یادداشت شماره 637
طلب‌کاری چپاول‌گران از ملت و مردم ایران
سخنان آقای علی‌رضا جمشیدی رییس ( شاید پیشین ) سازمان تعزیرات حکومتی ، گرچه بسیار تکان‌دهنده بود ؛ اما تنها نشان‌دهنده‌ی نوک« کوهِ یخ » پنهان در زیر آب‌های اوقیانوسِ فساد وتباهی است  .
آقای علی‌رضا جمشیدی گفتند : « ... مافیای ثروت و قدرت در بخش‌های اجرایی و حاکمیتی تنیده شده است ... » ؛ اما در ماجرای بیمه‌ی مرکزی و نامه‌ی استعفای رییس بیمه‌ مرکزی به وزیر امور اقتصادی و دارایی ( مسئول اصلی ) ، درمی‌یابیم که « با نفوذ و تنیده شدن مافیای ثروت و قدرت در بخش‌های اجرایی و حاکمیتی » ، غارت گران و چپاول‌گران دارایی‌های مردم از مرز « پررویی » گذشته‌اند و به مرحله‌ی  « وقاحت » و « طلب‌کاری » از ملت و مردم ایران رسیده‌اند .
محمدابراهیم امین رییس بیمه مرکزی پس از افشای ماجرای حقوق‌های چند ده میلیونی و پاداش‌های میلیارد تومانی مدیران این سازمان ،‌ برای سرپوش گذاردن ولاپوشانی‌فساد گسترده ، از ریاست بیمه‌ی مرکزی استعفا داد و جالب است که معاون ایشان که 40 میلیون تومان ( به ظاهر) حقوق می‌گیرد و چند میلیارد پاداش ، به جای ایشان نشست ؟!
حقوق ظاهری رییس تازه بیمه‌مرکزی و ادامه‌دهنده‌ی رییس پیشین در ماه ، برابر است با حقوق 50 کارگر زحمت‌کش ؛ البته اگر مزایای ایشان و نیز دریافت وام‌های کم‌بهره را هم بدان بیافزاییم ، برابر است با حقوق چند صدتن  ؟!
وی با کمال پررویی و باید گفت وقاحت و با منت‌گذاری بر سر ملت و مردم ایران ، در استعفانامه‌ی خود به وزیر اقتصاد و دارایی می‌نویسد :‌ » این جانب ... از امتیازات مادی بخش خصوصی غیردولتی [مقصود خصولتی ] که حداقل دو برابر بیمه‌‌ مرکزی بود ، چشم پوشیدم ... » .
وی سپس به « لاف و گزاف » پرداخته و در ادامه می‌نویسد : « ... تنها بدین خیال که تسلط کارشناسی ، توان مدیریتی و اراده‌ی شخصی لازم را برای اصلاح امور بیمه دارم ، این مسئولیت خطیر را پذیرفتم ... » .
اما جالب این‌جاست که کسی که در بخش خصوصی ( البته خصولتی ) به ادعای خودش دو برابر حقوق می‌‌گرفته ، در پایان نامه‌ی خود به وزیر امور اقتصاد و دارایی می‌نویسد : « استدعا دارم با بازنشستگی این جانب موافقت فرمایید » . استدعای موافقت با بازنشستگی ، بدان معناست که وی کارمند دولت در حوزه‌ی وزارت وزیر امور اقتصادی و دارایی است ؛ در حالی که در بخش خصوصی دو برابر بیمه مرکزی حقوق می‌گرفته است ؟! 
باز هم بگویید « کوسه و ریش‌پهن » نمی‌شود و آب « سربالا » نمی‌رود و قورباغه « ابو‌عطا » نمی‌خواند ؟!
 سخن فساد فراتر از گفته‌های آقای علی‌رضا جمشیدی است ، کار در حد کشور پروس است . « بیسمارگ » صدراعظم پروس می‌گفت : « هرکشوری یک ارتش دارد ؛ اما در پروس ، این ارتش است که یک کشور دارد » . باید گفت که در همه‌ی کشورها فساد وجود دارد ؛ اما در این‌جا ، این فساد است که یک ... دارد .
 
شنبه 25 اردیبهشت‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع