوران نوچه‌ی سردارِسازندگی یعنی دولت یازدهم با شدت بیش‌تری پی‌گرفته شد . به گونه‌ای که رییس دوم بانو مولاوردی یعنی معاون اول رییس‌جمهور می‌گوید : موریانه فساد پایه‌های رژیم را می‌خورد . و رفته‌رفته در اثر نگاه نئو‌لیبرالی سرمایه‌سالاری جهانی ، بی‌خانمان درست شد ؛ بی‌خانمان‌ها ، کارتون‌خواب شدند و سپس کارتون خواب‌ها ، « گور‌خواب » گردیدند .
آری بانویی که به برکت « خون‌شهیدان » به آلاف و الوف رسیده‌اید ، بر خودروی دولتی سوارید و چند تن باید به عناون جان‌دار ( بادی‌گارد ) برای امرارِ معاش در صورت لزوم جان خود را سپر زندگی شما قرار دهند ، حقوق‌های آن‌چنانی می‌گیرند ، صاحب خانه ، ویلا و ... شده‌اید ؛ آری شما و مانند شما ، باید هم فریاد « وا دولتا » سر دهید و برای حل مساله‌ی گورخوابی ، پیشنهاد پاک کردن صورت مساله یعنی عقیم‌سازی بانوان محترم و شریفی را بدهید که در اثر سوءسیاست و « دانم کاری » های رییس و رییسان شما و مانند شما ، دچار اعتیاد و در نتیجه بی‌خانمانی و در نتیجه « کارتن‌خوابی » و سپس « گورخوابی » شده‌اند .
دیروز هم همین پرسش را مطرح کردم ك چه خوب است شما بانو شهین مولاوردی معاون رییس‌جمهور به آن پرسش دهید . در رژیم پیشین شایع بود که مواد مخدر و به ویژه هرویین را اشرف خواهر توامان شاه به کشور وارد می‌کند ! در این رژیم ، چندین و چند برابر آن را کدام خواهر توامان شاه وارد می‌کنید .
به جای فرافکنی ، شرم کنید و برای نشان دادن شرم خود ، کنار بروید !
شنبه 11 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 817 /  سرشکستگی دیگر برای دستگاه ناتوان دیپلماسی    جمهوری اسلامی

یادداشت شماره 817
          

سرشکستگی دیگر برای دستگاه ناتوان دیپلماسی    جمهوری اسلامی
                  به گزارش نسیم آنلاین ، فرماندهی کل ارتش و نیروهای مسلح سوریه با صدور بیانیه ای اعلام کرد آتش بس کامل و توقف درگیری‌ها
                  از نیمه شب پنجشنبه آغاز شده است . این آتش‌بس با میانجی‌گری ترکیه و روسیه منعقد شده و این دو کشور خود را به عنوان ضامن
                  اجرای آن معرفی کرده‌اند.
                 ساعتی قبل از نیمه شب (به وقت تهران) ، «بشار اسد» رئیس‌جمهور سوریه با «ولادیمیر پوتین» همتای روس خود تلفنی گفت‌وگو کرد و
                 از آمادگی خود و نیروهای تحت امرش برای اجرای آتش‌بس خبر داد.
                با وجود کشیدن بار اصلی پایداری در سوریه از سوی ایران ، بر اثر ناتوانی و نا آگاهی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ، از بازی کنار
                گذاشته شد و ترکیه به عنوان حامی اصلی تروریسم در منطقه ، در کنار روسیه ، باز‌ی‌گران اصلی در سوریه شدند .
               در قاموس دستگاه دیپلماسی روحانی ـ ظریف تنها « دادن » یا شکست و سرافکندگی ، مفهوم دارد و این دستگاه با مفاهیم « گرفتن »
               یا پیروزی ، بیگانه‌اند . نمونه‌ی آن از دست دادن همه چیز در مساله‌ی « برجام » ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت
               ملت و مردم ایران ) در برابر قولِ بی‌ارزش یک « یانکی » است .
               اکنون نیز نیر بر اثرِ جبن ، نادانی ، خود‌باختگی و عدم درک و آشنایی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی با مفاهیم منافع ملی ، قرار است
              ملت و مردم ایران در مساله‌ی سوریه نیز تاوان آن را بپردازد .
              در این میان بسیاری از دیده‌بانان مسایل ایران در شگفت اند که این  شکست‌ها و ناکامی‌ها در صحنه‌ی جهانی ، تنها و تنها از سرِ ندانم کاری
             است یا فرآیند آگاهانه‌ی « دانم کاری » ؟!
             دل‌جویی رییس کمیسیون امنیت‌ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی پس از افشای سخنان محمدجواد ظریف ( پهلوان هسته‌ای )
             در نشست این کمیسیون و اقرار وی به اشتباه ، بسیاری را به این نتیجه ‌رسانده است که ندانم‌کاری در میان نیست و این همه شکست و خواری
             بر اثر « دانم‌کاری » است ؟!
             آدینه 10 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

بانو پوران فرخ‌زاد در گذشت

بانو پوران فرخ‌زاد در گذشت


              بانو پوران فرخ‌زاد ، پژوهش‌گر ، نویسنده ، شاعر و مترجم ایران‌دوست و میهن‌پرست ، بامداد روز پنج‌شنبه نهم دی‌ماه 1395 در گذشت .
              با درگذشت پوران فرخ‌زاد ، میهن‌مان ، پژوهنده ، نویسنده ، شاعر و مترجمی توانا و ایران‌پرست را از دست داد .
              از مهم‌ترین آثار ماندگار پوران فرخ‌‌زاد ، می‌توان به آثار زیر اشاره کرد :
            دانش‌نامه زنان فرهنگ‌ساز ایران و جهان در دو جلد با سرخط « زن از کتیبه تا تاریخ »
            کارنمای زنان کارای ایرانی ( از دیروز تا امروز )
  اوهام سرخ شقایق : برگزینی از اشعار زنان زمان
          زنان همیشه : گزیده اشعار کلاسیک، نیمایی و آزاد شاعران زن ایران (1380 – 1330 )
  نیمه‌های ناتمام : سیری در شعر زنان از رابعه تا فروغ
  ٔکارنامه‌‌ی به دروغ : جستاری نو در شناخت اسکندر مغانی از الکساندر مقدونی
  و ...
  اثر بسیار مهم زنده‌یاد پوران فرخ زاد که پروانه‌ی نشر برای آن صادر نشده است ، پژوهشی است در باره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آیین مهر یا میترایسم با سرخط :
  مهره‌ی مهر (پژوهشی درباره‌ی میترائیسم در ایران )
  و نیز مقاله های بسیار برای روشن سازی گوشه‌های تاریخ ایران
          یادش گرامی است ، راهش پر رهرو و روانش به سپنتامینو
           از سوی یاران و هم اندیشان : هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 816 /   از قاهره‌ی آن روز تا تهران امروز

یادداشت شماره 816
                    

  از قاهره‌ی آن روز تا تهران امروز
در دهه‌ی شصت خورشیدی در قالب یک گشت ( تور ) به قاهره سفر کردم . مردم سخت فقیر بودند و کشور فقیرتر .
 پس از بازدید از هرم‌های سه‌گانه و سردیس یا تندیس ابوالهول ، موزه‌ی قاهره و ... راننده‌ی تاکسی پیشنهاد کرد که از گورستان بزرگ و قدیمی قاهره نیز بازدید کنم . پیشنهاد ایشان را پذیرفتم . گورستانی بود بسیار بزرگ ، با شاید چند هزار مقبره که هر مقبره با توجه به بزرگی آن ، خانه  و کاشانه‌‌ی چندین خانوار . راستی را ، سخت تکان دهنده بود .
در آن لحظه ، هرگز این که چندسال بعد براثر ندانم‌کاری ها و یا به باور من « دانم‌کاری »ها و غلبه اندیشه‌‌‌ی کاملِ روح اشرافی‌گری بر حکومت جمهوری اسلامی ، با این رخداد ( آن هم ، در شکل بدوی آن ) در کنار تهران روبرو خواهم شد ، حتا از خاطرم نیز خطور نکرد ؟! در حالی که امروز این پدیده ، می‌تواند مقصد گردش‌گران خارجی نیز باشد ؟!
در جایی که چپاول گران و نجومی‌بگیران « ذخایر نظام » نامیده می‌شوند و دیوان عدالت اداری با تفسیر « من‌درآوردی » با برخورداری از روح اشرافی‌گری ، اجازه ورود « خودروهای لوکس » را قانونی و مباح و شرعی می‌کند ، باید فرزندان این ملت ، مادران و پدران این ملت ، به دلیل فقر و بی‌کاری و اعتیاد و نداشتن سرپناه ، در « گور » بخوابند .
در رژیم پیشین شایع بود که مواد مخدر و به ویژه هروئین را اشرف خواهر دو قلوی شاه وارد می‌کند و مردم به این باور رسیده بودند که با اخراج اشرف ، ریشه مواد مخدر نیز در کشور خشکانده خواهد شد . امروز پرسش این است این حجم واردات صدها برابر مواد مخدر را کدام خواهر شاه وارد می‌کند ؟!
پیش از آن که کشور را به ورطه‌ی کامل سقوط بکشانید ، از راه همه‌پرسی ( رفراندوم ) اختیار ملک و ملت را به ملت و مردم ایران بسپارید . فردا خیلی دیر است ؟!
چهارشنبه 9 دیماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 815   /  راستی را که ننگتان باد !

یادداشت شماره 815

                             

   راستی را که ننگتان باد !

راستی را ننگتان باد . راستی را ، مردم برای آن انقلاب کردند که چنین جامعه‌ی طبقاتی با اشرافی‌گریِ به چشم ندیده در تاریخ ایران و فقر و سیه‌روزی دیده نشده در تاریخ ایران ، برپا کنند که در یک سوی آن بی‌خانمانان ، به « گور » پناه ببرند و بهره‌مندان از نظام بر خودروهای 6-5 میلیارد تومانی سوار شوند و در کاشانه ( آپارتمان )های 400 و 500 و 600 و حتا هزارمترمربعی بیش‌تر زندگی کنند . کاشانه‌هایی که بهای هرمتر مربع آن بیش از 50  میلیون تومان است ؟! چپاول‌گران و غارت‌گران دارایی‌های مردم را « ذخایر نظام » بنامند و آفتابه‌دزد‌ها را « به جنایت برند » ؟!

