یادداشت 697   / از آغاز می‌دانستند ؛ اما

یادداشت 697
از آغاز می‌دانستند ؛ اما
صنایع هسته‌ای ،« پدآفندِ بازدارنده» و آبرو وحیثیت کشور را به باد دادند
پس از آن که در برابر چند روزی نشستن بر کرسی‌های ناپایدار قدرت ، طوق بندگی 1 + 5 را به گردن این ملت و این مردم افکندند ، اکنون می‌گویند : « آمریکایی‌ها از اول بدعهد بودند و هستند » . این سخن وزیر امورخارجه‌ی اسلامی است که با ژست « فرنگی پسند » در هواپیمای شخصی بیان فرمودند ؟!
سعدی می‌فرماید : « من ندانستم از اول که تو بی‌مهر و وفایی / عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی »
اما امروز شما خستو هستید که « از اول » می دانستید که آن‌ها « بد عهد بودند و هستند » ؛ اما با این وجود تن به این‌کار دادید ؟!
از آغاز ایران دوستان ، پای‌بندان به منافع ملی و مصالح عمومی ، به شما گفتند که آن‌ها پای‌بند پیمان نیستند ؛ اما پاسخ رییس شما به این پندهای نیک‌خواهانه و این هشدارهای « نابینا و چاه » ( که خیلی زود معلوم شد نابینا نیستند؛ بلکه برای افکندن ملت و مردم ایران خود را به کوری زده‌اند ) گندابی از فحش و تهمت را بهر سو روان کردند ، هم‌راه با « کلفت‌کردن صدا » برای ایجاد ترس و ارعاب .
هنگامی که پس از خیانت‌نامه سعدآباد ، قرارداد « ژنوچای » را می‌خواستند دستینه کنند ، هشدارها رساتر شد و در برابر، وطن‌خواهان ، متهم به « بی‌سوادی » ، « کم‌سوادی » ، « بی‌هویتی »  شدند و آنان را به « جهنم » حواله دادند .
این در حالی بود که پیراهن زرین پهلوانی را به تن « بر باد دهندگان منافع ملی » پوشانیدند و به آنان عنوان « پهلوان هسته‌ای » دادند و نشان درجه‌یک به سینه‌هایشان زدند ؛ البته هم‌راه با کارناوال شادی و ساز و ضرب و جشن و پای‌کوبی دختران و پسران کرایه‌ای ویژه‌ی جشن‌ها و مهمانی‌های دولتی .
گل‌ریزان و پیراهن پهلوانی و کارناوال شادی و ... به آمریکا این پیام را فرستاد که این دولت آماده است تا همه‌ی صنایع پرتوان هسته‌ای ایران را به پای ما بریزد و به خاطر ما برای مخالفان و منتقدان « شاخ‌شانه » بکشد ؛ پس چرا چیز بیش‌تری بدهیم ! این گونه بود که در ننگ‌نامه‌ی لوزان و سرانجام در ترکمان چای هسته‌ای « برجام » با چند توپ و تشر وزیر امورخارجه‌ی فرانسه ، از دست آوردهای « ژنوچای » نیز عقب نشستند و با دست خود و با « کری‌خوانی » و فخر و افتخار ، طوق لعنت برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک « 1 + 5 و دولت یازدهم » برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را بر گردن مردم ایران افکندند و اکنون با بی‌شرمی می‌گویند : « آمریکایی‌ها از اول بد عهد بودند و هستند » .
آقایان : شما در برابر تاریخ و این ملت و این مردم مسئول هستید . به گناهان خود خستو شوید و بگذارید ملت ایران بر پایه‌ی یک همه‌پرسی ( رفراندوم ) خود در باره‌ی آن چه گذشته است و آن چه باید انجام گیرد ، تصمیم‌گیری کند .
 
چهارشنبه 30 تیرماه 1395 ( برابر با 64 مین سالروز خیزش پیروز مردم ایران در سال 1331 ) ـ هوشنگ طالع
 
 

 یادداشت شماره 696 /« گوش نمی‌کنید به حرف من » ؟!

مهندس کورش زعیم از کنش‌گران سیاسی دست‌گیر شدند

مهندس کورش زعیم از کنش‌گران سیاسی دست‌گیر شدند
آقای مهندس کورش زعیم از کنش‌گران سیاسی کشور ، به بهانه‌های شبهه برانگیز و بدون هیچ گونه توضیح به افکار عمومی ؛ ولو توضیح نادرست ، دست‌گیر شدند .
شلاق‌زدن کارگران و به بند کشیدن معلمان و برخورد تند و توهین‌آمیز هم‌راه با زشت‌ترین واژگان با منتقدان از سوی بالاترین مقام اجرایی کشور و نیز زندانی کردن کنش‌گران سیاسی وابسته به نهادهای سیاسی دیرپای کشور ، مغایر با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی و نیز در تضاد کامل با اولیه‌‌ترین حقوق و آزادی‌های فردی و ملی است .
ایران دوستان ، میهن‌پرستان ، ملی‌گرایان ، ناسیونالیست‌ها و پان‌ایرانیست‌ها و همه‌ی مردم آزاده‌ی میهن ، هر روز نگران‌تر از روز پیش ، شاهد تنگ‌تر شدن بیش از پیشِ پهنه‌ی آزادی‌های فردی و ملی از سوی دولت‌ اسلامی به بهانه‌های گوناگون می‌باشند .
ما خواستار روشن‌گری در این مورد و نیز آزادی بدون قید و شرط آقای مهندس کورش زعیم و دیگر زندانیان سیاسی و صنفی هستیم .
از سوی یاران و هم‌اندیشان هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 695 / اتاق‌های شیشه‌ای ، با شیشه‌های دودیِ‌آینه‌ای و در توفان شن زابل

یادداشت شماره 695

اتاق‌های شیشه‌ای ، با شیشه‌های دودیِ‌آینه‌ای و در توفان شن زابل
چند روز پیش وزیر دادگستری دولت یازدهم در باره‌ی مساله‌ی حقوق‌های نجومی گفت : ما در اتاق‌های شیشه‌ای نشسته‌ایم و همه چیز باید شفاف باشد .
کمابیش هم‌زمان ، وزیر صنعت ، معدن و تجارت اعلام کرد که من می‌خواستم فیش حقوق خودم را منتشر کنم ؛ اما رییس جمهور و دیگر وزیران موافق نبودند و گفتند که این کار « مد » می شود .
راستی را ، چرا آقای وزیر دادگستری در نشست هیات دولت ، با این نظر آقای نعمت‌زاده موافقت نکردند و نشستن در  « اتاق‌های شیشه‌ای » را یاد‌آور هم‌کاران نشدند ؟‍!
نمی‌گویم که سخن آقای وزیر دادگستری در باره‌ی « اتاق شیشه‌ای » نادرست است ؛ اما شیشه‌های این اتاق دودی است و آینه‌ای و اتاق هم در شهر زابل ، میان توفان شن با « دید صفر » ، قرار دارد .
دوشنبه 28 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

------------------------------------

یادداشت شماره 693 / بخش چهل و چندم از سریال « سلطان » : کودتای دست‌ساز

یادداشت شماره 693
                   

بخش چهل و چندم از سریال « سلطان » :
                                     کودتای دست‌ساز
بخش چهل و چندم نمایش‌نامه‌ی « سلطان » در قالب « کودتای دست‌ساز » و « مهارشده » به روی پرده آمد . در بخش چهل و چندم ، پس از حنثی شدن به اصطلاح کودتا ، سلطان رجب اول اعلام کرد: « کودتا لطف اللهی است » . راستی را ، برای سلطان که خود سرنخ‌های کودتا را در دست داشت  «لطف‌اللهی » بود .
 چه غم که بیش از دویست تن کشته شدند و شماری زخمی ؛ اما سلطان توانست 3 هزار تن از افسران ارتش و نیز 2750 تن از داوران ( قضات ) و بازپرس‌های دادگستری را که خار راه دیکتاتوری وی بودند ، بازداشت نماید و در این راستا  ، پایه‌های سلطه‌ی خود را بیش از پیش تحکیم بخشد .
از سوی دیگر « سلطان » با نسبت دادن « کودتای دست‌ساز » به هم‌کار پیشین خود آقای فتح‌الله گُولن که در تبعید خودخواسته در آمریکا به سر می برد و درخواست استرداد وی از آمریکا ، در پی حذف پرنفوذ ترین رقیت خود از صحنه‌ی سیاسی ترکیه است . امروزه سلطان به این باور رسیده است که اگر امپراتور‌ی نشد « سلطنت » و « حکومت مطلقه »  را عشق است .
اما در این میان ، باید به ساده لوحی رییس و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در تحلیل این مساله ، خندید ؟!
یک شنبه 27 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۵ساعت 12:23  توسط دکتر هوشنگ طالع  |  نظر بدهید

یادداشت روز شماره 692 / به ریش « شما مردم » می خندند

یادداشت روز  شماره 692 / به ریش « شما مردم » می خندند
عکس ‏‎Pan Iranism‎‏

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۵ساعت 12:21  توسط دکتر هوشنگ طالع  |  نظر بدهید

یادداشت شماره 691 / کدام یک دروغ می‌گویند : ریاست محترم مجلس شورای اسلامی یا کاریز ( قنات ) ها ؟!

یادداشت شماره 691

کدام یک دروغ می‌گویند  :
 ریاست محترم مجلس شورای اسلامی یا کاریز ( قنات ) ها ؟!
سر انجام 11 رشته کاریز ( قنات / کنات ) ایران به ثبت جهانی رسید و در زمره‌ی یادمان‌های بشری قرار گرفت .
در گزارشی که برای ثبت آن‌ها از سوی سازمان میراث               ( یادمان‌های ) فرهنگی کشور در اختیار کارشناسان سازمان یونسکو قرار داده شده بود ، عمر برخی از این کاریزها کمابیش 3 هزارسال یعنی پیش از دوران هخامنشیان تعیین گردیده بود .
حال پرسش این جاست که آیا این سخن آقای دکتر علی لاریجانی که فرمودند : پیش از اسلام ایران دارای تمدن نبوده است ( نقل به مضمون ) دروغ است و یا عمر این کاریزها ؟
از آن‌جا که جناب آقای علی لاریجانی مردی شریف و راست‌گو هستند ، به طور حتم کاریز( قنات / کنات ) های به ثبت رسیده با پرداخت پول و رشوه و اعمال فشار برای خود درخت‌واره                ( شجرنامه ) دروغین درست کرده اند ؛ والا جناب آقای علی لاریجانی دارنده‌ی رکود جهانی « تصویب در 20 دقیقه ) نمی‌توانند دروغ‌گو باشند . دروغ گو ، تاریخ است ، والا جناب آقای لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ، شریف اند و راست‌گو؟!
شنبه 26 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

---------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

 

یادداشت شماره 694 از سریال « سلطان » :

یادداشت شماره 694

از سریال « سلطان » :
گنه کرد در بلخ آهن‌گری / به شُوشتر زدند گردن مسگری
در قلمرو سلطان ، گویا برخی نظامی‌ها دست به یک « کودتای دست‌ساز » زدند ؛ اما 3000 تن از داوران ( قضات ) ، دادستان‌ها و بازپرس‌های دادگستری را دست‌گیر و زندانی کردند و از کار برکنار نمودند .
گرچه تنبیه داوران و دادستان‌ها و بازپرس‌ها‌ی دادگستری به جرم کودتای ارتشیان ، خیلی غیرمنطقی است ؛ اما در قلمرو سلطان یعنی در ترکیه ، از اولیه‌ترین اصولِ منطق است ؟!
دوشنبه 28 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 693 / بخش چهل و چندم از سریال « سلطان » : کودتای دست‌ساز

یادداشت شماره 693
                   

بخش چهل و چندم از سریال « سلطان » :
                                     کودتای دست‌ساز
بخش چهل و چندم نمایش‌نامه‌ی « سلطان » در قالب « کودتای دست‌ساز » و « مهارشده » به روی پرده آمد . در بخش چهل و چندم ، پس از حنثی شدن به اصطلاح کودتا ، سلطان رجب اول اعلام کرد: « کودتا لطف اللهی است » . راستی را ، برای سلطان که خود سرنخ‌های کودتا را در دست داشت  «لطف‌اللهی » بود .
 چه غم که بیش از دویست تن کشته شدند و شماری زخمی ؛ اما سلطان توانست 3 هزار تن از افسران ارتش و نیز 2750 تن از داوران ( قضات ) و بازپرس‌های دادگستری را که خار راه دیکتاتوری وی بودند ، بازداشت نماید و در این راستا  ، پایه‌های سلطه‌ی خود را بیش از پیش تحکیم بخشد .
از سوی دیگر « سلطان » با نسبت دادن « کودتای دست‌ساز » به هم‌کار پیشین خود آقای فتح‌الله گُولن که در تبعید خودخواسته در آمریکا به سر می برد و درخواست استرداد وی از آمریکا ، در پی حذف پرنفوذ ترین رقیت خود از صحنه‌ی سیاسی ترکیه است . امروزه سلطان به این باور رسیده است که اگر امپراتور‌ی نشد « سلطنت » و « حکومت مطلقه »  را عشق است .
اما در این میان ، باید به ساده لوحی رییس و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در تحلیل این مساله ، خندید ؟!
یک شنبه 27 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت روز  شماره 692 / به ریش « شما مردم » می خندند

یادداشت روز  شماره 692 / به ریش « شما مردم » می خندند

عکس ‏‎Pan Iranism‎‏

 

یادداشت شماره 691 / کدام یک دروغ می‌گویند  :  ریاست محترم مجلس شورای اسلامی یا کاریز ( قنات ) ها ؟!

یادداشت شماره 691

کدام یک دروغ می‌گویند  :
 ریاست محترم مجلس شورای اسلامی یا کاریز ( قنات ) ها ؟!
سر انجام 11 رشته کاریز ( قنات / کنات ) ایران به ثبت جهانی رسید و در زمره‌ی یادمان‌های بشری قرار گرفت .
در گزارشی که برای ثبت آن‌ها از سوی سازمان میراث               ( یادمان‌های ) فرهنگی کشور در اختیار کارشناسان سازمان یونسکو قرار داده شده بود ، عمر برخی از این کاریزها کمابیش 3 هزارسال یعنی پیش از دوران هخامنشیان تعیین گردیده بود .
حال پرسش این جاست که آیا این سخن آقای دکتر علی لاریجانی که فرمودند : پیش از اسلام ایران دارای تمدن نبوده است ( نقل به مضمون ) دروغ است و یا عمر این کاریزها ؟
از آن‌جا که جناب آقای علی لاریجانی مردی شریف و راست‌گو هستند ، به طور حتم کاریز( قنات / کنات ) های به ثبت رسیده با پرداخت پول و رشوه و اعمال فشار برای خود درخت‌واره                ( شجرنامه ) دروغین درست کرده اند ؛ والا جناب آقای علی لاریجانی دارنده‌ی رکود جهانی « تصویب در 20 دقیقه ) نمی‌توانند دروغ‌گو باشند . دروغ گو ، تاریخ است ، والا جناب آقای لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ، شریف اند و راست‌گو؟!
شنبه 26 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

---------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

 

یادداشت شماره 690 / امروز ، جز « ماله زرین » چه پاسخی دارید ؟!

یادداشت شماره 690

امروز ، جز « ماله زرین » چه پاسخی دارید ؟!

با وجود ماله‌کشی‌های بسیار سید عراق‌چی ، سخنان اوباما رییس جمهور آمریکا و موگرینی هم‌آهنگ کننده‌ی سیاست خارجی اروپا در یک سالگی برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) و نیز مصوبه‌های هم‌زمان مجلس نمایندگان آمریکا ، نشان داد که دولت جمهوری اسلامی ، با وجود زینهارها و هشدارها‌ی منتقدان و مخالفان و نیز ایران‌دوستان و میهن‌پرستان ، صنایع پرتوان هسته‌ای و نیزامکان « بازدارندگی موثر » در برابر تهدیدهای هسته‌ای را « ارزان‌تر از ارزان » ، فروخت و امروز باید پاسخ‌گوی ملت و مردم ایران باشند .
کار به جایی کشیده است که حتا پهلوانان هسته‌ای یعنی سید علی‌اکبر صالحی  و محمدجواد ظریف نیز در صف منتقدان عمل‌کرد آمریکا در برجام در آمده‌اند ؛ اما هنوز سید عراق‌چی شاید با وعده‌ی وزارت ، هنوز سرگرم « ماله‌کشی » است .
آدینه 25 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 689 / رُک و پوست‌کنده

یادداشت شماره 689
 رُک و پوست‌کنده
در یک کلام قراردادهای تازه نفتی ، عبارت است از « رونوشت » قراردادهای نفتی که از سوی دولت آمریکا به دست « پل برمر » رییس کشور اشغال شده‌ی عراق ، به این کشور تحمیل شد .
دولت ایالت های متحده‌ی آمریکا پس از اشغال عراق در سال 2003 میلادی ( 1382 خورشیدی ) پل برمر را به عنوان رییس کشور عراق منصوب کرد (EXECUTIVE  AUTHORITY  CHIEF) . برمر از 21 اردیبهشت 1382 تا 8 تیر 1383 ( 11 مه 2003 تا 28 ژوئن 2004 ) رییس کشور عراق بود .
مهم‌ترین کاری که وی برای انجام  آن به این سمت برگزیده شده بود ، امضای قراردادهای نفتی مورد نظر واشنگتن در این سرزمین بود . کاری که انجام شد و نفت عراق زیر سیطره‌ی شرکت های نفتی غربی با پیشگامی آمریکا قرار گرفت .
فراگشتی که اکنون با پنهان‌کاری کامل در باره‌ی قراردادهای نفتی در جریان است ، خیلی «رُک و پوست‌کنده » برای اجرای الگوی نفتی عراق در ایران است .
 این کار در عراق پس از شکست در برابر آمریکا و اشغال این کشور ، به دست پل برمر رییس آمریکایی کشور عراق انجام گرفت و در ایران نیز قرار است به دنبال تسلیم در برابر آمریکا و پذیرش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) به دست دولت یازدهم و عاقد قرارداد زیان‌بار « کرسنت» انجام شود .
  آمریکا و انگلیس ، با کودتای 28 امرداد نتوانستند  قانون ملی‌کردن صنایع نفت در سرتا سر کشور را نابود کنند ؛ اما قرار است این بار با پوشاندن جامه‌ی زرین « پهلوان نفتی » به تن «آقای کرسنت » و به خیابان آوردن دختران و پسران کرایه‌ای « ویژه نمایش‌ها و تظاهرات دولتی » هم‌راه با ساز وضرب ،  پای‌کوبی و رقص ( ببخشید : حرکات موزون ) قانون ملی‌شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور را در کنار شهیدان 30 تیر در گورستان ابن‌بابویه ، به خاک سپارند ؛ البته با شعار : « استقلال ، آزادی و نیز شعار راهبر‌دی : مرگ بر آمریکا ، مرگ بر انگلیس و ... »
 پنج‌شنبه 24 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع 
-----------------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 
 
 
 

یادداشت شماره 688 / پذیرش سهم کم تر از 50 در صددر دریای مازندران درحکم تجزیه‌ی ایران است

یادداشت شماره 688
            

پذیرش سهم کم تر از 50 در صد در دریای مازندران
                                درحکم تجزیه‌ی ایران است
به دنبال برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) به نظر می‌رسد که خویش‌کاری دیگر دولت یازدهم و شخص آقای حسن روحانی ، تجزیه‌ی ایران است .
بر پایه‌ی دو قرارداد معتبرِ « مودت » ( 1921م/ 1300 خ ) و                   « بازرگانی و بحرپیمایی» (1940م/ 1319 خ ) میان دولت شاهنشاهی ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ، نیمی از دریای مازندران ( با در نظر گرفتن آب‌های کرانه‌ای در قرارداد 1940 ) در مالکیت دولت و ملت ایران قرار دارد .
از سوی دیگر ، 15 واحد سیاسی حاصل تجزیه‌ی اتحاد شوروی   ( که 4 واحد از میان آن ها دارای مرز دریایی در دریای مازندران می‌باشند ) ، در دو نشست مینسک و آلماتی ، ضمن ابراز خود به عنوان میراث‌خواران اتحاد شوروی ، اعلام کردند که همه‌ی تعهدات اتحاد شوروی را به رسمیت می‌شناسند . این دو اقرارنامه به ثبت سازمان ملل متحد نیز رسیده است .
بدین سان حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران ( کاسپیان ) حقوقی است مشخص ، روشن و غیر قابل انصراف . از این رو ، پذیرس هر سهم کم‌تر از 50 در صد ، در حکم تجزیه‌ی ایران است.
چهارشنبه 23 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 687 / جناب دکتر علی‌اکبر ولایتی : شما چرا ؟

یادداشت شماره 687
جناب دکتر علی‌اکبر ولایتی : شما چرا ؟
جناب دکتر علی‌اکبر ولایتی ، شما با کوله‌باری از تجربه‌ی 16 ساله در راس وزارت امور خارجه‌ی اسلامی و نیز در مقام مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی ، اکنون پس از گذشتن کار از کار ، چرا ؟!
در این سه سال همیشه مهر سکوت به لب داشتید و باید گفت که در اثر سکوت جناب‌عالی و رییسان ، کسانی که امروز را هشدار می‌دادند  ، مورد هجوم قرار گرفتند و « بی‌سواد » ، « کم‌سواد » ، « بی‌هویت »، « بی‌شناسنامه » ، « تازه به دوران رسیده » و «‌ جهنمی » نامیده شدند .
جناب‌عالی به عنوان مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی ، چرا پیش از آن که فرمان « نرمش‌قهرمانانه » صادر شود، پی‌آمدهای شوم آن را یادآوری نفرمودید ؟ چرا یادآورنشدید که این فرمان در حکم پذیرش خواسته‌های دشمن پیش از آغاز رویارویی است ؟ آن هم برای گروهی مانند آقایان محمدجواد‌ظریف ، سید عراق‌چی ، تخت‌روان‌چی که پیشینه‌شان برای شماروشن بود و می‌دانستید  که « اهل ایستادگی و آویختن » نیستند و ...
آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی : چرا هنگامی‌که گل‌ریزان کردند و پیراهن زرین « پهلوان هسته‌ای » را به تن آقایان محمدجواد ظریف و سید علی‌اکبر صالحی پوشاندند و عنوان « پهلوان هسته‌ای » بدانان دادند ، سکوت کردید ؟!
چرا هنگامی که با پسر و دخترهای کرایه‌ای ویژه‌ی جشن‌ها و مهمانی‌های دولتی ، کارناوال شادی برای استقبال از پیروزمندان نبرد هسته‌ای برپا کردند ، سکوت کردید ؟!
چرا هنگامی که دولت یازدهم ، بدون گرفتن هیچ تضمین و « گرو » در پی اسقاط کردن نزدیک به 15 هزار سامانه‌ی گریز از مرکز            ( سانتریفوژ ) برآمد ، سکوت کردید ؟!
چرا هنگامی که به دست دولت یازدهم ، قلب تپنده‌ی واکنشگر ( رآکتور ) آب‌سنگین اراک را بیرون کشیدند و جای آن را با بتون پر کردند ، سکوت کردید ؟!
چرا هنگامی که برای کامل کردن « خوش‌رقصی » و « نرمش‌قهرمانانه » دولت یازدهم پذیرفت تا « قراردادالحاقی » را داوطلبانه اجرا کند ، سکوت کردید ؟!
جناب دکتر ولایتی : چرا هنگامی که پایگاه فردو را از کار انداختند که یکی از افتخارات « مهندسی » فرزندان ایران بود ، سکوت کردید ؟! کاری که آمریکایی‌ها خستو شدند ( اقرار کردند ) که با بمبارن نمی‌توانند آن را نابود کنند ، به دست خودتان انجام دادید ؟!
کدام « عاقلی » در دفتر اسناد رسمی ، خانه‌اش را به نام دیگری می‌کند ، به امید این که در یکی از « فردا » های دور ، شاید « مالک کنونی » با خواهش و التماس ، پولش را بپردازد ؟! چرا شما به عنوان مشاور رهبر جمهوری اسلامی هنگام انجام این کار ، یادآوراین « خطای‌‌ راهبردی » نشدید و نکوشیدید تا از آن جلو‌گیری کنید ؟!
چرا هنگامی که تصمیم گرفته شد تا « برجام » تنها در 20 دقیقه به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد ، به عنوان مشاور رهبر جمهوری اسلامی ، زینهار ندادید و پی‌امدهای آن را یادآور نشدید ؟!
چرا هنگامی‌که قرار شد تا موجودی آب‌سنگین کشور به کشور عمان انتقال یابد و زیر  نظارت بیگانه قرار گیرد و نیز حراج آب‌سنگین به بهای ارزان‌ ، آن هم به یک شرکت آمریکایی و ... ، باعث خواهد شد تا آمریکا خود را موظف به اجرای تعهدات « ناچیز » پذیرفته در برجام نداند ، هشدار لازم را ندادید ؟!
آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی : رییس جمهور اسلامی در مهمانی افطار ریاست جمهوری ( 12 تیرماه جاری ) می‌گوید : « برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام ) کم‌هزینه‌ترین راه رسیدن به اهداف و منافع ایران اسلامی بود و راهی جز برجام برای رسیدن سریع‌تر به این اهداف و جود نداشت » . سپس می‌افزاید : « از این دست‌آورد ، مراقبت و محافظت کنیم » .
جناب دکتر ولایتی : پس این گله و گله‌گذاری‌ها برای چیست و چرا آمریکا باید با این همه رضایت‌مندی دولت جمهوری اسلامی ، کار بیش‌تری انجام دهد ؟!
جناب آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی : جناب عالی سال‌ها وزیر امورخارجه بودید و تجربه‌ها اندوخته‌اید و امروز بهتر از هرکس می‌دانید که با ناله وزاری و اعتراض و سخن‌رانی و شعار « مرگ بر » و ... «‌ گربه جوجه را پس نخواهد داد » .
 امروز تنها راه برون رفت از این بن‌بست « همه‌پرسی » از ملت ایران در باره‌ی آینده است : همه‌پرسی شفاف ، به دور از « مهندسی » تا ملت و مردم ایران یعنی صاحب اصلی‌خانه در باره‌ی آینده‌ی خود تصمیم‌گیری کند .
 سه‌شنبه 22 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع
-------------------------------------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

یادداشت شماره 686 / کارِ وزارت امورخارجه اسلامی ،  از گام‌یار ( واکر ) و صندلی‌چرخ‌دار ( ویلچیر ) گذ

یادداشت شماره 686

کارِ وزارت امورخارجه اسلامی ،
 از گام‌یار ( واکر ) و صندلی‌چرخ‌دار ( ویلچیر ) گذشته است
 برخی از دیده‌بانان مسایل سیاست‌خارجی ایران براین باور اند که کار وزارت امورخارجه و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی از « گام‌یار » صندلی‌ چرخ‌دار گذشته است و برخی هم براین باور اند که باید این بیمار درمان‌ناپذیر را به « خانه‌ی معلولان » سپرد .
وزارت معلول امورخارجه‌ی اسلامی ، چون توان ایستادن بر سر پا را ندارد ، در برابر هر تعرض بیگانگان ( به هراندازه هم ناتوان و ذلیل ) چند « امتیاز نان ‌و آب دار » می‌دهد و سپس به گفته‌ی فریدریش نیچه فیلسوف آلمانی ، خود را مانند کرم جمع می‌کند تا خطر لگدمال شدن را کم‌تر کند .
با وجودن دادن امتیازهای فراوان به فرانسه مانند بستن قرارداد خرید هواپیمای ایرباس ، قراردادن صنایع خودروسازی زیر بلیت پژو ـ سیتروئن و نیز دادن بازار مناسب به رنو (علی‌رغم عمل نکردن آنان به تعهدات خود به بهانه‌ی « تحریم » )  دولت فرانسه تالار محافظت شده‌ای در منطقه‌ی نظامی در پاریس را در اختیار سازمان مجاهدین خلق برای برپایی نشست سالانه در اختیار آنان قرارداد . این در حالی است که عمل‌کرد سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ، بسیار ننگین‌تر و خفت‌بارتر از حزب توده است و این سازمان و این شورا ، افزون بر ترورهای بسیار در ایران ، خرابکاری در ارتش در سال‌های پس از انقلاب ، در دوران جنگ عراق علیه ایران ،‌ سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت سرکوب کردها و شیعیان را در آن کشور عهده دار بودند که نتیجه‌ی آن کشتار ده‌ها‌هزار تن از کردان  و شیعیان قلمرو حکومت  عراق است. افزون برآن ، سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ، جنایت‌ها ،‌ هم‌پیمانی و هم‌کاری کامل با دشمن متجاوز به ایران را در کارنامه‌ی سیاه خود دارند .
در برابر به جای نشان‌دادن واکنش لازم و تند از سوی وزارت امورخارجه ، در روزنامه‌ها می‌خوانیم که « فروش رنو در کشور چند برابر شده است » و هم‌چنین دولت جمهوری اسلامی سرگرم پذیرایی از مقامات شیلات فرانسه است تا شیلات کشور را که در دوران نهضت ملی ‌کردن صنایع نفت « ملی » اعلام شده است ، « تیول » شیلات فرانسه کند ؟!
از یک‌« معلول » انتظار بیش‌تری نمی‌توان داشت .
دوشنبه 21 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 685 / «‌ سید » شما چرا ؟

یادداشت شماره 685
                                 

  «‌ سید » شما چرا ؟
آقای دکتر سید علی‌اکبر صالحی ، با توجه به سخنان هم‌زمان بان کی‌مون و آنگلا مرکل ، گفتند :‌ احساس می‌کنم آن ها در حال زمینه چینی و « پخت و‌پز » علیه ما هستند .
راستی را ، سید شما چرا  دو باره می‌خواهید ملت و مردم ایران « رنگ » کنید ؟ شما چرا ؟ شما که در نجف تحصیل کرده اید و از بهترین دانشگاه‌های آمریکا دانش‌آموخته شده‌اید ، از آغاز انقلاب در « دُور » بودید و نه از دور ؛ بل از نزدیک       « دستی بر آتش داشتید » ، ریاست سازمان انرژی هسته‌ای و وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی را در کارنامه دارید و در دولت دهم هنگامی‌که وزیر امورخارجه بودید ( با آگاهی یا نا آگاهی رییس‌جمهور ) ، فرمان آغاز گفت وگو با آمریکا را دریافت فرمودیدو از هما ن آغاز   « با نرمش قهرمانه » با « سرآشپزی آمریکایی‌ها » آغاز به          « پخت‌وپز » کردید که دست‌پخت شما و آمریکایی‌ها ، « آش ‌‌ِکشک خاله » یا برجام ( برنامه اقدام جامع مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) بود . شما به عنوان آغازگر گفت‌وگو با « شیطان بزرگ » از همه‌ی شرایط خفت‌بار پذیرفته شده از سوی دولت جمهوری اسلامی و نیز بند های محرمانه‌ی آن آگاه هستید ؛ البته هم‌زمان فراموش نمی‌کردید که در تمام مدت گفت‌وگو‌های محرمانه با آمریکایی‌ها ، روزهای آدینه در نماز شرکت کنید و فریاد « مرگ بر آمریکا » سردهید .
آقا دکتر سید علی‌اکبر صالحی « پخت‌و پز »ها در همان مراحل نخستین شکل‌گرفت و سپس با حضور جناب‌عالی در مقام رییس سازمان انرژی دولت حاضر نیز پی‌گرفته شد . بدون هرگونه دودلی می‌گویم :‌ شما که در همه‌ی مراحل گفت‌وگو از عمان گرفته تا ژنو ، لوزان و سرانجام وین حضور داشتید ، چگونه با حضور پهلوان محمد‌جواد ، سید عراق‌چی و نیز علامه حسن فریدون و با رهنمودهای رییس جمهور اسلامی ،  امروز مدعی می‌شوید که چشمان ما همگی بسته بود ( یا بسته بودیم ) و ندیدیم که چگونه آمریکایی‌ها « استخوان‌های هزار ماموت » را « لای زخم برجام » گذاردند تا ملت و مردم ایران را به اسارت بکشانند ؟!
آری آقای دکترسیدعلی‌اکبر صالحی : این‌ها را می‌دانستید و با این وجود در مراسم « گل‌ریزان » اسارت ملت ایران که از سوی « مرشدحسن روحانی »( عاقد همه‌ی چهار قراردادهای اسارت‌آور هسته‌ای سعدآباد ، ژنو ، لوزان و وین ) برپا شد ، با افتخار تمام شرکت کردید و پیراهن زرین « یهلوانِ هسته‌ای » را با منت تمام به تن پوشیدید و سپس سینه سپر کردید تا آقای رییس جمهور اسلامی به دست مبارک نشان درجه یک به سینه‌ی شما بزند و با خود گفتید : « این منم تاووس علیین شده » .
 آقای دکتر علی‌اکبر صالحی شما درست می‌دانستید که در هم‌کاری تنگاتنگ و مخلصانه با دولت یازدهم ، روی « چاه » را مانند « شغاد » می‌پوشانید تا ملت و مردم ایران را در آن چاه پر از جنجر و نیزه ، شمشیر و کارد ، سرنگون کنید !
شما نیز هم‌راه دیگر «‌شغاد »ها با وعده‌های دروغ مانند این که حتا حل مساله‌ی آب آشامیدنی مردم نیز به پذیرش برجام بستگی دارد و دادن وعده‌های فریبنده مانند : گشایش اقتصادی و سرازسر شدن پول و ثروت و رفاه و آسایش و ... ملت و مردم ایران را به سوی چاه « برجام » کشاندید ودر آن « قتل‌گاه » سرنگونش کردید .
جناب دکتر سید علی‌اکبر صالحی : شاید هرگز شاه‌نامه نخوانده اید ؛ اما برای آگاهی از فرجام کار هم که شده ، بدنیست داستان مکر شغاد با برادر خود رستم را بخوانید تا بدانید که رستم ( در این‌جا ملت و مردم ایران ) از ته چاه هم ، نمی‌گذارد که « چاه‌کنان » بدون پادافره به شادخواری‌های خویش ادامه دهند .
یک‌شنبه 20 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

 

یادداشت شماره 684  /غوغای « حقوق‌های نجومی » و برجام 2 ( برجام موشکی )

یادداشت شماره 684

غوغای « حقوق‌های نجومی » و برجام 2 ( برجام موشکی )
غوغای حقوق‌های نجومی برای آن است تا افکارعمومی را از شناخت « عملیاتی شدن آشکار برجام 2 ( برجام موشکی ) »  باز دارند ؛ وگرنه مورد « حقوق‌های نجومی » یا غارت و چپاول دارایی‌های ملت و مردم ایران چیز تازه‌ای نیست و همه‌ی دست‌اندرکاران ، کمابیش از آن بهره‌مند بوده‌اند و از این پس نیز زیر عنوان‌های دیگر ، بهره‌مند خواهند بود .
رییس جمهور اسلامی برای ریختن آب‌پاکی روی دست مردم ، در مهمانی افطار روز شنبه 12 تیرماه جاری که خرج آن از کیسه‌ی ملت و مردم ایران ، در باره برجام یک گفت : « از این دست‌آورد ، مراقبت و محافظت کنیم » . این دست‌آورد را رییس کل بانک مرکزی به درستی « کمابیش هیچ » برآورد کرده بود . وی هم‌چنین در این مهمانی گفته بود : « برنامه‌ جامع اقدام مشترک ( برجام ) کم هزینه‌ترین راه رسیدن به اهداف و منافع ایران اسلامی بود و راهی به جز برجام برای رسیدن سریع‌تر به این اهداف وجود نداشت » .
با اعلام رسمی پایان برجام یک از سوی رییس جمهور اسلامی ، برجام 2 با نامه‌ی بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان ملل متحد به شورای امنیت و سخنان نخست وزیر رژیم « کوره‌های‌آدم‌سوزی » به گونه‌ی رسمی آغاز گردید .
بان‌کی مون که در مساله‌ی قرار دادن و حذف نام عربستان از فهرست کودک‌کشان ، چهره‌ی دست‌نشانده و ذلیل خود را بیش از پیش نشان داد ، اعلام کرد که « آزمایش‌های موشکی ایران ، با روح توافق سازنده توافق هسته‌ای میان ایران و قدرت‌های جهانی سازگار نیست » ، اما وی برای ایجاد بستر لازم برای محکومیت ایران ، افزود : « تصمیم در این باره که آیا این آزمایش‌ها نقض برجام به شمار می‌روند ، با شورای امنیت است » .
چنان که اشاره شد ، آنگلا مرکل نخست‌وزیر رژیم « کوره‌های آدم‌سوزی » ، هم‌زمان با آغاز به کار اجلاس ناتو در ورشو ، مدعی شد که فعالیت‌های هسته ای ایران ، ناقض قطع‌نامه‌های شورای امنیت است » . افزون بر آن مرکل مدعی شد که : « ایران ، تلاش برای دست‌یابی به شگردشناسی ( تکنولوژی / فن‌آوری ) هسته‌ای غیرقانونی را پی می‌گیرد » .
این‌بار مرکل از سوی ناتو ، مامور فریب پوتین رییس جمهور روسیه شده است . از یاد نبرده‌ایم که پوتین برای توجیه خیانت خود به ملت و مردم ایران  و دادن رای موافق به هشت قطع‌نامه‌ی ضد ایرانی در شورای امنیت ، با لحن یک نوجوان 8-7 ساله گفت : « آمریکا مرا فریب داد » . پوتین چند روز پیش نیز این جمله را بازگو کرد .
اما این‌بار ، چنان که گفته شد قرار است « عفریته‌ی آلمانی » این کودک چشم و گوش بسته را با گفتن این جمله که       « اجرایی شدن سامانه‌ی ضد موشکی ناتو به خاطر ایران است  » ، فریب دهد و برای نهمین بار روسیه‌ ـ پوتین با همین دست‌آویز ، به قطع‌نامه‌ی ضدایرانی در شورای امنیت رای موافق بدهد .
این درحالی است که چند روز پیش ، پهلوان محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه‌ی جمهوری اسلامی با خاکساری تمام به والتر اشتاین‌مایر وزیر امورخارجه‌ی رژیم کوره‌ی آدم سوزی گفته بود : ایران می‌تواند شریک خوبی برای شما باشد .
شنبه 20 خردادماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 683 /« رطب‌خورده کی منع رطب کند » ( دیروز ) - « رطب‌خورده ، بهتر رطب می‌خورد » ( امروز

یادداشت شماره 683
               

« رطب‌خورده کی منع رطب کند » ( دیروز )
               « رطب‌خورده ، بهتر رطب می‌خورد » ( امروز )
غوغای « حقوق‌های نجومی » یا « رطب‌خوردن مسئولان در سال‌های دراز » درست در زمانی برخاست که رییس جمهور اسلامی ( عاقد همه‌ی قراردادهای هسته‌ای : سعدآباد ، ژنو ، لوزان و وین ) در تایید سخنان رییس بانک مرکزی که گفته بود سهم ایران از برجام « کمابیش هیچ » است ، در مهمانی افطار ریاست جمهوری ( البته از کیسه‌ی ملت و مردم ایران ) اعلام کرد: « از این دست آورد ، مراقبت و حفاظت کنیم » . وی هم‌چنین در همان مهمانی تاکید کرد : « برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام ) کم‌هزینه ترین راه برای رسیدن به اهداف و منافع ایران اسلامی بود و راهی به جز برجام برای رسیدن سریع‌تر به این اهداف وجود نداشت » .
برای واقعی نشاندن جریانی که دهه‌ها وجود دارد و همه‌ی دست‌اندرکاران از این « خوان یغما » برخوردار بودند و هستند ، قرار شد معاون اول رییس جمهور که سال‌های سال است که شیرینی « رطب » را چشیده‌است و با مزه‌ی شیرین آن آشناست « منع رطب » کند . برای آشنایی بیش‌تر با این              « سیاه‌بازی » تنها به بخشی از این خبر توجه فرمایید :
    « واکنش سیمان تهران به جوسازی علیه معاون اول »
2- پاداش مصوب مجمع عمومی سهام‌داران سال های92-1389 بر اساس مستندات مالی موجود ... به نسبت سهام بنیاد مستضعفان در وجه آن بنیاد پرداخت شده است و بنیاد مستضعفان نیز بر اساس فرمول مورد نظر خود بخشی از آن را در وجه مدیرعامل و دیگر اعضای هیات مدیره پرداخت کرده است ، ضمن این که آقای دکتر جهانگیری نیز در آن مقطع   [92-1389 ] علاوه بر این که عضو هیات مدیره شرکت سیمان تهران فعالیت می‌کردند ، در بنیاد مستضعفان نیز به عنوان مشاور رییس محترم وقت بنیاد مستضعفان در سازمان صنایع بنیاد فعالیت می‌کردند . ( روزنامه دنیای اقتصاد 15 تیرماه 1395 ) .
آدینه 18 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 -------------------------------------------------------------

 « گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

یادداشت شماره 682  /تایید و تقدیر « کمابیش هیچ » از سوی رییس جمهور اسلامی

یادداشت شماره 682

تایید و تقدیر « کمابیش هیچ » از سوی رییس جمهور اسلامی
چندی پیش رییس کل بانک مرکزی دست‌آورد جمهوری اسلامی از برجام  را « کمابیش هیچ » اعلام کرد .
در آیین افطار چند روز پیش ریاست جمهوری ، آقای حسن روحانی رییس جمهور اسلامی « مهر تایید » بر سخنان رییس کل بانک مرکزی زد و گفت : « از این دست‌آورد ، مراقبت و حفاظت کنیم » .
وی در دنباله ، تاکید کرد : « برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام ) کم هزینه‌ترین راه برای رسیدن به اهداف و منافع ایران اسلامی بود و راهی جز برجام برای رسیدن سریع‌تر به این اهداف وجود نداشت » .
« اهداف و منافع ایران اسلامی » که « راهی کم‌هزینه‌تر و سریع‌تر » به جز برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) برای رسیدن « به این اهداف  وجود نداشت » عبارتند از :
اسقاط کمابیش 16 – 15 هزار سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) .
اکسید کردن ذخیره‌ی قابل توجه اورانیوم 20 درصدی  .
بتون‌ریزی قلب واکنشگر ( رآکتور ) آب‌سنگین اراک .
بیرون بردن و قراردادن ذخیره‌ی آب سنگین ایران زیر نظارت بیگانگان .
فروش یا « زدن چوب حراج » به ذخیره‌ی آب سنگین ایران .
از کار انداختن  پایگاه نیرومند فردو .
دادن جواز بازدید‌های « از هرکجا و در هرهنگام » به جاسوسان زیر پوشش کارشناسان کارگزاری هسته‌ای .
اخته کردن سازمان پرتوان انرژی هسته‌ای و پراکندن کارشناسان بسیار ارزش‌مند آن و ...
اما  « غوغای حقوق‌های نجومی » و هم‌زمانی آن با تایید « کمابیش هیچ » از سوی رییس جمهور اسلامی ، تنها و تنها برای منحرف کردن افکار عمومی از مساله‌ی حیاتی « هسته‌ای » به « غوغایی » است که همه‌ی دست  اندرکاران ، از بالا تا پایین  ، سال‌هاست بر این مساله آگاه اند و از آن بهره‌مند ؟!
سه شنبه 15 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 -------------------------------------------------------------

 « گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

 

یادداشت شماره 681 / افطار برجامیون : به نام مردم ایران و به کام آمریکا

یادداشت شماره 681
            

افطار برجامیون : به نام مردم ایران و به کام آمریکا
هنوز پژواک صدای رییس کل بانک مرکزی در باره‌ی دست‌آورد برجام : « کمابیش هیچ » به گوش می‌رسد که رییس جمهور اسلامی در آیین افطار دیشب ریاست جمهوری ( البته از خزانه‌ی بی‌حساب و کتابِ مردم ایران ) گفت : « از این دست آورد مراقبت و حفاظت کنیم » ؟!
یعنی همگان حافظ « کمابیش هیچ » باشید و از « کمابیش هیچ » مراقبت و حفاظت کنید و کنیم .
رییس جمهور اسلامی ، با قدردانی از همه‌ی دست اندرکاران برجام ، به ویژه خبرنگاران رسانه‌های همگانی تصریح کردند : « برنامه  جامع اقدام مشترک ( برجام ) کم‌هزینه‌ترین راه برای رسیدن به اهداف و منافع ایران اسلامی بود و راهی به جز برجام برای رسیدن سریع‌تر به این اهداف وجود نداشت » .
این گفته با اندکی تغییر ، چیزی جز گفتن حقیقت و همه‌ی حقیقت نبود و نیست : « برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام ) کم هزینه‌ترین راه برای رسیدن به اهداف و منافع ایالات متحده‌ی آمریکا بود و راهی جز برجام برای رسیدن سریع‌تر به این اهداف وجود نداشت » .
‌شنبه 13 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 -----------------------

 « گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

 

یادداشت شماره  680  / آقایان : کشور را مفت فروختید ؟!

یادداشت شماره  680


آقایان : کشور را مفت فروختید ؟!
با تسلیم بدون شرط دولت یازدهم و پذیرش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) آشکار شد که هشدارها ، انتقادها و مخالفت‌های ایران‌دوستان و وطن‌خواهان با این قرارداد اسارت آور ، دقیق و درست بود . با قربانی کردن صنایع پرتوان هسته‌ای کشور و سلب امکان « پدآفند بازدارنده » از ملت و مردم ایران ، نه تنها  « خط‌های قرمز » خود را که یکی از آن‌ها « لغو همه‌ی تحریم‌های ظالمانه » بود زیر پا گذاردند ؛ بلکه آشکارا در حال زمینه‌چینی برای پذیرش « برجام 2 » و « برجام 3 » هستند .
دیروز جان کری عاقد آمریکایی برجام در نشست سازمان پژوهشی « آسپن » با روشنی تمام و بدون هرگونه « اما و اگر » اعلام کرد : تحریم‌های اولیه به جای خود باقی است و ما به دلیل آزمایش‌های موشکی [ از سوی جمهوری اسلامی ] بر گنج ( حجم ) تحریم‌ها افزودیم و آماده‌ایم آن را افزایش دهیم ... و بازرگانی تنها در برخی حوزه‌ها باز است .
زیان هر روز ماندن این دولت بر سرکار ، برابر با چندین سال  وبا ، طاعون ، سیل ، خشک‌سالی و یورش بیگانگان است .
پنج‌شنبه 10 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع   

----------------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

یادداشت شماره 678 /  ماهی از سرگنده گردد ، نی ز دُم /  یادداشت شماره 679

یادداشت شماره 678


                      ماهی از سرگنده گردد ، نی ز دُم
هر کجا فساد هست از « بالاست به پایین » . اگر فساد در نوک هرم جا خشک نکرده باشد و حامیان فساد در نوک هرم قرار نداشته باشند ، امکان فراگیری فساد نیست .
با آشکار شدن دریافتی‌های نجومی و وام‌های نجومی‌تر با بهره‌ی « یک درصد »  ، دولت پرداخت کننده‌ی این حقوق‌های نجومی و وام‌های نجومی‌تر با بهره‌های نا‌چیز ، برای فریب افکارعمومی ، دست به یک رشته رزمایش‌( مانور) های تبلیغاتی زد . دیروز در حاشیه‌ی همایش هفته‌ی قوه‌ی قضاییه ، آقای سراج رییس بازرسی کل کشور و مسئول رسیدگی به پرونده‌ی دریافت‌های نامتعارف مدیران ، در پاسخ  به خبرنگاران گفت : « ... اما در رابطه با بانک رفاه کارگران که امروز معروف شده ، ما پرونده‌ی سنگینی با ارقام بالا در مورد رییس این بانک در زمانی که رییس بانک ملی بود داشتیم که این پرونده به دریافت تسهیلات و عدم پرداخت آن توسط وی و خانواده‌اش مربوط است و الان نیز پرونده در دادسرا در حال پی‌گیری است ؛ اما آقای حسین فریدون [ برادر حسن فریدون معروف به روحانی ] به من اصرار کرد که این آقا رییس بانک رفاه کارگران شود  . من به شدت مخالفت کردم ولی متاسفانه با اصرار و لابی ایشان ، آن فرد رییس بانک رفاه شد ».
( اخبار ساعت 20 از شبکه‌ی 6 سیما « شبکه‌ی خبر » ؛ اما در بخش‌های دیگر خبر و در روزنامه‌ها ، نام آقای حسین فریدون به «‌یک مقام ارشد دولتی » دگرگون گشت ) ؟! تغییر نام حسین فریدون به یک مقام ارشد دولتی را باید از برکات و
معجزات مردم‌سالاری دینی و دولت برخاسته از آن « تدبیر و امید» ؟! دانست .
چهارشنبه 9 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

                                  یادداشت شماره 679
                          یک پرسش نیک اندیشانه از « سردار »
سردار سرلشگر محمد باقری رییس تازه‌‌‌‌‌ی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گفتند : « اگر قوی نباشیم ، حتما پایمال می شویم ... » .
مساله این جاست که در جهان هسته‌ای ، معنای « قوی » بودن، برخورداری از توانِ « بازدارندگی هسته‌ای » است . بدون داشتن  توان بازدارندگی هسته‌ای « نیرومندی »  مفهومی نمی‌تواند داشته باشد ؟!
 چهارشنبه 9 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 677  / برای خوش آیند عناصر استکبار

یادداشت شماره 677


                              برای خوش آیند عناصر استکبار
بسیاری از مردم ،  هنگامی که دیدند که دولت یازدهم در مساله‌ی هسته‌ای : « برای خوش‌آیند عناصر استکبار ، از ارزش‌ها کوتاه [ آمده است ] و در بیان مواضع انقلابی رودربایستی [ می‌کند ] و جویده‌جویده حرف [ می‌زند و قرار است ] دچار عقب‌ماندگی و خسارت [ شویم ] ، لب به اعتراض ، انتقاد و مخالفت گشودند ؛ اما به جای این که به راهنمایی‌ها گوش فرا داده شود و دست از «کوتاه‌آمدن برای خوش‌آمد عناصر استکبار » برداشته شود و در مقوله‌ی منافع ملی « رودربایستی»
را کنار بگذارند و به جای گفتن راستی‌ها « جویده‌جویده » حرف نزنند ، رییس جمهور اسلامی ، معترضان ، منقدان و مخالفان را با زشت ترین واژگان مورد تهاجم قرار داد و آنان را  « کم‌سواد » ، « بی‌سواد » ، « بی‌شناسنامه » ،               « بی‌هویت » و « تازه به دوران رسیده » خطاب کرد و دست آخر هم همگان را دستجمعی ، به « جهنم » حواله داد .
اما در برابر ، کسانی که برای خوش‌آیند عوامل استکبار ، « از ارزش‌ها کوتاه آمدند »  و « در بیان مواضع انقلابی رودربایستی کردند » و « جویده جویده » حرف زدند ، برایشان « گل‌ریزان » کردند ، پیراهن « پهلوان هسته‌ای » به تنشان پوشانیدند ، نشان درجه یک به سینه‌هایشان زدند و برای استقبال از آنان ، « ساز زن و ضرب‌گیر » هم‌راه با جوانان کرایه‌ای در قالب کارناوال به خیابان کشاندند و ...
سرانجام آن شد که نمی‌بایست بشود : به دست دولت یازدهم ، آخرین پیچ‌و مهره‌های صنایع هسته‌ای پرتوان کشور را از هم‌گسیختند ؛ با دستِ  پهلوان سید‌علی اکبر ، قلب واکنشگر ( رآکتور ) آب‌سنگین اراک را بتون ریختند  و با دست همین پهلوان ، موجودی آبِ‌سنگین کشور را به عمان بردند و زیر نظارت بیگانگان قراردادند و هم‌چنین به بهای « حلوا جوزی » بخشی از آب سنگین را به آمریکایی‌ها فروختند تا در « هیروشیمای احتمالی » در جنایت هسته‌ای با آمریکایی‌ها همباز باشند و ...
اکنون که توجه فرموده‌اند که : ... « هرجا برای خوش‌ایند عناصر استکبار از ارزش‌ها کوتاه آمدیم و در بیان مواضع انقلابی رودربایستی کردیم و جویده جویده حرف زدیم ، دچار عقب‌ماندگی و خسارت شدیم » ، اجازه فرمایند تا دادگاه خلق بر پا گردد و مردم ایران ، کسانی را که مرتکب این جنایت‌ها شده‌اند ، پادافره ( کیفر ) دهند . این فرصت زرین برون‌رفت از « بحران » را از دست ندهیم 
سه شنبه 8 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

-----------------------

-

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

یادداشت شماره 676 /   برای چند روز بقا : کشور را به حراج گذارده‌اند

یادداشت شماره 676


               برای چند روز بقا : کشور را به حراج گذارده‌اند
                              برجام 2 از راه رسید .
موافقت دولت ایالات متحده با خرید هواپیما به عاملیت               « مک‌کارتی ایران » و هم‌زمان استقبال بانک‌مرکزی از خواست      « گروه ویژه‌ی مالی » (FATF  ) و انجام گفت‌وگوها در هردو زمینه، افکندن طوق اسارت بیش‌تر آمریکا بر گردن ملت و مردم ایران است .
در مساله‌ی خرید هواپیما از آمریکا وسیله‌ی وزیر راه و ترابری و مسکن و شهرسازی یا عاشقِ سینه‌چاک غرب و مبارز  « ضد بلشویسم » ( البته پس از فروپاشی اتحاد شوروی و مرگ بلشویسم) با شرایط تحمیلی آمریکا که در « برجام » ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) پیش‌بینی شده است ، خطوط هوایی کشور از نظر مقصدهای پرواز ، حجم پرواز و سیاست‌های گذاری‌های کلان در اختیار ایالات متحده‌ی آمریکا قرار می‌گیرد و می تواند اهرم پویای بسیار نیرومندی در دست آمریکا در زمینه‌ی ترابری هوایی ایران و رشته‌های وابسته به آن باشد . برای مثال : آمریکا می‌تواند از پرواز‌ِ هواپیماهای ایران به لبنان ، سوریه و ... به بهانه‌ی این که آمریکا ، حزب‌الله و دولت سوریه را تروریست می‌داند ، جلوگیری کند و نیز به بهانه‌ی حمایت از چاکران منطقه‌ای خود مانند عربستان سعودی ، ترکیه و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس ، ایران را از رقابت با شرکت‌های هواپیمایی چاکران خود باز دارد .
 این موارد و موارد بسیار دیگر را « ماک‌کارتی وطنی » رییس و رییس ملک‌کارتی وطنی نیک می‌دانند ؛ اما در حال حاضر « پورسانتاژ » را عشق است و نوعی موفقیت ظاهری « برجام » توام با هزاران تحقیر و بر باد دادن منافع ملی و خدشه دار کردن شرف ملی ؟!  
اما در مساله‌ی « گروه ویژه‌ی مالی » : به باور بسیاری از دیده‌بانان ، دولت یازدهم که برای موفق نشان دادن برجام ، آمادگی تن در دادن به هر امتیازی به زیان ملت و مردم ایران دارد ، در این مساله نیز آماده است که پس از نابود سازی صنایع پرتوان هسته‌ای ، نظام مالی ـ بانکی کشور را نیز در اختیار آمریکا قرار دهد .
از نظر یک تن از کارشناسان : « آمریکا در این مذاکرات ظاهرا در پی باز کردن راه‌هایی است که مسیرهایی برای افزایش هم‌کاری با ایران خلق کند ؛ اما حقیقت مساله ، اجرای زیرکانه‌ی پروژه‌ی بسیار خطرناکی است که هدف آن اعمال استانداردها و جاگذاری ابزارهایی در نظام بانکی ایران است که عملا می تواند در میان مدت ضرباتی هولناکی به برنامه‌های منطقه‌ای ایران وارد کند ... این پروژه ماهیتی دینامیکی               [ جنبشی ] دارد و خود را از صورتی به صورت دیگر در آورده و از حوزه‌ای به حوزه‌ی دیگر منتقل می‌کند » .
یک‌شنبه 6 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یاددشت شماره 675  / حق با هر دو است : اختلاف برسرِ « با » و « بی » و « نا » است .

یاددشت شماره 675


حق با هر دو است : اختلاف برسرِ « با » و « بی » و « نا » است .
چندی پیش آقای حسن روحانی رییس جمهور اعلام کردند که در 3 سال گذشته یک میلیون و دویست و چهل هزار اشتغال خالص ( سرکار گذاشته شدگان منهای بی‌کار شدگان ) ایجاد شده است . این در حالی است که به گزارش رسمی مرکز آمار ایران در این مدت 615107 تن از شمار شاغلان کشور کاسته شده است و 324409 تن به بیکاران افزوده شده است .                              (  خبرگزاری تسنیم ـ شناسه خبری1112293 ـ 3 تیرماه 1395 )
جمع دو رقم مرکز آمار ایران ( کاسته شده از شمار شاغلان به اضافه‌ی افزوده شده بر شمار بی‌کاران ) با رقم رییس جمهور محترم ، یک اختلاف جزئی دارد که به گفته‌ی مردم کوچه و بازار ، آن هم « چشم گابه » .
بدین سان می‌بینیم ، هم رییس جمهور محترم حق دارند و هم مرکز آمار ، حق دارد ، اختلاف جزئی ( چشم‌ِ گاب ) بر سرِ   « بی »کار  ،  « با »کار و « نا »کار است که آن هم در این دولت و در این دور و زمانه ، قابل چشم‌پوشی می‌باشد .
شنبه 5 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 674  / دولتِ باج‌گیرها

یادداشت شماره 674
                                   

   دولتِ باج‌گیرها
استان‌دار خوزستان : باج می‌خواستند ، ندادم برکنارم کردند
   پا روی گلوی اژدهای استان گذاردم و باج به شغال ندادم
استان‌دار پیشین خوزستان در آیین  تودیع خود و معرفی استان‌دار تازه گفت : « استعفا نداده بودم و رییس جمهور و یکی از وزرا خواستند که نباشم » .
استان‌دار برکنار شده‌ی خوزستان در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم گفت : « مقصر اصلی من از رفتن از استانداری ، آقای زنگنه وزیر نفت و آقای روحانی [ رییس‌جمهور ] هستند و شکی نیست که این دو نفر خواستند بنده برکنار شوم » .
وی افزود : « دلیل برکناری‌ام ، نه عزل و نصب‌ها بوده به چیزی شبیه آن . دلیل برکناری‌ام به درخواست آقای زنگنه و با دستور آقای رییس جمهور بوده است » .
استان‌دار برکنار شده‌ی خوزستان گفت : « من خودم مجلسی بودم و قانون را خوب می‌شناسم . آقای زنگنه همه‌ی نفتی های قدر و قدیمی را بازنشسته می‌کند تا با توجه به قانون جدید ، هیچ کس اطرافش نباشد و فقط نیروهای فسیلی که از وزارت نیرو آورده ، نصب می‌کند تا تابع او باشند » .
ایشان در پایان افزودند : « گناه من این بود که پایم را بر گلوی اژدهای استان گذاشتم و باج به شغال ندادم » .
آدینه 4 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 673   / آقایان : امروز ، خیلی دیر است ؟!

یادداشت شماره  673


آقایان : امروز ، خیلی دیر است ؟!
در روزهای پایانی سال 1348 و چند روز اول سال 1349 که از قصد  نهایی حکومت وقت برای جدایی بحرین و تسلیم به خواست امپریالیسم آمریکا ـ استعمار بریتانیا آگاه شدیم ، اندامان گروه پارلمانی پان‌ایرانیست ، افزون بر دیدار با سردمداران  احزاب آشکار و نا آشکار سیاسی وقت ، حضور برخی از مراجع هم رسیدند .
خود من در معیت شادروان دکتر محمد رضا عاملی تهرانی ، در قم و تهران با برخی مراجع دیدار کردیم و ایستادگی برابر تجزیه‌ی بحرین را با توجه به این که اکثریت مردم این سرزمین ( استان چهاردهم ) شیعه می‌باشند ، خواستار شدیم ؛ از میان مراجع و شخصیت‌های سیاسی تنها داریوش فروهر یار دیرین مکتب پان‌ایرانیسم و رهبر وقت حزب ملت ایران ، واکنشِ لازم را از خود نشان دادند .
خدمت آقایان عرض کردیم که در صورت اعلام مخالفت ، محمدرضا شاه ناچار از انصراف خواهد شد و شاید هم اعلام مخالفت آقایان ، مفری باشد برای محمدرضا شاه با این دست‌آویز که چون مراجع مخالف‌اند من به عنوان پادشاه کشور شیعه ، ناچار از متابعت هستم ؟!
اما چنان که گفته شد ، به جز شادروان داریوش فروهر ، همه و همه ، گروه پارلمانی پان‌ایرانیست را تنها گذاردند و « آن شد که نمی‌بایست می‌شد » .، در حالی که به باور من اعلام مخالفت حتا یک تن از مراجع می‌توانست کارساز باشد .
در همان روزهای نحستین انقلاب ، در دیدار شورای معاونان حزب پان‌ایرانیست ( دکتر عباس روح‌بخش ، مهندس پرویز ظفری و دکتر هوشنگ طالع ) با دو تن از معاونان آقای مهندس بازرگان نخست‌وزیر ، ضمن مسایل گوناگون به مساله‌ی بحرین نیز اشاره کردیم و خواستار آن شدیم که دولت بازرگان با استناد به این که رای‌گیری در مجلس شورای ملی در سایه‌ی جو رعب و ترس بوده است ، از زیر بار تجزیه‌ی بحرین شانه خالی کند ؛ اما بی‌هوده و اعلامیه‌ها و نامه‌ها به نخست‌وزیر هم موثر واقع نشد.
در این میان حضرت آیت‌الله صادق روحانی که در دو مصاحبه با روزنامه‌های داخلی و خارجی از لزوم بازگشت بحرین به ایران سخن گفته بودند ، از سوی دولت جمهوری اسلامی سال‌ها « خانه نشین » شدند .
چند سال پیش ، پس از « رفع حصر » که برای عرض سپاس از مجاهدت‌های ایشان در مساله‌ی بحرین که همراه یک تن از دوستان  حضورشان در قم رسیدیم ، هنوز ایشان از این مساله سخت تکدر خاطر داشتند .
آقایان : امروز ، دیگر خیلی دیر است . همان روز نخست ، نمی‌بایست این حکومت زاده‌ی استعمار را به رسمیت می‌شناختید؛ اما نه تنها این کار را نکردید ؛ بلکه حتا          حضرت آیت آلله صادق روحانی که خواستار بازگشت بحرین بودند، خانه‌نشین کردید .
آقایان :  با این ملت و این مردم « رو راست » باشید و علت آن کارهای گذشته و این مواضع امروز را با روشنی و بدون توجیهات نادرست و اما و اگر ، به پیشگاه ملت و مردم ایران عرضه کنید ، ندانم‌کاری‌ها و یا « دانم‌کاری » ها در مساله‌ی  بحرین را به آگاهی ملت و مردم ایران برسانید تا مردم ایران بر پایه‌ی یک همه‌پرسی ( رفراندوم ) نظر خود را اعلام کنند .
چهارشنبه 2 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

---------------------------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

 

 

یادداشت شماره 672 ن/ خستین میوه‌ی تلخ  « نرمش ـ خمش » بیش‌تر در وزارت امورخارجه اسلامی

یادداشت شماره 672
نخستین میوه‌ی تلخ  « نرمش ـ خمش » بیش‌تر در وزارت امورخارجه اسلامی
ادامه‌ی دولت یازدهم ، به زیان ملت و مردم ایران
سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین از سوی حکومت زاده‌ی استعمار بر بحرین ، نخستین میوه‌ی تلخ برکناری حسین امیر عبدالهیان و گماردن حسین صادق جابری انصاری ،  به معاونت عربی ـ افریقایی وزارت امورخارجه است .
 وزیر امورخارجه ( پهلوان محمد جواد ) با هم‌کاری رییس سازمان انرژی اتمی ( پهلوان سیدعلی‌اکبر ) در پرتو رییس‌جمهور محبوب ، با    « کُری‌خوانی » و فرستادن « کارت تبریک برای خود » و بر پا کردن کارناوال و به میدان آوردن « ساز و ضرب‌گیر » و رقصندگان         ( ببخشید: حرکات موزون‌گران ) کرایه‌ای به خیابان‌ها ، کل صنایع هسته‌ای را تسلیم دشمنان ملت و مردم ایران کردند و هنوز هم   « یک قورت و نیم » از ملت و مردم ایران طلب‌کار‌اند .
وزیر نفت ( از اصحاب کهف ) در پرتو توجهات رییس جمهور محبوب ، اصل ملی شدن صنایع نفت را با قراردادهای تازه « کان‌لم یکن » کرد و برای به زانو درآوردن ملت و مردم ایران در راستای  پذیرش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران) و حل « مساله‌ی آب خوردن مردم » با حکومت عربستان سعودی در زمینه‌ی افزایش سهمیه تولید و در نتیجه فروافتادن بهای نفت خام در بازارهای جهانی ، هم کاری کرد و ...
دومین صحابه‌ی کهف ( وزیر صنعت ، معدن و تجارت ) تحت توجهات رییس جمهور محبوب ، با دادن تعرفه‌های ترجیحی به حکومت ایران‌ستیزِ ترکیه و نیز با تسهیل قاچاق بر اثر عدم تهیه‌ی ضوابط اجرایی قانون قاچاق کالا و ارز پس از گذشت دو سال و بی‌کفایتی و ندانم‌کاری و « دانم‌کاری » های بسیار ، صنعت و معدن کشور را به تعطیلی کشانده است  و ...
وزیر راه و ترابری و آبادانی و مسکن ( ماشاالله برای جابه‌جایی عنوان‌های وزیران دولت یازدهم ،  به چند تریلر هزارچرخ نیاز است ) البته تحت توجهات رییس جمهور محبوب ، با نابودسازی « مسکن مهر » نشان دادند که در جمهوری اسلامی باید کارگران و زحمتکشان یا به گفته‌ی مردم کوچه و بازار « فقیر فقرا » این پنبه را از گوششان بیرون کنند که با « قرض و قوله » و « جمع‌ و جور »‌کردن سه چهار میلیون تومان ، هرگز و هرگز نخواهند توانست صاحب‌ِ خانه شوند ؟! تا بیشینه‌ی مردم ایران مفاهیم « عدل‌اسلامی » را در پرتو اندیشه ، گفتار و کردار آقای وزیر ( مک‌کارتی ایران ) بهتر دریابند و بر دعا‌گویی خود بیفزایند.  
البته همه‌ی این کارها چنان که گفته شد ، تحت توجهات رییس جمهور محبوب ؛ عاقد قرارداد سعدآباد (1382 ) و ژنوچای ، لوزان و برجام   ( 1394 ـ 1393 ) انجام گرفته است . ادامه این روند یعنی به تباهی کشاندن ملت و مردم ایران . در این جهان فرصت محدود است و از دست رفتن هر روز « فاجعه بار » است .
سه‌شنبه یکم تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع ‌‌‌‌‌‌‌‌‌