نگرشی نو بر شاهنامه

226 مین نشست نگرشی نو بر شاهنامه ، یکشنبه 19-دیماه- 1395 در تالار مهرگان، با حضور گروهی از پژوهندگان و علاقمندان به تاریخ ایران کهن همراه با شاهنامه خوانی و بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل بخش‌های خوانده شده بر گزار گردید.

به آگاهی می‌رساند  این نشست‌ها از تاریخ 11 تیر ماه  1388 آغاز گردیده است و تا کنون ادامه دارد .

گفتِ دهقان ؛ گفتار دهقان = تاریخ ایران

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( آغاز داستان سهراب ) :

ز گفتار دهقان یکی داستان  بپیوندم از گفته‌ی باستان

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( آغاز داستان سیاوش ) :

ز گفتار دهقان چنین داستان تو برگوی و برخوان از باستان

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( در باره‌ی اشکانیان ) :

چنین گفت گوینده دهقان چاچ ... 

« دهقان » یعنی « ایرانی »

گفتِ دهقان ، گفتار دهقان : برپایه‌ی تاریخ ایران

هوشنگ طالع

دهقان :

به نظر مي‌رسد كه واژه‌ي « دهقان» در دوران اسلامي ( و نیز بدون دودلی پيش‌تر ) ، به معناي « ايراني » به كار گرفته مي‌شده است كه خود برابر بود با « آزاده » . همان كه از او ، به عنوان « نه خداوند رعيت ،‌ نه غلام شهريار » يا : بكارندو ، ورزندو ، خود بدروند / به گاه خورش ، سرزنش نشنوند. (‌شاه‌نامه‌ي فردوسي ) در بیت‌های پایانی ، شاه‌نامه در راستاي اين معنا يعني هم‌ساني واژه‌ي ايراني و دهقان ، مي‌گويد :

     ز ايـران و ، از تـور و ، از تـازيان            نـژادي پديــد آيد ، اندر ميـان

    نه دهقان ، نه ترك و ، نه تازي بود            سخـن‌ها ، به كــردار بازي بود

در اين جا ، فردوسي واژه‌ي دهقان را به معناي ايراني به كار برده است.

ابوحنیفه اسکافی غزنینی ، شاعر ، ادیب ، فقیه و مدرس و از شاعران دربار ابراهیم‌بن مسعود صفاری :

    مامون کز ملوک دولت اسلام     هرگز چون او ندیدی ، تازی و دهقان

نظامي گنجه‌اي در منظومه ليلي و مجنون ، دهقان را به معناي ايراني در برابر عرب قرار داده است.

        دهـقــان فصيـح پـارسی‌زاد              از حال عرب ، چنين خبر داد

عنصري ملك‌الشعراي دربار محمود غزنوي ، در قصيده‌اي درباره‌ي جشن سده ، مي‌سرايد :

             خدايگانا ، گفتـم كه تهنيت گويم         به جشن دهقان آيين ، موسم بهمن

در اين جا نيز عنصري ، واژه‌ي دهقان را برابر با واژه‌ي « ايراني » به كار مي‌گيرد.

 هم‌چنين فردوسي در آن جا كه از تـدوين شاه‌نامه سخن مي‌گويد ، واژه‌ي دهقان را برابر با واژه‌ي « ايراني » ( بدون دودلی ، برای یعقوب لیث صفار ) ، به كار برده است :

                     يكـي پهـلوان بود و ، دهقان نژاد        دلير و ، بزرگ و ، خردمند و ، راد

رودكي نيز پيـش‌تر از فردوسي ، دو واژه‌ي « دهـقان » و «‌ ايراني » را به يك مفهوم به كار برده است :

                     يك صف ، ميران و بلعمي بنشسته        يك صف ، حران پير و صالح دهقان

هم‌چنين بلعمی نیز هنگام گفتار از بن‌نبشت‌هاي داستان كيومرث مي‌نويسد :

]از[ گفتار دهقانان ياد كنيم كه گرد آمدند كه ما ياد خواهيم كردن و اين گزارش كه كنيم ، از گفتار دهقانان كنيم. (‌ حماسه‌سرايي در ايران ـ ر 64 )

طبری درباره‌ی « بابک » می‌نویسد : ...

می‌گــفتند بابک اســیرشان کــرده و آزادگان‌اند ، از عـربان و دهقانان‌ [ ایرانیان] .

(محمد جریر طبری ـ تاریخ طبری ـ ج 13 ـ ترجمه ابوالقاسم پاینده ـ تهران ـ انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ـ تهران 1352 ـ ر 5858 )

هم چنين :

تركيب « تازي و دهقان » در ادب فارسي ، همان شهرتي را دارد كه تركيب « ترك و تازيك = تاجيك . ( حماسه سرايي در ايران ـ ر 62 )

 

گفتِ دهقان ؛ گفتار دهقان = تاریخ ایران

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( آغاز داستان سهراب ) :

ز گفتار دهقان یکی داستان  بپیوندم از گفته‌ی باستان

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( آغاز داستان سیاوش ) :

ز گفتار دهقان چنین داستان تو برگوی و برخوان از باستان

شاه‌نامه‌ی فردوسی ( در باره‌ی اشکانیان ) :

چنین گفت گوینده دهقان چاچ ...