آقایان سرمست از باده‌ی قدرت و حکومت ! گمان می‌کنید که مردم ایران برای آن انقلاب کردند که برای اولین بار در تاریخ این سرزمین ، درِ « خانه‌ی خدا » یعنی مسجد‌ها و حتا امامزاده‌ها و تکیه‌ها را در شب ببندند ؟! تا نتوانند سرپناهی و جای خوابی برای مسافران ، رهگذران و بی‌خانه‌مانان  باشد ؟! البته آن هم با نام دین و اسلام ؟!

راستی را که ننگتان باد که آرمان‌های عدالت‌طلب ملتی را به بازیچه گرفتید و باورهای راستین مردم را وسیله‌ی حکومت و حکم‌رانی قرار دادید و کار را به جایی کشاندید که برخی هم میهنان ما که شما مقصر بی‌خانمانی ، اعتیاد و فقر و تیره‌روزی آنان هستید ، برای در امان ماندن از سرما ، به « گور»ها پناه برده‌اند ؟! چشم دارید ؛ اما نمی‌بینید و گوش دارید ؛ اما نمی‌شنوید ؟! گزارش این دختر ایرانی را بخوانید و شرم کنید . این غرش تندر خشم مردم است !

مریم روستایی در روزنامه شهروند نوشت : خیلی که هوا سرد می‌شود، دنبال چوب می‌گردند برای درست‌کردن آتش و گرم‌شدن در گور‌هایی که پایان زندگیست برای همه، اما برای این‌ها شده سرآغاز و سرپناه . زن، مرد و کودک؛ کارتن‌خواب‌ هایی که در قبر نشسته می‌خوابند.

« دیگه این‌جا چوب هم برای آتیش‌زدن، پیدا نمی‌شه» این را یکی از میهمان‌های ناخوانده این اتاق‌های تاریک و باریک می‌گوید.

یک ماهی می‌شود که سرما کارتن‌خواب‌ها را راهی کرده تا اطراف و درون گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه‌ی شهریار ساکن شوند . عده‌ای درون گورستان و در قبرهای از پیش آماده شده و چندین خانواده در اطراف گورستان، در منطقه بلوک‌زنی و زیرکانال ، در چادر زندگی می‌کنند .

 در درون گورستان ٣٠٠ گور از پیش آماده وجود دارد که ۵٠‌ کارتن‌خواب ، دست کم ٢٠ گور را اشغال کرده‌اند. در هر گور یک نفر و گاهی هم سه تا چهار نفر زندگی می‌کنند.

این گورها عموما برای خواب مورد استفاده قرار ‌می‌گیرند و در طول روز و زمانی که افراد برای تهیه پول ، مواد و غذا ، ضایعات جمع می‌کنند یا گدایی می‌کنند، خالی هستند ؛ اما باید حواسشان به گورشان باشد چرا که از طرف دیگر کارتن‌خواب‌ها مورد سرقت قرار می‌گیرند. به پتوهای پاره و لباس‌های کهنه هم رحم نمی‌کنند.

هیزم‌های سوخته، ظرف‌های یک بار مصرف غذا، پلاستیک و تکه پارچه‌های موجود در بعضی از گورهایی که الان سقف ندارند، نشان‌ می‌دهد که قبلا مورد استفاده یک گروه دیگر بوده است.

گورهای از پیش آماده شده در سمت چپ گورستان ، روبه‌روی قبرهایی که در آن تدفین انجام شده و با فاصله کمی از مسیر رفت‌و‌آمد مردم قرار دارند.

یک نفر از سر کنجکاوی گوشه‌ای از پتوی کشیده‌شده روی یکی از گورها را کنار می‌زند تا ببیند درون آن چه خبر است؛ ناگهان با هجوم کارتن‌خواب هایی که در گور خوابند ، مواجه می‌شود . حسن  ناراحت از این‌که چرا خواب بعدازظهرش را بر هم زده‌اند ، سرش را از قبر بیرون می‌آورد و با اشاره دست سعی ‌می‌کند فرد کنجکاو را دور کند . آرمان‌ ، کارتن‌خواب دیگریست که همان نزدیکی در حال قدم‌زدن است و با دیدن این صحنه به‌سرعت به سمت گورها برمی‌گردد. می‌آید تا آن غریبه را از محل زندگی‌شان دور کند . جنگ لفظی که بینشان پیش می‌آید، توجه تعداد بیش‌تری از مردمی که برای خواندن فاتحه به گورستان آمده‌اند را به این سمت جلب می‌کند. دعوای‌شان بالا می‌گیرد، چند نفر گوشی به دست مشغول عکس گرفتن می‌شوند . آرمان [ فریاد می‌زند ] : « عکس نگیر آقا، عکس نگیر. مگه بدبختی هم عکس گرفتن داره؟ »

بنرِ سفیدی که روی یکی دیگر از گور‌ها کشیده شده، کنار زده می‌شود و مردی به‌سرعت خودش را بالا می‌کشد. سن و سالش به‌سختی به ٣٠‌سال می‌رسد. سرما پوست روی بینی‌اش را برده و تبدیل به زخم بزرگی کرده است. سردش می‌شود، لبه‌های کلاه بافتنی مشکی‌اش را روی گوشش پایین می‌کشد. به اطرافش نگاه می‌کند ‌و می‌گوید: « امنه، خبری نیست ». خم می‌شود تا به زن لاغر‌اندام کمک کند که پشت سرش برای بیرون آمدن از گور تلاش می‌کند.

از چند گور آن طرف‌تر صدایی می‌آید : «شهناز، شهناز» اما جوابی نمی‌گیرد. یکی از رهگذرها می‌شنود و بلند صدا می‌زند : «شهناز کیه؟ صداش می‌کنن » .

همان زنی که چند دقیقه قبل ، تا شانه داخل گور بود و حالا خودش را بالا کشیده، دست‌های پینه بسته‌اش را با پشت لباس بلند قهوه‌ایش پاک می‌کند و کشدار می‌گوید : «‌ها ااااااا؟ میام الان» .

عَبِد کنار شهناز ایستاده، داد می‌زنه : «بلندتر بگو اسمشو تا همه بفهمن» . می‌ترسند نامشان را به غریبه‌ها بگویند. فاش‌نشدن اسم‌شان جزیی از هویتشان است.

تمایلی برای حرف‌زدن ندارند. نگاه‌شان هم که می‌کنی رو برمی‌گردانند. بعد از چند سوال درباره وضعیت‌شان، این‌که این‌جا چه‌کار می‌کنند؟ و چرا این‌جا را انتخاب کرده‌اند ؟ شهناز می‌گوید : «پنج روز پیش برای تهیه مواد آمدم این‌جا، آخه شنیدم این‌جا مواد ارزانتره، یه نفر بهم حلوا داد. دیدم چند نفر بالای گورها نشستن، از اون حلوایشان دادم ، دیدم همزبان منن، تصمیم گرفتم بمانم، شوهرمم قراره بیاد همین‌جا » .

متأهلی؟ بچه داری؟

ها، ٣ تا پسر دارم، پسر بزرگم ١٨ سالشه و یک دوقلوی ١۶ ساله هم دارم.

اهل کجایی؟

٢٠ ساله که از شهرستان به تهران آمدم.

خانواده‌ات کجاهستند ؟ ازت خبر دارند ؟

پدر و مادر و ٧ برادرم شهرستانند، خبری از سرنوشت من ندارن. نمی‌تونم برگردم، اگه برگردم، چون معتادم حتما منو می‌کشن.

چند وقته معتاد شدی؟

پنج ساله.

چطور معتاد شدی؟

پنج‌ سال پیش من بهترین آشپز بودم؛ برای یک شرکت ارمنی با ١٠٠ تا پرسنل غذا درست می‌کردم، شوهرم سرکار نمی‌رفت، خونه بود و همیشه در حال مصرف مواد بود، من نمی‌دانستم که بخوره (نوعی اعتیاد که از طریق در معرض بوی مواد قرار گرفتن ایجاد می‌شود) معتاد شدم. صبح‌ها سخت از خواب بیدار می‌شدم و سر کار چرت می‌زدم. یه بسته نسکافه خریدم که خوابم بپره، شوهرم دید گفت خاک بر سرت، این چیه خریدی؟ بیا، دوای تو پیش منه، یه چیزی می‌دم که کلا خواب از کله‌ات بپره، بشم شیشه داد کشیدم. بعدش من تا یک هفته نمی‌تانستم بخوابم. وسواس کار کردن گرفته بودم. گفتم مرد خدا ذلیلت کنه، منو ببر دکتر، نمی‌تونم بخوابم. یه چیز دیگه بشم داد گفت اینو بکشی می‌خوابی، هرویین بود، اونو که زدم تا دو روز خواب بودم، انگار مرده بودم. برای آرام شدن، مجبور شدم دوباره بکشم و کم‌کم کارمم از دست دادم.

دانه‌های درشت اشک روی گونه‌های فرو رفته‌اش می‌چکد، نفس عمیقی می‌کشد و انگار به پنج‌سال گذشته برگشته است. حالا تمایل بیشتری دارد که درباره خودش حرف بزند.

چند وقته کارتن‌خوابی؟

الان سه ساله که کارتن‌خواب شدیم.

پسرات کجا هستند؟

پسرام رفتن خونه عموشان، درس می‌خونن ، زنگ می‌زنم بهشان، اونا فقط گریه می‌کنن، پسر بزرگم میره سرکار؛ اما تا حالا سه بار می‌خواسته خودکشی کنه، می‌گه عمو و زن‌عمو خیلی خوبن اما من دیگه نمی‌توانم بشینم سر سفره‌شان.

می‌خواهد بغضش را قورت بدهد؛ به زور می‌خندد. دندان ندارد. فقط سه دندان خراب و این هم ثمره اعتیاد است. گروهی از زنان و مردان سیاه‌پوش ١٠٠ متر آن‌طرف‌تر عزیزی را به خاک سپرده‌اند. صدای مویه و نوار روضه می‌آید. شهناز سرش را آرام و با افسوس تکان می‌دهد. برای این‌که صدا به صدا برسد، صدایش را بالاتر می‌برد.

« می‌خوام ترک کنم، تو را به خدا، تو را به دین‌تان کمکم کنید که ترک کنم، خسته شدم، خسته شدم از هر روز گدایی‌کردن تو عوارضی. من قبلا می‌آمدم قبرستان، حالم بد می‌شد، بار اولی که منو کشیدن پایین تو قبر تا سه روز مریض بودم و نتونستم بخوابم، اما خب چاره‌ای ندارم، جایی را ندارم که برم » .

چرا نمیری کمپ؟

«چندبار رفتم، اما آن‌جا منو میزنن، موهامو می‌کشن. موهامو ‌می‌تراشن، شلنگ رو گره میزنن و با گره شلنگ ما رو میزنن، هنوزم جای کتک‌هایی که خوردم روی بدنم هست، من دیگه جانی ندارم که کتک بخورم» .

در میان حرف‌هایش یک نفر با دو کیسه پلاستیکی سبز و سفید می‌آید. لباس‌ها و وسایلش را آورده. شهناز تشکر می‌کند: «دردت به جانم » .

حالا جمعیت بیش‌تری جمع شده، مردها آمده‌اند روی لبه‌های گورها ؛ اما زن‌ها با کمی فاصله روی تپه‌های اطراف این گورهای آماده ایستاده‌اند. یکی از میان جمعیت می‌گوید باید ترک‌کنید و بروید سرکار!

آرمان می‌گوید: «مشکل ما بی‌مکانیه. ترک هم کنیم دوباره باید بیاییم همین‌جا. کنار بقیه که معتادند. دوباره معتاد می‌شیم » .

« من یکی از این‌ها را می‌شناسم.» مردی که صاحب یک کارگاه صنعتی است می‌گوید.

« یکی از این‌ کارتن‌خواب‌‌ها که اسمش فرشیده، ٢‌سال پیش در کارگاه من کار می‌کرد. اون موقع‌ها نامزد هم داشت. درگیر مواد مخدر شد و دیگه نتونست کار کنه، زندگی‌اش هم از هم پاشید. الانم اینجاست» .

با دست به خرابه‌های پشت گورستان اشاره می‌کند. «الان اونجا داره ضایعات جمع می‌کنه. چطور میشه کمکش کرد؟ به حرف که نمیشه. همه باید قدم بردارن » .

هوا گرگ و میش است، مردم پراکنده می‌شوند. مراسم آن خانواده داغدار هم تمام شده. کمی آن‌طرف‌تر، مردم بی‌توجه به گورخوابان، کنار مزار اموات خودشانند و خیرات‌شان را با هم تقسیم می‌کنند.

صدای اذان در گورستان می‌پیچد. با تاریک شدن هوا، کم‌کم سر و کله بقیه‌کارتن‌خواب‌ها پیدا می‌شود. خسته از پرسه‌زنی روزانه، با قامت‌های خمیده و سرهای کج شده، توبره‌ای را با خود می‌کشند و به میان جمعیت می‌روند تا این‌جا هم پولی، چیزی عایدشان شود. انتخابشان بیشتر زنان است. به‌خصوص زنانی که دست یک بچه در دستشان است. دست دراز می‌کنند. جان بچه را قسم می‌دهند و می‌گویند: «پول یه نون به من بدید.» اکثریت بی‌جواب رد می‌شوند. یکی از مردها می‌گوید: « پول ندارم اما نانوایی نزدیک است. بیا برویم برات نان بگیرم » .

نگهبان دم در گورستان از روزها و شب‌هایی که با این گورخواب‌ها می‌گذراند، حرف‌هایی دارد :

« یک ماهی هست‌ کارتن‌خواب‌ها، به‌خصوص شب‌ها، در بعضی از این قبرها شب را به صبح می‌رسانند. آن اوایل که آمدند این‌جا، بیرون‌شان کردیم اما هم تعدادشان زیاد است هم جای دیگری ندارند که بروند. دیوار گورستان کوتاه است، بیرون‌شان هم کنیم از دیوار می‌آیند. نیروی انتظامی هم که می‌آید، متفرق می‌شوند. تعدادی‌شان را هم گرفته‌اند و برده‌اند کمپ. خیلی‌هاشان از کمپ فرار می‌کنند و دوباره برمی‌گردند » .

همه‌شان معتادند؟

« تقریبا همه معتادند. دو زن و یک بچه ٨ ساله هم هست که آن‌ها هم معتادند. روبه‌روی گورستان، چند صد متر آن‌طرف‌تر در «بلوک‌زنی» هم یک پیرزن همراه ٢ پسر و یک عروس و نوه‌اش در چادر زندگی می‌کنند. خود پیرزن و یکی از پسرهایش معتادند. باز هم هستند، کمی آن طرف‌تر زیر کانال یک زن و مرد هستند که از شهرستان آمده‌اند. آنها هم در چادر زندگی می‌کنند اما معتاد نیستند » .

راستی را ننگتان باد .

چهارشنبه 8 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 814
         

  این همه نادانی یا خود را به نادانی زدن ، نوبر است ؟!
معاون وزیر اقتصاد امور اقتصادی و دارایی، در حالی که دلارآمریکا از مرز 4100 تومان نیز گذشت ، در اظهارنظر داهیانه‌ای ، این امر را نشانه‌ی تضعیف ارزش پول ملی نمی‌داند ؟!  بدین سان ، وزارت امور اقتصادی و دارایی ، پروانه‌ی افزایش بهای دلار و دیگر ارزها را تا مرزهای ناشناخته ، صادر کرد ؟!
معاون وزارت امور اقتصاد و دارایی که بدون دودلی یکی از « ذخایر‌نظام » و از « نجومی بگیران » می‌باشد ، رشد نرخ دلار در هفته های گذشته را ناشی از افزایش ارزش برابری آن در برابر همه ارزها اعلام کرد و گفت : «کاهش ارزش برابری ریال برابر دلار نیز ناشی از همین روند جهانی افزایش تقاضا برای دلار بوده و به معنی تضعیف ارزش پول ملی نیست ».
 به گزارش ایرنا به نقل از دیدارگاه (تارنما )ی بانک تجارت، حسین قضاوی معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی در امور بانک ها افزود : « وظیفه بانک مرکزی نیز در این شرایط حفظ ثبات در بازار و جلوگیری از نوسان بازار ارز و نه لزوما مداخله برای تحقق یک نرخ برابری مشخص است ».  
گفته‌های این « ذخیره‌ی نظام » و « نجومی‌بگیر » به روشنی نشان می‌دهد که دولت جمهوری اسلامی عامل اصلی افزایش برابری دلار در بازار آزاد و تضعیف « ریال » است ؛ زیرا تنها با افزایش برابری نرخ دلار از 6.75  تومان به کمابیش 4100 تومان وباید گفت در آینده  « بالا و بالا‌تر » ، توانسته است 37 سال کشور را با این شیوه‌ی ناپسند اداره کند . بدون هیچ‌گونه دودلی ، فروکاستن از ارزش پول ملی ، تنها شیوه‌ی ادامه حکومت جمهوری اسلامی است .
سه شنبه 7 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 813  /  لانه‌ی موریانه فساد

یادداشت شماره 813
                                        

لانه‌ی موریانه فساد
با وجودی که معاون اول رییس جمهور از  « موریانه فساد » سخن می‌گوید ، سخن‌گوی دولت ، پرونده‌ی « حقوق‌های نجومی » را مختومه اعلام می‌کند و وزیر دادگستری همین دولت نیز به خبرنگاران می‌گوید : « دولت به کم‌توجهی خود اعتراف و عذر خواهی کرد و تلاش فراوانی برای جبران انجام داد که باید قدردانی کرد » .
وزیر دادگستری افزود : « قرار است اصلاح شود نه اینکه پرونده تشکیل شود و ٥ نفر مجازات شوند مانند قاچاق و اعتیاد که باید قاچاق و اعتیاد کم شود» .
چندی پیش نیز وزیر صنعت ، معدن و تجارت [ وزیر یک‌ تریلیاردی ] با بیان این که حقوق‌های نجومی اولویت اصلی کشور نیست ، همه‌ی ماجرا را به ۲ میلیارد حقوق گرفته شده توسط برخی مدیران محدود کرد و گفت : « آیا کشور ، گیرِ این 2 میلیارد تومان است » ؟
 البته فراموش نکنیم که چندی پیش ، آقای سخن‌گوی دولت این گروه از چپاول‌گران را « ذخایر نظام » نامیده بود .
با این موضع‌گیری‌ها از سوی دولت ، باید گفت که لانه‌ی موریانه‌ی فساد در درون خودِ دولت است و باید این لانه خراب شود .
دوشنبه 6 دی‌ماه 13495 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 812  /  یک جو غیرت ؟!

یادداشت شماره 812
                                                 

یک جو غیرت ؟!
هنوز پژواک فحش‌های « چارواداری » اردوغان به حسن روحانی طنین‌اندار است که دد صفتان « نوعثمانی » که در گرداب مشکلات سیاسی ، اقتصادی و تنش‌های رو به جنگ داخلی قرار دارند ، دو باره با بهره‌گیری از زبونی و خضوع و خشوعِ دولت جمهوری اسلامی در سیاست خارجی ، اقدام به « لگد پراکنی » نمودند .
  هنوز چند روز از توافق سه‌جانبه‌ی ایران ـ روسیه ـ ترکیه بر سرِ راه حل سیاسی در سوریه نمی گذرد که مولود چاوش‌اوغلو وزیر امورخارجه‌ی ترکیه در اظهاراتی که نشان از سیاست پیشین ترکیه در برابر ایران و منطقه دارد ، از ایران خواست که بدون درنگ و پیش از برگزاری نشست مشترک سه کشور در قزاقستان ، نیروهای نظامی مورد حمایت خود را از سوریه بیرون ببرد ؟!
به گزارش « تابناک » وزیر امورخارجه‌ی ترکیه در نشست کمیته‌ی اجرایی فوق‌العاده سازمان هم‌کاری‌های اسلامی گفته است که در نشست سه جانبه در مسکو ، ایران ، روسیه و ترکیه بر سر یک آتش بس در سطح ملی در سوریه توافق کرده‌اند و هم‌چنین قرار شده است که فرستادن کمک‌های انسان‌دوستانه به مردم در مناطق تحت محاصره آغاز گردد .
وی هم چنین گفته است : « رژیم [بشار اسد] باید به میز مذاکره بازگردد تا بر سر یک انتقال قدرت سیاسی واقعی مذاکره شود . ما باید در باره‌ی لزوم خروج نیروهای خارجی از سوریه در کوتاه‌ترین‌ زمان ممکن و فورا یک پیام جدی بدهیم » .
چاووش اوغلو با تصریح و تأکید بر این‌که بهترین راه‌کار برای سوریه ، راه حل سیاسی است گفت : در نشست سه جانبه در مسکو، توافقی بر سر اصول در راستای تسهیل گفت‌وگوی مستقیم میان دولت و مخالفان به دست آمده است ؛ بنابراین وی از همه کشورهای عضو سازمان همکاری های اسلامی درخواست کرد که به دعوت این نشست پاسخ داده و در  این راستا از آن حمایت کنند .
از سوی دیگر چاووش اوغلو پس از نشست سه جانبه در مسکو، در گفت‌وگوی خبری گفته بود که بر سر یک موضوع در مورد ایجاد آتش بس ملی در سوریه، اختلاف نظر وجود دارد و آن نقش گروه مورد حمایت ایران در سوریه یعنی حزب الله در این آتش بس و در این کشور است که البته در موفقیت های اخیر دولت سوریه نقش بسزایی داشته است.
چاووش اوغلو با بیان اینکه هر سه کشور به مبارزه علیه تروریست‌های جبهه النصره و داعش در سوریه ادامه خواهند داد گفت : « در عین حال گروه های مبارز دیگری نیز در سوریه هستند که از جمله آن‌ها باید به حزب الله و سایر گروه های دیگر اشاره کرد. در نتیجه باید به همه حمایت ها از این گروه ها پایان‌داد » .
 این در حالی است که ترکیه از گروه تروریستی  ارتش آزاد سوریه حمایت مالی و تسلیحاتی کامل می‌کند . در زیر چتر این گروه تروریستی ، دیگر گروه های تروریستی مانند تروریست‌های احرار الشام، جبهه شام، گروه نورالدین زنکی، جیش‌التحریر و سپاه شام قرار دارند .
سیاست ضعف و زبونی دولت جمهوری اسلامی و دستگاه دیپلماسی این دولت ، باعث شده است که ورشکستگان سیاسی در آنکارا ، بیش از پیش به « کبر و گردن‌کشی » بیافزایند و هر روز باج بیش‌تری بخواهند و دولت روحانی ـ ظریف نیز هر روز بیش از پیش راه تسلیم در برابر « نوعثمانی»ها در پیش گیرد و باج بیش‌تری بدهد ؟!
با وجود این دولت ، سوریه هم به سرنوشت « برجام » دچار خواهد شد و ظریف باز هم در کمیسیون امیت ملی و سیاست خارجی خواهد گفت : « من فریب سخنان لاورف و اوغلو را خوردم » ؟!
 دو باره سرو صداها بلند می‌شود و دوباره ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ( مرد 20 دقیقه‌ای ) دستور خواهد داد که برای جلوگیری از پخش سخنان ظریف برای خبرنگاران در اتاق کمیسیون را قفل کنند تا فرصت لازم  برای « دست‌کاری» باشد و ... ؟!
یک‌شنبه 5 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 811  /   گلوله‌ی برفی

یادداشت شماره 811
                                               

  گلوله‌ی برفی
نرخ « بی‌سوادی » در کشور ، از دیدگاه ریاست‌جمهوری اسلامی و « برجامیون »  ، در حال افزایش شتاب آلود است و هم‌زمان ، داستان « کی بود ، کی بود ؟ من نبودم ! » نیز در حال تکرار  .
دیروز آقای دکتر سردار سرلشگر محسن رضایی نیز با نقدِ برجام , به جمع « بی‌سوادان » کشور پیوست . آقای دکتر سرلشگر که تا دیروز با شمشیر آخته پیشاپیش « برجامیون » در حرکت بود ، یک باره تغییر موضع داد و اعلام کرد :
« من برجام را به یک گلوله‌ی برفی تشبیه کردم که به مرور در حال آب شدن است . نباید بگذاریم برجام به یک جنازه تبدیل شود و باید اثری برای مردم داشته باشد » .
« درباره تصویب قانون تازه علیه برجام در کنگره آمریکا ، آقای اوباما این قانون را امضاء نکرد و دولت ایران نیز تولید پیش‌رانه‌های هسته‌ای را در دستور کار قرار داد ؛ اما این کفایت نمی‌کند ، چرا که نباید حیثیت سیاست خارجی ایران آسیب ببیند ».
سردارسرلشگر :  امروز خیلی دیر است و « گلوله‌ی برفی » در حال آب شدن ، اثری جز نابودی صنایع هسته‌ای پرتوان کشور ، از کف‌رفتن امکان پدآفندبازدارنده‌ی هسته‌ای ، پذیرش حاکمیت محدود و از همه‌ مهم‌تر خدشه‌دار شدن آبرو و حیثیت ملت و مردم ایران ، نداشته است ! پیش از امضا می‌بایست با دیگر « بی‌سوادان » هم‌آوا می‌شدید و مانع از امضای این « ننگ‌نامه » می‌گردیدید ؟!
به گفته‌ی آموزگار بزرگ ، سعدی شیراز : « عمر برف است و آفتاب تموز / اندکی مانده ، خواجه غرّه هنوز »
اما جالب این جاست که هنوز آمران و عاقدان « غره » اند یا خود را به « غرّه‌گی » زده‌اند .
آدینه 3 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت روز   /        ساده‌ترین و عملی‌ترین راه‌حل اجرای بهینه‌ی « حقوق   شهروندی »

یادداشت روز
        

  ساده‌ترین و عملی‌ترین راه‌حل اجرای بهینه‌ی « حقوق   شهروندی »
جدا ازمباحث « موش‌زایی کوه » ، آن‌هم در بازه‌ی زمانی نزدیک به 4 سال ؛ یا نظریه‌یِ « انشانویسی » ( به گفته‌ی دوست ارجمند جناب آقای محمد حیدری ) و نیز گفته‌ها و نوشته‌های دیگران و نیز « موافق ـ مخالف خوانی‌«ها و ... ، ساده‌ترین و عملی‌ترین راه‌حلِ مساله  ، بدون نیاز به این همه ماده و فصل و بند و نیز استناد به قانون اساسی ، عبارتست از قراردادن همه‌ی شهروندان در زمره‌ی « ذخایر نظام » و در نتیجه بهره‌مند کردن همه‌ی احاد مردم از « حقوق‌های نجومی » .
یکم دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

یادداشت شماره 809  /خستویی ( اقرار ) یک عنصر ضدملی و مُبلغ نفرت‌پراکنی قومی  و جدایی‌خواهی

یادداشت شماره 809
  

   خستویی ( اقرار ) یک عنصر ضدملی و مُبلغ نفرت‌پراکنی قومی        و جدایی‌خواهی
       پزشکیان : به عنوان نماینده مجلس خود نمی‌دانم در مرکز قانون‌گذاری چه خبر است
مسعود پزشکیان نایب‌رئیس مجلس شورای‌اسلامی ، با تاکید براین‌که قوانین کشور باید بر اساس علم محققان و دانشمندان تصویب شود گفت : « من نماینده نمی‌دانم حتی در مرکز قانون‌گذاری چه خبر است چون مقابل دیدگانم داده‌های قابل اعتماد را ندارم، به همین دلیل درست و علمی تصمیم نمی‌گیرم » .
پزشکیان خاطرنشان کرد : « وقتی قانونی را بدون آگاهی بنویسیم و به سرعت به دنبال تصویب آن برویم، مطمئنا از هدفمان دور خواهیم شد » .
وی افزود : « امکان ندارد درباره موضوعات در کشور فکر شود و بعد از گذشت 38 سال مشکلات وجود داشته باشند که اگر این گونه است معنای آن این است که ما راه درست را نرفته‌ایم و به هدفمان نرسیده‌ایم و برای این‌که بتوانیم این اهداف را محقق نماییم نیاز به پژوهش و داده‌های درست و فراوانی داریم ... » ؟!
این آقا که دست‌آورد دوره‌ی نمایندگیش ، تشکیل « فراکسیون ترک‌ها » در راستای زیان‌زدن به وحدت ملی ، قومیت‌سازی و قومیت‌تراشی و در این راستا ، ایجاد و گسترش نفرت قومی و در نتیجه ، ضربه‌زدن به تمامیت ارضی است ، بر اثر مهندسی انتخابات اخیر ، بر کرسی وکالت مجلس شورای اسلامی نشانده شده است و با بهره‌مندشدن از دریافت‌های چند ده‌میلیونی به عنوان حقوق و مزایا ، حقِ ‌سفره ، حقِ ‌اجاره ، حقِ ‌منشی و راننده و حق‌ِ معاونت و ... ، خستو می‌شود ( اقرار می‌کند ) : « درست و علمی تصمیم نمی‌گیرم » .
 مبارک است : راستی را که « کثرالله امثالهم » ( خداوند مانند اینان را بیش‌تر فرمایند ) که بدون دودلی اینان نیز از زمره‌ی « ذخایر نظام » اند ؟!
او خستو می‌شود که پس از گذشت 38 سال « ما راه درست را نرفته‌ایم » ؟! اما « ما » در همه‌ی روزهای این 38 سال  که « راهِ کژ » را می‌رفتند و می‌روند ، مداخل کافی داشتند و با کلنگ نفرت‌پراکنی قومی و جدایی‌خواهی ، زیان‌های بسیاری را بر کشور وارد کرده‌ و می‌کنند ؟!
 شرمتان باد که نه شرم از ملت و مردم دارید و نه از پروردگار . حافظ شیراز می‌فرمایند : « وای اگر ازپی امروز بود فردایی » اما شما آقای پزشکیان و پزشکیان‌ها ، حتم داشته باشید که از پی امروز ، فردایی هست !
 چهارشنبه ـ یکم دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع