یادداشت شماره 640
چرا از « دست‌رفته‌ها » سخنی در میان نیست .
به جز آقای حسن روحانی رییس جمهور محترم که بند ناف دولت‌‌شان به برجام بسته است و از آن با عنوان‌هایی مانند : « فتح‌الفتوح » ، « آفتاب تابان »‌ ، « تامین‌کننده‌ی آب آشامیدنی ملت ایران » و ... سخن می‌گویند حتا رییس و اندامان گروه مذاکره‌کننده ( پهلوانان و نوچه‌های پهلوانان هسته‌ای ) نیز ذوق و شوق دفاعِ دروغین از برجام را از دست داده‌اند .
به گزارش خبرگزاری مهر ، رییس محترم قوه‌ی قضائیه در باره‌ی       « فتح‌الفتوح » یا « آفتاب تابان »  گفتند : برجام را باید در حد و اندازه‌ی خودش ببینیم و ارزیابی کنیم .
ایشان با اشاره بر این که در برجام انتظارات جمهوری اسلامی ، آن گونه که باید ، عملی نشده است ، تاکید کردند : برخی‌ها از لزوم جشن‌گرفتن برای برجام سخن می‌گویند ؛ اما به راستی چه جشنی باید گرفت ؟ و برای چه ؟ آیا بدعهدی‌ها و تخلفات آمریکایی‌ها را باید جشن بگیریم ؟
ایشان با تاکید بر این که البته برخی نقدها را منصفانه نمی‌دانم و عقیده دارم که برجام برخی موانع را از سر راه ما برداشته  است و موجب تسهیل در معاملات و خرید و فروش‌ها شده است ، افزودند : با این حال برجام موجب برداشته شدن گام‌های بلندی نشده است .
امروزه برجام به جز رییس‌جمهور ، مدافع دیگری ندارد و همگان براین باوراند که  برجام « دست‌آورد » قابل توجهی نداشته است ؛ اما چرا از زیان‌ها و از « ‌دست‌داده یا دست‌رفته »های بی‌شمار آن در راستای منافع ملی ، حیات‌ملی و حاکمیت‌ملی ، سخنی گفته نمی‌شود ؟‍!
در برابر « تسهیل در معاملات و خرید و فروش‌ها » دولت یازدهم ، آخرین پیچ‌و مهره های صنایع پرتوان هسته‌ای را ازهم گسیخت ، نزدیک به 15 هزار سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) را اوراق کرد ، پایگاه بزرگ فردو را به تالار نمایش       « خیمه‌شب بازی » هسته‌ای بدل کرد ، قلبِ واکنشگر آب‌سنگین اراک را بتون « چینی » ریخت ؛ چندین تن اورانیوم 20 در صد غنی‌شده را بدل به اکسید کرد ؛ چندین تن اورانیوم غنی شده را کمابیش « مفت » و بسیار پایین‌تر از بهای جهانی آن به عنوان « نازشصت » برای هم‌راهی روسیان با هشت قطع‌نامه‌ی ظالمانه علیه ایران در شورای امنیت ، به آن کشور اهدا کرد  و سپس برای ایجاد موازنه ، بخشی از ذخیره‌ی آب‌سنگینِ کشور را با بهای بسیار پایین‌تر از بهای جهانی به آمریکایی‌ها هدیه داد ؛ همه‌ی ذخیره‌ی‌ آب‌سنگین کشور را در سلطان‌نشین عمان ( پا انداز ترکمان‌چای هسته‌ای ) زیر نظارت آمریکایی‌ها قرار داد . با برداشته شدن این گام‌ها ، سازمان انرژی اتمی را در آستانه‌ی متلاشی شدن قرار داده و باعث آن شده است که برخی نخبگان وکارشناسان گران‌قدر این سازمان ، جذب کشور‌های دیگر و حتا کشورهای خصم شوند ؛ و مهم‌تر این که با نابود‌سازی دست‌رسی ملت و مردم ایران به « پدآفند هسته‌ای » یا « توان بازدارندگی » ، موقعیتِ ایران به  کشور « دست‌چندم » تنزل داده شد و با پذیرش محدودیت‌ها در برجام ، « حاکمیت محدود ملی »  نیز پذیرفته گردید . بدین‌سان ، ایران « پسا برجام »‌ از موقع یک بازی‌گر اصلی منطقه‌ای ، فرامنطقه‌ای و در برخی موارد جهانی ، به حاشیه رانده شده است  .
راستی را ، چرا آمریکا باید به تعهدات خود عمل کند ؟! چگونه می‌خواهید آمریکا را به اجرای تعهدات ناچیز خود در برجام     ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) وادار کنید ؟!
آقایان : در این دادوستد تحمیلی ، در اثر سوء سیاست ، ملت و مردم ایران همه‌چیز را باخت ؛ از صنایع پرتوان هسته‌ای گرفته تا امکان « پدآفند هسته‌ای » و حاکمیت تام ملی و ...
سه‌شنبه 28 اردیبهشت ماه 1395 ـ هوشنگ طالع
 نشانی تلگرام @hotale