یادداشت شماره 643 / حراج زمین‌های سبز کشور به سود « چپاول‌گران »

 
یادداشت شماره 643
حراج زمین‌های سبز کشور به سود « چپاول‌گران »
خدایا تو شب‌رو به آتش مسوز / که ره می‌زند « مجلسی  » چون به روز
              ( با اندک دست‌کاری در شعرِ سعدی شیراز )
بر پایه‌ی طرح نمایندگان در واپسین لحظه : « ویلاسازی روی زمین‌های سبز و باغی در سراسر کشور با پرداخت عوارضِ
« تغییر کاربری » مجاز می‌شود . هم‌چنین ، مزرعه‌خواری‌های 20 سال گذشته ، به شرط اخذ عوارض دو برابر از مالکان ویلاها ، بخشیده می‌شود .
آیا نمایندگان در آخرین روزها ، بویی به مشامشان رسیده است که باید هرچه زودتر ، هرچه هست بار بزنند و « بزنند به چاک جاده » ؟!
پنج‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع
 

نشانی تلگرام @hotale

یادداشت شماره 642  / چوب و گربه « ... »ه

 
یادداشت شماره 642
چوب و گربه « ... »ه
وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی یا جعبه‌آینه ( ویترین ) دولت یازدهم ، با رییس‌کل پیشین بیمه‌ی مرکزی ، ابراز هم‌دردی کرد و وی را به عنوان « قربانی » معرفی کرد .
با شنیدن این سخنان ، از یکی از بخش‌ها‌ی خبری سیمای جمهوری اسلامی ( 29 / 2 / 1395 ) ، غرق در شگفتی شدم که چر این آقا که مدام « جانماز آب می‌کشد » چرا از این جرم آشکار و دریافت حقوق و مزایای نجومی ، وام‌های کم‌بهره با قسط‌های « حلوا‌جوزی » و ... ، به دفاع برخاسته است ؛ آن‌هم « تمام قد » و این‌گونه « سینه‌چاک » .
امروز که چشمم به خبرِکوچکی در یکی از روزنامه‌ها افتاد ، دلیل این دفاع « تمام‌قد » و این‌گونه  « سینه‌چاکی » را دریافتم . خبر این است :
« ادعای فیش‌های حقوق چند صد‌میلیونی در وزارت بهداشت / فارس ـ دبیرکل خانه‌ی پرستار در نامه‌ای خطاب به طبیب‌نیا وزیر اقتصاد و دارایی ، با اشاره به این‌که در وزارت بهداشت چندهزارنفر به طور مستمر و ماهیانه مبالغ چند ده  و گاهی چند صد میلیونی دریافت می‌کنند ، از وی خواست تا به سیستم غیرقابل دست‌رسی‌ِ پرداخت‌های این وزارت‌خانه ورود کند » . اگر در وزارت اقتصاد هم همین پرداخت‌ها بر قرار باشد ، چه‌کسی باید به این « سیستم غیرقابل دست‌رسی » ورود کند ؟!
پیشینیان نقل کرده‌اند که در سال‌های گذشته ، مسافری وارد شهری ‌شد . وی نیز به عادت ایرانیان ، پیش از هرکاری به گرمابه ‌رفت . دلاک ، سرگرمِ سروتن شستن مسافر می‌‌گردد . مسافر با شگفتی دبد که دلاک « ُسم » دارد . کار را ناتمام ‌گذارد و نزد جامه‌دار ‌شتافت و نفس‌نفس‌زنان ، دیده‌های خود از دلاک را ، به جامه‌دار شرح داد . جامه‌دار پایش بلند ‌کرد و گفت : سم او هم مانند مال من است ؟!
 
چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه 1395  ـ هوشنگ طالع
 
 

یادداشت شماره 641   / چندین و چند کلمه هم از « مادران عروس »  برجام  :

یادداشت شماره 641
چندین و چند کلمه هم از « مادران عروس »  برجام  :
از درمانِ قطعیِ « کوتاهیِ عمرِ خلبانان و مهمان‌داران » ؛ تا « مائده‌های محرمانه » ؛
و « افزایش بارندگی‌ها و کاهش گرمای هوا » ؛ تا یافته نشدن « دلیل قانع‌ کننده » .
در حاشیه‌ی تاریخ آمده است که ناصرالدین‌شاه ، شعر می‌گفت و نقاشی هم می‌کرد . و در هامشِ حاشیه‌ی تاریخ آمده است که در آیین یکی از « سلام‌های رسمی » ناصرالدین‌شاه ، گل‌سرخی را که کشیده بود ، به صدراعظم که در آغاز صف ایستاده بود ، نشان داد و وی تملقی گفت تا قبله‌ی‌عالم را خوش آید .
به دستور ناصرالدین‌شاه ، نقاشی را دست به دست گردانیدند و هریک برای « عقب نماندن از قافله» چیزی بر تملق‌ ‌افزودند. نوبت به فرجامین شخص حاضر در صفِ سلام رسید : همگان در شگفتی بودند که او چه خواهد گفت ، زیرا چیزی از       « تملق » باقی نمانده بود .
وی ، نقاشی را در دست گرفت و به بینی خود چسباند و نفس ژرف ( عمیق )ی کشید و گفت : «  تبارک‌الله ، بوی عطر گل محمدی هم می‌دهد » .
البته می‌گویند : « در مثل مناقشه نیست » ؛ اما چیزی مانند همان نقاشی گل‌سرخ قبله‌ی عالم ، پس از گذشت کمابیش 150 سال ،  نقل مجیز‌گویان و مدیحه‌سرایان برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک در راه به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران )گردیده است .
به گزارش خبرگزاری ایسنا، معاون پارلمانی رییس جمهور در نشست شورای اداری شهرستان جیرفت ، گفته‌اند :
« به فضل‌الهی در مدت کم‌تر از 4 ماه که از تصویب برجام می‌‌گذرد ، دست‌آوردهای بزرگی برای ملت ایجاد شده که به محضر رهبری  و هم‌چنین ملت ارائه شده است ؛ اما برخی از آن ها را به دلیل محرمانه بودن و امنیت ملی ، فعلا نمی‌توان بیان کرد … » ؟!
باید گفت : « تبارک الله ، بوی گلابِ نابِ هم می‌دهد » .
چند روز پیش ، روزنامه‌ی دولتی ایران ، برای ربودن گوی سبقت از متملقان و بالا رفتن بیش‌تر از نردبام تملق ، در مزایا و فواید بی‌شمار « برجام » در نوشتاری با سرخط « مرگ زودرس خلبانان و میهمان‌داران در فشار دوره‌ی تحریم‌ها » نوشت : طول عمر خلبانان و مهمان‌داران در دوران تحریم‌ها ، کوتاه بود و مهمان‌داران هواپیماها ، دچار مرگ زودرس می‌شدند که البته لزوما در دوران « پسا برجام » دیگر مهمان‌داران به یمن برجام  دچار مرگ زودرس نمی‌شوند . در این نوشتار ، روزنامه‌ی ایران مدعی شده است که «  شرایط سخت دوران تحریم ، مشکلات قلبی و عروقی را در میان مهمان‌داران افزایش داده است » .
 باید گفت : « تبارک‌الله ، ‌افزون بر آن که بوی گلاب می‌دهد ، اگر آن را بفشاریم ، گلاب هم از آن می‌چکد » .
عکس دور چرخید و نوبت  به آقای عابد فتاحی نماینده‌ی ارومیه رسید . وی که هم چنان نقاشی کذایی گل‌سرخ را درون سوراخ‌های بینی خود چپانده بود که مغزش را آکنده‌تر از بوی گلاب کند ، در گفت وگو با یکی از دیدارگاه ( تارنما / سایت)‌های محلی گفت : « بعد از مذاکرات ، شرایط لازم برای احیا‌ی دریاچه‌ی ارومیه ایجاد شده است . همان طور که مشاهده می‌کنید ، شرایط جوی کشور بعد از مذاکرات تغییر کرده و بارش‌ها افزایش پیدا کرده است ، گرمای هوا در شهرهای بزرگ کشور کاهش یافته و به نظر می‌رسد ، علت خشک‌سالی های اخیر ، جنگ و جدال هسته‌ای بوده است ».
آقای عابد فتاح افزود : « احساس می‌شود در 12 سال گذشته ، اروپا از ورود ابرهای بارشی به آسمان ایران جلوگیری کرده و از زمان توافق ، آب و هوای کشور به کلی متحول شده است . به نظر می رسد ما بعد از مذاکرات به صنحه‌ی جهانی باز گشته‌ایم و الان می‌توان از قدرت جهانی برای حل مساله‌ی دریاچه‌ی ارومیه استفاده کنیم » .
« تبارک‌الله ، نه تنها برجام عطر گل‌محمدی دارد و اگر آن بفشارید ، گلاب از آن می‌چکد ؛ بلکه دیگر حتا نیازی به باغ‌های گل قمصر و نیاسر هم نیست » .
اما یک پرسش : راستی مردم ارومیه به چنین شخصی رای داده‌اند یا « مهندسیِ برعکس » در میان است ؟!
از یاد نبریم که چندی پیش معاون اول رییس جمهور نیز با سرمست شدن از بوی گلاب نقاشی گل‌سرخِ قبله‌ی‌عالم ، فرموده بودند : « این که می‌گویند تحریم‌ها روی آب آشامیدنی مردم هم تاثیر گذاشته ، کاملا درست است » . ؟!
البته آقای یونسی وزیر پیشین اطلاعات و مشاور کنونی رییس جمهور نیز سال گذشته در وصف نقاشی گل‌ِ‌سرخِ قبله‌ی عالم، فرموده بودند : « با رفع تحریم‌ها ، مشکل ازدواج هم حل می‌شود ... اکنون کشور از بی‌کاری رنج می‌برد ، جوانان مشکل عدم استطاعت مالی برای ازدواج دارند ... امیدوارم با لغو تحریم‌ها این مشکلات بر طرف شود و کارهای عمرانی نیز با سرعت بیش‌تری انجام شود » .
باید گفت : « تبارک‌الله ، تبارک‌الله و هزار تبارک‌الله . خداوند این رجال را برای « امت » حفظ فرمایند » .
در این میان وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی که در حاشیه‌ی صف بودند ، نفس زنان با هل دادن این و آن ، خود را به نقاشی قبله‌ی عالم رساندند و پس از ورانداز کردن آن ، در حالی که سر را فیلسوفانه به این سو آن سو می‌چرخانیدند ، با صوت جلی فریاد زدند : « برداشته شدن تحریم‌ها، وضعیت سینمای ایران را بهتر می‌کند » .
این بیانات حکیمانه و فیلسوفانه مورد تایید کاملِ « سینماتوگراف » حاضر در صحنه که دست اندرکار تهیه‌ی فیلم از آیین سلام رسمی بود ، قرار گرفت و با گفتن چند « آمین پیاپی » وزیر محترم را در میان اقران ، سرفراز کرد .
سرانجام در آخر صف ، نقاشیِ قبله‌ی عالم به دست رییس تشخیص مجمع مصلحت نظام رسید ، ایشان ، پس از زیارت نقاشی ( در دیدار با اعضای ستاد یادواره‌ی شهدا ) فرمودند : « مخالفین برجام ، دلیل قانع کننده‌ای برای مخالفت‌ها ارایه نمی‌کنند » . ایشان به دنبال آن ، دلیل قانع کننده‌ی مخالفان را خودشان ارائه ‌فرمودند و ‌گفتند  : « در حالی‌که  بیش‌ترین استفاده را در این شرایط رژیم صیهونیستی می‌برد » .
« تبارک‌الله ، تبارک‌الله » و باز هم باید گفت : « تبارک‌الله » . راستی را ، آیا مصلحت نظام در این است که بیش‌ترین استفاده را رژیم صیهونیستی ببرد ؟!
با این گفته‌های مقامات رسمی و اظهار رضایت پیاپی از برجام ، چرا باید آمریکایی‌ها ، به سهمِ خود در برجام عمل کنند . آن‌ها می‌گویند :  رییس جمهور « رضا » ، هیات دولت « رضا » وکیل الدوله‌ها « رضا » ، رئیس و روُسا « رضا » ، روزنامه‌های زرد زنجیره‌ای « رضا » و ... « رضا » پس ، « ... »‌ پدرِ 80 میلیون نارضا .
 
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 ـ هوشنگ طالع
 
 

   یادداشت شماره 640  / چرا از « دست‌رفته‌ها » سخنی در میان نیست .

 
یادداشت شماره 640
چرا از « دست‌رفته‌ها » سخنی در میان نیست .
به جز آقای حسن روحانی رییس جمهور محترم که بند ناف دولت‌‌شان به برجام بسته است و از آن با عنوان‌هایی مانند : « فتح‌الفتوح » ، « آفتاب تابان »‌ ، « تامین‌کننده‌ی آب آشامیدنی ملت ایران » و ... سخن می‌گویند حتا رییس و اندامان گروه مذاکره‌کننده ( پهلوانان و نوچه‌های پهلوانان هسته‌ای ) نیز ذوق و شوق دفاعِ دروغین از برجام را از دست داده‌اند .
به گزارش خبرگزاری مهر ، رییس محترم قوه‌ی قضائیه در باره‌ی       « فتح‌الفتوح » یا « آفتاب تابان »  گفتند : برجام را باید در حد و اندازه‌ی خودش ببینیم و ارزیابی کنیم .
ایشان با اشاره بر این که در برجام انتظارات جمهوری اسلامی ، آن گونه که باید ، عملی نشده است ، تاکید کردند : برخی‌ها از لزوم جشن‌گرفتن برای برجام سخن می‌گویند ؛ اما به راستی چه جشنی باید گرفت ؟ و برای چه ؟ آیا بدعهدی‌ها و تخلفات آمریکایی‌ها را باید جشن بگیریم ؟
ایشان با تاکید بر این که البته برخی نقدها را منصفانه نمی‌دانم و عقیده دارم که برجام برخی موانع را از سر راه ما برداشته  است و موجب تسهیل در معاملات و خرید و فروش‌ها شده است ، افزودند : با این حال برجام موجب برداشته شدن گام‌های بلندی نشده است .
امروزه برجام به جز رییس‌جمهور ، مدافع دیگری ندارد و همگان براین باوراند که  برجام « دست‌آورد » قابل توجهی نداشته است ؛ اما چرا از زیان‌ها و از « ‌دست‌داده یا دست‌رفته »های بی‌شمار آن در راستای منافع ملی ، حیات‌ملی و حاکمیت‌ملی ، سخنی گفته نمی‌شود ؟‍!
در برابر « تسهیل در معاملات و خرید و فروش‌ها » دولت یازدهم ، آخرین پیچ‌و مهره های صنایع پرتوان هسته‌ای را ازهم گسیخت ، نزدیک به 15 هزار سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) را اوراق کرد ، پایگاه بزرگ فردو را به تالار نمایش       « خیمه‌شب بازی » هسته‌ای بدل کرد ، قلبِ واکنشگر آب‌سنگین اراک را بتون « چینی » ریخت ؛ چندین تن اورانیوم 20 در صد غنی‌شده را بدل به اکسید کرد ؛ چندین تن اورانیوم غنی شده را کمابیش « مفت » و بسیار پایین‌تر از بهای جهانی آن به عنوان « نازشصت » برای هم‌راهی روسیان با هشت قطع‌نامه‌ی ظالمانه علیه ایران در شورای امنیت ، به آن کشور اهدا کرد  و سپس برای ایجاد موازنه ، بخشی از ذخیره‌ی آب‌سنگینِ کشور را با بهای بسیار پایین‌تر از بهای جهانی به آمریکایی‌ها هدیه داد ؛ همه‌ی ذخیره‌ی‌ آب‌سنگین کشور را در سلطان‌نشین عمان ( پا انداز ترکمان‌چای هسته‌ای ) زیر نظارت آمریکایی‌ها قرار داد . با برداشته شدن این گام‌ها ، سازمان انرژی اتمی را در آستانه‌ی متلاشی شدن قرار داده و باعث آن شده است که برخی نخبگان وکارشناسان گران‌قدر این سازمان ، جذب کشور‌های دیگر و حتا کشورهای خصم شوند ؛ و مهم‌تر این که با نابود‌سازی دست‌رسی ملت و مردم ایران به « پدآفند هسته‌ای » یا « توان بازدارندگی » ، موقعیتِ ایران به  کشور « دست‌چندم » تنزل داده شد و با پذیرش محدودیت‌ها در برجام ، « حاکمیت محدود ملی »  نیز پذیرفته گردید . بدین‌سان ، ایران « پسا برجام »‌ از موقع یک بازی‌گر اصلی منطقه‌ای ، فرامنطقه‌ای و در برخی موارد جهانی ، به حاشیه رانده شده است  .
راستی را ، چرا آمریکا باید به تعهدات خود عمل کند ؟! چگونه می‌خواهید آمریکا را به اجرای تعهدات ناچیز خود در برجام     ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) وادار کنید ؟!
آقایان : در این دادوستد تحمیلی ، در اثر سوء سیاست ، ملت و مردم ایران همه‌چیز را باخت ؛ از صنایع پرتوان هسته‌ای گرفته تا امکان « پدآفند هسته‌ای » و حاکمیت تام ملی و ...
سه‌شنبه 28 اردیبهشت ماه 1395 ـ هوشنگ طالع
 نشانی تلگرام @hotale

 یادداشت شماره 639  / آش آن‌قدر شور بود که خان هم فهمید ؛ اما ...

 
یادداشت شماره 639
آش آن‌قدر شور بود که خان هم فهمید ؛ اما ...
آش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) آن قدر شور است که صدای سفیر فرانسه در آمریکا را نیز در آورد . « ژرارد اروئاد » سفیر فرانسه در واشنگتن ، روز آدینه 24 اردیبهشت‌ماه  درصفحه‌ی توئیتر خود نوشت : « توافق هسته‌ای ، تنها به موضوع هسته‌ای مربوط می‌شود و تا زمانی که ایرانی‌ها ، تعهدهایشان را اجرا کنند ، ما هم باید به وعده‌هایمان عمل‌کنیم » . وی هم‌چنین یادآورشد : « اگر ایرانی‌ها از مزایای رفع تحریم‌ها برخوردار نشوند ، چرا باید به برجام پای‌بند باشند ؟! » .
وی این مطالب را در پاسخ به « جفری گلدبرگ » نوشت که همان روز ، مقاله‌ی تند خود علیه برجام در وال‌استریت‌جورنال  را در صفحه‌ی توئیتر خود ، به اشتراک گذارده بود .
اما از آن جا که از نظر دولت جمهوری اسلامی ، برجام مانند آفتاب می‌درخشد و مشکل‌گشای همه‌ی دردهای گذشته ، حال و آینده‌ی ایران حتا « آب آشامیدنی مردم » از آغاز سده‌ی یکم هجری تاکنون می‌باشد ، پیشنهاد می‌گردد که وزارت امورخارجه‌ی اسلامی ، سفیر فرانسه در تهران را به این وزارت‌خانه احضار نماید و ضمن درخواست عزل سفیر این کشور در آمریکا به خاطرِ توهین به برجام ( ترکمان‌چای هسته‌ای ) ، از دولت فرانسه بخواهد تا ضمن پوزش‌خواهی رسمی ،  به دلیل یاوه‌گویی‌های سفیر آن دولت علیه برجام ( آفتاب‌ تابان ) در واشنگتن ، به وی ماموریت داده شود که  برای نشان دادن پشیمانی دولت فرانسه از این اظهارات که احساسات ریاست جمهوری محبوب و هم‌چنین پهلوانان هسته‌ای‌کشور ( پهلوان سیدعلی‌اکبر ، پهلوان محمدجواد  و نوچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سیدعراق‌چی ) را به شدت جریحه‌دار کرده است ، به صورت رسمی به تهران سفرکند و ضمن بازدید از « خرابه‌های صنایع هسته‌ای » ( فتح‌الفتوح و دست آوردِ نمایان‌ِ دولت یازدهم ) ، با حضور در آیین صبح‌گاه نهادِ ریاست محترم جمهوری ، ضمن نثار تاج‌گل به آرام‌گاه « شهید صنایع هسته‌ای گمنام » در قرب بارگاه رییس‌جمهور محبوب ؛ تمجید از سیاست « نرمش قهرمانانه » و هم‌یاری در برافراشتن پرچمِ تسلیمِ « ترکمان‌چایِ هسته‌ای » ، سرود : « ای برجام ، ای آفتاب تابان  » را هم‌راه با رییس جمهور محترم ، هیات وزیران و مشاوران و ... هم‌خوانی کند .
دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع
 

نشانی تلگرام : @hotale

یادداشت شماره 638 / تنها « نامحرم » ملت و مردم ایران یا صاحبان کشور اند

یادداشت شماره 638
تنها « نامحرم » ملت و مردم ایران یا صاحبان کشور اند
با بخش‌کردن جامعه به « خودی و ناخودی » بیشینه‌ی نزدیک به همه‌   ( اکثریت قریب به اتفاق ) مردم ایران در زمره‌ی   « ناخودی »‌ها رده‌بندی گردیده‌اند . این رده‌بندی به گروه اندکی اجازه می‌دهد تا زیر پوشش گونه‌ای از مردم‌سالاری ، بیشینه‌ی نزدیک به همه‌ی مردم ایران را دور بزنند و به گفته‌ی معروف «خود ببرند و خود بدوزند » و در پایان بگویند :‌     « مبارک است » .
سخنان آقای « رودز » ‌معاون مشاور امنیت ملی آمریکا در باره‌ی پشت‌پرده‌های گفت‌وگوهای هسته‌ای ، بیش از پیش نشان داد که از دید دولت جمهوری اسلامی ، تنها « نامحرم » ملت و مردم ایران یا « صاحبان اصلی کشور » هستند و اگر بخت یار باشد ، ملت و مردم باید حقایق را ( ولو سانسور شده ) از دهان بیگانگان بشنوند ، زیرا در سرزمین خود « ناخودی » هستند و کاربردشان آن است که مالیات بپردازند و با ترفندهایی ، هر چندسال یک‌بار به پای صندوق‌های رای کشانده شوند و دیگر هیچ .
آقای رودز در نوشتاری در روزنامه‌ی نیویورک تایمز می‌نویسد : « دولت اوباما به گسترش این روایت کمک کرد که دولت او مذاکرات با ایران را پس از انتخاب حسن روحانیِ در ظاهر میانه‌رو به عنوان رییس جمهور در سال 2013 آغاز کرده است ؛ اما در واقع مذاکرات دولت اوباما ، از پیش با این کشور اغاز شده بود و چارچوب یک توافق پیش از انتخاب روحانی تنظیم شده بود » .
در ادامه ، آقای رودز که روزنامه‌ی نیویورک تایمز از وی به عنوان « تاثیرگذارترین » فرد در سیاست دولت اوباما نام می‌برد، می‌نویسد : « خبرنگارانی که توافق هسته‌ای با ایران را پوشش می‌دادند ، در باره‌ی امور جهان کم‌اطلاع بودند » .
 بدین سان ، وی در لفافه می‌گوید که توانسته است روایت خود از توافق را وسیله‌ی آنان ، جا بیاندازد . البته از یاد نبریم که تا امروز ، مسئولان جمهوری اسلامی در باره‌ی آغاز مذاکرات ، چرایی لزوم مذاکرات و چرایی پذیرش همه‌ی شرایط آمریکا در مذاکرات ، « لام از کام » باز نکرده اند ؟! و این بار نیز ملت و مردم ایران ، باید حقایق ( یا آن چه را که می‌خواهند به عنوان حقایق جلوه دهند ) ، از زبان « خصم » بشنوند ؟!
این شیوه‌ی کشورداری که در آن ملت و مردم نامحرم اند ، دموکراسی یا مردم‌سالاری نیست . ملت و مردم حق دارند به عنوان صاحبان کشور ، از ریزِ همه‌ی امور آگاه باشند و در چرخش‌ها و تصمیم‌گیری‌های مهم مانند تن در دادن به ژنو‌چای ( ترکمان‌چای هسته‌ای ) و برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) وسیله‌ی « همه‌پرسی / رفراندوم » ، نقشه‌ی‌راه را برای اجرا ، در اختیار مسئولان کشور در رده‌های گوناگون ، قرار دهند .
 
یک‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع  
 
 

 یادداشت شماره 637  / طلب‌کاری چپاول‌گران از ملت و مردم ایران

 
یادداشت شماره 637
طلب‌کاری چپاول‌گران از ملت و مردم ایران
سخنان آقای علی‌رضا جمشیدی رییس ( شاید پیشین ) سازمان تعزیرات حکومتی ، گرچه بسیار تکان‌دهنده بود ؛ اما تنها نشان‌دهنده‌ی نوک« کوهِ یخ » پنهان در زیر آب‌های اوقیانوسِ فساد وتباهی است  .
آقای علی‌رضا جمشیدی گفتند : « ... مافیای ثروت و قدرت در بخش‌های اجرایی و حاکمیتی تنیده شده است ... » ؛ اما در ماجرای بیمه‌ی مرکزی و نامه‌ی استعفای رییس بیمه‌ مرکزی به وزیر امور اقتصادی و دارایی ( مسئول اصلی ) ، درمی‌یابیم که « با نفوذ و تنیده شدن مافیای ثروت و قدرت در بخش‌های اجرایی و حاکمیتی » ، غارت گران و چپاول‌گران دارایی‌های مردم از مرز « پررویی » گذشته‌اند و به مرحله‌ی  « وقاحت » و « طلب‌کاری » از ملت و مردم ایران رسیده‌اند .
محمدابراهیم امین رییس بیمه مرکزی پس از افشای ماجرای حقوق‌های چند ده میلیونی و پاداش‌های میلیارد تومانی مدیران این سازمان ،‌ برای سرپوش گذاردن ولاپوشانی‌فساد گسترده ، از ریاست بیمه‌ی مرکزی استعفا داد و جالب است که معاون ایشان که 40 میلیون تومان ( به ظاهر) حقوق می‌گیرد و چند میلیارد پاداش ، به جای ایشان نشست ؟!
حقوق ظاهری رییس تازه بیمه‌مرکزی و ادامه‌دهنده‌ی رییس پیشین در ماه ، برابر است با حقوق 50 کارگر زحمت‌کش ؛ البته اگر مزایای ایشان و نیز دریافت وام‌های کم‌بهره را هم بدان بیافزاییم ، برابر است با حقوق چند صدتن  ؟!
وی با کمال پررویی و باید گفت وقاحت و با منت‌گذاری بر سر ملت و مردم ایران ، در استعفانامه‌ی خود به وزیر اقتصاد و دارایی می‌نویسد :‌ » این جانب ... از امتیازات مادی بخش خصوصی غیردولتی [مقصود خصولتی ] که حداقل دو برابر بیمه‌‌ مرکزی بود ، چشم پوشیدم ... » .
وی سپس به « لاف و گزاف » پرداخته و در ادامه می‌نویسد : « ... تنها بدین خیال که تسلط کارشناسی ، توان مدیریتی و اراده‌ی شخصی لازم را برای اصلاح امور بیمه دارم ، این مسئولیت خطیر را پذیرفتم ... » .
اما جالب این‌جاست که کسی که در بخش خصوصی ( البته خصولتی ) به ادعای خودش دو برابر حقوق می‌‌گرفته ، در پایان نامه‌ی خود به وزیر امور اقتصاد و دارایی می‌نویسد : « استدعا دارم با بازنشستگی این جانب موافقت فرمایید » . استدعای موافقت با بازنشستگی ، بدان معناست که وی کارمند دولت در حوزه‌ی وزارت وزیر امور اقتصادی و دارایی است ؛ در حالی که در بخش خصوصی دو برابر بیمه مرکزی حقوق می‌گرفته است ؟! 
باز هم بگویید « کوسه و ریش‌پهن » نمی‌شود و آب « سربالا » نمی‌رود و قورباغه « ابو‌عطا » نمی‌خواند ؟!
 سخن فساد فراتر از گفته‌های آقای علی‌رضا جمشیدی است ، کار در حد کشور پروس است . « بیسمارگ » صدراعظم پروس می‌گفت : « هرکشوری یک ارتش دارد ؛ اما در پروس ، این ارتش است که یک کشور دارد » . باید گفت که در همه‌ی کشورها فساد وجود دارد ؛ اما در این‌جا ، این فساد است که یک ... دارد .
 
شنبه 25 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع  
 
 

یادداشت شماره 636 ... و شریک قافله

 
یادداشت شماره 636
... و شریک قافله
سخنان تکان دهنده ی رییس سازمان تعزیرات ( برنامه تیتر امشب ـ شبکه‌ی خبرِ سیمای جمهوری اسلامی ـ چهارشنبه ـ 22 ار دیبهشت ماه 1395 )  آشکار کرد که چرا سال هاست از « قاچاق سازمان‌یافته » سخن گفته می‌شود ؛ اما نه تنها از حجم آن کاسته نمی‌شود ، بلکه هرساله ، بر حجم آن افزوده می‌گردد .
 وی در این برنامه ، در باره‌یِ متولیان مبارزه با پدیده‌ی قاچاق گفتند : « بر پایه‌ی ماده 3 قانون مبارزه با قاچاق ارز و کالا وزارت‌خانه‌های دادگستری ، اطلاعات ، امور اقتصادی و دارایی ، کشور ، امورخارجه ، صنعت ، معدن و تجارت ، راه و شهرسازی ،  نفت ، جهاد کشاورزی ، بهداشت ، درمان و آموزش پرشکی ، نیروهای مسلح و سازمات تعزیرات حکومتی متولیان اصلی مقابله با قاچاق هستند » .
اما جالب این‌جاست که به گفته‌ی رییس سازمان تعزیرات : « در یک سال گذشته ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ، یک بار با حضور همه‌ی وزیران بر گزارنشده است » . این بدان معناست که به گونه‌ی عملی بدنه‌ی دولت یازدهم نه تنها گامی در راه مبارزه با قاچاق کالا و ارز بر نداشته است ؛‌ بلکه با « اخته کردن » ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ، « فرش قرمز » در راه قاچاق و قاچاق‌چیان محترم پهن کرده است . افزون بر آن ، از یاد نبرده‌ایم که نخستین اقدام وزیر صنعت ، معدن و تجارت ( از اعضای مهم و موثر ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ) لغو طرح شبنم در راستای تسهیل قاچاق و آسودگی بیش‌تر خاطر « قاچاق‌چیان محترم » بود . هم‌چنین وزیر راه و ترابری و مسکن شهرسازی ( از اعضای ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ) به بهانه‌ی « اقتصاد رقابتی » چسباندن انگ‌ِ کمونیستی به سازمان حمایت از مصرف کننده و تعزیرات ، در حقیقت در پی انحلالِ  سازمان تعزیرات حکومتی بود که در پایان به روان‌سازی قاچاق و آسودگی بیش‌تر خاطر « قاچاق‌چیان محترم » می‌انجامید .
آقای علی‌رضا جمشیدی تاکید کردند : « بسیاری از تصمیمات ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ، تصمیمات جدی نیستند و بسیاری از آن ها اجرا نمی‌شوند » .
ایشان افزودند : « چند ماه پیش در این ستاد تصمیم گرفته شد با قاچاق گوشی‌های تلفن که میزان آن دو میلیارد دلار      برآور می‌شود ، مقابله شود ؛ اما این مصوبه به اجرا در نیامد » .
ایشان تاکید کردند که : « برای مقابله با قاچاق گوشی‌های تلفن هم‌راه ، اقدام اپراتورهای فعال کشور کافی است ؛ اما می‌گویند یکی از اپراتورها با غیر فعال‌سازی گوشی های قاچاق مخالفت کرده است » . ؟!
آقای جمشیدی هم چنین گفتند : « عزم ملی و باور جدی برای مقابله با قاچاق در کشور وجود ندارد و مافیای ثروت و قدرت در بخش‌های اجرایی و حاکمیتی تنیده شده است که هر مسئولی که بخواهد در برابر آن بایستد ، به سختی می‌تواند دوام بیاورد » ...
 راستی را ، چشم همه‌ی مسئولان بیش‌تر روشن . با این سخنان می‌توان به نام دوقلوی دولت یازدهم یعنی « تدبیر و امید » بهتر پی برد و دریافت که « تدبیر و امید » در راه توسعه قاچاق و حاشیه‌یِ امن قاچاق‌چیان ، به کار گرفته شده است  و در ضمن باید در انتظار برکناری ( ببخشید استعفای ) آقای علی‌رضا جمشیدی هم باشیم  تا کسی « سخن حق » نگوید و  سیما هم آن را پخش نکند .
پنج‌شنبه 23 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع
نشانی کانال تلگرام هوشنگ طالع @hotale

یادداشت شماره 635  /فرانسه مهد آزادی و دموکراسی ؟!

 
یادداشت شماره 635
فرانسه مهد آزادی و دموکراسی ؟!
دولت فرانسه اعلام کرد که چون نتوانسته است ، موافقت اکثریت مجلس این کشور را با لایحه‌ی جنجالی اصلاح قانون کار به دست آورد ، آن را بدون تصویب مجلس ، به مورد اجرا خواهد گذارد ؟!
این در حالی است که بر اثر مخالفت سندیکاهای کارگری با این لایحه ، ماه‌هاست که فرانسه با نا آرامی‌ها و اعتراض‌های
گسترده ، روبرو است و با پیوستن دیگر گروه‌های ناراضی به سندیکاه‌های کارگری ، ناآرامی ها واعتراض‌ها به خشونت گراییده است .
جالب این جاست که فرانسه با لشگرکشی به افریقا و نیز لشگرکشی در قالب ناتو به کشورهای گوناگون ، در پی تحمیل این الگوی « دموکراسی » به مردمان آن سرزمین‌هاست . راستی را ، فرق میان دموکراسی فرانسوی و دیکتاتوری در چیست ؟!
چهارشنبه 22 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ  هوشنگ طالع

نشانی کانال تلگرام هوشنگ طالع : @

hotale

کی می خواهید بیاموزید ؟ اینک هنگام حساب پس‌دادن به ملت و مردم ایران است

کی می خواهید بیاموزید ؟
اینک هنگام حساب پس‌دادن به ملت و مردم ایران است
هوشنگ طالع
روسیه در دوران پوتین با بازی با برگ ایران ، نه تنها از خاکسترِ اتحاد شوروی برخاست ؛ بلکه از فرش به عرش رسید .
 بندوبست رسوایی‌آمیزِ سعدآباد که در زر ورق بیانیه پیچانیده شد ، آغاز فراگشت حذف ایران از چرخه‌ی نیرومندی و قدرت بود . در این میان ، برنده‌ی بزرگ ، روسیان بودند که  با واردشدن به گردونه‌ی 1 + 5 و با یاری انگلیسی‌ها ، توانستند با بازی با « برگ ایران » خود را از مذلت‌گاه فروپاشی امپراتوری بیرون کشند و بازی را با موفقیت به پیش رانند . شایان دید این جاست که که میان نیرو گرفتن روسیان و زبون شدن ایران ، رابطه‌ی سرراست (‌مستقیم ) وجود دارد .
انگلیسی‌ها پس از فروپاشی اتحاد شوروی و ایجاد جهان تک قطبی به این نتیجه رسیده بودند که در شرایط « جهانِ تک قطبی » و در نبود اتحاد شوروی ، اهمیت پیشین خود را از دست داده‌اند . از این رو ، حضور روسیه‌ی تازه در صحنه‌ی جهان ، می‌تواند دوباره  انگلستان را به وزنه‌ای در صحنه ی سیاست جهانی بدل کند . این دومین بار بود که انگلستان دست به « نیرومند سازی » روسیه ، در راستای افزودن بر قدر مطلق خود در جبهه‌ی غرب ، می‌زد . گفته شده است که پس از جنگ دوم جهانی وقدرت گیری بیش از اندازه‌ی آمریکا ، بریتانیا برای این که بتواند در جبهه‌ی غرب برای خود جایگاهی دست و پا کند ، اسرار بمب هسته‌ای آمریکا را در اختیار اتحاد شوروری قرار داد .
 هنوز معلوم نیست که چرا این بندوبست در سعدآباد انجام شد و چرا بدون هیچ‌گونه اعمال جبر و زور ، جمهوری اسلامی قیمومت کشورهای انگلیس ، فرانسه و آلمان را بر صنایع هسته‌ای و در نتیجه ، « حاکمیت محدود » را پذیرفت ؟
در تاریخ استعمار ، تحمیل قیمومت از سوی قدرت‌های استعماری بر ملت‌های شکست‌خورده و یا در « بند » اعمال می‌شد ؛ اما در سعد آباد دبیر شورای امنیت وقت با « لبان خندان » و ژست پیروزی ،  صنایع هسته‌ای کشور را زیر قیمومت انگلیس فرانسه و آلمان قرار داد . یعنی شورای امنیت ملی وقت به این نتیجه رسید که بدون جنگ ، زدوخورد ، مخاصمه و هیچ‌گونه عملیات دشمنانه از سوی سه قدرت « ‌نیم‌بند » اروپایی ، باید « با لب خندان » و گستردن «‌ فرش قرمز » زیر پای وزیران امورخارجه‌ی سه کشور انگلیس ، فرانسه و آلمان ، « قیمومت »  آنان بر صنایع هسته‌ای و در نتیجه « حاکمیت محدود    بین ا لمللی » را پذیرا گردد  .
از سوی دیگر ، هنوز معلوم نیست که چگونه ، عوامل ناپاک و عوامل « ستونِ پنجم » با بیرون کشیدن پرونده‌ی ایران از کارگزاری ( آژانس ) هسته‌ای ، پای روسیه ، چین و آمریکا به این ماجرا کشاندند ؟ و بدین‌ سان ، با این رفتارهای مشکوک و پرسش برانگیز ، ملت و مردم ایران را با شاخ گاو ( پنج عضو دایمی شورای امنیت و دارندگان حق وتو ) در انداختند ؟! بدین سان کوشش شد تا همه‌ی راه‌های گریز به روی  ایران را ببندند که هنوز این مساله برای ملت و مردم ایران روشن نیست .
سپس همان دست‌های ناپاک و همان عوامل ستونِ ‌پنجم ، تلاش ملت و مردم ایران را برای گسستن زنجیر قیمومت در چند سال پیش ، به بی‌راهه کشاندند و دو باره « سعدآبادیون » را بر سرنوشت ملت و مردم ایران مسلط گردانیدند .
از یاد نبریم که همین بازی را با جمهوری خلق کره ( کره شمالی ) آغاز کردند و پس از موافقت حکومت مزبور با دریافت 25 میلیون دلار در برابر صنایع هسته‌ای و ترکاندن برج یکی از نیروگاه‌های هسته‌ای از سوی دولت مزبور برای دریافت مبلغ توافق شده با آمریکا ، امپریالیست‌های روسی ، چینی و آمریکایی ، الگوی 1 + 5 را برای کره‌شمالی به کار گرفتند ؛ اما رهبران جمهوری خلق کره ، خیلی زود در یافتند که قرار است روسیان و چینیان ( به عنوان متحدان دروغین) با بازی با برگ کره‌ی شمالی در برابر آمریکا و در نتیجه ، با قربانی کردن ملت و مردم جمهوری خلق کره ، به خواسته‌های خود برسند . از این‌رو ، آنان از این بازی کناره گرفتند و با ادامه‌ی کار بر روی صنایع هسته‌ای خود توانستند به جنگ افزار پدآفندی هسته‌ای دست یابند تا بتوانند در جهانِ امروز ، استقلال و حاکمیت ملی خود را حفظ کنند .
 اما در ایران ، قرار نبود درس گرفته شود و در نتیجه کار به جایی رسید که امروز رسیده است : حاکمیتی با حاکمیت محدود و فاقد توان پدآفند هسته‌ای .
 کارکردِ گروه‌هایی در درون حاکمیت جمهوری اسلامی که بر حساس‌ترین کرسی‌های قدرت نشسته‌اند ، به چنان فاجعه‌ای انجامیده است که امروز عربستان سعودی نیز ایران را به قرارداشتنِ « همه‌ی گزینه‌های روی میز » تهدید می‌کند و   دونالد ترامپ نامزد پیشتاز جمهوری‌خواهان آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو ، می‌گوید : عربستان سعودی پول دارد و می تواند جنگ افزار هسته ای بخرد .
با آغاز « بازیِ 1 + 5 » ، روسیان دست باز در « بازی با برگ ایران » و در نتیجه ،  دادوستد بهتر با آمریکا و حضور تاثیر گذارتر در صحنه‌ی جهانی پیدا کردند .
از سوی دیگر ، با از دست دادن امکان پدآفند هسته‌ای به بهانه‌ی « اسلام » ، جمهوری اسلامی ناچار ، به زیر چتر هسته‌ای روسیان خزید . پناه بردن جمهوری اسلامی به زیر چتر هسته‌ای روسیان ، این امکان را در اختیار روسیه ـ پوتین قرار داد تا بازی با برگ ایران را با دست بازتری دنبال کند که سوریه اوج آن است .
 البته ایران ، سوریه را خاکریز « پیش‌تاخته »ی خود می‌داند و لازم بود و هست که با چنگ و دندان از این خاکریز پدآفند کند ؛ افزون بر این که ایران در جنگ تحمیلی ، وام‌دار سوریه است . البته جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی ، وام دار لیبی هم بود ؛ اما در یورش آمریکا ـ ناتو به لیبی ، نه تنها به پدآفند از این کشور بر نخاست ؛ بلکه به امید واهی و خیال‌پردازانه‌ی « زنده‌یابی »  آیت الله صدر ، در کنار ناتو ـ آمریکا قرار گرفت ؟!
روسیان پس از  قدرت‌نمایی در سوریه که  بدون حضور ایران امکان پذیر نبود ،  با ناتو به توافق رسیدند . بدین‌سان ، پس از جداسازی شبه‌جزیره‌ی کریمه از اوکراین و قطع روابط ناتو ـ روسیه ، نخستین نشست میان روسیه و ناتو برگزار گردید . البته برای رسیدن به این توافق ، روسیان بخش بزرگی از نیروهای خود را از سوریه بیرون کشیدند تا به آمریکا نشان‌دهند که قصد بلع سوریه را به تنهایی ندارند  . روسیان با این بازی کثیف ،  دست و پای ایران را در سوریه « در پوست گردو » گذاردند  .
با بیرون رفتن بخشی از نیروهای روسیه از سوریه و کم آوردن سپاه ، ارتش به یاری شتافت و در نتیجه بر شمار شهیدان ایرانی نیز افزوده شد .
روسیان بازی با برگ ایران را در دادوستد با آمریکایی‌ها ادامه دادند و در این راستا ، با حضور نظامیان آمریکایی به بهانه‌ی آموزش به کردها و نیز با آتش بس از سوی آمریکایی ها برای نجات ته‌مانده‌ی تروریست‌ها ، موافقت کردند که نتیجه‌ی آن  فاجعه‌ی شهرک « خان‌تومان » بود که به شهادت نیروهای ایرانی مستقر در این شهرک انجامید .
روسیان در این توافق کثیف ، به آمریکایی‌ها اجازه دادند تا با تجهیز هرچه‌ بیش‌تر تروریست‌ها ، امکان وارد آوردن یک ضربه‌ی کاری به نیروهای مستشاری ایران و ارتش سوریه را فراهم آوردند که برای تضعیف روحیه‌ی جبهه‌ی مقاومت و گستاخ‌ کردن تروریست‌ها بسیار ضروری بود .
با این داد و ستد ، روسیان از آمریکایی‌ها امتیازهایی در جاهای دیگر گرفتند و آمریکایی‌ها ضرب شستی به ایرانیان نشان دادند و موافقت روسیان را برای وارد کردن نیروهای زمینی خود به یمن را نیز به دست آوردند که همه‌ی این‌ها به زیان ملت و مردم ایران است و بس . باید گفت در نتیجه‌ی بندوبست‌های ایران بربادده ، ندانم‌کاری‌ها ، نشستن افراد نادان و در مواردی حتا ضد ایرانی بر جایگاه‌های حساس ،  روسیان و آمریکاییان بردند و ایران و ایرانیان باختند .
در این میان صاحبان کرسی‌های قدرت در جمهوری اسلامی ، با فداکردن  توان پدآفند هسته‌ای کشور و سلب کردن امکان قدرت بازدارندگی هسته‌ای از ملت و مردم ایران ، دایره‌ی گزینه های ایران را بسیار کرانمند ( محدود ) کرده اند .
تنها راه برون رفت از مهلکه‌ای که از سعدآباد آغاز گشت و با گذشت از ایستگاه برجام ( برنامه اقدام جامع مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) تا حذف کامل ملت و مردم ایران از محاسبات جهانی ادامه خواهد داشت ، گفتن حقایق به مردم و برای استمداد از آنان و در نتیجه تن در دادن به یک همه‌پر‌سی فراگیر ملی برای برپایی نظامی که بتواند در این لحظات سخت ، ملت و مردم ایران را به سوی « ماندگاری » ، بهروزی و سرفرازی هدایت کند ،‌ حیاتی و مساله‌ی مرگ و زندگی است .
تذکر 103 نماینده مجلس شورای اسلامی به رییس‌جمهور برای تعیین ضرب‌الاجل از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای ، گرچه بیش‌تر ناشی از رقابت‌های گروهی است ؛ اما مضمون و محتوایش می‌تواند نشان دهنده‌ی بایستگی « همه‌پرسی » فراگیر ملی در زمینه‌ی بازنگری قرارداد شوم برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ارزیابی گردد .
سه‌شنبه 21 اردیبهشت ‌ماه 1395    
 
 به کانال تلگرام هوشنگ طالع بپیوندید @hotale
 

یادداشت شماره 634  /شیره را خورد و پس از چندین و چند سال گفت : « شیرین است »

 

یادداشت شماره 634
شیره را خورد و پس از چندین و چند سال گفت : « شیرین است »
آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی ، امروز در بیانات حکیمانه‌ای فرمودند : « با بیست میلیارد دلار قاچاق ، اقتصاد مقاومتی پا نمی‌گیرد» 
 آیا درک این مساله نیازمند چندین و چند سال بود ؟! پرسش این جاست : کسی با این ضریب‌هوشی ، چگونه برکرسیِ ریاست مجلس تکیه زده است ؟! آیا مسئول یا مسئولان مبارزه با قاچاق در کشور شناخته شده نیستند ؟! آیا مجلس شورای اسلامی و ریاست آن در این میان هیچ وظیفه‌ای جز « حرف زدن » ندارند ؟!  و صدها پرسش بی‌پاسخ دیگر .
 آخرسر ، مانند موارد دیگر ، و بر پا کردن هیاهوی « کی بود کی بود ، من نبودم » مسئولیت 20 میلیارد دلار قاچاق در سال را متوجه سه دهک پایین جامعه خواهند کرد ؛ زیرا دیواری از آن کوتاه‌تر در کشور وجود ندارد .
 
دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 ـ هوشنگ طالع
 
 

یادداشت شماره 633  / « الحمدالله » به فارسی « شُکرِ خدا » و به فارسیِ سره  « سپاس مر یزدان را »

یادداشت شماره 633
           
« الحمدالله » به فارسی « شُکرِ خدا » و به فارسیِ سره  « سپاس مر یزدان را »
وزیر بهداشت ، درمان و علوم پزشکی در پایان سخنان خود در نشست منتخبان در بهارستان ، با انتقاد از پخش برنامه‌های   صدا و سیما که در آن ها ، جامعه‌ی پزشکی زیر سئوال برده می‌شوند ، گفت : « الحمدالله زیرمیزی همه‌جا هست » . این سخنان وزیر بهداشت ، درمان و علوم‌پزشکی : « باعث خنده‌ی منتخبان گردید » .
آیا مردمی که به پای صندوق‌های رای رفتند تا با انتخاب « بد » ، جلوی « بدتر » را بگیرند ، در برابر این حقیقت روشن که : الحمدالله که زیر میزی [ رشوه ] در همه‌جا هست » جز خنده ، انبساط خاطر ، اظهار شادمانی و رضایت ، واکنش دیگری انتظار داشتند ؟!
در درازای این سی‌ و هشت سال ، تفسیرها ، برداشت‌ها و اظهارنظرهای گوناگونی از ریشه‌ها و علل انقلاب 1357 شنیده و خوانده بودم ؛ اما هرگز فکر نمی‌کردم که مردم برای پرداخت زیرمیزی ( بخوان : رشوه ) انقلاب کرده باشند ؟!
باید گفت : الحمدالله ، شکر خدا ، سپاس مر یزدان را  
 
یک‌شنبه 19 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع
 

یادداشت شماره‌ 632  / اندردفاع رییس جمهور از آموزش « انگلیس‌ »ی به کودکان خردسال

یادداشت شماره‌ 632


اندردفاع رییس جمهور از آموزش « انگلیس‌ »ی به کودکان خردسال
 نوزادان ، کودکان : زگهواره تا گور « انگلیس‌»‌ی بجوی ؛ زیرا من با زبان « انگلیس »ی به این جا رسیده‌ام
شنبه هژدهم اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 631  / جنایت‌کاران جنگی و جنایت‌کاران علیه بشریت بر کرسی‌های قدرت


یادداشت شماره 631


جنایت‌کاران جنگی و جنایت‌کاران علیه بشریت بر کرسی‌های قدرت
رییسان‌جمهور آمریکا پس از استقرار برکرسی قدرت ، دست به جنایت‌های جنگی و جنایت علیه بشریت می‌زنند ؛ البته برخی پیش از رسیدن به این مقام نیزمرتکب این جنایات شده بودند .
از زمره گروه دوم در صورت انتخاب ، هیلاری کلینتون نامزد پیشتاز حزب دموکرات در انتخابات  آینده ریاست جمهوری آمریکا در چند ماه آینده خواهد بود .
سیمون هرش روزنامه‌نگار سرشناس آمریکایی در گفت‌وگو با دیدارگاه (‌سایت / تارنما ) آلترنت می‌گوید : « یکی از مسئولیت‌های کنسول‌گری آمریکا در [ شهر ] بنغازی [ لیبی ] ارسال گاز سارین از انبارهای لیبی به سوریه از طریق ترکیه بود که این اقدام با موافقت هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه‌ی وقت آمریکا انجام شد » .
وی در این گفت‌وگو می‌افزاید : « ارسال گاز سارین ، جزئی از سناریویی بود که می‌خواستند همان اتفاقاتی که در لیبی افتاد در سوریه نیز تکرار شود ».  
وی تاکید کرد : « هدف آمریکایی‌ها این بود که گاز سارین به دست [ شورشیان ] در سوریه برسد تا آن‌ها از آن در جنگ استفاده کنند و تقصیر آن را به گردن دولت سوریه بیاندازند تا به این ترتیب ، بهانه‌ی لازم برای حمله‌ی آمریکا به سوریه ، همانند آن چیزی که در لیبی اتفاق افتاد در این‌جا هم به دست آید . این سناریو با موافقت هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه‌ی وقت آمریکا تهیه شده بود » .
سیمون هرش می‌افزاید : « کریستوفر استیونز سفیر آمریکا در لیبی که در جریان یورش به کنسول‌گری آمریکا در بنغازی کشته شد ، به دلیل مسئولیت دیپلماتیک خود ، با فرمانده پایگاه مرکزی و شرکت مسئول حمل و انتقال گاز سارین از راه ترکیه به سوریه دیدار کرد و به نظر می‌رسد او نیز در این نقل و انتقال‌ها دست داشته‌است » .
هیرش می‌گوید : کسی نمی‌توانست در چنین مورد حساس و با دارا بودن چنین مقام حساس  ، با این افراد مذاکره کند ؛ مگر این که از سوی مقامات ارشد اجازه داشته باشد .
با توجه به گفته های آقای سیمون هرش ، زیاد دورنیست که کریستوفر استیونز ، برای از میان برداشته شدن شاهد اصلی ، به دستور مقامات ارشد ( شاید هیلاری کلینتون ) به قتل رسیده باشد . و شایان توجه است که حکومت ترکیه نیز در این جنایت و همه‌ی جنایت‌ها در خاورمیانه ، سهیم و انباز بود و هست
پنج‌شنبه 16 اردیبهشت 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

 یادداشت شماره 630  / آقایان دولتیان : خفت و خواری تا کجا ؟

 
یادداشت شماره 630
آقایان دولتیان : خفت و خواری تا کجا ؟
هرچه حکومت عهد دایناسورهای عربستان سعودی بر « کبر و گردن‌کشی » می‌افزاید ، دولت «  بی‌تدبیری و ناامیدی » بیش از پیش کرنش می‌کند و خم می‌شود .
انسا‌ن‌نمایان سعودی ، آمادگی نشان‌دادن واکنش از سوی « بی‌تدبیران ناامید » را با تجاوز به دو نوجوان هم‌میهن در فرودگاه بین‌المللی جده آغاز کرد ( 8 فروردین 1394 ) . این جنایت زشت به فتوای یک تن از مفتیان سعودی و به دست دو تن پلیسِ حکومت « خون و جنایت » انجام گرفت ؛ اما آقایان ، آن را « زیرسیبیلی » در کردند و واکنش لازم حتا برای    « کاربری ( مصرف ) ‌داخلی » را نیز به عمل نیاوردند ؟! برخورد دولت « نامیدی و بی‌تدبیری » با این جنایت شنیع ناموسی، بسیار خفت‌آور  و هم‌راه با جبن و ضعف بود .
دست‌روی دست گذاشتن و نشان  ندادن واکنش لازم در برابر انسان نمایان سعودی به این دولت فهماند که دولت یازدهم ، جرئت نشان دادن واکنش به یک چنین جنایت « ناموسی » هم ندارد ؛ از این رو ، گام دیگری در راستای تحقیر « بی‌تدبیران ناامید » برداشت . در این مرحله با فروافکندن یک دستگاه جرثقیل ، شماری و از جمله یک تن از متخصصان برجسته‌ی هوا ـ فضای ایران را کشت ( 20 شهریور 1390 ) ؛ اما باز هم آب از آب تکان نخورد .
در همین مرحله به جای برگرداندن حاجیان ایرانی ، برای در امان داشتن آنان از زیان‌های مرحله‌ی سوم نقشه‌ی جنایت‌کارانه‌ی انسان‌نمایان سعودی ، « بی‌تدبیران ناامید »  اقدام به « ماست مالی » کردن این جنایت نمودند .
 در اثر این سیاست « تذبذب » و « خضوع و خشوع » جمهوری اسلامی ، انسا‌ن‌نمایان سعودی مرحله سوم طرح جنایت‌کارانه‌ی خود علیه ملت و مردم ایران را با به شهادت رسانیدن بیش از 500 تن ( هنوز آمار دقیقی از سوی مقام‌های کشور در این زمینه منتشر نشده است ) از هم‌میهان ، دفن بدون اجازه‌ی  برخی شهیدان ایرانی آنان از سوی انسان‌نمایان سعودی و تحویل برخی جنازه‌های بدون هویت به جای شهیدان ایرانی و ... به مورد اجرا گذاردند ( 2 مهر 1394 ) ؛ اما از سوی « بی‌تدبیران ناامید » حرکتی دیده نشد . کوشش‌ها همه در راستای « لاپوشانی » و « فرافکنی » بود .
در این مرحله انسان‌نمایان سعودی که از این همه ناتوانی ، سکوت و « ماله‌کشی » دولت جمهوری اسلامی بیش از پیش جری‌تر شده بودند ، دست به شهادت آیت‌الله العظمی شیخ نمر زند . درست است که قتل این مرجع شیعی به دست وهابیون حاکم بر عربستان انجام گرفت ؛ اما در حیقت فرآورده‌ی سیاست ضعف و تسلیم دولت «بی‌تدبیر ان ناامید » است . اگر در مرحله‌ی نخست ، واکنش لازم به عمل آمده بود ، کار به این‌جا نمی رسید .
در برابر این همه جنایت ، زدن چند سنگ به کنسولگری و سفارت ( دایناسورخانه )‌ عربستان سعودی در مشهد و تهران ، حکومت مزبور روابط سیاسی خود را هم‌راه با « ننه من غریبم » در پهنه‌ی جهانی ، با جمهوری اسلامی برید .
در این مرحله نیز ، بازهم  برای دل جویی از انسا‌ن نمایان سعودی « بی‌تدبیران ناامید » چندین تن را بازداشت کرد و چند روز پیش با افتخار محکومیت آنان را اعلام نمود .
با این وجود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان حج و زیارت ، هم‌چنان « دستمال‌یزدی » به دست ، در پی برسر رحم آوردن نسل دایناسورها هستند و مرتب « از حج با عزت و کرامت » سخن می‌گویند . بر روی دیدارگاه سازمان حج و زیارت www.haj.ir  به امید به رحم آمدن دل انسان‌نمایان سعودی  ، می‌خوانیم : « پرداخت قسط اول حج تمتع سال 1395 ... »
راستی را دنبال کدام عزت و کرامت در مراسم حج امسال هستید : تجاوز به نوجوانان ، کشتن متخصص عالی مقام هوا و فضا یا قتل بیش از 500 تن در منا ، خاک کردن خودسرانه‌ی برخی از آنان ، تحویل جنازه‌های گمنام و ... ؟!
از سوی دیگر ، به گفته منابع غیررسمی ، دو پلیس مجری جنایتِ فرودگاه جده به درجه‌ی سرهنگی ارتقا یافته‌اند و همه‌ی عوامل دست‌اندر کار قتل وسیله‌ی جرثقیل و نیز کشتار بی‌رحمانه‌ی « منا » و ... پاداش و ارتقا گرفته‌اند .
 
چهارشنبه 15 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ  هوشنگ طالع
 
 

تجدید دیدارِ روسیه ـ ناتو


تجدید دیدارِ روسیه ـ ناتو


هوشنگ طالع
 هرگاه برفراز « نیک و بد » دست به بررسی مسایل جهانی و منطقه‌ای در پیوند با ایران بزنیم ، باید گفته شود که روسیان به رهبری پوتین خوب بازی می‌کنند .ابزار در دست‌رس برای « خوب بازی کردن » روسیه ـ پوتین ، عبارتند از :
 1 -  راهبرد درازمدتِ استوار برپایه‌ی « منافع ملی »
 2 - کمی عناصر نفوذی یا ستون پنجم در درون نظام شوروی  
 3 -  تقویت حسن میهن‌پرستی و تکیه بر روی نکات هم‌دلی و هم‌زبانی میان مردم این سرزمین . ( قابل توجه مقام‌های جمهوری اسلامی و نبود دو مورد یک و سه و فراوانی مورد دو )
در حقیقت روسیان ، زنده‌ی قرارداد شوم و ایران بربادده‌ی سعدآباد و سپردن مقدرات کشور از سوی دولت جمهوری اسلامی به دست حکومت  انگلیس ، فرانسه ، آلمان و سپس 1 + 5 است . امروز دلایل تحمیل قرارداد ننگین ترکمان‌چای آشکار است . عباس میرزای ولی‌عهد برای تداوم سلطنت در خاندان خود ، در حالی که بیش‌تر بزرگان ایران خواهان عزل او بودند و فتح‌علی‌شاه نسبت به وفاداری او به کشور بدگمان بود ، با توطئه کشور را به دام تجزیه کشاند ؛ اما هنوز دلایل تن در دادن نظام به قرارداد  سعدآباد که آغاز فروریختن بهمن سنگین « برجام » بر کشور بود ، آشکار نیست . آیا تن در دادن به این قرارداد از سوی مذاکره‌کننده‌ی اصلی ( حسن روحانی ) برای آن بود که پس از کمابیش 10 سال او به ریاست جمهوری برسد ، بسیار « سطحی » است ؟!
روسیه ـ پوتین ،  در این دوران که با یورش به گرجستان و جداسازی بخش‌هایی از این واحد سیاسی و پیوست آن به فدراسیون روسیه (‌سرراست یا ناسرراست ) آغاز گردید « نیش » دوران بلشویکی را با « نوش » دوران « پسابلشویکی » درهم آمیخت . البته باید گفت که غرب ( آمریکا + ناتو ) نیز در این دوران ، دارای آن صلابت پیشین در جهان نیست .  در مساله‌ی گرجستان با توجه به این که مردمان این کشور با ما دارای پیشینه‌ی هزاران‌ساله‌ی هم‌خانمانی ، تاریخ مشترک و زیست دراز مدت در کنار یکدیگر داشته‌اند و از سوی امپراتوری تزاری روسیه بر پایه‌ی قرارداد تحمیلی گلستان ، از ایران جدا شده است ، جمهوری اسلامی به عنوان دولتِ بر سرِ کار بر پهنه‌ی ایران ، می‌بایست به عنوان مدافع « هم‌خانمان » و « صاحب تاریخ مشترک هزاران ساله » و « زیست درازمدت در کنارهم » به سود تمامیت ارضی گرجستان ، وارد شود و اجازه ندهد که روسیان به راحتی به مقاصد توسعه ‌طلبانه‌شان که آغازی بود برای « یورش » های دیگر و سرانجام هم‌خوانی و هم‌آوایی کامل با غرب برای تحمیل برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) موفق شوند .
مهم‌تر این که بدین سان ،  به دیگر به کشورهای حوزه‌ی ایران فرهنگی یا بخش‌های تجزیه شده‌ی « فلات ایران » یادآوری می‌گردید که ملت و مردم ایران در هرحال در دفاع از منافع حیاتی کشورهای این حوزه ، کوتاهی نخواهد کرد .
با این اشاره‌ی کوتاه باید بدانیم که روسیه ـ پوتین با بازی با « برگ ایران » به دلیل ناتوانی جمهوری اسلامی از درک      « توان‌ملی » و نداشتن راهبرد مشخص بر پایه‌ی منافع ملی و به گفته‌ی دیگر عدم درک و شناخت منافع ملی و غرق در    « سراب جهان اسلام » که در حقیقت شاید بتوان گفت ، سران بیشینه‌ی کشورهای اسلامی ، بزرگ‌ترین خصم ملت ایران در این جهان ( دلیلِ روشن : تجربه‌ی جنگ تحمیلی و مسایل اخیر منطقه ) ، فرصت‌های بزرگ تاریخی را به « مخاطرات بزرگ تاریخی » بدل کرد . بدین‌سان ، ایران برای یک دوره‌ی قابل دید ، از دست‌رسی کرسیِ قدرت منطقه‌ای ـ جهانی  فرو کشیده شد . داوری در باره‌ی این‌که آیا این امر ، فرآورده‌ی یک خویش‌کاری از پیش‌طراحی شده و یا یک اشتباه راهبردی است ، زود است .
در جریان فرو پاشی اتحاد شوروی ، چند صد کلاهک هسته‌ای از زرادخانه‌ی روسیه و اوکراین ، به ظاهر گم شد . البته این کلاهک‌ها از سوی مافیاهای شکل گرفته از سوی بلشویک‌های پیشین برای به دست آوردن پول و در نتیجه قدرت ، از زرادخانه‌ی هسته‌ای روسیه و اوکراین غارت شد و به فروش رسید .
شماری از این کلاهک‌ها را غرب خریداری کرد تا به دست رقیبان نیفتد . گفته می‌شود که چند کلاهک نیز از سوی دولت پاکستان که با دست‌یابی هندوستان به جنگ‌افزار هسته‌ای سخت به مخاطره افتاده بود ، خریداری گردید و یا از سوی « غرب  برای ایجاد موازنه با هند و کشاندن هند به حوزه‌ی نفوذ غرب در درازمدت ، به حاکمان پاکستان فروخته شد .
حکومت پاکستان یکی از این کلاهک را در زیرزمین و در 80 کیلومتری مرز ایران آزمایش کرد . از یاد نبرده‌ایم که آقای کمال خرازی وزیر امورخارجه‌ی دولت وقت جمهوری اسلامی « دوان دوان » خود را به اسلام‌آباد رساند و « ‌انفجار بمب اتمی اسلامی » را تبریک گفت . گفته شد که پس از آن هم‌کاری‌هایی نیز میان ایران و پاکستان در زمینه‌ی هسته‌ای آغاز شد که چند سال بعد ، در کمال ناباوری به مردم ایران گفته شد که « بمب اتمی از نظر اسلام حرام است » .
یک‌باره قلم به‌مزدان در روزنامه‌های « زرد » یا به گفته‌ای « زنجیره‌ای » و دستگاه ارتباط همگانی دولتی ( صدا و سیمای جمهوری اسلامی ) و دیگر دستگاه‌های دولتی و وابسته به دولت و شبه دولتی که تا دیروز از « بمب اتمی اسلامی » سخن می‌گفتند ، با 180 درجه چرخش ، یک‌صدا  « حرمت بمب اتمی در اسلام »‌ را فریاد می‌زدند . گویی یادشان رفته بود که تا دیروز مدیحه‌ی‌سرای « بمب اتمی اسلامی » بودند . هر قلم به‌مزد و هر روزنامه زرد ( زنجیره‌ای ) و هر دستگاه ارتباط همگانی دولتی ، نیمه‌دولتی و شبه‌دولتی ، می‌کوشید تا مانند دیروز که « هفت‌کرسی آسمان » را زیرپای   « بمب اتمی اسلامی » می‌گذاشتند ، اکنون « هفت کرسی آسمان » را زیر پای « حرمت بمب اتمی در اسلام  » قرار دهند . شیوه‌ی درست همین است  : آن ها که « نوکر بادنجان » نبودند و نیستند .
قرارداد ننگین و ایران برباد ده « سعدآباد » یعنی پذیرش کاپیتالاسیون هسته‌ای برا بر سه « شاخ شکسته‌ی اروپایی » یعنی انگلیس و فرانسه و آلمان و نیز « حرمت بمب اتمی در اسلام » ، روسیه ـ پوتین توانست خود را وارد بازی کند و با پیوستن به اتحاد شوم 1 + 5 ، بازیِ بزرگ  با « برگ ایران » را برای بازیابی دوباره جایگاه و موقعیت از دست رفته‌ی خود  در جهان ا آغاز کند .
در این راستا روسیان با بازی با برگ ایران یعنی عدم تحویل سامانه‌ی دفاع موشکی اس300  ، عقب انداختن آغاز به کار کارخانه برق هسته‌ای بوشهر ، هم‌راهی و هم‌گامی با آمریکا وغرب و « وتو » نکردن هشت قطع‌نامه‌ی ظالمانه در شورای امنیت و کشاندن پای چین به این بازی به زیان ایران ، ترساندن دولت‌مردان جمهوری اسلامی برای تن دردادن به برجام ،  به راحتی توانست شبه‌جزیره‌ی کریمه را ببلعد و شرق اوکراین ( منطقه‌ی صنعتی ـ کشاورزی )  این کشور را مانند بخش هایی از گرجستان ، به قلمرو خود بیافزاید .
حضور قدرت‌مند روسیان در سوریه و در هم‌آهنگی با ایران و هم‌آهنگی ایران با حزب‌الله لبنان ، توانست بسیار زود ، برگ جنگ را به سود دولت قانونی سوریه برگرداند . در مساله‌ی سقوط یک فروند بمب‌افکن راهکنشی               ( تاکتیکی ) سوخوی روسیه به دستور ناتو از سوی جنگنده‌های ترکیه ، روسیان برخلاف انتظار غرب                   ( امپریالیسم آمریکا ـ ناتو ) بسیار زیرکانه عمل کردند . آنان به جای نشان‌دادن « واکنش گرم » که غربیان در انتظار آن بودند ، دست به تنبیه اقتصادی علیه ترکیه زدند                 ( جلوگیری از سفر شهروندان روس برای گذران تعطیلات به ترکیه و نیز جلوگیری از واردات کالاهای ترکیه به روسیه و ... ) . از سوی دیگر ، هم‌زمان با اندک « جا‌ن‌بخشیِ » تسلیحاتی به اقلیت بزرگ و تحت ستم کردها در ترکیه ، این –کشور را به سوی جنگ‌ِ داخلی کشاندند که پایان آن برای ترکیه نامعلوم است ؛ چه از نظر زمانی و چه از نظر نتایج آن .
روسیه ـ پوتین با برداشت چندگام بلند به جلو ، برای « تامین» این پیروزی‌ها ، یک گام کوچک به عقب برداشت و در گرماگرم پیش‌روی سوری‌‌ها ، ناگهان اعلام کرد که چون ارتش سوریه توان ادامه‌نبرد را تا پایان برای پاک‌سازی کشور از تروریست‌ها را دارد ، نیروهای خود را از این کشور، باز می‌خواند . گرچه مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام کردند که این کار روسیان در هم‌اهنگی با تهران می‌باشد ؛ اما با « جا‌خالی کردن » روسیان ، بار اصلی جنگ به دوش ایران افتاد تا جایی که شاید ، با کم‌آوردن سپاه ، ارتش نیز با گسیل نیروهای ویژه ، نخستین تجربه‌ی برون‌مرزی  پس از نبردهای « ظفار » در سال های 1354- 1351را تجربه کرد .
 در  نبرد ظفار ، نیروهای ویژه که بار اصلی جنگ را به دوش می‌کشید ، از خود دلیری و کفایت کامل نشان‌داد و می‌توان گفت که این نبرد ، تجربه‌ی یگانه‌ای از پیروزی یک ارتش منظم ، در یک جنگ چریکی و آن هم در سخت‌ترین شرایط جغرافیایی بود .
 در آذرماه 1351 به درخواست سلطان قابوس ( کاووس ) و برای رویارویی با چریک‌هایی که از سوی شوروی حمایت می‌شدند ، ارتش ایران وارد کشور عمان شد و به نبرد با شورشیان در منطقه‌ی ظفار پرداخت . ظفار یک منطقه‌ی سخت وکوهستانی است که برای شورشیان و نبردهای چریکی یک منطقه‌ی آرمانی به شمار می‌رفت ؛ اما پیروزی ارتش ایران و به ویژه نیروهای ویژه که بار اصلی جنگ را در ظفار به دوش می‌کشید ، تحسین همه‌ی دیده‌بانان نبردهای چریکی را برانگیخت .

سه سال پس از آغاز نبردهای ظفار یعنی در آذرماه 1354 ، سلطان قابوس  پایان رسمی نبرد را اعلام کرد ؛ اما شماری از نیروهای ایرانی تا انقلاب ( پایان سال 1357 خورشیدی ) در این کشور مستقر بودند .
روسیه ـ پوتین با نشان دادن این نرمش نیز سکوت کامل در برابر نقض برجام از سوی آمریکا ، « کش و قوص » در تحویل سامانه اس 300 و ... ، پیش‌درآمد از سرگیری نزدیکی به ناتو را فراهم کرد که به نخستین دیدار اخیر روسیه ـ ناتو پس از الحاق کریمه انجامید ؛ البته برای فرافکنی ، دو طرف اعلام کردند که دارای اختلاف‌های ژرف می‌باشند .
در این میان ، بازنده‌ی اصلی مردم اوکراین بودند که به مانند رخدادهای همانند ، قربانی سیاست پیشگان تشنه‌ی قدرت شدند ؛ البته این افراد در همه‌جای جهان می‌گویند که ما « شیفتگان خدمت‌ایم ، نه تشنگان قدرت » . در حالی که مساله درست عکس آن می‌باشد ، آنان آماده‌اند تا با « تکه‌پاره » کردن کشور و به نابودی کشاندن مردم ، به کرسی‌های قدرت دست یابند . در اوکراین ، نماد این تشنگان قدرت که خود را شیفتگان خدمت نشان می‌دادند ، بانو یولیانا تیموشنکو  و آرسنی یانسینوک نخست وزیران پیشین اوکراین اند که هر دو متهم به فساد مالی هستند .
تیموشنکو به عنوان بازرگانی‌ ـ سیاست‌پیشه ، یکی از پول‌دارترین افراد اوکراین است و برآورد می‌شود که یک پنجم کل ثروت اوکراین ، متعلق به این بانوی « شیفته‌ی خدمت » است . وی به اتهام بستن غیرقانونی قرارداد گاز با روسیه ، به زیان کشور ، به هفت سال زندان و پرداخت 188 میلیون دلار غرامت محکوم گردید . البته وی پس از انقلاب رنگین اوکراین از سوی دیگر « تشنگان خدمت » ‌از زندان آزاد گردید .
آرسنی یانسنیوک نخست وزیر دوران انقلاب نیز به جرم فساد مالی از کار برکنار گردید . وی دولت خود را ، دولت مبارزه با فساد اعلام کرده بود . البته از یاد نبریم که رییس جمهور انقلابی و به ظاهر« شیفته‌ی خدمت » نیز از ثروتمندان بزرگ این کشور است .
البته همه‌‌ی این « شیفتگان خدمت » پس از فروپاشی نظام شوروی و استقلال اوکراین با غارت اموال دولت ( بخوان ملت) این ثروت‌ها را اندوخته اند . اینان در رویای پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا و « حلال‌کردن »‌ اموال غارتی و افزودن برآن‌ها به برکت بازار مشترک اروپا ، اوکراین را پاره‌پاره کردند ، باعث جداسازی شبه‌جزیره‌ی کریمه از این کشور شدند ، بخش پر برکت اوکراین یعنی بخش شرقی این کشور که بیش‌ترین صنایع اوکراین را در بر می‌گیرد و باورترین زمین‌های اروپا نیز در این بخش قرار دارد ، به دام تجزیه کشاندند و کشور اوکراین را به یک کشور بسیار فقیر و تجزیه شده بدل کردند .
 مهم این که دیگر اوکراین ، جذابیت برای غرب را نیز از دست داد و در نتیجه پس از « فریب » از سوی غرب به « پااندازی » عوامل داخلی تشنه‌ی خدمت ، رهاشد .
نظام جمهوری اسلامی نیز با یک خطای‌مرگبار ( اگر آن را خطا بنامیم ) با از دست دادن امکان پدآفند هسته‌ای در جهانی که از هرسو با قدرت‌های هسته‌ای معارض ( بالفعل و بالقوه ) محاصره شده است ، بخت رسیدن به جایگاه راستین را در این جهان از کف داده ، به گونه‌ای که اکنون ، نیازمند « چترهسته‌ای » می‌باشد . از این رو صاحبان این « چتر » با توجه به نیاز ایران برای بقا ، در پی بهره‌کشی کامل در حد یک « مستعمره  » از ما خواهند بود .
با از دست‌دادن « پدآفند هسته‌ای » یا نیروی باز دارنده ، این سرزمین بزرگ با موقعیت راهبردی یگانه ، یک ملت 80 میلیونی با 13 هزارسال پیشیه‌ی تاریخی و با وجود منابع عظیم زیرزمینی را به یک « نیازمند چتر هسته‌ای » تبدیل گردید .
پوتین به غرب هشدار داد که با « قدرت هسته‌ای باید با احترام رفتار شود » و کره‌شمالی با پهنه‌ی محدود و جمعیت اندک و نداشتن منابع طبیعی ، اعلام می‌کند که « جنگ افزار هسته‌ای برای امنیت این کشور لازم است » . امروز  ، متحدان دروغین این کشور یعنی چین و روسیه و نیز دشمنان این کشور یعنی امپریالیسم آمریکا ، تنها و تنها به خاطر برخورداری جمهوری دموکراتیک کره از « پدآفند ‌هسته‌ای » ناچاراند با این کشور با احترام رفتار کنند . یک مثل آلمانی می‌گوید : بی‌زور ، بی‌حیثیت (Wehrlos Ehrlos  ) . یا به برگردان استاد نوبخت : « بی‌زور ، از خدا به دور »
ایرانی‌ها می‌گویند : « شاهد از غیب رسید » . نوشتار را به پایان برده بودم که چشمم به دو مطلب در رویه آخر یکی از روزنامه‌های صبح افتاد : سرخط و مطلب نخست
« ولایتی ، دیپلماسی بدون قدرت دفاعی بی‌ثمر است » .
دکتر ولایتی مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین‌الملل ، با « تاکید بر این که قدرت دفاعی و توان دیپلماسی یک کشور مکمل یک‌دیگر هستند و تعارضی باهم ندارند ، تاکید کرد : بدون قدرت دفاعی ، تحولات و فعالیت‌های دیپلماتیک هیچ پشتوانه نخواهد داشت و بی ثمر خواهد بود » .

وی تصریح کرد : « اگر دیپلمات جمهوری اسلامی ایران در یک کشور بیگانه از جانب یک ایران قدرتمند سخن بگوید ، سخنش نفوذ دارد ولی اگر ایران قدرت نداشته باشد ، کسی به حرف دیپلمات گوش نمی‌دهد ... » .
سرخط مطلب دیگر :
« شرط مضحک یک مقام آلمانی برای سفر مرکل به ایران»
« یورکن هادت از مقام های دولت آلمان در سخنانی پیرامون سفر احتمالی صدراعظم [ نخست‌وزیر ] آلمان به ایران گفت : سفر آنگلا مرکل به ایران غیرمعمول است مگر این که این کشور بر روی موشک‌هایش برچسب ِ درود و تهنیت بر اسرائیل را نصب کند »
وی در ادامه گفت : « اگر رییس جمهور ایران از فرصت سفر به آلمان استفاده کرده و به طور رسمی حق موجودیت اسرائیل را تصدیق نماید ، آن گاه این امر [ سفر مرکل به ایران ] محقق می‌شود » .
نتیجه‌گیری از خبرِ یک : مقامات جمهوری اسلامی با چشم‌باز و آگاهی از نقش قدرت دفاعی در دنیای دیپلماسی ، با تسلیم همه‌ی صنایع هسته‌ای به             « خصم» و نابود کردن امکان « پدآفند هسته‌ای » یا « توان بازدارندگی هسته‌ای » ملت و مردم ایران را در چاه بردگی و اسارتِ « برجام » سرنگون کردند و طوق رقیت و حاکمیت محدود را بر گردن مردم این سرزمین ، افکندند .
نتیجه‌گیری از خبرِ دو : « بی‌زور ، بی‌حیثیت » ؛ یا « بی‌زور، از خدا به دور » .     
یک‌شنبه 12 اردیبهشت  1395

 

یادداشت شماره  629  / فرافکنی

یادداشت شماره  629


فرافکنی
تنها واکنش بیرونی دولت یازدهم در برابر « بالا کشیدن » 2 میلیارد دلار از سوی امپریالیسم آمریکا ( البته به جز 150 تا 180 میلیارد دلار از دارایی‌های ملت و مردم ایران + سود آن ) عریضه‌نویسی آقای محمد‌جواد ظریف به آقای بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان مللل متحد است .
یا آقای محمدجواد ظریف نمی‌دانند که آقای بان‌کی‌مون‌ ، مرجع تظلمات از این دست نیستندکه به راستی جای تاسف به حال دولتی دارد که وزیر امور خارجه‌ی آن تا این حد نسبت به مسایل نا آگاه اند . یا این که ایشان می‌دانند و این کار را برای « اسقاط تکلیف » انجام داده اند که در آن صورت جای تاسف و تاثرِ بیش‌تری دارد .
این کار آقای ظریف مانند آن است که شخص در کوچه‌ای مورد    « زورگیری » قرار گیرد و به جای شکایت به نیروی انتظامی و پی‌گبری آن در دادگاه ، برای تظلم به شهردار منطقه مراجعه کند
اما این ترفند ناشیانه و کودکانه تنها چند ساعت پایید . معاون دبیرکل سازمان ملل متحد از زبان دبیرکل اعلام کرد که وی آماده‌ی میانجی‌گری است ؛ اما وزیر امور خارجه‌ی آمریکا بدون درنگ گفت که ما راه‌های ارتباطی مستقیم با جمهوری اسلامی داریم و نیازی به میانجی نداریم .
یک‌شنبه 12 اردیبهشت 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 628  / سینه‌چاکان برجام آمریکایی ؟!

یادداشت شماره 628


سینه‌چاکان برجام آمریکایی ؟!
آقای محمد‌جواد ظریف وزیر امورخارجه‌ی اسلامی به هفته‌نامه‌ی نیویورکر ( چاپ آمریکا ) گفت : « تقریبا همه‌ی مقامات ایران معتقداند که آمریکا برجام را اجرا نکرده است » .
این گفته می‌رساند که هنوز چند تن انگشت‌شمار از مقامات جمهوری اسلامی با این امر که « آمریکا برجام را اجرا نکرده است » موافق نیستند و براین باوراند که آمریکا به تعهدات خود در برجام عمل کرده است .
نخستین‌کس آقای حسن روحانی رییس جمهور اسلامی هستند . ایشان در حالی که رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی در نشست شورای روابط خارجی آمریکا اعلام می‌دارد که دست‌آورد ایران از برجام « کمابیش هیچ »                  (almost nothing ) می‌باشد ، ایشان در سفر به سمنان می‌فرمایند : « ببینید در این 3 ماه چه گشایش‌های فراوانی شده است » .
دومین هوادار برجام آمریکایی آقای علی مطهری هستند که      « نان » اعتبار پدرشان را در جمهوری اسلامی می‌خورند و در چند روز گذشته ، دفاع تمام قدی از برجام آمریکایی به عمل آوردند .
این دو تن را من معرفی کردم . معرفی بقیه‌ی باورمندان  به برجام آمریکایی یعنی کسانی که براین‌ باوراند که آمریکا به تعهدات خود در برجام عمل کرده است ، خویش‌کاری ( وظیفه ) آقای محمدجواد ظریف می‌باشد .
شنبه 11 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

ادداشت شماره 627 /« باد در مشت »

یادداشت شماره 627


« باد در مشت »
پهلوان محمد جواد ظریف ( یکی از دو پهلوان هسته‌ای کشور ) ، پس از اسقاط کرده شدن بیش از 13 هزار سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) ، بتون ریزی قلب واکنشگر ( رآکتور ) آب‌سنگین اراک ، تبدیل فردو به تالار « خیمه‌شب بازی هسته‌ای » ویژه‌ی « خودی‌ها » ، پراکندن دانشمندان هسته‌ای ، مفت فروشی ذخیره‌ی اورانیوم غنی‌شده‌ی کشور به روسیان ، انتقال ذخیره‌ی آب سنگین کشور به کشور عمان و قرار دادن آن زیر بازبینی امپریالیسم آمریکا و ارزان فروشی بخشی از آن به یک شرکت آمریکایی ؛ انداختن طوق لعنت برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن ملت و مردم ایران ) ، پذیرش « حاکمیت محدود دست‌کم برای 25 سال » و در نتیجه ، هتکِ حرمت و حیثیت از ملت بزرگ و مردم سرافراز ایران ، در گفت‌وگو با هفته‌نامه‌ی نیویورکر ( چاپ آمریکا ) می‌گوید : « تقریبا همه‌ی مقامات ایران معتقداند که آمریکا برجام را اجرا نکرده است » .
از آن‌جا که ایشان  ، واژه‌ی « ‌تقریبا » را به کار برده‌اند ، پرسش نخست از « پهلوان محمدجواد » این است که به جز رییس مستقیم ایشان یعنی آقای حسن روحانی ، دیگر چه کسانی اعتقاد دارند که آمریکا برجام را اجرا کرده است که دو باره داستان « کی‌بود ، کی‌بود ، من نبودم » پیش نیاید و دیگر این که چرا حالا خستو می‌شوید ( اقرار می‌کنید ) ؟ این حقیقت را بسیاری در این کشور فریاد زدند ؛ اما رییس شما و دولتی که شما هم عضو آن هستید ، براین باور هست و هستند که برجام « آفتاب تابان » ‌است ، « بزرگ‌ترین دست‌آورد سیاسی ـ حقوقی ایران است » ، « سه‌ گل زدن و دو گل خوردن است » و ... ؟!
آقای محمدجواد ظریف : این سخنان ، از « تقریبا همه‌ی مقامات کشور »‌ رفع مسئولیت نمی‌کند ؛‌ بلکه این سخنان کیفرخواست ملت و مردم ایران علیه « تقریبا همه‌ی مقامات کشور » است .
پنج‌شنبه 9 اردیبهشت 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 266 پسابرجام =  مشکلات پیشابرجام + خفت و خواری

یادداشت شماره 266


پسابرجام =  مشکلات پیشابرجام + خفت و خواری
دولتی‌ها در باره‌ی چپاول 2 میلیارد دلاری از دارایی‌های ملت و مردم ایران از سوی امپریالیسم آمریکا ، چنان سخن می‌گویند و رفتار می‌کنند که گویی چپاولی انجام نگرفته است و به جای محکوم کردن این کار و پی‌گیری این « دزدی آشکار آمریکا » ، انگشت اتهام را به سوی این و آن نشانه می‌روند ؛ زیرا می‌دانند         « مردمیدان » در افتادن با آمریکا نیستند . و در این میان ، دیوارکوتاه‌تری هم از دولت‌های گذشته وجود ندارد. گرچه با همه‌ی ناموفق و نا مقبول بودن دولت‌های گذشته در جمهوری اسلامی ، هیچ کدام به اندازه‌ی این دولت « دسته‌گل » به زیان ملت ایران به آب نداده اند . البته آن‌ها نیز زیاد دسته‌گل به آب داده‌اند ؛ اما نه به اندازه‌ی دولت یازدهم ، آن هم تنها در سه سال .
باید دانسته شود که این 2 میلیارد دلار در دوران اصلاحات ، در یکی از بانک های آمریکا ( سیتی بانک ) سپرده‌گذاری شده بود ؛ اما پرسش این است که چرا شما با سواد‌ها ، شناسنامه دارها ، با اصل و نسب‌ها در درازای این سه سال ، آن را به کشور باز نگرداندید ؟!
اگر پاسخ دهید که ما از وجود این سپرده بی‌خبر بودیم که دیگر قوز بالای قوز ( کوژ ‌بالای کوژ ) است ؟! این بدان معناست که « خزانه » و بانک مرکزی ، حساب و کتاب ندارند که باید گفت : وای برحال ما و خوشا به حال غارتگران خارجی و چپاول‌گران داخلی .
چهارشنبه 8 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 625 / مزد دلالی ... و باز هم دروغ

یادداشت شماره 625

مزد دلالی ... و باز هم دروغ

دلالی امیر عمان در مساله‌ی برجام ، فایده‌هایی نیز برای وی داشت که از جمله‌ی آن اجبار ایران از سوی آمریکا برای انبار کردن آب‌سنگین تولید اراک در این کشور می‌باشد .

دیده‌بانان « ننگ‌نامه »ی برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) بر این باورند که انبارکردن آب سنگین تولید اراک در عمان ؛ البته زیر بازبینی دولت آمریکا ،  یکی از چند ده شرط محرمانه‌ی برجام است که به تارگی فاش شده است .

در راستای « ماست‌مالی » کردن این موضوع ،  سید عراق‌چی در برنامه « تیتریک » ( شبکه خبر ـ 5 اردیبهشت 1395 )‌ گفت : 

«  انباری در عمان برای ذخیره‌ی آب‌سنگین داریم و این برای سهولت کار بوده و اجباری از سوی آمریکا در کار نبوده است » .

خدا پدر عاقدان قرارداد ننگین ترکمان‌چای را نیامرزد ؛ دست‌کم این ننگ‌نامه ، قراردادهای محرمانه نداشت  . امروز پس از گذشت نزدیک به 200 سال از آن         « فاجعه‌ی ملی » دولت جمهوری اسلامی ننگ‌نامه‌ی ترکمان‌چای هسته‌ای را دستینه می‌کند که چند ده سند محرمانه پیوست آن است .

راستی را تا کی دروغ ؟!

سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یاد داشت شماره 624  / بازهم دروغ ؛ تا کی دروغ

 

 یاد داشت شماره 624

بازهم دروغ ؛ تا کی دروغ

گفت‌وگوی امروز سید عراق‌چی با شبکه‌ی خبر ، درستی سخنان مدیرکل امور بین الملل بانک مرکزی را بیش از پیش تایید کرد .

مدیرکل امور بین الملل بانک مرکزی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم گفت : « وجوه حاصل از فروش نفت خام به نفع واردکننده یا بانک ایرانی مورد استفاده قرار گرفته و وارد کشور نمی‌شود » . این بدان معناست که دولت یازدهم به بدترین شکل بازرگانی « تهاتری » تن در داده است . یعنی به جای این که در آمد نفت بتواند در طرح‌های عمرانی مورد استفاده قرار گیرد ، باید صرف واردات « بنجل » شود .

سید عراق‌چی که در افکندن طوق لعنت برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران) دارای نقش تعیین کننده‌ای است ، در این باره گفت : که این به معنای تهاتر نیست ؛ بلکه ما در برابر ، از این محل از چین کالا وارد می‌کنیم ؟! به زبان فارسی : نفت خوب می‌دهیم و در برابر « ته‌انباری » و « جنس بنجل » به ما می‌دهند ؛ زیرا دارایی‌های ما در چنگ آنان است .

آقای عراق‌چی در دفاع از عمل آمریکا در بستن نظام بانکی خود به روی ایرانیان ، فرمودند : تحریم دلاری جزو مذاکرات نبود ، ما در مساله‌ی هسته‌ای با مشکل روبرو شده بودیم و می‌خواستیم این مشکل را بر طرف کنیم .

 راستی را ، آقای عراق‌چی : مشکل چه بود و شما کدام مشکل را بر طرف کردید . شما که در تمام موارد تسلیم شدید و خم شدید ، صنایع پرتوان هسته‌ای را به دست خود به نابودی کشاندید و حاکمیت محدود را به ملت ایران تحمیل کردید ؟!

 سید عراق‌چی در آخر هم با لحن فیلسوفانه‌ای نسخه‌ی لازم را برای کشورهای جهان پیچیدند و فرمودند : اگر آن‌ها در پی تجارت با ما هستند ، باید خودشان راهش را پیدا کنند .

دوشنبه 6 اردیبهشت ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

برگی از تاریخ :    هیات هشت نفره

برگی از تاریخ :  هوشنگ طالع

هیات هشت نفره

به دنبالِ رخ‌داد روز نهم اسفند‌ماه ١٣٣١ و به ویژه ، حمله‌ی اوباش و فواحش به سرکردگی شعبان بی‌مخ  و پری آژدات‌قزی با جیپ و چاقو و چماق به خانه‌ی دکتر محمد مصدق ( نخست‌وزیری ) به قصد قتل نخست وزیرِ برگزیده‌ی مردم و مجلس شورای ملی ، دکتر مصدق با پیژامه و دمپایی از  راه پشت بام خانه  به ستاد ارتش و سپس به نشستِ مجلس شورای ملی رفت و به مجلس اخطار کرد که اگر ظرف ۴٨ ساعت به جای من نخست وزیر دیگری را تعیین نکند، طی پیامی به همان ملتی که مرا نخست وزیر کرده است ، جریان را خواهم گفت .

تظاهرات گسترده‌ی فردای آن روزِ مردم در برابر مجلس شورای ملی علیه مخالفان دکتر مصدق و نیز اظهار تأسف حضرت آیت الله بروجردی در روز  دوازدهم اسفندماه ( با وجودی که ایشان از وارد شدن به مسایل سیاسی به سختی پرهیز می کردند) توطئه‌ی مخالفان نهضت ملی را ناکام گذارد . در اعلامیه حضرت آیت‌الله بروجردی آمده بود :

 «... با اظهار تأسف از واقعه‌ی اخیر، چون اطمینان دارم که اعلی‌حضرت همایونی و جناب آقای نخست وزیر کمال علاقه را به استقلال و عظمت کشور ایران دارند ، امید و انتظار دارم که کمافی السابق وحدت نظر و اتفاق و اتحاد را حفظ نمود که عناصر منحرف و اخلالگر فرصتی به دست نیاورند تا موجبات اغتشاش و بی نظمی در کشور فراهم گردد  ...»

از سوی دیگر ، جوّ بسیار ناآرامی که در سراسر کشور به وجود آمده بود، دست به دست همه داده و باعث گردید تا مخالفان نهضت ملی در مجلس شورای ملی ، شرایط را به زیان خود ارزیابی کردند و با شتاب ، عقب نشینی نمودند .به دنبال این عقب‌نشینی ، مجلس شورای ملی تصمیم گرفت برای حل اختلاف نظر میان نخست‌وزیر و شاه ، بر سر حقوق و اختیارات شاه و دولت ، هیأتی را مأمور مذاکره با شاه و دکتر مصدق نماید . برای این کار یک هیات هشت نفره از همه‌ی گروه های مختلف مجلس با عضویت نمایندگان زیر تشکیل شد:

بهرام مجدزاده، دکتر کریم سنجابی و دکتر عبدالله معظمی ، حاج آقا رضا رفیع (قائم‌مقام‌الملک) ، جواد گنجه‌ای ، دکتر مظفر بقایی ، سید‌ابوالحسن حایری‌زاده  و حسین مکی .

هیات هشت نفره پس از گفت‌وگوهای گسترده  با شاه و نخست‌وزیر در راستای بهبود روابط این دو نهاد ، حدود حقوق شاه و دولت را با استناد به اصول قانون اساسی و متمم آن ، روشن کرد که به  « گزارش هیات هشت نفری » معروف گردید .

هیات هشت نفره ، با توجه به حیاتی بودن تصویب این گزارش برای برطرف کردن هرچه سریع‌تر مشکلات کشور ، آن را به قید سه فوریت به شرح زیر تقدیم مجلس شورای ملی‌کرد :

ساحت مقدس مجلس شورای ملی:

چون حسب تصمیم آقایان نمایندگان محترم در جلسه‌ی خصوصی روز پنجشنبه چهاردهم اسفند ١٣٣١ مقرر گردید امضاکنندگان زیردر باره‌ی شایعه‌ی اختلاف حاصله بین دربار و رییس دولت که به واسطه‌ی پیش آمد اخیر در افواه منتشر و موجب پاره‌ای تشنجات و نگرانی گردید مطالعات و اقدامات لازم نموده و نتیجه را به عرض مجلس شورای ملی برسانیم، لذا هیات منتخب بدوا با جناب آقای دکتر مصدق نخست وزیر ملاقات و با استحضار از مطالب ایشان به حضور اعلیحضرت همایونی شرفیاب و فرمایشات ملوکانه را اصغا نمود . اینک خلاصه‌ي مذاکرات و نتیجه را به شرح زیر به عرض مقدس مجلس شورای ملی می رساند:

خوش‌بختانه بین اعلیحضرت همایونی و رییس دولت کوچک‌ترین اختلافی که ناشی از نظریات شخصی و خصوصی باشد موجود نیست. به علاوه اعلی‌حضرت همایونی فرمودند که « همواره علاقه‌ی کامل خود را به رعایت اصول قانون اساسی تصریح و زحمات جناب آقای دکتر مصدق را در پیش‌رفت نهضت ملی ایران تقدیر نموده ام » و هم‌چنین علاقه و احترام کامل آقای نخست وزیر نسبت به مقام شامخ سلطنت و شخص اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی مسلم و ابدا محل تردید نیست.

تنها جهتی را که می توان منشأ اختلاف نظر تشخیص داد، اختلاف در تفسیر و تعبیر مقررات قانون اساسی در مورد اعمال حقوق سلطنت و اختیارات قانونی هیأت دولت مخصوصاً راجع به قوای انتظامی کشور است که با توجه به مجموع اصول قانون اساسی و متمم آن نظریه‌ی خود را به شرح زیر به عرض می رسانیم:

نظر به اینکه موافق با اصل ٣۵ متمم قانون اساسی سلطنت ودیعه ای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص شاه مفوض شده و طبق اصل ٣۴ متمم، شخص پادشاه از هرگونه مسئولیتی مبراست  و از طرفی طبق همین اصل و اصل ۴۵ متمم اداره‌ی امور مملکتی به عهده وزرا و هیات دولت می باشد، بدیهی است که اداره و مسئولیت امور مملکتی اعم از کشوری و لشکری از شئون مقام شامخ سلطنت نبوده و حقوق هیأت دولت و وزیران است که در اداره‌ی امور وزارت‌خانه های مربوطه به نام اعلی‌حضرت همایونی سعی و کوشش در اجرای مقررات قانونیه نموده منفردا و مشترکا از عهده‌ی مسئولیت در مقابل مجلس شورای ملی برآیند .

 بنابراین برای اینکه این موضوع برای همیشه واضح و روشن باشد، استدعای تایید این گزارش را از ساحت مقدس مجلس شورای ملی داریم.

حسین مکی، جواد گنجه‌ای ، سیدابوالحسن حایری‌زاده ، مجدزاده ، دکتر عبدالله معظمی ، دکتر مظفر بقایی ، رضا رفیع ، دکتر کریم سنجابی.

 

 

یادداشت شماره 623  / لاف در درون و تسلیم دربیرون


یادداشت شماره   623


لاف در درون و تسلیم دربیرون
به باور دیده‌بانان مسایل هسته‌ای ، « مفت‌فروشی‌ِ » 32 تن آب‌سنگین تنها به بهای6/ 8 میلیون دلار به یک شرکت آمریکایی ، در حالی که دولت آمریکا به بهانه‌ی انفجار در پایگاه نظامی این کشور در چند دهه‌ی پیش ، با حکم یک دادگاه فرمایشی ، دو میلیارد دلار از دارایی ایران را بالا کشید ، پیروی بیش از حد از سیاست « نرمش قهرمانانه » در برابر آمریکایی‌ها یا سیاست     « تسلیم در بیرون » است .
تازه آمریکایی‌ها ، کلی هم سرملت ایران برای این « مفت‌خری » منت گذارده اند و روزنامه های این کشور نوشته اند که :  « هدف از این کار ، کمک به ایران برای کاهش ذخیره‌ی آب سنگین بر پایه‌ی برجام می‌باشد » .
به یاد داشته باشیم که دولت یازدهم در « ننگ نامه‌ی برجام »     ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) پذیرفته است که ذخیره‌ی آب سنگین را در سطح کم‌تر از 130 تن نگه ‌دارد و در سال های پس از آن ذخیره‌ی آب سنگین کشور نباید از 90 تن تجاوز کند .
در برابر سیاست خارجیِ « نرمشِ قهرمانانه » ، دولت یازدهم در سیاست داخلی از سیاست لاف در درون و یا به گفته‌ی دیگر سیاست « صدای مشکوک در بازار مسگرها » پیروی می‌کند .
 در این راستا آقای معاون اول بدون اشاره به « مفت‌فروشی » آب‌سنگین ، در باره‌ی بالا کشیدن 2 میلیارد دلار از دارایی‌های ملت و مردم ایران  ، می‌گویند : ما این پول را با بهره‌اش از آمریکا پس می‌گیریم .
 هم‌چنین آقای محمد‌جواد ظریف عاقد ننگ‌نامه‌ی برجام می فرمایند : دولت آمریکا می‌داند هر اقدامی در باره‌ی اموال ایران بکند ، بعدا باید پس بدهد .
دوستی می‌گفت : مقصود آقای ظریف از « بعدا » لابد بعد از        « قیامت » است و باید از آقای معاون اول پرسید ؛ شما که این گونه دست بگیر دارید ، چرا تاکنون 180 میلیارد دلار پول این ملت را با بهره‌اش پس نگرفته اید ؟!
یک شنبه 5 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 622  / بازهم تسلیم ؟!

یادداشت شماره   622


بازهم تسلیم ؟!
گفته می‌شود که آقای محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه اسلامی در گفت‌وگو با جان کری وزیر امورخارجه‌ی آمریکا گفته است : هنگامی که مردم ایران بتوانند نتایج برجام را ببینند ، ماهم می‌توانیم به ادامه‌ی برجام ادامه دهیم .( شبکه خبر ـ ساعت 8 بامداد ـ 4 اردیبهشت 1395 ) .
این در حالی است که چند ساعت پیش از آن ، بدون این که        « مردم ایران بتوانند نتایج برجام را ببینند » معاون ایشان در هتل کوبورگ وین ، قرارداد فروش 32 تن آب سنگین را به یک شرکت آمریکایی ، دستینه ( امضا ) کردند .
و این در حالی است که به گفته‌ی آقای محمد جواد ظریف ، آمریکایی‌ها « تعهدات خود را روی کاغذ انجام داده اند » و پس از امضای ننگ نامه‌ی برجام ، آمریکا بر حجم تحریم‌ها افزوده است و اعلام کرده است که به ایران اجازه‌ی دست‌رسی به نظام بانکی این کشور یعنی « دلار » را نخواهد داد .
آمریکایی‌ها اعلام کردند که تاکنون ایران توانسته است تنها به 3 میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده‌ی خود دست یابد و به طور حتم پول این 32 تن آب سنگین نیز به آن 150 تا 180 میلیارد دلار افزوده خواهد شد .
راستی را ، این همه تسلیم ، کرنش ، خواری برای چیست ؟!
شنبه 4 اردیبهشت ماه 1395 ـ‌ هوشنگ طالع ‌

 

یادداشت شماره 621  /به آهنگ شا‌دوماد : « دست بزنید و شادی کنید »

 

یادداشت شماره 621

به آهنگ شا‌دوماد : « دست بزنید و شادی کنید »

راستی را ،  این همه دست‌‌‌‌‌آورد ، جای شادی و دست افشانی و حتا رقص « ببخشید : حرکات موزون » دارد . ریاست محترم جمهوری در جمع مردم استان سمنان برجام ( برنامه‌ی جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت  و مردم ایران) را « افتخار سیاسی ـ حقوقی نامیدند و افزودند : امروز موانع بر طرف شده و به هواپیماهای ما بنزین می‌‌‌‌‌‌‌‌دهند ... » . مقصود ریاست محترم جمهوری به هواپیماهای ایران ایر در خطوط اروپایی است .

 درست است که « براین مژده گر جان فشانم رواست » ؛ اما چند تن از آن مردمی را که در آن‌جا گرد آورده بودند (‌غیر از دولتی‌ها ) سوار هواپیما شده اند و چند نفر با ایران ایر به اروپا سفر کرده اند که بابت سوخت‌گیری معطل شده باشند ؟!

در برابر سوخت‌گیری ایران‌ایر ، همه‌ی صنایع هسته‌ای را دادند ، چند هزار سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) را اوراق کردند ، درِ « فردو » را گِل گرفتند ، به غنی‌سازی  25/3 درصدی آن هم به میزان 300 کیلو در سال رضایت دادند ، قلب واکنشگر ( رآکتور اراک ) را بتون ریختند و بازرسی‌هایی را پذیرفتند که تاکنون هیچ دولتی نپذیرفته بود . از همه مهم‌تر این که بدین سان ، حاکمیت محدود ملی را نیز قبول کردند تا هواپیمای ایران ایر بتواند سوخت‌گیری کند  .

به خاطر این پیروزی بزرگ در کنار سردادن آهنگ : « ای برجام ، ای آفتاب تابان » ، همه باهم به آهنگ «  شا‌دوماد » بخوانیم  : « خنچه بیارید ، لاله بکارید ، خنده برآرید ، میره به حجله شادوماد ... »

چهارشنبه یکم اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع