یادداشت شماره 819
                     

شیطان می‌دهد برکت به این کسب ضعیف
در آستانه‌ی وارد کردنِ دولت یازدهم ، با ترساندن مردم از « قحطی در پیش روی » و نیز به میدان آوردن « جمشید بسم‌الله » ، با فروکاستن شدید از ارزش پول ملی ، هر دلار آمریکا را به نزدیک 4 هزار تومان رسانیدند که سپس با اندک کاهش به کمابیش سه هزار و چند صد تومان رسید . این بار نیز در آستانه‌ی انتخابات ، با افزایش بهای دلار در بودجه ، چراغ سبز افزایش نرخ آن را در بازار روشن کردند .
بارها گفته شده است و مساله‌ی محرمانه و پنهانی نیست که مدعیان اداره‌ی کشور در این 37 سال ، تنها و تنها با کاستن از ارزش ریال و افزودن بر نرخ دلار و در نتیجه به دست آوردن « ریال » بیش‌تر از صادرات نفت و دیگر درآمدهای ارزی ، توانسته اند چرخ امور را با « لنگی و کندی » بگردانند .
به دنبال شعله‌ور ساختن بهای دلار و به پیروی از آن دیگر ارزها و حتا پول کشور ورشکسته‌ای مانند ترکیه و ... ، وزیر امور اقتصادی و دارایی کوشید تا با واژگان تو خالی ،  دولت را از اتهام‌ِ کسبِ درآمد از گران‌کردن ارز برای پرداخت های جاری ، تبرئه کند .
 وی دیروز در نشست کمیسیون اقتصاد گفت : « حداقل در این مقطع زمانی آثار افزایش درآمد ناشی از نرخ ارز برای دولت اصلا مطرح نیست و رئیس جمهور،‌ وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه هیچ کدام به ارز به عنوان منبع درآمد نگاه نمی کنند ».
 طیب‌نیا افزود : « نمی‌گویم در بدنه دولت گرایشی به این موضوع نیست ؛ اما برای دولت بحث آثار درآمدی آن اصلا مطرح نیست ».
وزیر امور اقتصادی و دارایی ، به روشنی می‌گوید « حداقل در این مقطع زمانی آثار افزایش درآمد ناشی از نرخ ارز برای دولت اصلا مطرح نیست » . این خود اقرا صریح به مطرح بودن « این درآمد » از راه تخریب پول ملی و کل اقتصادِ ملی است . و جالب این که او می‌خواهد در این میان به گونه‌ای خود و رییس خود را تبرئه کند ؛ والا خستو می‌شود که « نمی‌گویم در بدنه‌ی دولت گرایش به این موضوع نیست » ؟!
سرانجام کمیسیون نیز به فروکاستن بیش‌تر از ارزش پول ملی تن در می‌دهد و رییس کمیسیون اعلام می‌کند که : دولت مصمم به رساندن قیمت دلار به 3800 است
بدین سان با فروکاستن چند صد تومانی از ارزش پول ملی و در نتیجه ایجاد درآمد چند صد تومانی از راه افزایش نرخ دلار و به دنبال آن همه‌ی ارزها ، امکان اداره‌ی امور را فراهم کردند : تا روز دیگر و افزایش نرخ دلار دیگر ؟!
یک‌شنبه 12 دی‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع