ادداشت شماره789 / چهره‌ی راستین حکومت و جامعه‌ی ترکیه  متحد استراتژیک روحانی ـ ظریف

یادداشت شماره789
     

  چهره‌ی راستین حکومت و جامعه‌ی ترکیه
                              متحد استراتژیک روحانی ـ ظریف
 به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان و به نقل از پایگاه خبری شبکه‌ی العالم : نمایندگان مجلس ترکیه از لایحه‌ای که مردان متجاوز به دختران زیر سن قانونی را تبرئه می‌کند، حمایت کردند .
بدین سان ، نمایندگان پارلمان ترکیه از لایحه‌ای حمایت کردند که برپایه‌ی آن مردانی که به تجاوز به دختران زیر سن قانونی متهم شده‌اند در صورتی که با آن‌ها ازدواج کنند، از اتهام تجاوز تبرئه می‌شوند ؛ اما منتقدان می‌گویند چنین لایحه‌ای باعث قانونی شدن تجاوز به کودکان می‌شود و افزون بر آن کودکان را مجبور می‌کنند تا با کسی که به زور وی را مورد تجاور جنسی قرار داده است ، ازدواج کند . این در حالی است که در حکومت « نوعثمانی » آمار آزار جنسی علیه زنان  در دهه‌ی گذشته افزایش چشم‌گیری داشته است و می‌رود که به یک « ورزشِ‌ملی » بدل شود .
این لایحه در اولین جلسه بررسی ، به « حکم » سلطان ،  به تصویب رسید و دومین جلسه رسیدگی به آن سه شنبه آینده  ( 2 آذر ) برگزار می‌شود . درصورت تصویب این لایحه تنها برای یک بار کسانی که مرتکب این جرم شده‌اند، مشمول عفوقرار می‌گیرند .
هر روز که از کودتای دروغین در ترکیه می‌گذرد ، چهره‌ی راستین حکومت نوعثمانی بدون آرایش و « رنگ و لعابِ » غرب، روشن‌تر و آشکارتر می‌گردد .
با توجه به اتحاد استراتژیک که میان سلطان نوعثمانی و دولت روحانی ـ ظریف وجود دارد ، باید به زودی منتظر چنین لایحه‌ای در مجلس شورای اسلامی نیز باشیم ؟!
شنبه 29 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

یاداشت 788  / « هردم از باغ [جمهوری اسلامی]  بری می‌رسد »   « تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد »

یاداشت 788
      

  « هردم از باغ [جمهوری اسلامی]  بری می‌رسد »
                           « تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد »
آلودگی هوا با تغییر جدول تعطیلی مدرسه‌ها ، بخشی از زندگی مردم شد . بدین سان جمهوری اسلامی پس از هدیه‌های گران‌سنگِ برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ؛ نابودسازی صنایع ملی ، واگذاری خودروسازی ملی به حکومت استعمارگر فرانسه که جای زخم‌های آن هنوز بر بدن مردم لیبی ، عراق ، افغانستان و شمال افریقا به روشنی به چشم می‌خورد و در فاجعه‌ی تحمیل قرارداد ترکمان‌چای هسته‌ای به ملت و مردم ایران در اثر سیاستِ « نرمش و خمش » جمهوری اسلامی ، بیش‌ترین توهین‌ها و حقارت‌ها را بر به اصطلاح نمایندگان ایران در مذاکرات روا داشت ؛ کان‌لم یکن کردن عملی قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور و دادن امتیاز بهترین منطقه‌ی گاز و نفت کشور بدون منافصه باز هم به جنایت‌کاران فرانسوی و چندین و چند « مثنوی چند هزارمنی » از درد‌ها و رنج هایی که در اثر ندانم‌کاری‌ها و یا « دانم‌کاری »ها بر ملت و مردم ایران تحمیل کرده‌اند ... ، اکنون به آلودگی هوا نیز به عنوان بخشی از حقیقت « جان کندن » به عنوان « زندگی‌کردن » در جمهوری اسلامی ، مهر تایید زده شد .
با این روند ، آشکار نیست که کشور را به کجا می‌برند و اگر این رشته گسیخته نشود ؛ به گفته‌ی حافظ شیراز : « وای اگر از پس امروز بود فردایی »
پنج‌شنبه 27 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 787   /   فرافکنی نکنید ، این گام‌ها برنامه‌ریزی شده‌اند

یادداشت شماره 787
            

فرافکنی نکنید ، این گام‌ها برنامه‌ریزی شده‌اند
این روزها آقای حدادعادل به هر مناسبتی بر روی « سن » می‌آید ؛ گاهی برای کم‌رنگ کردن « خیزش پاسارگاد » در روز هفتم آبان‌ماه جاری به انگیزه‌ی روز جهانی کورش بزرگ ، ناسیونالیسم را با قومیت‌گرایی گره می‌زند و گاه به دروغ به دفاع از زبان فارسی برمی‌خیزد و آسیب‌رسانی به زبان فارسی را به گردن فضای مجازی می‌اندازد و ... ؛ اما واقعیت این است که حکومتی که آقای حداد عادل از کارگزارن و مشاوران مهم آن است ، از آغاز آشکارا با زبان فارسی به دشمنی برخاسته است.
نخست کوشیدند با این بهانه که زبان قرآن عربی است ، آن زبان را جای‌گزین فارسی کنند ؛ اما متوجه شدند که در آن صورت باید همه‌ی « امت‌عرب » را به عنوان مترجم برای خودشان استخدام کنند ؛ زیرا زبانِ عربی را در حد صرفِ فعلِ « ضربَ » می‌دانند البته آن هم به گونه‌ی دست و پا شکسته ؟!  سپس با یک برنامه‌ریزی درازمدت و خزنده در پی آن برآمدند که زبان فارسی را از جایگاه فخیم ادبی خود فرو کشند و به دوران پیش از « یعقوب لیث » یعنی  زبان مردم کوچه و بازار مبدل کنند .
این کار را از از راه صدا و سیمای جمهوری اسلامی آغاز کردند و سال‌هاست که پی‌گیری می‌کنند ؛ در حالی که از بالاترین مقام جمهوری اسلامی تا آقای حداد عادل و دیگران ، در هر موقعیتی ، سخن  از تقویت زبان فارسی می‌گویند .
این کار را زیر پوشش « صمیمی سخن گفتن » با نشاندن زبان محاوره‌ای ، آن‌هم با لهجه‌ی جاهلی تهرانی ، از بخش‌های خبری و گزارش‌های رسمی آغاز کردند و سپس به همه‌ی زمینه‌ها گسترش دادند و امروزه ، برای فرافکنی ، پای « فضای مجازی » را به میان کشیده‌اند .
این درحالی است که فضای مجازی در هر کشور ،  زبان ویژه‌ی خود را دارد ، هم‌چنان‌که روزگاری « تلگراف » و سپس‌تر  « تلکس » زبان ویژه‌ی خودشان را داشتند  ؛ اما وجود زبان ویژه در فضای مجازی ، باعث نشده است که آن کشور‌ها در رادیو تلویزیون و کتاب‌های درسی ( از سطح کودکستان تا دانشگاه ) زبان فضای مجازی را جای‌گزین زبان پایه ( مبنا / کتابت ) نمایند .
چند روز پیش ، خبرنگار یکی از شبکه‌های سیمای جمهوری اسلامی به میان مردم رفته بود و از گروه زیادی که گرد آمده بودند ، در باره‌ی الفبای زبان فارسی پرسش می‌کرد . هیچ یک از پرسش شوندگان به استثنای بانویی که چهره‌اش نشان می داد که دانش‌آموخته‌ی پیش از انقلاب است ، هیچ‌کدام الفبای فارسی را بلد نبودند . در این میان مردژولیده‌ای خود را به میان معرکه انداخت و گفت : من الفبای فارسی را بلد نیستم ؛ اما الفبای انگلیسی را از بر هستم » و بدون این این که منتظر بماند با شتاب الفبای انگلیسی را تندتند ، بیان کرد ؟!
آقای حدادعادل و هم‌کاران و رییسان آقای حداد عادل : خود می‌دانید که با زبان فارسی چکار کرده‌اید . برای آگاهی بیش‌تر از نتایج جنایتی که در حق زبان فارسی کرده اید دستور فرمایید ، برگردان برخی نطق‌های رسمی بیگانگان که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده اند و نیز  بخش‌های خبری صدا و سیما را پیاده کرده وحضورتان بیاورند تا از نتیجه‌ی کارتان که بیابان‌گردان در عرض دویست اشغال این سرزمین نتوانستند بکنند ، غرق در شادی گردید و دیگر این که این همه فرافکنی نکنید . ملت و مردم ایران ، ناراست را از راست و نیک را از بد درست تشخیص می‌دهند .
چهارشنبه 26 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 786 /    روحانی : «  برجام موجب اعجاب جهانیان شد »

یادداشت شماره 786
             

روحانی : «  برجام موجب اعجاب جهانیان شد »
این تنها موردی است که من با آقای روحانی صد در صد موافقم .
راستی را ، دستینه کردن برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک [ جمهوری اسلامی و 1 + 5 ] در راستای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ؛ آن هم در عرض تنها 20 دقیقه هم‌راه با تهدید و ارعاب و حکم و برخلاف آن همه « مرده‌باد » کشیدن‌ها و «کُری‌» خواند‌ن‌ها و این که « آمریکا نمی‌تواند هیچ غلطی بکند » هم‌راه با ساز و دهل و رقص و پایکوبی از سوی جمهوری اسلامی ؛ البته که « موجب شگفتی جهانیان شد » ؟!
در روزگار گذشته نیز « فرار سلطان محمد خوارزم‌شاه به جزیره‌ی آبسکون در دریای مازندران نیز « موجب اعجاب جهانیان» شد . چنگیز مغول برای غارت و چپاول و رهایی مردمانش از فقر و تنگدستی ، سرزمینِ آباد و ثروت‌مند ایران را مورد یورش قرار داد و شهر« اترار » در ایغورستان کنونی یا استان « سین‌کیانگ » تحت اشغال حکومت خلق چین را شهربند ( محاصره کرد) . محمد خوارزم‌شاه نیروهای کمکی به یاری پدآفندگران اترار فرستاد . فرمانده سپاهیان گسیل شده ، چون ایرانی‌تبار نبود ، خیانت کرد و دروازه‌های اترار را به روی سپاهیان چنگیز گشود .
 هنگامی که این خبر به سلطان محمد خوارزم‌شاه رسید ، به جزیره‌ی آبسکون در میان دریای مازندران ( کاسپیان ) پناه برد؛ با وجودی که از اترار یا مرکز حکومت وی بیش از 1500 کیلومتر راه بود با پادگان‌های نظامی فراوان و پهنه‌ی فرمان‌روایی وی در آن زمان ، کمابیش 4 میلیون کیلومتر مربع بود  و ایران چند ده میلیون تن جمعیت داشت .
آری فرار وی بدون هیچ گونه جنگ و درگیری و واگذاری کشور به مهاجمان« موجب اعجاب جهانیان » در آن روزگار شد و هنوز هم تاریخ‌نویسان از این کار وی در شگفت اند .
هنگامی‌که شاه سلطان حسین ، با دست خود تاج از سر بر گرفت و بر تارک محمود غلجایی گذراد « موجب اعجاب جهانیان شد » . ایران در آن زمان ، آبادترین و ثروت‌مندترین جای روی جهان بود و ایران ، تنها کشوری بود که توان آن را داشت که پشت امپراتوران عثمانی را به لرزه اندازد ؛ در حالی که جهانیان از جمله اروپای آن روزگار ، پشتشان از شنیدن نام امپراتوران عثمانی می‌لرزید .
آقای روحانی : جهانیان از آن رو شگفت زده شدند که چرا و چگونه جمهوری اسلامی با آن همه ادعا و به گفته‌ی معروف « اهن و تلپ » این‌گونه به راحتی تسلیم شد ؛ به دست خود صنایع پرتوان هسته‌ای ملت و مردم ایران را اسقاط کرد ؛ امکان پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را که امروز از لوازم اولیه‌ی بقای هرملت است ؛ از ملت و مردم ایران بازستاند ؛ قلب واکنشگر ( رآکتور ) آب‌سنگین اراک را بتون ریخت ؟! ؛ برای 25 سال « حاکمیت محدود » را به ملت و مردم ایران تحمیل کرد ؟! و ...
آری آقای روحانی : جهانیان شگفت‌زده شدند که چرا و چگونه جمهوری اسلامی بدون پایداری وکم‌ترین شکست نظامی، شرایط تسلیم بدون شرط 1 + 5 را ، آن هم با برپاییِ جشن و پای‌کوبی ، ساز ودهل و فریاد پیاپی : « 1 + 5 متشکریم »  به ملت و مردم ایران تحمیل کرد . و اکنون این شکست ذلیلانه را « آفتاب تابان » می‌نامد و بدان فخر می‌فروشد ؟!
سه شنبه 26 آبان ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 785  /  لانه‌ی « موریانه »

یادداشت شماره 785
                                          

   لانه‌ی « موریانه »
چند رو زپیش معاون اول رییس جمهور برای « فرافکنی » و « فرار به جلو » اعلام کرد که فساد مانند موریانه ، پایه‌های کشور را می‌خورد . البته از یادنبریم که پیش از آن سخن‌گوی دولت گروهی از این موریانه‌ها یا « حقوق‌بگیران نجومی » را « ذخایر نظام » اعلام کرده بود ؟!
با رد کلیات طرح رسیدگی به حقوق‌های نجومی ، اگر کسی در گفته‌های آقای نوبخت سخن‌گوی دولت ، معاون رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ، دودول بود به یقین رسید که این دسته از موریانه‌ها مانند دیگر آنان ، همگی از « ذخایر نظام » هستند و مهم این که مجلس شورای اسلامی با رد کلیات این طرح  ، نشان داد که از لانه‌های اصلی « موریانه » است .
البته زیاد هم جای شگفتی نیست ؛ مجلسی که رییس آن با صدای بلند اعلام می‌کند که ملت ایران پیش از اسلام دارای تمدن نبوده است و نایب رییس اول این مجلس خود را « ترک » می داند و نایب رییس دوم می‌گوید : برای من ایران ارزشی ندارد ، نباید بیش‌تر از این انتظاری داشت .
باید پذیرفت که اگر مجلس شورای اسلامی در امور دیگر در راس نیست ، در مساله‌ی حمایت از فساد « در راس امور قرار دارد »‌ ؟!
دوشنبه 24 آبان ماه 1395

 

 

یادداشت شماره 784 /  از دروغ « لولهنگ » تا واقعیت « سنجاق قفلی »

یادداشت شماره 784
             

  از دروغ « لولهنگ » تا واقعیت « سنجاق قفلی »
سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا نخست وزیر وقت ، برای تحقیر ملت ایران در راستای جلوگیری از ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور ، گفته بود : شما نمی توانید « لولهنگ » [ آفتابه گلین ] بسازید ، می‌خواهید صنعت نفت را ملی کنید ؟!
 اما ملت ایران هم پاسخ او را داد و هم صنایع نفت را در سرتاسر کشور ملی کرد . اگر رخداد شوم 28 امرداد سال 1332 نبود و دولت ملی بر اثر کودتای آمریکایی ـ انگلیسی ساقط نشده بود ، ایران می‌توانست پس از ژاپن ، قدرت دوم صنعتی آسیا باشد .
اما پس از گذشت 66 سال از گفتن آن سخنان از سوی سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا  و 37 سال حکومت جمهوری اسلامی ، حقیقت این است که با  ابطال قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور زیر عنوان « قراردادهای تازه نفتی » و بازگشت به دوران سپهبد حاج‌علی رزم آرا ، به راستی ، جمهوری اسلامی ، توان ساخت « سنجاق قفلی » ندارد .
به گزارش انتخاب برپایه‌ی آمار گمرک جمهوری اسلامی در هفت ماهه‌ی نخست سال جاری بیش از 218 تن سنجاق قفلی به ارزش 406 هزار دلار ، وارد کشور شده است ؟! این خفت و خواری را برابر بگذارید با شعارهای توخالی و گوش خراش ، به ویژه « اقتصاد مقاومتی : اقدام و عمل » .
البته باید توجه داشته باشیم که دیدگاه جمهوری اسلامی نسبت به مردم و ملت ایران ، همان دیدگاه سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا می باشد و حتا نسبت به رزم‌آرا ، نظر تحقیرآمیزتری نسبت به ملت و مردم ایران دارد .
 چندی پیش آقای اکبر ترکان از همه‌کاره‌های جمهوری اسلامی در تایید گفته‌های سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا گفته بود :
 « بگذارید با خود روراست باشیم . ما به جز پخت آبگوشت‌بزباش و قورمه‌سبزی ، در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتر نداریم » ؟!
یک‌شنبه 23 آبان 1395 ـ هوشنگ طالع
نشانی کانال تلگرام : @hotale

یادداشت شماره 783  /خروش ملت ایران

یادداشت شماره 783
                                            

      خروش ملت ایران
جمهوری اسلامی به دنبال فرافکنی‌های بسیار و کوشش در راستای تخطئه‌ی گردهم‌آیی یا خیزش فرزندان این سرزمین در روز هفتم آبان ماه ، این بار به اصطلاح « فیلسوف » و « درس‌خوانده‌ »ی خود را به میدان آورده است تا با در یک ردیف قرار دادن ملی‌گرایی ( البته با برچسب افراطی ) ، قومیت ‌گرایی ، خیانت رژیم پهلوی و انتساب همه‌ی آن‌ها به بیگانگان ، بکوشد تا دست‌کم صورت مساله را کم‌رنگ کند ؟!
تهران ـ ایرنا ـ روزنامه رسالت در شماره چهارشنبه 19 آبان به سخنان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی ، در تیترِ یک، پرداخت و از قول وی [ حداد عادل ] نوشت : « ترویج ملی‌گراییِ افراطی و بزرگ‌نمایی از برخی شخصیت‌های تاریخی، نادیده گرفتن خیانت‌های رژیم پهلوی به ملت ایران، قومیت‌گرایی و ترویج چهره‌های منحرف از برنامه‌های اصلی دشمنان است » .
آقای حداد عادل و آقایان حداد عادل ها :‌ آیا حضور میلیونی شهروندان این سرزمین که از جای‌جای این میهن بزرگ در دشت پاسارگاد گرد آمده بودند تا همه یک‌زبان در برابر « قوم‌تراشی » و « قومیت‌سازی‌ »ها با حمایت آشکار مقامات جمهوری اسلامی ، فریاد بر آورند : « ایران وطن ماست » ، « ترویج ملی‌گرایی افراطی » است یا « ترویج چهره‌های منحرف » ؟!
آقای فلسفه خوانده ، شما این برداشت را از کدام فرهنگ اجتماعی ـ سیاسی و یا درس فلسفه و جامعه و سیاست ، به دست آورده‌اید ؟ شما در کدام فرهنگ اجتماعی ـ سیاسی ، دیده‌اید که « ملی‌گرایی » ، هم ردیف « قومیت‌گرایی » آورده شده باشد ؟!
اما در باره‌ی « نادیده گرفتن خیانت‌های رژیم پهلوی » : بزرگ‌ترین خیانتی که در این دوره انجام گرفت ، تجزیه‌ی بحرین از ایران بود ؛ اما شما و کسانی که امروز به لطف آنان بر سر کار آمده اید ، در برابر این خیانت ، سکوت اختیار کرده اید . این پان‌ایرانیست‌های ملی‌گرا بودند که در برابر این خیانت ایستادند و با وجود استمداد از مراجع شیعه به دلیل شیعه بودن بیشینه‌ی نزدیک به همه ( اکثریت قریب به اتفاق  ) مردم بحرین ، پاسخ و حرکتی دیده نشد و حتا پس از انقلاب که حضرت آیت‌الله سید صادق روحانی خواستار بازگشت دوباره‌ی گله‌جزیره ( مجمع‌الجزایر ) بحرین شد ، شما و یارانتان ، ایشان را سال‌ها خانه نشین کردید ؟!
آقای حداد عادل و آقایان حداد عادل‌ها : در آن زمان‌ها کجا بودید که اکنون می‌خواهید با زدن انگ طرفداری از رژیم پیشین « خروش » ملت ایران را خاموش کنید ؟  
آقای حداد عادل و آقایان حداد عادل‌ها : « تُندر»ی که روز هفتم آبان ماه ، دشت و کوهساران پاسارگارد را لرزاند و پژواک آن در همه‌ی جهان شنیده شد ، خروش ملتی بود و هست که « ملیت » خود را فریاد می‌زند . آری این خروش به گوش ‌شما و دیگرانِ چونان شما که حتا برای خوش‌آیند « شیخک کویت » از رادیو کویت با تلفظ عربی می‌گویید « پنجاه درصد لغات فارسی ، عربی است » سخت تکان دهنده و « گوش‌خراش » است ؛ اما به گوش اکثریت مردم ایران که « از سرتا پا ، ایرانی‌ هستند » و تنها و تنها ، به ایران ، آزادی ، آبادنی ، استقلال و سرفرازی ایران می‌اندیشند ، سرود خوش‌اهنگِ  آزادگی و سرافرازی دو باره است .
آقای حدادعادل و آقایان حداد عادل‌ها ، سمعکی بخرید که برای شنیدن « خروش‌ملت » و نغمه‌ی دلنواز و روح‌پرور  « ملی‌گرایی » مناسب باشد .
شنبه 21 آبان‌ماه 1393 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 782  / « رجل سیاسی »

یادداشت شماره 782
                                         

   « رجل سیاسی »
پس از گذشت 37 سال ، آقای کدخدایی سخن‌گوی شورای نگهبان در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان اعلام کرد :  « شورای نگهبان در حال تبیین [ روشن‌سازی ] مفهوم رجل سیاسی است» . در این گفت‌وگو آقای دکتر کدخدایی افزود : « بنا شده است كه شوراي نگهبان در بحث تبيين مفهوم رجل سياسي ، از همه اساتيد، دانشجويان، فعالان سياسي و فعالان حوزوي و هم‌چنين همه افرادي كه در حوزه‌هاي سياسي و انتخاباتي كار كرده‌اند ، نظراتشان را براي شوراي نگهبان ارسال كنند كه بزودي اين مساله از سوي روابط عمومي شورا اعلام خواهد شد » .
این در حالی است که بر پایه‌ی اصل یکصدوپانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی : « رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی‌که واجد شرایط زیر باشند ، انتخاب گردد :
ایرانی‌الاصل ، تابع ایران ، مدیر و مدبر ، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی ، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی » .
اکنون پرسش این‌جاست ، در حالی که « مفهوم رجل سیاسی » تاکنون تبین نشده است ، چگونه است که یازده دوره انتخابات ریاست جمهوری بر گزار شده است و مهم‌تر این که : شورای نگهبان در این سال‌ها ، در حالی که حتا به فکر تبین مفهوم « رجل سیاسی » نبوده است ، چگونه « رجل » یا « رجال » سیاسی را برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری تعیین کرده است ؟!
 برپایه‌ی بند 9 اصل یکصد ودهم قانون اساسی جمهوری اسلامی : « ... صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌‌آید ، باید قبل از انتخابات به تایید شورای نگهبان و در دوره‌ی اول ، به تایید رهبری برسد » .
با توجه به آشکار نبودن « مفهوم » رجل سیاسی که لازمه‌ی بدون چون وچرای تایید صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری ( از میان « رجال مذهبی و سیاسی » ) از سوی شورای نگهبان  می‌باشد ، تاکنون معیاری برای سنجش « رجل سیاسی » وجود ندارد و در نتیجه معرفی نامزدهای ریاست جمهوری به عنوان « رجل سیاسی » از سوی شورای نگهبان ، دارای وجاهت قانونی نیست ؛ بلکه عملی « خودسرانه » و بر خلاف نصِ صریح قانون اساسی از سوی شورای نگهبان می‌باشد .
 این بدان معناست که کسانی که تاکنون با تایید صلاحیت از سوی شورای نگهبان به عنوان « رجل سیاسی » پا به عرصه‌ی انتخابات ریاست جمهوری گذارده و حتا برنده نیز شده‌اند ؛ معرفی آنان ، انجام انتخابات و نیز برنده شدن آنان ، برخلاف روح قانون اساسی، می‌باشد .
این فراگشت برپایه‌ی یک عمل « خودسرانه » از سوی شورای نگهبان شکل گرفته  و در نتیجه ، فراگشت انتخابات همه‌ی دوره‌ها‌ی ریاست جمهوری در نظام جمهوری اسلامی غیر قانونی بوده و منتخبان آن نیز دارای وجاهت قانونی نبوده و نیستند . از این رو ، افعال آنان نیز که زیان بر کشور وارد کرده است ، مانند پذیرش برجام ( برنامه جامع اقذام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) کان‌لم یکن می‌باشند .
آدینه 21 آبان ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 781 /     درس‌هایی از روز 7 آبان ( روز جهانی کورش بزرگ ) :

یادداشت شماره 781
             

درس‌هایی از روز 7 آبان ( روز جهانی کورش بزرگ ) :
                « این همه لشگر آمده / به عشق میهن آمده »
بر خلاف 37 سال « قوم‌تراشی » و « قومیت‌سازی » در جمهوری اسلامی به پیروی از الگوی « استالینی » و نیز نبردِ بی‌امان با ناسیونالیسم ایرانی و ملی‌گرایی با بخش‌کردن ملت یک‌پارچه‌ی ایران با تاریخ چند هزارساله به « ترک‌های ما » ، « عرب‌های ما » ، « لرهای ما » ، « کردهای ما » و ... از سوی مقام‌های بالای جمهوری اسلامی ، صدور فتوا علیه « پان‌ایرانیسم » یا روان وحدت‌خواه ملت ایران در درون و برون از مرزها ، ساختن پایگاه‌های تجزیه‌خواهی در آذربایجان زیر نام باشگاه فوتبال و گماردن یک سردار سپاه به ریاست این باشگاه ، برای « دل‌دادن » به تجزیه طلبان ؛ قرار دادن پرچم بیگانه بر دوش تجزیه‌طلبان در ورزشگاه‌ها و کوچه و خیابان‌ها ، برای ریختن قبح این «‌قبایح » و ... ، حضور میلیونی و خودجوش مردم میهن‌ما در دشت پاسارگاد ، نشان داد که سردمداران جمهوری اسلامی « آب در هاون می‌کوبند » و با وجود این تمهیدات زشت و حیله‌های کثیف ، یگانگی و وحدت مردم ایران ، ناگسستنی است .
برای حضور میلیون مردم میهن ما از همه‌جای این کشور ، سازمان دهی وجود نداشت ، اتوبوس مجانی ، قطار مجانی ، هواپیمای مجانی ، خودروهای کرایه‌ای و دولتی مجانی وجود نداشت ؛ حاضران با بسته‌های یک بار مصرف ، ساندویج ، آب‌میوه و بیسکویت و نوشابه ، پذیرای نشدند ؛ برای آنان جای‌خواب مجانی تهیه نشده بود ؛ بلکه با وجود همه‌ی راه‌بندان‌ها ، تهدیدها ، بزن و بکوب‌ها و دست‌گیری‌ها و توهین و تحقیرها ، مردم میهن ما و به ویژه جوانان میهن ما  از همه‌جای این سرزمین مقدس با هزینه‌ی خود و با آگاهی از خطرات و آزار و اذیت‌ها ، با چند تکه نانی که از شهر و دیار خود در جیب گذارده بودند ، در روز هفتم آبان ( روز جهانی کورش ) در دشت پاسارگاد حاضرشدن تا همگان یک صدا فریاد بزنند : « ایران وطن ماست » . پیامی سخت و هشدار دهنده به دست‌اندرکاران تجزیه‌ی ایران از درون و امیدوار کننده به اکثریت خاموش ؛ اما آماده‌ی جوش و خروش .
اگر این پیام را هیات حاکمه‌ی جمهوری اسلامی نشنود و یا خود را به ناشنیدن بزند ، می‌تواند کشور را با خطرات سختی روبرو کند . باید بشنوند و دست از قوم‌تراشی و قومیت سازی استالینی بردارند ؛ باید دست از ستیز با ناسیونالیسم ایرانی و ملی‌گرایی بردارند ؛ باید دست از « تُرک‌سازی » ، « عرب‌سازی » ،  « لرسازی » ، « کردسازی » و ... سازی ، در این کشور یگانه با حضور  ملت یک‌پارچه‌ی تاریخی بردارند ؛ باید از دست از بازی کثیف و تهوع‌آورِ « ترک و فارس سازی » در مجلس شورای اسلامی بردارند ؛ باید از دست از خرید عناصر سست‌عنصر برای برپایی نمایش‌های مسخره به نام « نژادپرستی ایرانیان » در راستای خوش‌آیند حکام بریتانیا ساخته‌ در خلیج فارس و برای « به‌به و چه‌چه» گویی « العربیه » بردارند و به خود آیند که این سرزمین ایران است و این مردم « ملت » ایران اند ، و نه « امت » بدون شناسنامه .
حکومت عهد دانیناسورها در عربستان سعودی با هزینه‌ی میلیاردها دلار در سال می‌کوشد تا از « امت » بیان‌گرد و شتر‌چران ، « ملت » بسازد و در این هنگامه شما در درازای 37 سال و باهزینه‌ی میلیارها دلار کوشیده و می‌کوشید تا « ملت بزرگ و یگانه‌ی ایران » را بدل به « امت » بی‌تاریخ ، بی‌ریشه و بی‌فرهنگ و بی‌شناسنامه کنید ؟! راستی را ، ننگتان باد .
 درس روز هفتم آبان مردم ایران را فراموش نکنید و به ندای آن گردن بگذارید تا در « بزنگاه تاریخ » ، مورد خشم و قهر مردم قرار نگیرید .
پاینده ایران
یک شنبه 19 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 780 / کشورداری به سبک جمهوری اسلامی : « گران کن و بچرخان » ؟!

یادداشت شماره 780
                     

    کشورداری به سبک جمهوری اسلامی :
                                « گران کن و بچرخان » ؟!
جمهوری اسلامی در درازای این 37 سال ، چرخ کشور را با افزودن بر بهای ارز ( دلار ) چرخانده است . در همه‌ی این سال ها ،  به گفته‌ی شاعر : « لنگ‌ لنگان قدمی بر می‌داشت / هر قدم افزایش بهای دلاری می‌کاشت » .
دولت موقت ، در سال 1357 با دلار 6.75 تومان یا شش‌تومان و هفت ریال و دهشاهی کشور را تحویل گرفت و امروز دلار به کمابیش 3700 تومان رسانیده شده است یعنی رشدی برابر با 548 درصد یا میانگین رشد سالانه 15 در صد .
 این درحالی است که آقای تهماسب مظاهری رییس پیشین بانک مرکزی و به باور بسیاری از دیده‌بانان مسایل داخلی ایران     « تنها رجل ‌پاک‌دست جمهوری اسلامی » پیش‌بینی می‌کند که بهای دلار در سال آینده از 4000 تومان هم گذر خواهد کرد ؛ زیرا « این باده‌ها کفاف مستی این دولت » را با وجود تورم بسیار بالای کارمند ، حقوق‌های بالا و غیر متعارف ، تجمل‌گرایی روز افزون و « ریخت و پاش » بسیار را نمی‌دهد . از آن جا که تنها مبنع درآمد اصلی دولت ، هنوز هم درآمد نفت است ، پس هرچه دلار گران‌تر ، درآمد هم ، بیش‌تر .
برای روی کار آوردن این دولت دیدیم که چگونه با « جمشید بسم‌الله »‌ها در زمان کوتاهی دلار هزارتومانی را به بیش از 3500 تومان رسانیدند تا خیال دولت از مسایل مالی راحت باشد و با همه‌ی قوا زیر لوایِ « خمش ذلیلانه » صنایع هسته‌ای ایران را از بین ببرد ، کشور را از داشتن پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای محروم سازد .
 اینک نیز به پاداش « دور دوم » برای چشم‌پوشی از حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران ، باید دلار را به بیش از 4 هزار تومان برسانند تا دولت فارغ از دغدغه‌ی تامین مالی ، تنها و تنها در فکر « صرف‌نظر کردن از حقوق مسلم و تاریخی ایران در دریای مازندران باشد
کارنامه‌ی درخشان دولت یازدهم این است که در آستانه‌ی انتخابات آمریکا ، مفسران سیاسی جهانی متفق‌القول می‌گویند که تنها دست آاورد مثبت آقای باراک حسین اوباما در عرض هشت سال ریاست جمهوری : تحمیل برجام ( برنامه اقدام جامع مشترک [ جمهوری اسلامی و 1 + 5 ] برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ) به جمهوری اسلامی  بود و بس .
سه شنبه 18 آبان ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 779 /   سهم حکومت تر کیه از برجام ؟

یادداشت شماره 779
                            

سهم حکومت تر کیه از برجام ؟
تنها بازنده‌ی برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک [ جمهوری اسلامی و 1 + 5 ] برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ملت و مردم ایران بود ؛ وگرنه همه‌ی کشورها حتا دشمنان ملت ایران و ایران‌تباران یعنی حکومت ترکیه نیز سهم قابل توجهی نصیبش شد . در صورت افشای مذاکرات محرمانه در عمان ( پایگاه استتار « سیا » در منطقه ) و یا قراردادهای محرمانه‌ی پیوست برجام ( ترکمان چای هسته‌ای ) ، ملت و مردم ایران به جنایاتی که در حقشان انجام شده است ، بیش‌تر آگاه خواهند شد .
در حالی که حکومت نوعثمانی ترکیه در منجلاب سقوط دست و پا می‌زند ، دولت جمهوری اسلامی با اصرار بر داشتن روابط استراتژیک با این حکومت ضد ایرانی ، کوشش دارد تا حتا با ضربه زدن به منافع ملی ایران، زیر پر و بال « نوعثمانی»ها را بگیرد .
نمونه‌ی تازه‌ی آن ، سفر اخیر وزیر اقتصاد حکومت آنکارا به تهران پس از امضا گذاردن حکومت ترکیه پای بیانیه‌ی سران اتحادیه‌ی کشورهای خلیج فارس مبنی بر ادعای واهی شیوخ ساخته و پرداخته‌ی استعمار بریتانیا ، نسبت به جزیره‌های همیشه ایرانی تنب‌بزرگ ، تنب‌کوچک و بوموسی ( بوموف ) است . این اقدام حکومت ترکیه در حکم تلاش برای تجزیه‌ی ایران است که دست‌کم می‌بایست با پاسخ قطع‌روابط سیاسی و اعلام این که ترکیه هیچ حقی در قبرس ندارد ، هم‌راه می‌شد ؟!
اما چند روز پس از این اقدام گستاخانه ، وزیر اقتصاد « حکومت خصم » به تهران می‌آید و از سوی دولت جمهوری اسلامی ( متحد استراتژیک حکومت ترکیه ) مورد استقبال قرار می‌گیرد و به پاداش این « اهانت» به ملت و مردم ایران و چشم طمع دوختن به بخشی از خاک ایران ، پاداش خود را در قالب افزایش          « تعرفه‌های ترجیحی » می‌گیرد تا بقیه‌ی صنایع نیمه‌جان ایران نیز با شعار « اقتصاد مقاومتی : اقدام و عمل » به قربان‌گاه روانه گردد .
در حالی که مدافعان حرم با گلوله‌های نظامیان حکومت ترکیه زیر نام تروریست‌های ترکمن به صورت مستقیم و یا با جنگ‌افزار و تروریست‌های نفوذ داده شده از درون خاک ترکیه کشته می‌شوند ، دولت‌مردان جمهوری اسلامی ، روی قاتلان را در تهران می‌بوسند و به آن ها بابت « ایرانی‌کشی » و « تجزیه‌خواهی » پاداش می‌دهند . راستی چرا ؟ مذلت تا کجا ؟
دوشنبه 17 آبان‌ماه 13495 ـ هوشنگ طالع‌‌

 

یادداشت شماره 778 / چه کسانی ؟ مردم کوچه و بازار یا نشانده‌شدگان برکرسی‌های قدرت ؟

یادداشت شماره 778

چه کسانی ؟ مردم کوچه و بازار یا نشانده‌شدگان برکرسی‌های قدرت ؟
رهبر جمهوری اسلامی در دیدار دانش‌آموزان به مناسبت روز 13 آبان 1395 ، گفتند :
« خطای دوّم ؛ فکر غلط و خطائی که این هم باز دارد به ‌نحوی از سوی آمریکایی‌ها تزریق می‌شود و کسانی هم در داخل آن را ترویج می‌کنند و از اوّلی خطرناک‌تر است ، این است که اگر ما با آمریکا سازش کنیم، مشکلات کشورمان حل خواهد شد» .
نکته‌ی بسیار تامل برانگیز . البته بدون دودلی ، مقصود ایشان مردم کوچه و بازار نیستند ؛ بلکه بدون تردید ، کسانی هستند که در این کشور سال‌هاست که برکرسی‌های قدرت نشانده شده‌اند !
آقایان روحانی و ظریف رییس‌جمهور و وزیر امورخارجه‌ی اسلامی بارها اعلام کرده‌اند که حکومت ترکیه« متحد استراتژیک ماست » . این بدان معناست که اینان نه تنها « فکر غلط و خطایی که این هم باز دارد از سوی آمریکایی‌ها تزریق می‌شود» دنبال می‌کنند ؛ بلکه به گونه‌ی عملی بدان عمل می‌کنند : حکومت ترکیه وابستگی کامل به سازمان جهنمی آتلانتیک شمالی « ناتو » و در نتیجه آمریکا دارد و در نهایت زندگی‌اش در منطقه بستگی کامل به امربری از آمریکا و حمایت  آمریکا دارد . از سوی دیگر ، این حکومت ( متحد استراتژیک روحانی ـ ظریف ) دارای روابط استراتژیک با عربستان و قطر یعنی حکومت‌های دست‌نشانده‌ی آمریکا می‌باشد و از همه مهم‌تر ، ترکیه با حکومت غیرقانونی و غاصب اسرائیل نیز روابط استراتژیک دارد که خود به اندازه‌ی کافی گویاست و نیازی به تفسیر ندارد .
 از سوی دیگر عنوان کردن انحلال ارتش از سوی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، خواسته‌ی « طلایی » آمریکاست که با انحلال نیروهای نظامی ، پس از دست برداشتن از پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای در اثر خیانت برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) بتواند بدون هرگونه توان پایداری ، بر ایران چیره شود و بساط 28 امردادی را بیش از پیش با متحدان تازه ، بگستراند ؟!
امروزه ، از سویی به گفته‌ی معاون اول روحانی  : « فساد مانند موریانه به جان کشور افتاده است » و از سوی دیگر « ستون پنجم » در همه‌ی ارکان نفوذ کرده است .
یک‌شنبه 16 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع
نشانی کانال تلگرام @hotale

از دفتر خاطره‌ها ( 13 )  /   هرروز،  به رنگی دیگر

از دفتر خاطره‌ها ( 13 )
                               

    هرروز،  به رنگی دیگر
سا ل1364 بود که دایی ( مهندس رضا گنجه‌ای « باباشمل » ) در پاریس مهمان من بودند . ندانستم  در این میان ، چگونه آقای علی میرفطروس از حضور ایشان در پاریس آگاه گردیده بودند که سرانجام با تراشیدن چندین واسطه ، به خانه‌ی من تلفن کردند و خواستار دیدار با ایشان شدند .
 باباشمل که او را نمی‌شناخت ، از دیدار او سرباز زد ؛ اما آقای میر فطروس چندان پافشاری کردند ، واسطه تراشیدند و تلفن نمودندکه من ایشان را به دیدار با آقای میرفطروس راضی کردم .
آمدند و من هم که تا آن روز ایشان را ندیده بودم ، رسم مهمان‌نوازی به جا آوردم و با احترام به تالار راهنماییشان کردم . دایی هم پس از احوال‌پرسی ، از ایشان پرسیدند که چه خدمتی از دست من بر می‌آید که شما برای این دیدار این همه اصرار ورزیدید . آقای علی میر فطروس گفت : منظور از دیدار شما ، طرح یک مساله‌ی اساسی است .
باباشمل گفت : آقای میرفَطرُوس ، بفرمایید چایتان را میل بفرمایید ، دهان شیرین کنید ؛ من سرتا پا گوشم .
آقای میر فطروس با شتاب چای را سرکشیدند و گفتند : مساله‌ی مهمی را که می‌خواستم با شما در میان بگذارم « نظریه‌ی
اسلام ، سنتزِ جنگ طبقاتی است » . مهندس گنجه‌ای با شنیدن این سخن ، طبق عادت  به علامت شگفتی ، دستی بر چانه‌ی خود برد و نگاهی آن چنانی به ایشان انداخت .
آقای میرفطروس در ادامه گفتند : «  اسلام برپایه‌ی نظریه‌ی مارکس  یا دیالکتیک ماتریالیسم ، سنتزِ جنگ طبقاتی در شبه‌جزیره‌ی عربستان است و ... » .
 آقای علی میرفطروس که با سکوت آقای مهندس گنجه‌ای ، پروبالی گشوده بودند ، به تشریح دیالتیک علمی پرداختند که یک باره مهندس گنجه‌ای رشته‌ی کلامشان را بریدند و گفتند : « آقا ؛ هر دو به دعا نیازمندیم . خداوند یک پول زیادی به من بدهد و یک جوعقل به شما ؛ اما شما ، از من بیش تر محتاج دعا هستید  ... این سخنان چیست که می‌گویید ؟          برپایه‌ی نظریه‌ی مارکس ، می‌بایست در انگلستان صنعتی انقلاب می‌شد که نشد و سپس به کمک آلمانی‌ها ، لنین در سال 1917در روسیه‌ی فئودالی ، کودتا کرد تا چه رسد به صحرای عربستان در سال‌های پیش از 630 میلادی » .
با شنیدن این سخنان ، آقای علی میر‌فطروس  سخت جا خوردند و هاج و واج شده بودند . مهندس گنجه ای ، لختی به آقای میرفطروس خیره شدند  و گفتند : « شما اصلا کاپیتال مارکس را خوانده‌اید ؟ اگر خوانده‌اید به چه زبانی خوانده‌اید . من آن را به زبان آلمانی خوانده‌ام و از این مزخرفاتی که شما می‌گویید ، در آن اثری نیست » .
سپس افرودند : « امیدوارم دعایم مستجاب شود و اگر خداوند پولی به من نداد ، یک جو عقل به شما عنایت فرماید » . با گفتن این جمله از جای برخاست و گفت : « چون من در این جا مهمان‌ام با اجازه‌ی صاحب‌خانه مرخص می‌شوم و به اتاق خودم می‌روم ؛ اما شما اگر مایل به بحث بیش‌تر هستید ، خواهرزاده‌ام گرچه ‌پان‌ایرانیست است ؛ اما او هم کاپیتال را به آلمانی خوانده است و می‌تواند اشتباهات دیگر شما را در این زمینه تصحیح کند » .
اما آقای میر فطروس ، خیلی زود خداحافظی کردند و رفتند و چنان که اشاره کردم ، نه پیش از آن ایشان را دیده بودم و نه پس از آن دیگر ایشان را دیدم ؛ اما شنیدم که پس از چند بار عقیده عوض کردن‌ ، امروزه به اردوگاه « 28 امردادیون » پیوسته است و به اصطلاح « شاه‌پرست » شده است . باید منتظر ماند و دید ، تاکی
پنج‌شنبه 13 آبان ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 776 /  مقصر برجام کیست ؟!

یادداشت شماره 776
                                    

   مقصر برجام کیست ؟!
در مساله‌ی گروگان‌ها ، آیت‌الله خمینی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ، مسئولیت این کار را به مجلس شورای اسلامی سپرد که تازه به دولت رسیدگان تکیه زده بر کرسی‌های مجلس شورای اسلامی ، بر اثر ندانم کاری یا « دانم‌کاری » آن افتضاح را به بار آوردند و در برابر آزادی گروگان‌ها ، نه تنها چیزی به دست نیامد ؛ بلکه میلیاردها دلار نیز از خزانه‌ی مردم بابت مصادره‌ها و ... پرداخت شد .
اما در مساله‌ی برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) و از دست گذاردن صنایع پرتوان هسته‌ای ، پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای ، پذیرش حاکمیت محدود دست‌کم به مدت 25 سال و به باد دادن حیثیت و آبروی ملت و مردم ایران ، امروز  حیاتِ حاکمه از صدر تا ذیل ، از این قرارداد ناراضی اند و در اصطلاح دیپلماتیک می‌گویند : « آمریکا بد عهدی کرده است  » . تنها در این میان عاقد اصلی قرارداد یعنی حسن روحانی در هر موقعیتی از مزایای برجام سخن می گوید .
امروز ملت و مردم ایران می‌خواهد بداند که مسئولیت « برجام » بر دوش کیست و « مسئولِ » این کار ، جز فرافکنی ، چه پاسخی به ملت و مردم ایران در برابر این فاجعه‌ی ملی دارد ؟!
پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 775   / از قرارداد ( بیانیه الجزایر ) تا قرارداد « ترکمان‌چای هسته‌ای »

یادداشت شماره 775
 

  از قرارداد ( بیانیه الجزایر ) تا قرارداد « ترکمان‌چای هسته‌ای »
با وجود اجرای کامل و دقیق تعهدات از سوی جمهوری اسلامی در قرارداد الجزایر ( بیانیه‌ی الجزایر ) ، حکومت آمریکا نه تنها به هیج یک از تعهدات خود عمل نکرد ؛ بلکه در دوران دفاع مقدس ، آشکارا در کنار حکومت متجاوز عراق قرار گرفت و از آن زمان تا صدور فرمان گفت‌وگوهای منجر به برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) و پس از آن ، از هیچ دشمنی نسبت به ملت و مردم ایران کوتاهی نکرد ، چرا و چگونه جمهوری اسلامی تن به گفت‌وگوی دو باره با آمریکا داد و این بار ، با « نرمش قهرمانانه » ؟!
در الجزایر که به اصطلاح با « قهر انقلابی » با آمریکا به گفت‌وگو پرداخته شد ، آن افتضاح شرم‌آور تاریخی  به بار آمد و این بار با « نرمش قهرمانانه » کار را به تسلیم بدون شرط برابر آمریکا کشیده شد : صنایع پرتوان هسته‌ای ایران را که صدها میلیارد دلار ارزش آن بود ، با دست خود  ، هم‌راه با « ساز و ضرب » و « رقص و پای‌کوبی » از کار انداختند ؛ قلب واکنشگر ( رآکتور ) آب‌سنگین اراک را بتون ریختند ، حتا حق استفاده از آسانسور پایگاه فردو را به جز سه طبقه از خود سلب کردند ، سازمان انرژی اتمی ایران را که فرآورده‌ی چندین دهه کار و تلاش و « شهادت » بود ، به راحتی « فشل » کردند ، حاکمیت محدود ( پذیرش داوطلبانه‌ی سلطه ) را دست‌کم برای 25 سال پذیرفتند ، امکان پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را از کشور گرفتند تا بانو کلینتون جرات کند بگوید که « اگر من رییس جمهور شدم ، به ایران حمله می کنم » و خفت‌بارتر از آن ، کار را به جایی رسانیده‌اند که یک افسر پلیس اماراتی ، ایران را به جنگ و گوشمالی تهدید می‌کند ؟!
دست آخر در پاسخ به ملت و مردم ایران می‌گویند : ما می‌خواستیم تجربه کنیم و نشان دهیم که آمریکا بد عهد است ؟!
جل‌الخالق .
آقایان : آزموده را بر خلاف همه‌ی پندها و بر خلاف منطق ، آزمودید . برای چندمین بار روشن شد که آمریکا به عهد خود پای‌بند نیست . حکم بدهید تا آقای لاریجانی ریاست مجلس شورای اسلامی در یک رکورد‌گیری دیگر و این بار در عرض 19 دقیقه باطل بودن برجام را به دلیل عدم پای‌بندی آمریکا به آن ، اعلام کند تا آشکار شود به راستی می‌خواستید تجربه کنید ؟!
چهارشنبه 12 آبان‌ماه 1393 ـ هوشنگ طالع
@hotale

یادداشت شماره 774  / « ذخایر » با کسر یک تن ، دست نخورده باقی ماندند

یادداشت شماره 774
         

  « ذخایر » با کسر یک تن ، دست نخورده باقی ماندند
راستی را ، باید براین سرعتِ هم‌راه با دقت آفرین گفت . هم‌چنان که سخن‌گوی دولت با اعلام این که گیرندگان حقوق‌های نجومی از « ذخایر نظام » هستند ، به سرعتِ هم‌راه دقت ، به بحث حقوق‌های نجومی پایان داد ، وزیر اطلاعات نیز با اعلام این مساله که : « با استعفای تنها مدیر دو تابعیتی ، دیگر مسئول دو تابعیتی نداریم » این مساله مهم را در کوتاه‌ترین زمان ممکن ، پایان برد . راستی را ، چگونه با این سرعت و دقت همه‌ی ‌مسئولان از سطح بخشدار تا رییس جمهور ، همه‌ی مسئولان قوه‌ی قضاییه ، دست‌کم از سطح قاضی به بالا و همه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مدیران کل و دیگر مسئولان اداری این نهاد در کمیسیون‌های مجلس و ... را مورد بررسی قرار گرفتند و با این سرعتِ هم‌راه با دقت اعلام شد که : « با استعفای تنها مدیر دو تابعیتی ، دیگر مسئول دو تابعیتی وجود ندارد » ؟!
سه‌شنبه 11 آبان ماه 1393 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 773 / گوشه‌ای از : کارنامه‌ی‌ موفق « ستون پنجم » در زمینه‌ی آموزش عالی

یادداشت شماره 773
           

    گوشه‌ای از : کارنامه‌ی‌ موفق « ستون پنجم » در زمینه‌ی آموزش عالی
در حالی که نیمی از صندلی‌های آموزش‌عالی در ایران خالی است ، ده‌ها هزارتن دانش‌جوی ایرانی در کشورهای عقب‌افتاده مانند مالزی ، فیلیپین ، تایلند ، هند ، پاکستان ، ترکیه ، تاجیکستان ، اران ( جمهوری دروغین آذربایجان ) ، رومانی و ... سرگرم تحصیل‌اند که البته مدارک آن‌ها مورد پذیرش قرار می‌گیرند و حتا بسیاری از این گونه فارغ‌التحصیلان بر کرسی‌های تدریس در آموزش عالی نیز تکیه زده‌اند .
در این میان 6 هزار ایرانی در کشور ترکیه سرگرم تحصیل اند و چنان که گفته شد با وجود خالی بودن نیمی از گنجایش تحصیلی آموزش‌عالی کمابیش 10 هزار تن افغانستانی و تاجیکستانی فارسی زبان در دانشگاه‌های ترکیه سرگرم تحصیل اند ؛ در حالی که این گروه می‌بایست در ایران به دانشگاه‌ راه می‌یافتند ؟!
از سوی دیگر ستون پنجم با عدم واکنش در برابر فعالیت دانشگاه دروغین « بین‌المللی هاوایی » و  فروش مدرک دکترا به بیش از چند هزارتن در قوا‌ی سه‌گانه و نیز اعطای درجه‌ی «پروفسور » در « گرمابه‌های ویژه » در باکو پای‌تخت جمهوری دروغین آذربایجان ، ضربه‌ی سختی به آموزش عالی کشور وارد کرد و راه را برای « مدارک پولی دانشگاهی » در کشور هموار کرد . هم چنین با دادن مدارک مشکوک به بسیاری از دولت‌مردان  و صاحبان قدرت و از همه مهم‌تر ، « سکوت هم‌راه با رضایت» در برابر پدیده‌ی شومِ‌ « خرید و فروش »  پایان‌نامه ، مقاله‌ی دانشگاهی و حتا مقاله‌های بین‌المللی ، هم‌راه با تبلیغات گسترده‌ی آشکار و بدون پرده‌پوشی فروشندگان ، آموزش عالی ایران را در نظر جهانیان بی‌اعتبار و خار کرد .
این روند با شدت بیش‌تر پی‌گرفته می‌شود و گزارش‌هایی که جسته و گریخته در رسانه‌های همگانی از آموزش عالی منتشر می‌گردد ، نشان دهنده‌ی موفقیت کامل « ستون پنجم » در این زمینه است .
دوشنبه 10 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 772                   لابد این ها هم از « ذخایر نظام » هستند ؟!


یادداشت شماره 772
  

  لابد این ها هم از « ذخایر نظام » هستند ؟!
با گفتن این جمله از سوی سخن‌گوی دولت یازدهم که در یافت کنندگان « حقوق‌های نجومی » از « ذخایر نظام » هستند، مساله‌ی گیرندگان حقوق‌های نجومی به حاشیه رانده شد و سپس از سوی سازمان بازرسی کل کشور و دیگر دستگاه‌ها « ماست‌مالی » شد تا اگر کسی در این گفته‌ی آقای نوبخت که این گروه غارتگر از « ذخایر نظام » هستند ، دودل بود ، دودلی اش برطرف شد و معیار بسیار دقیقی از « ذخایر نظام » به دست آورد .
چندی است که سخنِ دو تابعیتی‌ها در مقام‌های حساس به میان آمده است که در حقیقت این افراد که برای « نظام » به طور کامل شناخته شده اند ،  نیمه‌ی آشکار « ستون پنجم » تشکیل دشمنان ایران رامی‌دهند که در همه‌ی شئون کشور نفوذ کرده‌اند . عدم واکنش در برابر کسانی که برای مثال در برابر مقامات اداره‌ی مهاجرت آمریکا سوگند یاد کرده‌اند که :
« بدین وسیله سوگند می‌خورم کلا و تمام وفاداری خود را به هر پادشاه یا دولت‌مرد ، دولت ، حکومت و کشوری که تاکنون شهروند آن بوده‌ام ، طرد کرده و در برابر کلیه دشمنان داخلی و خارجی به دفاع از قانون اساسی و قوانین ایالات متحده آمریکا پرداخته و به آن ایمان و وفاداری واقعی بورزم و هنگامی که قانونا لازم باشد برای دفاع از ایالات متحده تفنگ به دست خواهم گرفت ... من این تعهد را آزادانه و بدون هیچ‌گونه تحفظ و یا نیت غیرحقیقی می‌پذیرم . خداوند برای تحقق این امر مرا یاری کند » .
از یاد نبرده‌ایم و کهن‌سالان امروز ، شاهد رخداد سوم شهریور شوم هستند که چگونه « ستون پنجم » ارتش نوین ایران را تسلیم بیگانگان کرد . به دنبال یورش نیروهای انگلیس و روس به ایران « ستون پنجم » که در جایگاه ریاست ارتش و دیگر مقام‌های حساس قرار داشت ، اعلام آتش‌بس کرد و پادگان‌ها را مرخص نمود .
امروز به نظر می‌رسد که نفوذ ستون پنجم ژرف‌تر است و در همه‌جا حضور دارند . تحمیل قرارداد برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک [ جمهوری اسلامی و 1 + 5 ] برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) هم‌راه با جشن و سرور و « ساز و ضرب » و « رقص و شادی » ؟! ؛ از دست‌ گذاردن پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای و به دنبال آن خواست خلع‌سلاح کامل کشور از سوی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ؟! دور زدن قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور و بازگشت دادن کشور به عصر امتیازها و سیاست « موازنه‌ی مثبت ( هرچه به یک قدرت خارجی داده شد ، همان نیز به دیگر قدرت های خارجی داده شود ) » ؟!  ؛ تحمیل قرارداد کرسنت به ملت و مردم ایران و برکشیدن دوباره‌ی عاقد آن بر فراز کرسی وزارت ؟! ؛ به تعطیلی کشاندن تولیدات داخلی با برداشتن ایران و کد و شبنم در راستای روان سازی و افزایش قاچاق و در این راستا ، بهانه‌ی نداشتن بودجه برای خرید اسکنر در بندرها و مبادی ورودی کالا ؟! ؛ و پیوستن به سازمان به اصطلاح پول‌شویی ، FATF  داستان استا اویل و SAS و ... دادن امتیاز تعرفه‌ای به ترکیه برای به نابودی کشاندن صنایع ریسندگی و بافندگی کشور ؟! ، تعطیلی ارج و گشایش سامسونگ ، و حتا واگذاری امتیاز پختن خوراک در قطارها به اتریشی‌ها ‌؟! برگماردن فرمانداران«  اهل شیلیک و کباب » و شلاق زدن کارگرانی که به حداقل حقوق راضی‌اند اما از آنان دریغ می‌شود ؟! ؛ سو استفاده‌ها و دزدی‌ها و چپاول‌های چند هزار میلیارد تومانی ، حقوق‌های نجومی ، در حالی که به گفته‌ی یک مقام رسمی « محرومان » روزانه 3.38 گرم گوشت می خورند ؟!  و ...
در این روزها یکی از مقام های نظامی اعلام کرد که 7000 موشک آماده شلیک داریم ؛ باید حضروشان عرض کنم که سرنوشت ارتش رضاشاه را از یاد نبرید ، ارتشی که می‌توانست چندین و چند ماه برابر دشمن پایداری کند ، چگونه  از سوی « ستون پنجم » از کار افتاد و کشور به مدت 5 سال به اشغال بیگانگان درآمد .
یک‌شنبه 9 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 771  /  فروش خاک وطن و « ایرانستان »سازی

یادداشت شماره 771
                

    فروش خاک وطن و « ایرانستان »سازی
به دنبال فروش 99 ساله‌ی بخشی از خاک وطن به هندی‌ها ، گام دیگری در راه « ایرانستان‌سازی » از سوی دولت تدبیر و امید برداشته شد .
به نظر می‌رسد در گفت‌وگوهای « پیشابرجام » در کنار دست‌برداشتن از صنایع هسته‌ای ، دست‌برداشتن از پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای ، واگذاری خودروسازی ملی به فرانسه ، الغا قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور و پذیرش سیاست شوم موازنه‌ی مثبت در دادن امتیاز نفت به 1 + 5 ، واگذاری کانسارهای کشور به بیگانگان ، بزرگ‌راه‌سازی به ایتالیایی‌ها و حتا پخت خوراک در قطارها به اتریشی‌ها و ... سهمی هم به سلطان‌ِ « نوعثمانی » که در گفت‌وگوهای هسته‌ای پیش از دولت یازدهم فعال بود ، اختصاص داده شده است که رفته‌رفته آثار برنامه ریزی شده‌ی آن با وجود سیاست‌های ضد ایرانی حکومت ترکیه و حتا توهین « چارواداری » اردوغان به روحانی ، آشکارتر می‌گردد .
نخستین گام در این راه ، تعیین سردار آجرلویی از سوی سازمان‌های زیر مجموعه‌ی سپاه به ریاست باشگاه تراکتورسازی یا قلب تپنده‌ی ایجادِ حرکت‌های تجزیه‌طلبی در آذربایجان بود تا عناصر فریب‌خورده و یا کسانی که قرار است فریب داده شوند ، اطمینان حاصل کنند که در پناه نیرومندترین نهاد مسلح کشور قرار دارند ؟!
دومین گام برای تقویت هرچه بیش‌تر حرکت‌های تجزیه‌طلبی از سوی دولت جمهوری اسلامی ، قراردادن پایگاه مستحکم « شهرک صنعتی مستقل » ( با اختیارات ویژه ، پرچم ویژه و ... ) در اختیار دولت ترکیه برای اجرای مقاصد تجزیه‌طلبانه در آذربایجان است . این اقدام شوم در راه « ایرانستان » کردن ایران را  تنها اندکی از روزنامه ها با سرخط‌های « کم‌رنگ » بازتاب دادند . در خبر آمده است که مدیرعامل صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران در ارتباط با تفاهم‌نامه‌ای با اتاق صنایع اسلام‌بول امضا شده است ، گفت :
« برای نخستین بار در کشور یک شهرک صنعتی مستقل توسط سرمایه‌گذاران خارجی راه‌اندازی می‌شود » .
 بدین سان برای یاری‌رسانی بیش‌تر به تلاش‌هاای باشگاه تراکتورسازی ذر راستای تجزیه‌ی آذربایجان ، با ایجاد یک  « شهرک صنعتی مستقل ؟! » برنامه‌ریزی شده است تا برای عناصر تجزیه‌طلب ، شغل و درآمد بیش‌تر تهیه گردد و پول بیش‌تری به بهانه‌ی  « شهرک صنعتی مستقل » از سوی حکومت نوعثمانی ترکیه در اختیار عناصر تجزیه‌طلب ( که همگی برای دستگاه‌های اطلاعاتی شناخته شده هستند ) قرار خواهد گرفت تا بیش از پیش جمهوری اسلامی به مردم آذربایجان تفهیبم کند که : « کشتی‌بان را سیاست دگر آمد » . شتاب کنید تا از قافله‌ی « تجزیه » عقب نمانید ؟!
شنبه هشتم آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 670 / افتخار جمهوری اسلامی  « پهلو گرفتن کشتی‌ها در بندر عباس » ؟!

 

یادداشت شماره 670

افتخار جمهوری اسلامی

« پهلو گرفتن کشتی‌ها در بندر عباس » ؟!

حسن روحانی رییس جمهور که دستینه‌کردن چهار قرارداد ننگین و ایران بربادده یعنی ( ترکمان‌چای‌های : سعدآباد ، ژنو ، لوزان و وین ) را در کارنامه دارد ، در سخنانی بسیار سخیف گفت :  « امروز در سایه‌ی برجام ، کشتی‌ها در بندرعباس و در ساحل ایران پهلو می‌گیرند و کانتینرها را خالی می‌کنند که این از افتخارات برجام است » .

پس از 38 سال حکومت ، افتخار جمهوری اسلامی این است که با پذیرش حاکمیت محدود ، از دست  گذاردن پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای ، بازکردن آخرین پیچ و مهره‌های صنایع پرتوان هسته‌ای ، بتون‌ریزی قلب واکنش‌گر ( رآکتور ) آب سنگین اراک ، تبدیل پایگاه نیرومند فردو به تالار « خیمه‌شب‌بازی هسته‌ای » و ...  بر اثر امضای قراردادبرجام ( برنامه جامع اقدام مشترک [ جمهوری اسلامی و 1 + 5 ] برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) « کشتی‌ها در بندرعباس پهلو می‌گیرند » و کانتینرهای قاچاق را خالی می‌کنند ؟!  تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

چهارشنبه 5 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 769 / موفقیتِ بزرگ جمهوری اسلامی و به ویژه دولت یازدهم   « مرگِ زود رسِ 55 درصد ایرانی

یادداشت شماره 769
 

موفقیتِ بزرگ جمهوری اسلامی و به ویژه دولت یازدهم
                      « مرگِ زود رسِ 55 درصد ایرانیان »
اگر در همه‌ی زمینه‌ها دولت یازدهم نا‌کارآمد است ؛ اما در زمینه‌ی « نسل‌کشی آرام » ملت و مردم ایران ، از موفقیت‌های ویژه‌ای برخوردار است که نتیجه‌ی آن : « مرگ زودرس 55 در صد ایرانیان است » ؛ اما این ملت و مردم چنان ناسپاس‌اند که رییس جمهور که با این پرونده‌ی درخشان ، ناچار به مردم « تشر میزند » چرا شکر نعمت‌ها را نمی‌گذارید ؟! راستی را ، ما ملت و مردمِ ناسپاسی هستیم وگرنه هم امروز در هرکوی و برزن صندوق‌های رای بر پا می‌کردیم و به ادامه‌ی ریاست جمهوری جناب آقای حسن روحانی البته با معاونت‌ِ اولِ جناب حسین فریدون ، رای می‌دادیم و زحمت « مهندسان » را کم می‌کردیم ؟!
از درخشان‌ترین برگ‌های کارنامه‌ی این دولت پس از تحمیل قرارداد برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ، برنامه‌ی « نشل‌کشی آرام » است که یکی از دست‌آورهای آن «‌مرگ رودرس » می‌باشد که در این مورد ، مهم‌ترین عامل مرگ در ایران در سال 1394 ، بیماری‌های قلبی و عروقی اعلام شده است که کاربری ناخواسته‌ی روغن پالم ( نخل / خرما ) به دلیل داشتن « اسید اوئیک » سهم اصلی در این افزایش مرگ و میر ها را به دنبال داشته است .
سفر اخیر رییس جمهور محبوب و هیات هم‌راه به بهانه‌ی شرکت در یک همایش بین‌المللی ، بیش‌تر به منظور دلالی و خرید روغنِ نخل ( خرما / نخل ) از مالزی و تایلند بود تا به « نسل‌کشی ایرانیان » شتاب بیش‌تری بخشد .
از سوی دیگر ،  برای « راه‌گشایی » بیش‌تر برای واردات روغن خرما ( پالم / نخل ) در راستای شتاب بخشیدن هرچه بیش‌تر به « مرگ‌ِ زودرس » ، دولت یازدهم به گمرک‌خانه‌ها دستور داده است که به جای تعرفه‌ی روغن آماده ، از تعرفه‌ی روغن خام برای واردات  روغن پالم ( خرما / نخل ) استفاده شود .
جناب آقای حسن روحانی ( حجت‌الاسلام و المسلمین ، دکتر ، عاقد قرارداد پرافتخار سعدآباد ، ژنو‌چای ، لوزان و ترکمان‌چای وین و ... ) : از ژرفای وجود برای عقد این قراردادهای ایران بربادده و به ویژه قرارداد برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ونیز اقدام مجدانه در راه « نسل‌کشی » ایرانیان ، از شما و دیگر دست اندرکاران جمهوری اسلامی از بالا تا پایین ، شکر گزاریم .
سه شنبه 4 آبان ماه 1395 ـ هوشنگ طالع    
نشانی تلگرام : @hotale

یادداشت شماره 768  /  آقای حداد‌عادل « فرافکنی » نکنید .

یادداشت شماره 768
             

   آقای حداد‌عادل « فرافکنی » نکنید .
آقای غلام‌علی حدادعادل ، از « سینه‌چاکان » دیروز توافق با غرب که بدون تردید با برخورداری از عنوان مشاورِ عالی رهبری ، در جریان توافق‌های « عمان » برای گفت وگو پیرامون مسایل هسته‌ای ایران با آمریکا بود و نیز بدون دودلی در جریان « عقب‌نشینی »های گام به گام در برابر آمریکا نیز قرار داشت ، امروز پس از آن که با قربانی کردن صنایع هسته‌ای پرتوان ایران ( جدا از ارزش چند صد میلیارد دلاری ان ) و پذیرش « حاکمیت محدود ملی » و نیز از دست گذاردن پدآفندِ بازدارنده‌ی هسته‌ای و خزیدن به زیر چتر هسته‌ای روسیه ، ناچار خستو شده‌است که : « ملت حق داشت که حاضر به گفت‌وگو نبود و به غربی‌ها بدبین بود » ؟!
اما آن روز که با تایید شما و رییسان شما ، عاقد قرارداد سعدآباد را بر کرسی ریاست جمهوری نشاندید و اجازه دادید که او ، صدا کلفت کند و« ملت [راکه] حق داشت و حاضر به گفت‌وگو نبود و به غربی‌ها بدبین بود » ، کم‌سواد ، بی‌سواد ، بی‌هویت ، بی‌شناسنامه و ... بخواند و سرانجام ملت را به جهنم حواله دهد ؛  شما و رییسان شما و کسانی که می‌توانستید از روند‌ی که به فاجعه‌ی امروز منجر شد جلوگیری کنید ، سکوت اختیار کردید و با سکوت خود ، رضایت خود را از توافق با غرب و به ویژه آمریکا ، اعلام نمودید .
اکنون چه شده که کار  به « آب توبه » افتاده‌است ؟!  هنوز دیر نیست خداوند درهای توبه را همیشه گشاده نگاه می‌دارد . با توجه به عمل نکردن طرف مقابل به تعهدات « اندک و مسخره »اش ، بی‌اثر بودن برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) اعلام کنید و اجازه ندهید که ملت و مردم ایران بیش‌تر از این تحقیر شوند .
آقای غلام‌علی حداد عادل و رییسان آقای غلام‌علی حداد عادل : تاریح داور بی‌گذشت است و داوریِ تاریخ ، گریز ناپذیر است .
دوشنبه 3 آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع
نشانی کانال تلگرام : @hotale

یادداشت شماره 767         مژده‌ی دور دوم ریاست جمهوری : « بزرگ‌ترین مشکل کشور در سال‌های آینده ، موج

یادداشت شماره 767
    

  مژده‌ی دور دوم ریاست جمهوری : « بزرگ‌ترین مشکل کشور در سال‌های آینده ، موج بیکاری است »
          ترجمه‌ی پیام رییس جمهور آینده به زبان مردم کوچه و بازار : هر کس می‌تواند از کشور برود و هرکس ماند ، با بیکاری و فقر و گدایی ، بسازد
پس از راندن « لُولُو » با « حکم » موکد از صحنه‌ی انتخابات آینده‌ی ریاست جمهوری ، رییس جمهور محترم که به لطف « سرمهندس » ، چهار سال دیگر خود را بر کرسی قدرت می‌بیند ، با مژده‌ای خوش ، دل مردم ایران را شاد کرد و در سایه‌ی دولت دوم « تدبیر و امید » ، مردم را ، به آینده امیدوارتر .
رییس جمهور محبوبِ « 8 سال مدت » در سخنانی دیروز به مردم ایران مژده داد که « بزرگ‌‌ترین  مشکل کشور در سال‌های آینده ، موج بیکاری است » . راستی را « بر این مژده گر [ همه‌ی ملت و مردم ایران ] جان فشانند ، رواست » ؟!
در دولت « آقای امیدوار » یگان‌های تولیدی ریشه‌دار ایرانی با چندین هزار کارگر مانند « ارج » ، « پارس » و صدها یگان تولیدی دیگر به تعطیلی کشانده شدند ؛ با بستن قرارداد ترجیحی با « متحد راهبردی روحانی ـ ظریف » صنایع ریسندگی و بافندگی کشور را در آستانه‌ی نابودی قراردادند ؛ به دنبال حذف ایران کد و شبنم ، چراغ‌سبز به قاچاق و قاچاق چیان را روشن‌تر کردند  و به بهانه‌ی نداشتن بودجه برای خرید دستگاه‌های « اسکنر » در گمرک‌ها ، خیال قاچاق‌چیان محترم را از هر حیث راحت نمودند ؛ با نخریدن به موقع و نپرداختن به موقع فرآورده‌های کشاورزی ، به کشاورزان پیام دادند که تولید نکنید و با به دست‌آوردن یک « کارت بازرگانی موقتِ » ناقابل ، از زندگی راحتی برخوردار شوید و بدانید و آگاه باشید که   « کار مالِ تراکتور است » نه کشاورز .
پیام آشکار دادند که گِردِ دانشگاه نچرخید و بیهوده پول برای خرید پایان‌نامه و ... ندهید که « بزرگ‌ترین مشکل کشور در سال‌های آینده بی‌کاری است » ؟! از این رو بهترین گزینه این است که کم‌سواد بمانید و با کنار آمدن با « بزن‌بهادر »های شهردار محترم ، دنبال « دست‌فروشی » و « دوره‌گردی » بروید که « بزرگ‌ترین مشکل آینده‌ی کشور بیکاری است » . البته یکی از راه‌های نجات « از بزرگ‌ترین مشکل کشور در سال‌های آینده  » فرار از کشور است ؛ البته فرق نمی‌کند در قالب « فرار مغزها » یا با استناد به « هم‌جنس‌گرایی » و « یا تغییردین » و دیگر ترفند‌های شناخته شده ...
به گفته‌ی رییس جمهور آینده « بزرگ‌ترین مشکل کشور در سال‌هاای آینده بی‌کاری است » . اگر می‌توانی بدزد تا فرزندان بیکارت را بتوانی سیرکنی و اگر نمی‌توانی به هر بهانه که شده « آواره » ‌شو تا با گدایی بر سر خوان بیگانگان لقمه نانی به دست آوری و شکر « دولت ابد مدت » را فراموش نکنی ؟!
یک‌شنبه 2 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع
نشانی کانال تلگرام @hotale

یادداشت شماره 766  /  ستون پنجم در راه ریشه کنی نسل و تبار ایرانیان

یادداشت شماره 766
               

ستون پنجم در راه ریشه کنی نسل و تبار ایرانیان
                از دلالی روغن نخل ( پالم ) یا پااندازی برای خرید
دست‌آورد اصلی سفر اخیر رییس جمهور و هیات هم‌راه به ویتنام ، مالایا ( مالزی ) و تایلند ، دلالی برای خرید بیش‌تر و افزون‌ترروغن نخل ( پالم ) بود .  روغن پالم دارای بالاترین میزان اسیدِ چرب اشباع شده در میان دیگر روغن‌های گیاهی است و از سوی دیگر دارای اسید اوئیک می‌باشد که باعث افزایش بیماری‌های قلبی می‌شود .
میزان اسیدچرب اشباع شده که برای تندرستی انسان بسیار زیان آور است ، در روغن پالم کمابیش 50 ( 49.3 ) است ، در حالی‌که اسید چربِ اشباع شده‌ی روغن کانولا 7.4 ، روغن آفتاب‌گردان 9.9 و روغن ذرت کمابیش 13 است . از این رو ، روغن پالم از نظر دارا بودن بیش‌ترین میزان اسید چرب ( با اختلاف بسیار ) در میان روغن‌های گیاهی ، در رده‌ی آخر قرار دارد و در میان کشورهای غربی ، به عنوان « روغن صنعتی » رده‌بندی می‌گردد ؛ اما بسیار جالب است که در سفر یاد شده ، بحث اصلی رییس جمهور در مالزی و وزیر صنعت ، معدن و تجارت در تایلند « بحث شیرین روغن پالم » بود ؟!
گزارش‌ها از اجرای بخشی از طرح پنهان ریشه‌کنی نسل و تبار ایرانی ، با افزایش کاربری روغن پالم در کشور حکایت دارد . در این راستا ، به عنوان مهم‌ترین دست‌اورد رییس جمهور و هیات همراه به سه کشور یاد شده ، قرار شد که « دفتر منطقه‌ای شورای پالم مالزی ( ام پی او بی ) در ایران گشایش یابد . به گفته‌ی محمد نجیب رزاق ( مرد 681 میلیون دلاری عربستان سعودی ) ، قرار است این دفتر در سه ماهه‌ی اول سال آینده در تهران گشایش یابد. شاید بخشی از 681 میلیون دلار اعطایی عربستان سعودی به محمد نجیب رزاق ، برای افتتاح این دفتر در تهران و در نتیجه ، افزایش کاربری روغن پالم در راستای نسل‌کشی ایرانیان بوده و می‌باشد ؟!
البته می‌دانیم که حجت‌الاسلام و المسلمین رییس جمهور اسلامی نیز از قول مرد 681 میلیون اعلام کرد که نخست وزیر مالزی گفته است که مردم مالزی از این روغن مصرف می‌کنند و سلامتی شان هم خوب است ؟!
در حالی که وزیر بهداشت ، در دو سال گذشته و پیش از حضور مرد 681 میلیون دلاری در صحنه‌ی « پالم » بارها به زیان‌بار  بودن این روغن اشاره کرده بود . وی حتا به مالزی نیز اشاره و اعلام کرده بود که روغن پالم به دلیل نوع کیفیتی که دارد برای سلامتی مضر است و تخلفات موجود نشان می‌دهد که به جای چربی طبیعی ، از بدترین نوع چربی صنعتی استفاده کرده‌اند .
وزیر بهداشت پس از رسانه‌ای شدن مصرف روغن پالم در شیر و فرآورده‌های شیر ، با تاکید بر این که وظیفه‌ی وزارت بهداشت ، مراقبت از سلامتی مردم است و در این مورد با کسی شوخی نداریم ، تصریح کرد : از این که به مردم راست بگوئیم ، نباید پشیمان باشیم .
اما پس از گفت‌وگوهای آقای « تدبیر » با آقای « 681 میلیون دلاری » و در نتیجه تغییر موضع وزارت بهداشت ، معلوم شد که آقای وزیر ، در مورد « مراقبت از سلامتی مردم »‌ ، تنها و تنها با ملت و مردم ایران ،  « شوخی » دارند ؟!
آقایان که به دنبال « نفوذ » و « نفوذی‌ها »‌ هستید : « یار در خانه و ما ، گرد جهان می‌گردیم » ؟!
شنبه یکم آبان‌ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

متن كامل بيانيه سعدآباد

متن كامل بيانيه سعدآباد
ننگ نامه‌ای که منجر به برجام یا ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) شد .
در زیر هر دو قرارداد امضای حسن روحانی به چشم می‌خورد .

۱ - بر مبناي دعوت دولت جمهوري اسلامي ايران وزيران امور خارجه انگليس ، فرانسه و آلمان در تاريخ ۲۱ اكتبر ۲۰۰۳ به ايران سفر نمودند.مقامهاي ايراني و وزراء بعد از مشورتهاي زياد، درباره اقداماتي براي حل و فصل همه مسايل باقيمانده آژانس بين المللي انرژي اتمي در خصوص برنامه هسته اي ايران و ارتقاء اعتماد براي همكاريهاي صلح آميز در زمينه هسته اي ايران توافق نمودند.
۲ - مقامهاي ايران مجددا تاييد نمودند كه سلاح هسته اي در دكترين دفاعي ايران جايي ندارد و برنامه و فعاليتهاي هسته اي ايران صرفا درزمينه صلح آميز بوده است .
آنها تعهد جمهوري اسلامي ايران به رژيم عدم اشاعه هسته اي را تكرار نموده و وزرا را مطلع ساختند كه :
الف ) دولت ايران تصميم گرفته است كه با آژانس بين المللي انرژي اتمي همكاري كامل نمايد تا به الزامات و پرسشهاي باقيمانده آژانس ، بصورت شفاف بپردازد و آنها را حل و فصل نموده و هرگونه قصور احتمالي رادر چارچوب آژانس روشن نموده و اصلاح كند.
ب ) براي ارتقاء اعتماد و با نظر به رفع همه موانع براي همكاري در عرصه هسته اي :
اول ) دولت ايران با دريافت توضيحات ضروري تصميم گرفته است كه پروتكل الحاقي را امضاء و فرايند تصويب را آغاز كند. دولت ايران تا پيش از تصويب پروتكل ، به عنوان تأييدي بر حسن نيت خود، به همكاري با آژانس مطابق با اين پروتكل ادامه خواهد داد.
دوم ) دولت ايران درحالي كه درچارچوب نظام عدم گسترش حق دارد انرژي هسته اي را براي اهداف صلح آميز توسعه دهد، داوطلبانه تصميم گرفته است كه همه فعاليت هاي غني سازي اورانيوم و بازفراوري را به صورتي كه آژانس تعريف مي نمايد، تعليق نمايد.
۳ ) وزيران خارجه انگلستان ، فرانسه و آلمان از تصميمات دولت ايران استقبال كردند و موارد زير را به آگاهي مقامات ايران رساندند:
الف ) دولتهاي متبوع آنها حق ايران را براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي برابر باپيمان عدم گسترش سلاح هسته اي «ان پي تي » شناسايي مي كنند.
ب ) بنابر نظر آنها پروتكل الحاقي به هيچوجه قصد مخدوش كردن حاكميت ، وقار ملي و يا امنيت ملي كشورهاي عضو را ندارد.
پ ) بنابر نظر آنها اجراي كامل تصميمات ايران كه توسط مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي به تأييد برسد، بايد موجب شود كه شوراي حكام آژانس وضعيت كنوني را حل و فصل نمايد.
ت ) سه دولت معتقدند كه اين امر موجب خواهد شد كه راه براي گفت و گو بر مبناي همكاري هاي درازمدت باز شود و از اين طريق به كليه طرفهاي موردنظر درباره برنامه توليد انرژي هسته اي ايران اطمينان رضايت بخشي داده خواهد شد.
به محض اينكه نگراني هاي بين المللي ، ازجمله نگراني هاي سه كشوركاملا برطرف شود، ايران مي تواند انتظار داشته باشد كه به طور آسان تري به فناوري مدرن و اقلام ديگري در حوزه هاي مختلف دست يابد.
ث ) آنها با ايران براي ارتقاء امنيت و ثبات در منطقه از جمله ايجادمنطقه عاري از سلاح كشتار جمعي در خاورميانه مطابق با اهداف سازمان ملل متحد، همكاري خواهند كرد.