یادداشت شماره 962    / از کرامات شیخ ما چه عجب ؛ « شیره را خورد و گفت : ترش است »

یادداشت شماره 962

از کرامات شیخ ما چه عجب ؛ « شیره را خورد و گفت : ترش است »
سرخط خبرها را نگاه می‌گردم که با شگفتی بسیار با این سرخط بر خورد کردم .: « روحانی : تحریم‌های جدید آمریکا ، با روح و متن برجام ، سازگار نیست » .
راستی را که پس از گذشت دو سال از پذیرش برجام ( مادر ترکمان چای‌ها ) ریاست جمهور اسلامی « شیره را خورده‌اند و می‌گویند : ترش است » ؟! هنگامی که جمهوری اسلامی ، برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) را به آسانی و بدون چانه‌زنی می‌پذیرد ، پیشاپیش همه‌ی تعهداتِ تحمیلی و ظالمانه را پذیرفته بودید ؛ هنگامی که بیش از 15 هزار سامانه گریز از مرگز ( سانتریفوژ ) را اسقاط می‌کند ، قلب تپنده‌ی واکنشگر ( رآکتور ) آب سنگین اراک را بتون می ریزد ؛ اورانیوم‌های غنی شده را اکسیده می‌کند ، فردو را تعطیل می‌کند ، اجازه می‌دهد تا کارشناسان کارگزاری (آژانس ) هسته‌ای جهانی ، از همه‌ی کارشناسان سازمان انرژی هسته‌ای بازجویی کنند ؛ ذخیره‌ی آب سنگین را به بهای ارزان به آمریکا می‌فروشد و ذخایر آب سنگین را در کشور عمان زیر نظارت آمریکا قرار می‌دهد ؛ رییس جمهور اسلامی در آغاز فرآیند گفت وگو‌ها فریاد می‌زند : « خزانه خالی است » و به دشمن « گرا » می‌دهد ؛ منتقدان و مخالفان « مادر ترکمان‌چای‌ها » را کم‌سواد ، بی‌سواد ، بی‌شناسنامه ، تازه به دوران رسیده می‌نامد و آنان را به جهنم حواله می‌کند و قرارداد « مادرترکمان‌چای‌ها را در مجلس شورای اسلامی در عرض 20 دقیقه با تهدید و « حکم » به تصویب می‌رسانید ؛ انتظاری جز این داشتید ؟!
اکنون چه ؟  اکنون که آشکار شده است ، حق باکم‌سوادها ، بی‌سوادها ، بی‌شناسنامه‌ها ، تازه به دوران رسیده‌ها و به جهنم‌رفتگان بود ، چه ؟!
شما که در اتاق‌های دربسته و در فضای‌های محدود ، فریاد می‌ز‌نید که « آمریکا ، هیچ غلطی نمی‌تواند بکند » ؟! اکنون که خستو شده‌اید ( اقرار کرده‌اید ) که می‌تواند غلطی بکند ، پاسخ شما چیست ؟! جز فرافکنی و لقلقه‌گویی ، چه پاسخی دارید ؟!
پاینده‌ایران
شنبه 31 تیرماه 1396 ـ‌ هوشنگ طالع

 

 

روز 30 تير، ميدان بهارستان

روز 30 تير، ميدان بهارستان

 

دکتر هوشنگ طالع

 صبح روز سي تير‌، با برنامه‌ي از پيش ريخته شده‌، نيرودارهاي پايگاه البرز كه در تهران بودند‌، در پايگاه خيابان فرصت (شاه‌رضا / انقلاب كنوني) در خانه‌ي پدري هوشنگ طالع‌، اجتماع كردند‌. مسئول پايگاه در همـان خيابان زندگي ‏مي‏كرد و گروهي از سركردگان حزب در دبيرستان البرز‌، چونان بهمن كاميار‌، ناصر عسكري و‌...‌، در آن دور و بر زندگي مي‌كردند.

با گردهم‌ آمدن بيش‎تر نيروداران حاضر در تهران‌، مسئول پايگاه‌، نيرودارها و عناصر كوشنده پايگاه البرز‌، دسته جمعي به سوي ميدان بهارستان حركت كردند‏. در ميدان‌، گروهي از افراد حزب و نيز افراد پايگاه البرز‌، در گوشه و كنار ميدان‏، حاضر بودند كه بدون درنگ به اين جمع پيوستند‌. مسئولان در برابر مجلس شوراي ملي مستقر شدند و نيرودارها با افراد حاضر هر نيرو‌ برپايه‌ي برنامه‌ريزي‌ها در چهار گوشه‌ي ميدان جا گرفتند‌. با ورود ديگر نيروداران‌، افراد حزب وابسته به پايگاه البرز به نيرودار و نيروي خود مي‌پيوستند‌. نيروهاي دانش‌آموزي ديگر دبيرستان‌هاي تهران كه بر پايه‌ي برنامه به ميدان بهارستان آمده بودند‌، با آشنايي با افراد نيروهاي البرز‌، در كنار آنان قرار مي‌گرفتند‌. سازمان دوشيزگان حزب كه زير سرپرستي دوشيزه شهربانو باوند قرار داشت‌، در برابر در مدرسه‌ي شاهدخت در خيابان شاه‌آباد و درون مدرسه‌، با وسايل اوليه‌ي زخم‌بندي و‌... ‌، مستقر شده بود ‌.

افراد بخش‌هاي گوناگون حزب‌، دسته دسته از خيابان ژاله (دفتر حزب)به ميدان بهارستان مي‌آمدند‌. گروهي در آن‌جا مستقر مي‌شدند و پاره‌اي كه ماموريت‌هاي ويژه داشتند‌، به سبزه‌‌‌ميدان (دهانه‌ي بازار) و ميدان توپخانه مي‌رفتند‌. افراد دبيرستان‏هاي مروي‌، اديب‌، دارالفنون‌، رهنما و...‌ ، بيش‌‌تر در ميدان توپخانه و دهانه‌ي بازار مستقر شده بودند‌.

با توجه به حضور كافي نيروهاي دانش‌آموزي و دانش‌جويي در ميدان بهارستان‌، به افراد وابسته به سازمان كارگري و نيز كارمندي و معلمان حزب دستور داده شده بود كه در ميدان توپخانه و دهانه‌ي بازار مستقر گردند‌. آنان دستور داشتند كه در هم‎كاري سازماني با نيروهاي دانش‌آموزي و دانش‌جويي حاضر در ميدان‌، از رهبري ميدان پيروي كنند‌.

در ميدان بهارستان‌، فرماندهي ميدان‌، با وجود حضور پاره‌اي از افراد ديرگام و نيز اعضاي كميته‌ي عالي رهبري‌، با داريوش پروين‌، مسئول پايگاه البرز بود‌. در ميدان سبزه‌ميدان‌، فرماندهي ميدان با عباس روح‌بخش خالق‌دوست‌، مسئول پايگاه مروي بود‌.

زنده ياد عباس روح‌بخش از كوشندگان طراز اول حزب بود‌. او نيز در آن روز به همراه اعضاي حزب در دبيرستان مروي‌، در سبزه‌ميدان‌ حضوري ارزنده و پرشور داشت‌. عباس‌، طبع شعر داشت و در انجمن ادبي آتشكده وابسته به حزب پان‌ايرانيست‌، كوشا بود و شعرخواني هم مي‌كرد‌. او در سال‌هاي پاياني عمر با وجود مشكل‌هاي زيادي كه براي او به وجود آورده بودند، هم‌چنان با هيات اجرايي حزب پان‌ايرانيست، هم‌گامي و هم‌كاري داشت.

 در ميدان توپخانه‌، فرماندهي ميدان با جلال پسيان از مسئولان اتحاديه‎ي ملي كارگران دخانيات و محمدعلي معدلت از مسئولان سنديكاي ملي لكوموتيورانان راه آهن بود‌.

حزب پان‌ايرانيست در ميان حزب‌هاي در طيف ملي‌، داراي گسترده‌ترين تشكيلات كارگري بود‌. مهم‌ترين تشكيلات‌ كارگري حزب پان‌ايرانيست در تهران‌، عبارت بودند از‌ : سنديكاي ملي لكوموتيو رانان و نيز اتحاديه‌ي ملي كارگران دخانيات‌. البته در سه يگان كارگري پرشمار آن روز تهران يعني سيلو، كارخانه‌هاي چيت‌سازي و بلورسازي نيز‌ داراي چند نيرو (حوزه) كارگري بود‌.

اتحاديه ملي اصناف و پيشه‌وران بازار وابسته به حزب پان‌ايرانيست‌، اعضاي زيادي در ميان بازاريان و پيشه‌وران داشت و هم‎چنين، سازمان كارمندان‌، معلمان و سازمان بانوان و دوشيزگان حزب نيز‌ داراي اندامان زيادي بود‌.

نيروي دوشيزگان حزب نيز در نزديكي ميدان بهارستان‌، دبيرستان شاهدخت مستقر شده بـود‌.

افراد حزب‌، بسيار منضبط و خويش‌كار بودند‌. هر اندازه كه در نيروها (حوزه‌ها)‌ باب گفتمان باز بود و انسان‌سالاري واقعي مسلط بر فضاي نيروها بود‌، در تظاهرات و ضد تظاهرات، سلسله مراتب به خوبي رعايت مي‌شد و دستورات بدون سرپيچي‌، به موقع اجرا گذارده مي‌شد‌.

نخستيـن كسـي كـه در روز سي‌ام تيرماه 1331‌ به افتخار شهادت رسيد‌. « ‌شهيد راه وطن » هوشنگ رحمت‌الله رضيان‌ از اعضاي سازمان اصناف و پيشه‌وران حزب پان‌ايرانيست در بازار بود‌. هوشنگ‌، جوان بود و سري پرشور داشت‌. در روز سي‌ام تيرماه 1331‌ از كساني بود كه با دليري ذاتي خود به پان‌ايرانيست‌ها و همه‌ي مبارزان حاضر در دهانه‌ي بازار‌، سبزه‌ميدان‌، ميدان ارگ و...‌، روحيه مي‌داد و نيرو مي‌بخشيد‌.

« هوشنگ » برخلاف سر پرشوري كه داشت‌، بسيار محجوب و سربه‌زير بود‌. هميشه با صداي آرام سخن مي‌گفت و تشنه‌ي آموختن‌، بحث و برخورد ايده‌ئولوژيك بود‌. پيكر هوشنگ رحمت‌الله رضيان را دوستان تشكيلات سازمان اصناف و دانش‌آموزان وابسته به تشكيلات جوانان‌، به مسجد شاه بردند و در آن‌جا چند تن در كنار او ماندند‌. در دهانه‌ي بازار‌، فرمانده‌ ميدان‌، عباس روح‌بخش‌ مسئول پايگاه مروي بود‌. وقتي خبر كشته شدن هوشنگ به ميدان بهارستان رسيد‌، تعدادي از دوستان براي اداي احترام به جنازه‌، به دهانه‌ي بازار فرستاده شدند‌. كشته شدن هوشنگ رضيان‌، دهان به دهان در ميدان بهارستان گشت و در نتيجه بر خشم و غيرت مردم و به ويژه پان‌ايرانيست‌ها‌ افزود‌.

افراد تشكيلات شميران و قلهك نيز به گونه‌ي دستجمعي همراه با شمار زيادي از هواداران وارد ميدان بهارستان شدند و در كنار هم‌، روبروي وزارت فرهنگ‌، مستقر گرديدند‌. مسئول تشكيلات شميران‌، كامران سالور بود و مسئول تشكيلات قلهك رحمت‌الله قاسمي‌. دفتر تشكيلات حزب در شميران در ميدان تجريش‌، اول خيابان شميران قرار داشت‌. دفتر تشكيلات قلهك كنار ساختمان شهرداري قلهك بود‌. در آن زمان‌، شميران و قلهك‌ هر كدام شهر مستقلي بودند‌ با شهرداري‌هاي مستقل‌.

شادروان كامران سالور از ياران مكتب پان‌ايرانيسم بود‌. در سال 1331‌ كامران مسئول پايگاه حزب در شميران بود و در روز سي‌ام تيرماه با همه‌ي اندامان پايگاه به ميدان بهارستان آمده بود‌. كامران از چهره‌هاي شاخص نهضت بود‌. او در سال‌هاي سياه سلطه‌ي چاقوكشان و قداره‌بندان حزب توده‌، دانش‌آموز مدرسه رنگرزي بود‌. وي در محوطه‏ي مدرسه از سوي تعدادي از دانش‌آموزان توده‌اي به سركردگي دو تن از معلمان توده‌اي‌ مورد حمله قرار گرفت و در اثر ضربه‌هاي وارده بيهوش شد‌. هنگامي كه توده‌اي‌ها قصد داشتند جمجمه‌اش را اره كنند‌، وسيله ديگر دانش‌آموزان و چند تن از معلمان ملي مدرسه نجات داده شد‌. تا آخرين روز زندگي اثر «‌ تيغه اره » بر روي طرف راست پيشاني او نمايان بود‌. يادش گرامي و روانش به سپنتامينو‌.

از ياران تجريش‌، نام‌هاي دوستان زير را به ياد دارم‌ : فتح‌الله فتوحي‌، منصور معتمد افشار‌، قدرت‌الله گنجه‌اي (كه هر دو از شاگردان البرز نيز بودند)‌، حاج هادي لطفعلي‌، نعمت كديري‌، غلاميان‌، مهراني‌، تفرشي‌، صدري‌، نقاشيان و‌...

از ياران قلهك‌ : علي فدايي اصفهاني‌، مساح‌، حاج حسيني‌، شميراني‌، پرويز شمس، محمدامين كاردان و‌...

چنان‌كه گفته شد‌، نيروهاي پايگاه البرز‌، در حالي كه از سوي نيروهاي ديگر پايگاه‌هاي دانش‌آموزي و دانش‌جويي همراهي مي‌شدند‌، در ميدان بهارستان مستقر شده بودند و چنان‌كه گفته شد‌، فرماندهي ميدان‌، با داريوش پروين‌، مسئول پايگاه البرز بود‌.

هنگامي كه سخن از داريوش پروين به ميان آمد‌، بايد خاطره‌ي روان‌شاد شاهپور پروين را نيز گرامي داشت‌. او يار ديرگام و وفادار «مكتب» بود‌. در همه‌ي صحنه‌ها حضور داشت و از شجاعت و بي‌باكي ويژه‌اي برخوردار بود‌. هميشه حضور او‌، به ديگر دوستان‌، قوت دل مي‌بخشيد‌.

شاهپور پروين در اولين برخورد گسترده‌ي توده‌اي‌ها با پان‌ايرانيست‌ها در دانشگاه تهران كه منجر به شكسته شدن سلطه‌ي بلشويك‌ها بر اين دانشگاه شد، به سختي آسيب ديد و تا پاي مرگ پيش‌ رفت‌. او تنها كسي بود كه به خاطر دليري‌هاي خود در اين روز، به دريافت « ‌نشان بايندر مكتب‌پان ايرانيسم» نايل گرديد‌. شاهپور نيز در ميدان بهارستان حضور داشت و حضور او مايه دلگرمي همه بود‌. روانش شاد و يادش گرامي باد‌.

شادروان حسين خان‌مصدق از نخستين ياران مكتب پان‌ايرانيسم بود‌. او در اثر نقص عضو مادرزادي‌، داراي پشتي خميده بود و تنها از نيمه‌ي دست چپ بهره‌مند بود. همگان او را در حزب « سرور مصدقي» مي‌ناميدند‌. در آن روز داغ سي‌ام تير ماه‌، مصدقي نيز در ميدان بهارستان‌، حاضر بود‌. حضورش در ميان دوستان‌، به شجاعان‌، شجاعت بيش‌تر مي‌بخشيد و آناني را كه از شجاعت كم‌تري بهره‌مند بودند‌، دچار شرم حضور مي‌كرد‌. در آن روز تاريخي‌، مصدقي در كنار ديگر ياران ديرگام‌ از پيش‌كسوت‌ترين پان‌ايرانيست‌هاي حاضر در ميدان بود‌. اندامان جوان حزب پان‌ايرانيست‌، هميشه سخت احترام او را نگاه مي‌داشتند و در حقيقت‌ او را فرمانده معنوي ميدان‌ مي‌دانستند‌. يادش گرامي باد كه در همه‌ي مراحل مبارزه‎ي سخت نهضت و حزب‌، استوار گام و ثابت‌قدم‌، پيشاپيش ديگر دوستان بود‌.

از سه تن ديگر اندامان پايگاه حزب پان‌ايرانيست در دبيرستان البرز نيز بايد نام برد كه در روز سي‌ام تيرماه 1331 در صحنه‌ي درگيري‌هاي ميدان بهارستان با رشادت حضور داشتند و از خود دليري بسيار نشان دادند‌. اين سه تن عبارت‌اند از‌ : ناصر عسكري‌، بهمن كاميار و شادروان ملكن كورايان‌. ملكن از ايرانيان ارمني است و از هنگامي كه در دبيرستان البرز با وي آشنا شدم‌، در سلك هواداران درآمده بود‌. افزون بر وي‌، تني چند از هم ميهنان ارمني و چند تن از آشوريان و گروهي از ايرانيان زرتشتي نيز عضو حزب بودند‌. تعدادي از آنان نيز در صحنه رويارويي مردم با نيروهاي پليس و ارتش در ميدان بهارستان‌، حضور داشتند‌.

يك تن ديگر از زبده‌ مردان آن روز تاريخي‌ دكتر منوچهر آدميت بود‌. دكتر آدميت از پيوستگان و وابستگان مكتب پان‌ايرانيسم و حزب پان ايرانيست بود‌.

او را چند بار‌، گذرا در مكتب ديده بودم‌ ؛ اما در دبيرستان البرز از نزديك با وي آشنا شدم‌. او در آن زمان شاخص‌ترين دبير ادبيات در سرتاسر ايران به شمار مي‌رفت‌. در سر كلاس درس‌، هميشه سخن را به ايران و جلال و شكوه ايران‌‌زمين مي‌كشاند‌. او هميشه كلاه «ملون» بر سرداشت‌، با كت و شلوار بسيار شيك و كراوات‌هاي زيبا‌. آن روز نيز با همين لباس و كلاه و كراوات در ميدان بهارستان حضور يافته بود‌. حضور او و بي‌باكي به يادماندني او در آن روز، سخت جوان‌ها را تحت تاثير قرار داد و بر روحيه‌ي رزمي اندامان حزب پان‌ايرانيست و ديگران افزود‌. منوچهر آدميت به‌كنار هر يك از نيروهاي پايگاه البرز كه مي‌رسيد‌، شاگردانش به افتخار او‌، فرياد « ايران پيروز»‌سرمي‌دادند‌.

از آن‌جا كه سخن از دبيرستان البرز است‌، مي‌بايست از امير حيدر بيگدلي و كي‌خسرو ثقفي نيز نام برد‌. گرچه از شاگردان البرز نبودند‌ ؛ اما هميشه در تمام رويدادها، در كنار ياران البرز قرار داشتند و آن روز نيز در ميدان بهارستان بودند‌ : چونان هميشه، رشيد‌، دلاور و با غيرت‌.

در جنگ و گريزهاي روز سي‌ام تيرماه در ميدان بهارستان‌، علي‌اكبر سركش مانند بسياري از اندامان حزب پان‌ايرانيست‌، پيراهن خاكستري بر تن داشت و با همان شجاعت و سركشي ويژه‌اش‌، خود را به افسري كه از افرادش دور افتاده بود رساند و گريبانش را گرفت و فرياد زد « لياخوف»، « شاپشال»‌. آن افسر چنان تحت‌تاثير اين گفتار قرار گرفت كه بي‌اختيار اشك از چشمانش سرازير شد و گفت « جوان‌، تو مرا بيدار كردي»‌ . در اين لحظه افراد تحت امر آن افسر با سرنيزه‌هاي آخته‌، دوان دوان خود را به صحنه رساندند‌. بيم درگيري و كشتار سختي مي‌رفت‌. اما آن افسر ميهن‌پرست‌، به افرادش فرمان داد كه جلوتر نياينـد‌. آن‌گاه به آنان گفت‌، همراه با اين جوانان فرياد بزنيد‌ : « ايران پيروز» .

در گرماگرم مبارزه‌، حسن حاج سيدجوادي از اندامان سازمان اصناف و پيشه‌وران حزب پان‌ايرانيست‌، خود را به ميدان بهارستان رسانيد و خبر داد كه‌، محمدعلي زرشكي مسئول تشكيلات حزب در قزوين‌، كفن بر تن كرده و با تعدادي از افراد حزب و ديگر مردم شهر كه همگي كفن پوشيده‌اند با سه دستگاه اتوبوس بـه طرف تهران حركت كرده‌اند‌. اتوبوس‌ها در «كاروان‌سرا سنگي» (24 كيلومتري تهران) با راه‌بندان نظاميان روبه‌رو شده‌اند‌.

وي گزارش داد كه درگيري ادامه دارد و تاكنون چند تن زخمي شده‌اند و هر لحظه كه از سد ماموران بگذرند‌، به ميدان بهارستان خواهند آمد‌. «‌حسن»‌ گفت من هم همراه كاروان بودم‌، به من ماموريت دادند كه با هر وسيله كه هست خود را به تهران رسانده و اين خبر را‌ به شما بدهم‌. وي بدون لحظه‌اي درنگ گفت‌ : بايد كه به دهانه‌ي بازار بروم و اين خبر را به آن‌ها هم بدهم و با شتاب رفت‌. اين خبر به سرعت در همه‌ي جاي ميدان پيچيد و روحيه‌ي مبارزاتي مردم را به شدت تقويت كرد‌.

محمدعلي زرشكي در ميان مردم قزوين جايگاه ويژه‌اي داشت‌. محبوبيت و آوازه‌ي نام او به سال‌هاي اشغال ايران از سوي نيروهاي متفقين‌ يعني در سال‌هاي 25- 1320 برمي‌گشت‌. در آن سال‌ها‌، قزوين از سوي نيروهاي نظامي روس اشغال شده بود‌. مبارزات « ‌زرشكي» با روسيان به شيوه‌ي عياران و پهلوانان تاريخ اين سرزمين‌، موقعيت ويژه‌اي در ميان مردم قزوين به وي بخشيده بود‌.

ده ساله به نظر مي‌رسيد اما هنگامي كه در چهلم شهداي 30 تير‌ به ديدارش رفتم‌، آشكار شد كه « شهيد راه وطن محمد‏سرندي‎نژاد» سيزده ساله بود‌.

هنگامي كه آن كودك با آن همه جوش و خروش و جنبش‌، به گونه‌اي خود را در كنار صف ما قرار داد‌، از او خواستم كه به خانه برود و به او گفتم كه ما به جاي تو هم تلاش خواهيم كرد‌. گرچه در آن روز‌، چند تن از افراد پايگاه دبيرستان البرز و ديگر پايگاه‌هاي حزب پان‌ايرانيست‌ كمابيش 13 ساله بودند‌.

اما ناگهان برابر چشمان حيرت‌زده‌ي بسياري از ما‌، آماج گلوله قرار گرفت و خونش به سر و روي كناري‌هاي او پاشيد‌. در گزارشي پيرامون «‌سي تير» نوشتم‌ :

... تهران و مردم تهران و تاريخ‌، چگونه ممكن است آن كودك ده ساله [سيزده ساله] را فراموش كنند كه گلوله‌هاي مسلسل‌، پهلو و سينه‌اش را سوراخ سوراخ كرده بود‌. در آخرين دقايق زندگي كه مردم خشم‌گين و ميهن‌پرست او را بر روي تكه چوبي قرار داده بودند و بر فراز سرهاي خود حركت مي‌دادند و از زير باران گلوله به پيش مي‌رفتند‌، اين كودك‌، پنجه‌هاي آغشته به خون خود را در هم مي‌فشرد‌... مشت گره كرده‌اش را در فضا حركت مي‌داد‌، بر روي آرنج دست چپ خود تكيه مي‌كرد و فرياد مي‌زد‌ :  زنده باد دكتر مصدق‌.

روز سي‌ام تيرماه 1331‌ « حيدر » نيز در صحنه‌هاي درگيري‌هاي ميدان بهارستان‌، حضور فعال و پرتحرك داشت‌.

شادروان حيدر رقابي را از انجمن آتشكده مي‌شناختم‌. با وجودي كه هم‌مدرسه نبوديم؛ اما آمد و شدي با هم داشتيم‌. از آن زمان هم طبع شعري داشت‌. با اوج‌گيري مبارزات مردم در راه ملي شدن صنايع نفت‌، دو بيتي‌ها و تك‌بيتي‌هاي حيدر كه «‌ هاله» تخلص مي‌كرد‌، بر سر زبان‌ها افتاد‌. معروف‌ترين آن‌ها عبارت بودند از‌ :

مرگ بر حزب منفور توده

مرگ بر توده‌ي نا ستوده

از چه باشي به بيگانه دلخوش

سرنگون‌، پرچم داس و چكش

و

باز هم توده‌اي دق کند، دق

باز هم زنده، دکتر مصدق

در سال 1333 «‌ هاله» با سرودن شعر آهنگ مرا ببوس معروفيت ويژه‌اي پيدا كرد‌. در سال 1338‌ از ديدن حيدر در سر يكي از كلاس‌هاي درس دانشگاه كارل فرانتس (شهر گراتس در اتريش) يكه خوردم‌، زيرا خبر او را از آمريكا داشتم. معلوم شد كه درگيري‌هايي با سفارت ايران در آمريكا پيدا كرده و در نتيجه براي ادامه‌ي تحصيل در رشته‌ي فلسفه به دانشگاهي كه من هم در آن تحصيل مي‌كردم آمده است‌. مدتي در شهر «‌ گراتس» بود و چون غير از من دوستي نـداشت‌، بيش‎تر اوقاتش را بـا مـن مي‌گذراند‌. سپس بـه بـرلن رفت و در آن‌جـا «‌ سـازمان ملي دانش‌جويـان» را بنيــاد نهـاد و دســت به انتشار نشريه «‌ پيشوا» زد‌. آخــرين بار او را در جلسه‌ي « ‌فدراسيون دانش‌جويان آلمان» در سال 1340 در شهر دوسلدرف آلمان‌، ديدم‌.

پس از بازگشتش به ايران تنها يك بار در اوايل سال 1358 با وي تلفني گفت‌وگو كردم‌. تحت تاثير جو حاكم بر ايران‌، سخت دگرگون شده بود‌. در واقع‌، زبان مشترك ساليان دراز را از دست داده بوديم‌. در خارج از كشور بودم كه خبر تاسف‌آور درگذشتش را شنيدم‌. افسوس كه « ‌براي آخرين بار نتوانستم روي او را ببوسم »‌. يادش گرامي و روانش به سپنتامينو

از صحنه‌هاي جالب‌، حضور اندامان نوجوان پايگاه البرز و ديگر پايگاه‌هاي دانش‌آموزي حزب پان‌ايرانيست در درگيري‌هاي خياباني روز سي‌ام تيرماه 1331 بود‌. بيش‌تر آنان دانش‌آموز سال اول يا دوم دبيرستان (كلاس‌هاي هفتم و هشتم) بودند‌. با وجودي كه 14- 13ساله بودند‌، با رشادت در ميدان حضور داشتند‌. از ميان آنان بايد از پرويز و هوشنگ قرباني‌، مهرداد ناظمي‌، بهاالدين هاتفي‌، عبدالله قنبري‌، عبدالرضا جهادي‌، ناصر غفوري‌، هوشنگ كريم ديزاني و بسياري ديگر نام برد‌.

از دانش‌آموزان ملي‌گرا و باورمند به انديشه‌ي پان‌ايرانيسم در دبيرستان البرز كه هرگز عضو حزب و تشكيلات پان‌ايرانيست نشدند‌، بايد از فرهاد هدايت و نادرپيمايي‌، نام ببرم‌.

فرهاد را از سال اول دبستان جمشيدجم مي‌شناختم و خانه‌مان نيز در خيابان فرصت شاه‌رضا (انقلاب كنوني)‌ به هم نزديك بود‌. نادر پيمايي نيز مانند فرهاد هدايت‌، در درگيري‌ با نيروهاي رزمنده‌ي خياباني حزب توده كه پياپي دبيرستان البرز را آماج يورش قرار مي‌دادند‌، در كنار پان‌ايرانيست‌ها بود‌. فرهاد هدايت‌، ورزشكار برجسته‌اي بود و در مبارزه‌، دلير بود و بي‌باك‌. نادر پيمايي‌، اهل اروميه بود و با تقي كبريت‌ساز و ديگر دوستان پان‌ايرانيست‌، هم‌كاري تنگاتنگي داشت‌ ؛ اما‌ هرگز عضو حزب نشد‌.

يوسف شيرواني‌، چهار كوكتل مولوتف (بطري آتش‌زا) با خود آورده بود‌. او اين كار را نيك مي‌دانست و يك بار هم، كاركرد آن را براي برخي از دوستان نمايش داده بود‌. در آن گيرودار‌، دو بطري شكست و يوسف در يك فرصت مناسب‌، دو بطري را به سوي يك تانك افكند‌ كه يكي عمل كرد‌. شعله‌هاي آتش از بدنه‌ي تانك سركشيد و فرياد «‌ مصدق پيروز است»‌ از گلوي مبارزان برخاست. چون همه‌جا بسته بود ، ديگر تهيه  بنزين و بطري و‌...‌، امكان‌ پذير نشد‌. بدون هرگونه دودلي اگر رويارويي به فردا كشيده بود‌، پايگاه البرز به گونه‌ي گسترده‌ «‌كوكتل مولوتف» به كار گرفته بود‌.

از اعضاي كميته‌ي عالي رهبري حزب پان‌ايرانيست‌، محمدرضا عاملي تهراني‌، مهرداد سالور‌، در ميدان بهارستان بودند و هم‌چنين‌، بايد از اعضاي برجسته‌ي مكتب پان ايرانيسم كه در اين روز‌، در صحنه‌هاي گوناگون رويارويي با نيروهاي ارتش و شهرباني حضوري پرجوش و خروش داشتند‌، نام ببرم‌ :

منوچهر آدميت‌، منوچهر آشتي‌، جلال ابوالهدي‌، آذر ارژنگي‌، اكرم ارژنگي‏، مهين ارژنگي، احمد اشرف‌، بانو اعزازي‌، عبدالله افسرپور‌، پرويز اميدي‌، محمدامين صالحي‌، شهربانو باوند‌، قدرت‌الله بختياري‌نژاد اصفهاني‌، مهدي بهره‌مند‌، داريوش پروين، شاهپور پروين‌، جلال پسيان‌،‌ هادي پورتراب‌، اميرحسين پيشوا‌، همايون تعاون‌، حسين تهراني‌، حسن حسابي‏، اسدالله حقدادي، مظفر حيراني‌، حسين خان‌مصدق‌، خسرو خان‌نخجوان‌، خدابخشي‌، كريم‌علي خزاعي‌، بانو خزعل‌، علاالدين خطير‌، كاظم خطير‌، ذوالفقاري‌، زنوزي‌، كامران سالور‌،  فريد سياح سپانلو‌، پريوش سرخوش‌، مهوش سرخوش‌، احمد سرشار‌، احمد سعادت‌نژاد‌، سلحشور‌، خسرو شاكري‌، علي شاكري‌، محمود شاكرين‌، پرويز شمس توفيقي‌، منوچهر صديق‌، مهدي صديقي‌، صدري‌، ناصر عسكركاشي‌، حسن غفوري غروي‌، اسماعيل فريور‌، داريوش فروهر‌، رحمت‌الله قاسمي‌، حسن كامبخش‌، بهمن كاميار‌، منوچهر كمالي‌، مجتبي كيانوري‌، علي لطفي‌، محمد مجلسي‌، بهزاد محيط‌، محمدعلي معدلت‌، محمدحسين معصومي‌، محمد مقدسي‌، منوچهر ملكي‌، منشي‌، عزت‌الله نادري، باقر نطاق‌، جواد نطاق‌، پرويز ورجاوند‌، علي‌اصغر هاشمي‌نژاد [بني عزيزي] و‌...

شماري از آنان‌، مانند مهندس هوشنگ آق‌بياتي‌، دكتر مرتضي كيانوري‌، تقي توكلي‌كبريت‌ساز‌، پرويز نكيسا‌، مهدي علوي ، حسين علي‌زاده‌ي خامنه‌اي و ... براي ادامه‌ي تحصيل به خارج از كشور رفته بودند‌. علي‌محمد لشگري و منوچهر تيمسار در زنجان بودند‌. امير اسماعيل سندوزي و فخرالدين سوريتجي‌، در ساري و دكتر حسين طبيب مسئول تشكيلات حزب در اهواز بود‌. اميرهوشنگ بهزادي‌، تشكيلات حزب در زاهدان را سرپرستي مي‌كرد‌. محمدعلي زرشكي نيز با كفن‌پوشان همراهش‌، سرانجام از صف نيروهاي ژاندارم گذشت و خود را به ميدان بهارستان رسانيد‌. پاره‌اي از دوستان مكتب كه براي ادامه‌ي تحصيلات به خارج از كشور رفته بودند، با فرستادن تلگراف‌، حضور خود را در كنار ديگر ياران اعلام كردند‌.

در ماه‌هاي آغازين سال 1330‌، پاره‎اي از ياران حزب پان‎ايرانيست انجمن ادبي آتشكده را پايه‌گذاري كردند‌. كار انجمن خيلي زود، رونق گرفت و شاعران به نامي چونان نادر نادرپور‌، استاد رسام ارژنگي‌، عادل خلعت‌بري (غوغا) صادق‎كيا (تندر) و گه گاه مهدي حميدي شيرازي، پژمان بختياري و...‌، در آن شركت مي‌جستند‌.

از ميان هنرمندان‌، حسين ملك كه داراي احساس‌هاي ميهني ژرفي بود‌، به همراه برادر و هم‌چنين‌ برادران لشگري (موسيقي‌دان) و...‌، از وابستگان و پيوستگان انجمن آتشكده بودند‌. دوستان جوان نيز در انجمن به شعرخواني مي‌پرداختند‌. از ميان آن‌ها‌، حسن احمدپور (شهرزاد)‌، علي‌رضا صدفي (آتش)‌، عباس روح‌بخش، حيدر رقابي (هاله)‌، مسلم عليخاني (منوچهر)‌، علي‌رضا غرنيني (ارشك) و... را مي‏توان نام برد كه همگي در شعر و شاعري‌، نامبردار شدند‌.

روز سي تير‌، بسياري از وابستگان و پيوستگان انجمن ادبي آتشكده نيز در ميدان بهارستان بودند‌. حسين ملك همان روز و با الهام از مبارزه‌ي پرجوش و خروش مردم در ميدان بهارستان‌، آهنگ 30 تير را ساخت كه بارها از راديو پخش شد‌.

ياد او  و ديگر درگذشتگان انجمن ادبي آتشكده گرامي است و روانشان به سپنتامينو

در آغازين روزهاي انقلاب كه همراه با دكتر عباس روح‌بخش براي تنظيم چند نوار كاست‌ به ديدارش شتافتم‌، نوار سرود سي تير را به من هديه كرد‌. اين سرود‌، در كاست «‌ نداي ايراني شماره يك»‌  در سطح بسيار گسترده‌اي روانه‌ي بازار شد‌. حسين ملك در حالي كه سخت به هيجان آمده بود، درباره‌ي اين سرود گفت‌ : آهنگ را در همان ميدان ساختم و تا پايان كار مبارزه‎‎ ، پياپي آن‌را با خود زمزمه مي‌كردم‌.

در اين‌ روز چنان‌چه اشاره شد نوجوانان نيز در همه‌ي صحنه‌ها حضور داشتند ، نوجواناني که مردان سالمند امروز هستند.

 

روز سی تیر ، شهر اهواز

دکتر هوشنگ طالع

 

پس از تهران‌، شمار كشته‌شدگان شهر اهواز‌، بيش‌تر از جاهاي ديگر كشور بود‌. شگفت‌آور اين كه‌، مردم در حالي كه پس از شنيدن خبر سقوط حكومت قوام‌، در حال جشن و پاكوبي بودند‌، مورد يورش تانك‌ها و سربازان قرار گرفتنـد‌.

از آن‌جا كه حزب پان‌ايرانيست‌، راهبري تظاهرات 30 تير را در اهواز به مانند ديگر شهرستان‌هاي خوزستان به دوش مي‌كشيد‌، بدون درنگ با صدور اعلاميه‌اي اين جنايت را محكوم و خواستار تشكيل دادگاه ملي براي محاكمه جنايت‌كاران شد.

هم‌چنين دكتر حسين طبيب سرپرست تشكيلات حزب در خوزستان‌، به گونه رسمي خواستار گسيل هياتي از تهران براي رسيدگي به اين جنايت شد‌. به دنبال تشكيل هيات بازرسي براي رسيدگي به رخداد روز 30 تير در شهر اهواز‌، وي در نامه‌ي سرگشاده‌اي اعلام داشت‌ :18

هيات محترم بازرسي مامور رسيدگي به واقعه‌ي سي‌ام تير ماه اهواز

محترما در تعقيب اعلاميه 12/5/31 آن هيات‌، مطالب زير را به اطلاع شما مي‌رساند‌ :

1- واقعه‌ي وحشتناك و كشتار بدون حساب اهواز‌، پس از بركناري قوام‌، صورت گرفته است‌.

2- هجوم و مانور تانك در خيابان پهلوي‌، خارق‌العاده و نه تنها كوچك‌ترين موردي نداشته‌، بلكه به كلي برخلاف مقررات بوده است‌.

3- تانك‌ها‌، مردمي را كه در پياده‌روها در كمال نظم و آرامش بوده‌اند‌، زير گرفته‌اند‌.

4- افرادي كه براي برداشتن زخمي‌ها و كشته‌شدگان اقدام نموده‌انـد‌، بلافاصله مورد تعرض خشونت‌آميز و تيراندازي نظاميان‌، قرار گرفته‌اند‌.

5- تعداد حقيقي كشته‌شدگان اين واقعه‌، معلوم نيست‌. قدر مسلم وسيله‌ي اهالي‌، اجساد زيادي در نقاط دوردست و مختلف كشف شده و مقامات مربوط‌، ارقام حقيقي را در دسترس‌، هيچ كس نگذاشته‌اند‌.

6- گزارش رسمي بهداري و اعلاميه پزشك بيمارستان‌، به طور رسمي تاييد مي‌كند كه عده‌اي وسيله اصابت گلوله‌، مقتول شده‌اند‌.

7- در ساير خيابان‌هاي اهواز‌، فلكه باغ بلوار‌، باغ ملي و خيابان 24 متري‌، روي پل و نقاط ديگر‌، وقايع تأثرآور ديگر صورت گرفته كه مي‌بايست‌، كيفيت حقيقي آن‌، معلوم و روشن شود‌.

8- تيراندازي با مسلسل و گلوله‌هاي تفنگ‌، تا بعد از نيمه شب ادامه داشت‌.

9- مخفي نمودن جنازه‌ها در نقاط دوردست‌، بدون اجراي تشريفات مذهبي و قانوني و اصرار در تحويل ندادن آن‌ها به صاحبان‌شان‌، صرف‌نظر از آن كه طبق ماده 178 و 204 و 205 قانون مجازات عمومي‌، جرم مي‌باشد‌، تلويحا وقوع جرم و جنايت را به ثبوت مي‌رساند‌.

با توجه به نكات فوق و مطالب ديگر كه از طرف اهالي محترم اهواز عنوان شده است‌، حزب پان‌ايرانيست جدا خواستار است كه هيات محترم بازرسي‌، اجازه ندهد خون مردم بي‌گناه و شرافتمند اهواز‌، پايمال شود‌.

حزب پان‌ايرانيست مي‌خواهد كه هيات بازرسي با اتكا به نيروي ملت و افكار بيدار شده عمومي‌، بدون كوچك‌ترين محافظه‌كاري‌، مسئوليت بزرگ و تاريخي خود را اجرا نمايد‌.

ما مجازات خائنين و مسببين اين واقعه را خواهانيم‌.

سرپرست حزب پان‌ايرانيست در خوزستان

                                                                                                                                        دكتر سيد حسين طبيب

------------

روز سی تیر ، شهر مشهد

دکتر هوشنگ طالع

در شهر مشهد نيز راهبري تظاهرات 30 تير‌، با حزب پان‌ايرانيست بود‌. حزب پان ايرانيست، همراه با كلوپ مصدق و شعبه‌ي حزب ايران در مشهد‌، اعلاميه 30 تير را صادر كردند و مردم را كه از روز 26 تير بپا خاسته بودند‌، به تظاهرات همه‌گير و گسترده در روز 30 تير‌، فراخواندند‌.

كلوپ مصدق را صادق بهداد وكيل دادگستري‌، بنيان گذارده بود‌. وي از ديرباز با مكتب پان‌ايرانيسم و حزب پان‌ايرانيست‌، آشنايي و هم‌كاري نزديك داشت‌. صادق بهداد امتياز نشريه‌ي خود به نام ساساني را در اختيار مكتب پان‌ايرانيسم قرار داد و مكتب چند سال، هفته‎نامه‎ي ساساني را به عنوان بازگوكننده‌ي ديدگاه‌هاي مكتب پان‌ايرانيسم‌، منتشر مي‌كرد‌. دفتر روزنامه ساساني در خيابان منوچهري ـ كوچه روزنامه‌نگاران (ارباب جمشيد) ـ كاشي 53 قرار داشت و مدت‌ها‌، دفتر حزب پان‌ايرانيست نيز در آن‌جا بود‌.

 

آیین ویژه چهلم شهدای 30 تیر 1331

دکتر هوشنگ طالع

براي برگزاري مراسم چهلم شهداي 30 تير‌، حزب زحمتكشان ملت ايران‌، حزب پان‌ايرانيست و حزب ايران‌، در يك اعلاميه‌ي مشترك‌، مردم را دعوت به حضور بر سر خاك شهيدان در ابن‌بابويه كردند‌ :

بدين وسيله از كليه اهالي ميهن‌پرست ايران دعوت مي‌شود كه روز جمعه هفتم شهريورماه براي شركت در مراسم چهلمين روز شهداي سي تير كه با حضور نمايندگان طرفدار ادامه‌ي نهضت ملي‌، ساعت 2 بعدازظهر در ابن‌بابويه انجام خواهد يافت‌، حضور به هم رسانند‌.

                                حزب زحمتكشان ملت ايران ـ حزب پان ايرانيست ـ حزب ايران

مديريت و انتظامات آيين ويژه‎ي چهلم شهداي 30 تيز 1331 از سوي حزب‎هاي زحمت‎كشان ملت ايران و حزب ايران، به حزب پان‎ايرانيست واگذار شده بود. از شب پيش‌، تعداد زيادي از افراد حزب همراه با يگان‌هايي از نيروي گارد به مسئوليت محمود امين صالحي بر سر خاك شهيدان مستقر شده بودند كه مبادا افراد حزب خائن توده براي سودجويي و بهره‌برداري از وضع موجود‌، خود را به ميان اجتماع مردم بياندازند و اي بسا در اثر توطئه، باعث زد و خورد و كشمكش‌هايي گردند . محمود امين‌صالحي در اين باره مي‌نويسد‌ :

روز پنج‎شنبه [6 شهريور 1331] بعدازظهر‌، از دبيرستان هدف به دفتر حزب در خيابان ژاله رفتم، آقاي اسماعيل فريور و مسئول تشكيلات‌... به من ماموريت دادند كه چند نفر از دوستان حزب را برداشته، به دفتر حزب زحمتكشان رفته و عده‎اي را از آن‌جا با خود، به ابن‎بابويه ببرم‌...

... شب را در آن‌جا مانديم و كار‎ها را مرتب كرده و بلند‎گوها را نصب نموديم. صبح‎همه‎ي افراد، از احزاب مختلف آمدند و كارها طبق قرار انجام شده بود.

ساعت 30/9 آقاي [داريوش] فروهر و جوادي مسئول گارد حزب ملت ايران با ايشان آمدند‌... خواستند وارد شوند، من اجازه ندادم.

آقاي فروهر كارتي نوشتند كه من به آقاي سرتيپ كمال دادم و ايشان، اجــازه‎ي ورودبه [داريوش] فروهر و جوادي دادند‌...

فرداي آن روز (هشتم شهريور ماه 1331) روزنامه‎‎ي نداي پان‎ايرانيسم در رابطه با چهلم شهداي 30 تير 1331، نوشت‌ :

اكنون چهل روز از سي‎ام تير مي‎گذرد. هنوز صداي رگبار گلوله‎ها كه در خيابان‎ها و كوچه‎هاي تهران بر سر مردم ميهن‎پرست مي‎باريد، به گوش مي‎رسد.

هنوز، خون جوانان دليري كه سينه‎ي خود را مقابل گلوله‎ها سپر ساختند و نگذاردند توطئه‎ و جنايت بيگانه‎پرستان به ثمر برسد، از نظر‎ها محو نشده است‌.

چهل روز پيش، مردم ايران و به ويژه مردم رشيد و ميهن‎پرست تهران، رشد سياسي بارز خود را نشان دادند‌...

در برابر درخشش سرنيزه‎‎ها، مشت‎ها گره شدند‌، غريو سينه‎هايي كه از آن، آتش مهر به ايران زبانه مي‎كشيد، و نهيب تانك‎ها وغريو زره‎پوش‎ها را، خاموش كرد.

تا آن روز، شايد كساني به عمق و ژرفاي نهضت ملي ايران واقف نشده بودند و شايد يتيم شدگان «‌استوكس» مي‎پنداشتند با تشبث به اين تحركات و توطئه‎هاي مذبوحانه، قادر خواهند بود‌، باز اين مملكت را تسليم استعمار سياه كنند. ولي آن روز، به همه‎ي اين خواب‎ها و خيال‎ها، پايان داده شد. آن روز، ده‎ها هزار جوان و كودك و مرد و زن، چون سدي شكست ناپذير، برابر سيل گلوله‎ ايستادند و نشان دادند كه ملت ايران، در راه آزادگي و استقلال ملي، سرسختانه پيش مي‎رود.

آن روز، تنها احزاب ملي و مبارزين و مجاهدين سرسخت نبودند كه براي منكوب ساختن اين توطئه‎ي مذبوحانه‎ي انگليس قيام كردند. آن روز، تهران با همه‎ي نيرو و قدرت خود، براي حفظ حيثيت و شرافت ايران، به‌پا خاست.

در اين رستاخيز بزرگ، كساني شهيد شدند كه در مبارزات عادي، كسي آن‎ها را نديده بود. ولي در آن لحظه‎هاي پرخطر، اين نمايندگان خون زنده و نژاد شرافتمند ايراني، از گوشه‎ي خانه‎هاي خود بيرون آمدند و دسيسه‎ي نابكارانه‎ي اجانب و دستياران آن‎ها را، در هم شكستند.

موج خون وطن‎پرستان در خيابان‎هاي جاري شد، پيكر شهيدان در زير زنجير تانك‎ها و چرخ كاميون‎ها، قطعه‎قطعه گرديد اما هرگز صداي ضجه و ناله، از اين سينه‎هاي مشبك شده و ياران و كسانشان برنخاست‌...

... قيام و رستاخيز ملت ايران، به اين خاطر بود كه از اين مرز و بوم، هر نوع نفوذ اجنبي را ريشه‌كن سازد. اين خون‎هاي پاكي كه بر ساحت مقدس ايران ريخته شد، اين جوانان برومندي كه ملت ما به پيشگاه تاريخ به نام شهداي 30 تير تقديم داشت، همه به اين خاطر بود كه ديگر اجازه، ندهند بيگانه‎ بر سرنوشت‎ ما حكومت كند‌...

 پيرامون رخ داد 30 تير 1331

يک روز يک خاطره

سيزده ساله بودم که توي حياط خانه‌مان در پل چوبي صداي تير شنيدم. بيرون آمدم ديدم مردم به سوي ميدان بهارستان دوانند. من نيز در خيل آنان، به آن سوي شتافتم. نزديکي‌هاي خيابان هدايت صدا رساتر و فاصله شليک‌هاکمتر شد. اندکي بعد مسلسل‌وار شليک مي‌شد و صداي تير، بند نمي‌آمد.

نبش خيابان بهارستان و فخرآباد دکه‌اي قرار داشت که سال‌ها پا برجا بود. تابلوي دکه، آبليموي دست افشار شيراز بود.

کنار اين دکه ايستاده بودم ديدم جواني به زمين خورد و ديگر برنخاست. کشان کشان به حياط مسجد فخرالدوله بردندش.

در اين هنگام، جمعيتي سر در عقب جيپي نهاده بودند که خلاف جهت حرکت مردم پيش مي‌رفت . گويا جيپ ارتشي فرار مي‌کرد و مردم قصد بازداشتنش را داشتند. توي جيپ را نگاه کردم افسري با لباس تميز به سوي مردم تير مي‌انداخت. شايد قاتل جوان کشته‌شده، همين افسر تميز پوش و نازک بدن بود.

حدود ده دقيقه گذشت جيپ بازگشت. ديدم در عقب جيپ يک نظامي اسلحه را پر مي‌کند و بدست افسر مي‌دهد.

روز 31 تير 1330 روزنامه‌ها با عکس و تفصيلات نوشتند: ضامن کشتار سي تير شاهپور علي‌رضا بود. به عکس توي روزنامه نگاه کردم. جيپ همان جيپ بود و افسر همان افسر بود.

قاسم پورکاشاني

 خاطرهاي از سيام تيرماه 1331

تعطيلات تابستاني مدارس عاملي براي بازي‌هاي بچه‌ها در کوچه‌هاي هر محله بود، ولي آن روز تابستاني سال 1331 بازي به گون‌هاي ديگر آغاز شد. آن روز سي‌ام تير بود، من نوجواني سيزده ساله بدون آگاهي از جريانات سياسي بودم ؛ اما التهاب و شور و هيجان را ميان مردم کوچه و بازار و بچه‌محل‌ها از روزها پيش شاهد بودم چراکه به هرحال کودکي خود را در فضايي گذرانده بودم که شاهد بحث‌هاي هيجان‌انگيز جوانان و بزرگترها در کوچه و خيابان و حتي در محيط خانواده و بستگان بودم.

در دهه 1320 هر چند به طور مستقيم شاهد درگيري‌هاي جنگ جهانگير نبوديم ولي آثار و اثرات آن را از همان ديدگاه‌هاي کودکانه شاهد و ناظر بودم. در محله‌اي که در آنجا زندگي مي‌کرديم کوچه‌اي بود به نسبت پهن به نام کوچه مسچد قندي، حدفاصل ميان خيابان شاهپور (وحدت اسلامي امروز) و خيابان خاني‌آباد (تختي امروز) از ساعت اوليه روز 30 تير با اخباري که بزرگترها شب گذشته و صبح از راديو شنيده بودند، هيجان‌زده و ملتهب و معترض بودند. همه به کوچه‌ها ريختند، مي‌خواستند شنيده‌ها و دانسته‌هاي خود را با همسايگان و دوستان و هم‌محله‌اي‌ها در ميان بگذارند. من تا آن زمان بارها در محله و خيابان شاهد بحث‌هاي خياباني، تظاهرات و شعارهاي گوناگون و حتي درگيري‌هاي جدي ميان گروه‌ها بودم؛ ولي آن روز همه يکدل و يکسو بودند. دسته‌دسته جوانان و مردان ميان‌سال و حتي کهنسال از کوچه‌ها به سوي خيابان شاهپور و چهارراه مختاري حرکت مي‌کردند. کم‌کم در حين حرکت شعارهاي يا مرگ يا مصدق و ديگر شعارهاي درحمايت و دوستداري مصدق سرمي‌دادند. من هم به همراه ساير بچه‌هاي محل که کمابيش همه‌شان بزرگ‌تر از من بودند در جريان سيل حرکت مردمي قرار گرفته و به خيابان شاهپور و از آن‌جا رو به شمال و ميدان حسن‌آباد حرکت کردم. در ميان راه، اغلب شاهد حرکت کاميون‌ها و جيبپ‌هاي نظامي بوديم که از وسط خيابان با سرعت در حال نمايش قدرت بودند و قصد داشتند مردم را متفرق و پراکنده کنند. گروه‌هاي مردم گاهي به کوچه‌ها و خيابان‌هاي فرعي فرار کرده و پس از چندي دوباره در خيابان اصلي به هم مي‌پيوستند.

من در طول مسير احساس مي‌کردم بچه‌هاي محل که بزرگ‌تر بودند از کوچک‌ترها حمايت  ومراقبت مي‌کنند. در ميدان حسن‌آباد گروه‌هاي بيشتري تجمع کرده و شعارهاي پرشوري سرمي‌دادند. از آن‌جا به سمت ميدان توپخانه حرکت کرديم. در ميان سيل حرکت مردمي شعاردهندگان شعار يا مرگ يا مصدق و مرگ بر قوام سرمي‌دادند. در گوشه و کنار ميدان توپخانه کاميون‌هاي نظامي در حالي که نظاميان در داخل آن به حالت ايستاده و مسلح بودند مستقر بودند و صداي تيراندازي گه‌گاه به صورت رگ‌بار شنيده مي‌شد. اين صداها براي من که براي اولين بار در عمرم مي‌شنيدم، بسيار هيجان‌انگيز بود. تا آن روز هرگز تانک نديده بودم. دو تانک با فاصله کم از هم از سمت شرق ميدان توپخانه و بانک بازرگاني (بانک تجارت امروز) به سوي خيابان سپه (امام خمینی امروز) حرکت کردند. صداي رعدآساي حرکت تانک‌ها بسيار وحشتناک بود. مردم ضمن سردادن شعار، از هر طرف در حرکت بودند؛ ولي هدف نهايي رسيدن به ميدان بهارستان مقابل مجلس شوراي ملي بود. مدتي طول کشيد تا به اول خيابان لاله‌زار و خيابان اکباتان رسيديم در خيابان اکباتان صداي تيراندازي با شدت بيشتر شنيده مي‌شد. گروه‌هايي که جلوتر از ما بودند، هر از گاه يکبار، با سرعت به عقب برمي‌گشتند و دوباره به سمت تقاطع خيابان اکباتان و خيابان سعدي حرکت مي‌کردند و به ويژه هنگام حرکت به سوي خيابان سعدي شعار يا مرگ يا مصدق را با صداي بلند و همزمان سرمي‌دادند.

در اين گير و دار يکي از همراهان ما که من او را امروز با نام «محمد» به خاطر مي‌آوردم تير خورد. اول در کنار پياده‌رو، روي سکوي مغازه‌اي نشست. ما دور او را احاطه کرديم. بازوي دست راستش تير خورده بود. آستين پيراهنش غرق در خون بود. با دست چپ بازوي راستش را گرفته بود. با حالت بهت و حيرت و التماس به ما نگاه مي‌کرد، ولي هيچ نمي‌گفت. خون از سر آستين پيراهنش روي زمين مي‌چکيد. صداي غرش حرکت تانک‌ها و صداي رگ‌بار تيراندازي يک‌لحظه قطع نمي‌شد. عده‌اي دور ما جمع شدند. همه مي‌گفتند: ببريد، ببريد، به بيمارستان سينا، ببريد. ابتدا بهرام که بزرگ‌تر و قوي‌تر از همه بود محمد را به کول گرفت و به سمت لاله‌زار و ميدان توپخانه به سرعت حرکت کرد. ما هم به دنبالش از آن‌جا تا بيمارستان سينا که در خيابان سپه نرسيده به ميدان حسن‌آباد است حرکت مي‌کرديم، بهرام و مهدي به نوبت محمد تيرخورده را به کول مي‌کشيدند.

محمد خيلي صبور و شکيبا بود، تنها موقع جابه‌جا شدن کمي ناله مي‌کرد. محمد که من نام کامل او را به خاطر نداشتم و با راهنمايي دوستي از کتاب: «قيام سيام تير به روايت تصوير» (گردآورنده محمد ترکمان از انتشارات کتاب‌فروشي دهخدا) که نام زخمي‌ها را که به بيمارستان سينا مراجعه کرده‌اند در آن ثبت شده نامش را يافتم. نامش «محمدعلي ترابيان» بود. نمي‌دانم چرا در محل همه او را «محمد تپل» صدا مي‌کردند. روزنامه‌فروش بود. با دوچرخه روزنامه را به در خانه‌ي مشترکان مي‌برد و توزيع مي‌کرد. اين کار را با سرعت و چابکي ويژه‌اي انجام مي‌داد. ما محمد را به بيمارستان تحويل داديم و بيرون آمديم. در واقع، نگذاشتند در بيمارستان بمانيم. تنها يک نفر آنجا باقي ماند و بقيه که حدود هفت، هشت نفر بوديم، به طرف خانه‌هايمان راه افتاديم. خسته و گرسنه و نگران از حال محمد و اين‌که چگونه بايد ماجرا را به خانواده محمد اطلاع دهيم.

به خاطر ندارم محمد چند روز در بيمارستان بود، ولي به خاطر دارم اولين بار که او را در محله ديدم، دست راستش از بالاي آرنج قطع بود و آستين راست پيراهنش به شان‌هاش سنجاق شده بود. محمد پس از آن، هم‌چنان با دوچرخه به کار پيشين خود ادامه داد. او هم‌چنان روزنامه‌فروش بود. البته پس از اين حادثه و قطع دست راستش اين کار را به سختي انجام مي‌داد ولي پس از مدتي تمرين با همان سرعت و چابکي پيش از حادثه کارش را انجام مي‌داد.

من محمد را تا سال‌هاي ميانه دهه 1340 در خيابان‌هاي شاهپور و چهارراه مختاري و کوچه پس‌کوچه‌هاي آن محله‌ها در حالي که به سرعت رکاب مي‌زد مي‌ديدم. هم‌چنان فرز و چابک بود. قدي نسبتا بلند داشت، باريک اندام بود. موهاي مشکي مجعدش هميشه شانه کرده، روغن‌زده و مرتب بود. او در سال 1331 حدود 20 سال داشت. يادش گرامي باد.

منوچهر پيشوا

 

 

یادداشت شماره 961 / چند سند

یادداشت شماره 961

چند سند

سخن‌گوی دولت اسلامی که این روزها برای افزایش بخت ماندن در دولت « بلبل‌زبان » شده است ؛ دیروز با دفاع تمام قد از « امتیاز توتال » گفت : هرکس سندی علیه این قرارداد [ امتیاز ] دارد ، به قوه‌ی قضاییه ارائه کند .

من چند سند به ایشان ، رییس ایشان و رییسِ رییس ایشان ارائه می‌کنم که اگر خواستند به قوه قضاییه هم که از آن ها آگاه است ، ارائه نمایند :

یکم ـ امتیاز توتال ، همانند امتیاز دارسی ( در دوران مظفرالدین‌شاه / 1280 خورشیدی ) و نیز امتیاز نفت به شرکت نفت انگلیس ( در دوران رضاشاه / 1312 خورشیدی ) می‌باشد .

دوم ـ این امتیاز ، مغایر است با قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور مصوب هفتم اردیبهشت 1330 از سوی مجلس شورای ملی و نهم اردیبهشت ماه 1331، از سوی مجلس سنا .

سوم ـ مغایر است با روح اصل هفتاد وهفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی . این اصل هیچ اشاره‌ای به « امتیازنامه » ندارد .

چهارم ـ مغایر است با اصل هشتاد ویکم قانون اساسی جمهوری اسلامی که با روشنی تمام می‌گوید : دادن امتیازِ تشکیل شرکت‌ها و موسسات در امور تجارتی و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات به خارجیان مطلقا ممنوع است .

پنجم : مغایر است با اصل یکصد و بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی . این اصل نیز هیچ اشاره‌ای به « امتیاز‌نامه» ندارد .

پنجم : مغایرت آشکار ( بیّن ) دارد با اصل یکصدوپنجاه و سوم قانون اساسی جمهوری‌اسلامی .

آقای نوبخت و رییسان آقای نوبخت ، شما همگان ، این موارد را نیک می‌دانید ؛ هم قوه مجریه می‌داند ، هم قوه‌ی مقننه و هم قوه‌ی قضائیه ؟!

پاینده ایران

چهارشنبه 28 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 960  / آمریکا : روح و جسم ( متن ) معاهده برجام را نقض کرد ، شما چه‌کار کردید ؟!

یادداشت شماره 960

آمریکا : روح و جسم ( متن ) معاهده برجام را نقض کرد ، شما چه‌کار کردید ؟!
آقای محمد‌جواد ظریف ، پهلوان هسته‌ای جمهوری اسلامی ، از عناصر اصلی افکندن « طوق لعنت » بر جام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) به گردن ملت و مردم ایران ، در گفت‌وگو با شبکه‌تلویزیون آمریکایی سی ان ان ، در حالی که تلاش کرده بود اندکی قیافه‌ی خود را جدی نشان‌دهد ، گفت :
« کاخ سفید چند روز پیش اعلام کرد که رییس جمهور ترامپ از حضور  خود در هامبورگ در جریان اجلاس گروه بیست برای منصرف کردن رهبران کشورهای دیگر برای تعامل تجاری و اقتصادی با ایران استفاده کرد، این کار او نقض نه فقط روح برجام بلکه متن برجام است » .
پرسش از پهلوان ، رییس پهلوان و رییسِ رییس پهلوان این است که شما چکار کردید ؟! جز سخنان رییس جمهور اسلامی در دانشگاه تهران که اگر نقض کنند « اله ـ بله می‌کنیم » ؟! یا طرحی که در مجلس شورای اسلامی که در جنین « سِقط » شد ؟!  
بسیاری از دیده‌بانان براین باورند که از آغاز ، اجرای « برجام » یک طرفه بود و این هیاهو و سرو‌صدا ، تنها و تنها برای     « مصرف داخلی » است ؟!
پاینده ایران
سه شنبه27 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 959 / دفاع تمام قد « صدای آمریکا » از حسین فریدون ؟!

یادداشت شماره 959

دفاع تمام قد « صدای آمریکا » از حسین فریدون ؟!
به خاطر هم‌گامی یا رهبری شبکه‌ی معروف به « جمشید بسم‌الله » در راستای تنزل 70 در صدی ارزش پول ملی در برابر دلار آمریکا ؟!
در برابر ، هم‌یاری‌های وی به عنوان دستیار ویژه رییس جمهور در گفت‌وگو‌های برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) برای عبور از خط قرمزها به سود آمریکا ؟!
و یا با ید .2 و چند سال در انتظار انتشار اسناد محرمانه دولت ایالات متحده برای آشنایی بیش‌تر با این بازی‌گر « عصر اسلامی » ‌منتظر بمانیم ؟!
پاینده ایران
دوشنبه 26 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 958  / برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) دو ساله شد

یادداشت شماره 958

برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) دو ساله شد
آقایان جمهوری اسلامی : بدون تعارف باید بگویم که با پذیرش برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) افزون بر صنایع پرتوان هسته‌ای و پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای ، شرافت و حیثیت ملت کهنسال و مردم شریف ایران را بر باد دادید ؛ اما در برابر حتا چوبِ « آب‌نبات چوبی » را هم نتوانستید بگیرید ؟!
پاینده ایران
یک‌شنبه 25 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

یادداشت شماره 957 / اقتصاد مقاومتی : « تولید و اشتغال » ؟! خود فریبی یا مردم فریبی ؟!

یادداشت شماره 957

اقتصاد مقاومتی : « تولید و اشتغال » ؟! خود فریبی یا مردم فریبی ؟!
آشپز می‌گوید آشی که سال ها می‌پزم ، شور است ؟!
برای تولید باید سرمایه گذاری کرد . این در حالی است که در اثر « ولنگاری » و « شلختگی » دولت اسلامی و عدم نظارت مجلس اسلامی  ، همه‌ی درآمدِ نفت و گاز  ،  مالیات و دیگر درآمدهای کشور ، صرف موجود « چاق » ،         « پرخور » ، « کم‌کار » و « بی‌خاصیت » و « پرمدعایی » به نام دولت جمهوری اسلامی می‌شود ؟! و در نتیجه منابعی برای سرمایه گذاری که لازمه تولید و اشتغال است ، باقی نمی‌ماند ؟!
 این در حالی است که هزینه‌ی نجومی‌بگیران ( ببخشید ، « ذخایر نظام » ) ، ریخت‌وپاش و اشرافی‌گرایی و تجمل‌پرستی دولت جمهوری اسلامی و سازمان‌ها و شرکت‌های و نهادهای وابسته به دولت ، کشور را به سوی فروپاشی اقتصادی و در نتیجه ، تن در دادن به حراج همه‌ی منابع ملی و ته‌مانده‌ی حاکمیت ملی به پیش می‌راند .
کار شوری « آش » به جایی رسیده است که صدای آشپز یعنی رییس مجلس شورای اسلامی که خود سال‌هاست دست‌اندرکار پخت همین « آش » است ، در آمده‌است . رییس مجلس شورای اسلامی ( البته در راستای سیاست       « کی بود ، کی بود ، من نبودم » می‌گوید :
« یکی دیگر از مشکلات عدم تعادل در نظام بودجه کشور [ آن ] است که۹۰ درصد بودجه [ کل ] کشور مربوط به امور جاری و ۱۰ درصد به امور عمرانی اختصاص دارد » .
آشپز فراموش‌کار ، افزود : « این‌که تحول عظیمی در امور عمرانی به وجود نمی‌آید به این دلیل است که تزریق این بخش کم ، است . همین ۱۰ درصد بودجه عمرانی هم با یک تبصره یعنی اوراق مشارکت تحقق می‌یابد و این گیرِ مهمی در کشور است . در سال گذشته ، اوراق مشارکت دادیم و نتوانستیم پول آن را بدهیم » ؟!
آیا آشپز ( رییس مجلس اسلامی ) و شاگردآشپزها ( نمایندگان مجلس اسلامی) در این سال‌ها ، نمی دانستند که برای حفظ این کرسی‌های لرزان ، چه بر سر ملت و مردم و کشور ایران می‌آورند ؟!
یا آنانی که سال‌ها را به نام « اقتصاد مقاومتی » و امسال را به نام : اقتصاد مقاومتی « تولید و اشتغال » نام‌گذاری می‌کنند ، از این واقعیت‌ها که « عالما عامدا » کشور را به سوی فروپاشی و اسارت پیش می‌برند ، نا آگاهند ؟!
یا خود را می فریبند یا در پی فریب مردم اند ؟!
تنها راه رهایی ، برپایی دولت ملی است .
پاینده ایران
شنبه 24 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 956 / بی مجلس و با مجلس : برنده مظفرالدین شاه و دارسی

یادداشت شماره 956

بی مجلس و با مجلس : برنده مظفرالدین شاه و دارسی
در یک عمل غم‌انگیز و خفت‌بار و به فرموده :
طرح سه فوریتی الزام دولت به رعایت مصالح و منافع ملی در قراردادهای نفتی و گازی در قالب الگوی جدید قراردادهای نفتی (IPC) به دلیل پس گرفتن امضای متقاضیان این طرح از دستور کار مجلس خارج شد.
به گزارش ایسنا، طرح سه فوریتی الزام دولت به رعایت مصالح و منافع ملی در قراردادهای نفتی و گازی در قالب الگوی جدید قراردادهای نفتی (IPC) در دستور کار جلسه علنی صبح چهارشنبه 21 تیر 1396 مجلس شورای اسلامی قرار گرفت و حاجی دلیگانی به عنوان طراح مازنی و کواکیبان به عنوان مخالف و کریمی قدوسی و نوروزی به عنوان موافق به ایراد سخن پرداختند.
علی مطهری ریییس مجلس پس از شنیدن نظرات مخالفان و موافقان گفت: برای طرح سه فوریتی احتیاج به رای دو سوم نمایندگان حاضر در مجلس است یعنی باید ۱۹۴ نفر به این طرح رای دهند تا به تصویب برسد.
در این هنگام و قبل از درگیری مطهری گفت: ظاهرا برخی از امضا کنندگان امضای خود را پس گرفته که دیگر نیازی به رای گیری نیست.
طرح سه فوریتی الزام دولت به رعایت مصالح و منافع ملی در قراردادهای نفتی و گازی در قالب الگوی جدید قراردادهای نفتی (IPC ) یک ماده واحده و سه تبصره دارد که حاجی دلیگانی، ترکی، ملکشاهی راد، کوهکن، حسین علی شهریاری، قوامی، اسماعیل سعیدی، پژمان‌فر، خادمی، کریمی قدوسی، نوری، کوچکی نژاد، موسوی لارگانی، ساداتی‌نژاد، آزادی خواه، سالک، ابطحی، قاضی پور، فلاحتی، نوروزی، طباطبایی‌نژاد و حسینی کیا آن را امضا کرده بودند.
نشست دیروز مجلس شورای اسلامی نشان داد که پیروزی با « مظفرالدین شاه » و « دارسی » است ٰ؛ چه بی مجلس ، چه با مجلس  ؟!
پاینده ایران
پنج‌شنبه 22 تیرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 955 /  شیرنما در داخل و روبه دربیرون ؟!

یادداشت شماره 955

شیرنما در داخل و روبه دربیرون ؟!
به دنبال تصویب « مادر تحریم‌ها » در سنای آمریکا ، برای فریب افکارعمومی از سوی مجلس شورای اسلامی طرحی برای مقابله با اقدام‌های آمریکا تهیه شد و حتا در صحن علنی مجلس اسلامی نیز مطرخ گردید ؛ اما با دست‌آویز مطالعه‌ی بیش‌تر به کمیسیون برگردانده شد تا « آب‌ها از آسیاب ها بیفتد » و مردم فراموش کنند ؟!
در باره‌ی تمدید تحریم‌های ایران از سوی اتحادیه‌ی اروپا حتا دولت و مجلس اسلامی به روی خود نیاوردند و آن را     « زیرسبیلی رد کردند » ؟!
پاینده ایران
چهارشنبه 21 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

یادداشت شماره 954 مردم باور نمی کنند ؟!

یادداشت شماره 954

مردم باور نمی کنند ؟!
در خبرها آمده بود که در سال 1395 شمار 78 قاضی از کار برکنار شدند ، با 178 وکیل دادگستری ، 64 کارشناس رسمی دادگستری و نیز 103 « کارچاق‌کن » ، برخورد شده است .
اما مردم هنگامی باور خواهند کرد که : نام و مشخصات کامل این قاضی‌ها هم‌راه با تخلفات و نیز وکیلان دادگستری هم‌راه با تخلفات انجام شده و نیز نام و مشخصات کامل کارشناسان رسمی دادگستری و نیز « کارچاق‌کن » ها به آگاهی مردم رسانیده شود ؛ وگرنه ، ماجرای کشف و نابود کردن میلیاردها قاچاق است که مردم باور نمی‌کنند ؛ مگر این که نام و مشخصات کامل قاچاق‌چیان اعلام شود و آیین نابودسازی اموال قاچاق با حضور مردم و در صورت لزوم کارشناسان مردمی ، انجام گیرد ؟! درست مانند انهدام پیاپی گروه‌های تروریستی که هیچ آگاهی به مردم داده نمی‌شود ؛ مگر چند عدد و رقم ؟!
مردم می‌پرسند : این 78 قاضی در دوران قرار داشتن برکرسی قضاوت ، چه حق‌ها را ناحق و چه ناحق‌ها را حق کرده‌اند ، تکلیف این پرونده‌ها چه شد و چه خواهد شد ؟!
مردم می‌پرسند این 64 کارشناسان رسمی دادگستری با گزارش‌های رسمی خود ، مسیر پرونده‌ها را به سود کسانی که از آنان رشوه دریافت کرده‌اند ، تغییر داده‌اند ، تکلیف این پرونده‌ها ، چه خواهد شد ؟!
مردم می‌پرسند این 178 وکیل دادگستری که یا به قاضی رشوه داده‌اند و یا با طرف موکل خود به زیان موکل خود ساخته‌اند و یا با دادن رشوه ، مسیر پرونده را تغییر داده‌اند ، تکلیف این پرونده ها و زیان دیدگان و ... چه خواهد شد ؟!
آقایان بدانند که با دادن چند رقم ، نمی‌توانند اعتماد متزلزل مردم به دستگاه قضا را باز سازی کنند . نام و مشخصات کامل قاضی رشوه‌گیر ، وکیل دادگستری و کارشناس رسمی خیانت‌کار و کارچاق‌کن‌ها و رابطان و پشتیبانان آنان را اعلام کنید ؛ وگرنه ، مردم باور نمی‌کنند ؟!
پاینده ایران
سه‌شنبه 20 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 952  / بیلان کار 49 ساله‌ی دولت جمهوری اسلامی :

یادداشت شماره 952

بیلان کار 49 ساله‌ی دولت جمهوری اسلامی :
رانت [ چپاول ] و فساد و مدیران نالایق
این بیلان برگرفته از سخنان دیروزِ آقای اسحاق جهانگیری معاون اول رییس‌جمهوری اسلامی در آیینِ بزرگداشتِ       روز ملی صنعت و معدن ، است .
آقای اسحاق جهانگیرس در بخش نخست سخنان خود گفتند : « فساد و رانت دغدغه جدی و مانع مهم ،  پیشِ روی توسعه‌ی کشور است که باید ریشه‌کن شود » .
آقای جهانگیری با انتقاد از انتصاب مدیران ناکارآمد در بنگاه‌های اقتصادی بزرگ ، افزودند : « متاسفانه گاهی به واسطه روابط دوستانه، افرادی بعنوان عضو هیات مدیره بنگاه‌ها انتخاب می‌شوند که یک روز سابقه‌ی بنگاهداری ندارند و نتیجه‌ی این گونه رفتارها ، ناکارآمدی بنگاه‌های بزرگ را به دنبال خواهد داشت ».
از یاد نبریم که ما مردم کوچه و بازار « فساد و رانت [ چپاول ] را ایجاد کرده‌ایم که امروزه « دغدغه‌ی جدی و مانع مهم ، پیشِ روی توسعه کشور است » ؟! و نیز باید به یاد داشته باشیم که مدیران ناکارآمد را « اجنه‌ها » منصوب می‌کنند ؟!
شاید بد نباشد به یاد آوریم که آقای اسحاق جهانگیری روز 13 شهریورماه 1395 در شصت و یکمین همایش سراسری سازمان حراست‌ کل کشور نیز خستو شده ( اقرارکرده ) بودند که :
 « متاسفانه نقش فساد درکشور ما پر رنگ شده و فساد سیستمی [‌سازمان‌یافته ] به عنوان موضوعی جدی در کشور مطرح می شود » .
و در ادامه گفته بودند : « در مقطع فعلی رسالت همه‌ی ما، پاک کردن دامن جمهوری اسلامی از فساد است . متاسفانه فساد ، مانند موریانه به جان کشور افتاده است و اعتقاد مردم را اشاره [ نشانه] گرفته است » ..
و نیز شاید بد نباشد به خاطر آوریم که آقای نوبخت سخن‌گوی دولت اسلامی ، بخشی از این « موریانه‌ « و نیز این مدیران را که در زمره « نجومی‌بگیران » هستند ، به عنوان « ‌ذخایر نظام » نام‌گزاری کردند ؟! و تا کنون نیز رییسِ آقای نوبخت و رییسِ رییس آقای نوبخت ، این مساله را تکذیب ننموده‌اند ؟!
پاینده ایران
یک‌شنبه 18 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 951 //آیا راستی قانون اساسی در راس قوانین است ؟!

یادداشت شماره 951

آیا راستی قانون اساسی در راس قوانین است ؟!
آیا راستی « مجلس در راس امور است » ؟!
 به‌موجب‌ اصل ۷۷ قانون‌ اساسي‌ جمهوری اسلامی ایران : « عهدنامه‌ها ، مقاوله‌ نامه‌ها ، قراردادها و موافقت‌‌نامه‌هاي‌ بين‌المللي‌ بايد به‌تصويب‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ برسد » .
اما قرارداد با « توتال » ، به تصویب مجلس شورای اسلامی رسانیده نشد و مجلس شورای اسلامی هم ، با وجودی که به اصطلاح « در راس امور است » ، هیچ اعتراضی به عمل نیاورد ؟!
این بدان معناست که نه قانون اساسی در راس قوانین است و نه مجلس شوراس اسلامی در راس امور ؟!
پاینده ایران
شنبه 17 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 950  / حفظ حرمت و کرامت :

یادداشت شماره 950

حفظ حرمت و کرامت :
همانند حفظ حرمت و کرامت دو نوجوان ، قتل در مکه و قتل عام در منا ؟!
با وجود دشمنی‌های آشکار انسان‌نمایان سعودی ، دولت جمهوری اسلامی با نادیده گرفتن همه‌ی دشمنی‌ها ، در پی گسیل 86 هزارتن به حج تمتع است که می‌تواند جنایت فرودگاه جده یا قتل در مکه و قتل‌عام در منا را در پی داشته باشد .
حکومت عربستان ، آشکار اعلام کرد که : « جنگ را به درون ایران خواهیم کشاند » و به دنبال این اعلام ، بیش از 10 تن از مرزبانان ایران در خاور کشور به قتل رسیدند و یک تن هم به گروگان گرفته شد ، در باختر کشور ، یک سرگرد را هم‌راه چند تن از درجه‌داران به قتل رساندند ، تروریست‌ها در تهران ، به مجلس شورای اسلامی نفوذ کردند ؛ انسان‌نمایان سعودی ، ماهیگیران ایرانی را در آب‌های سرزمینی ایران ، کشتند و به اسارت گرفتند ؛ گروهی از هم‌میهنان را با اتهام‌های واهی به زندان افکنده‌اند ؛ و نیز به دنبال قطع روابط سیاسی با قطر ، نخستین شرط برقراری دوباره‌ی روابط را « قطع رابطه با ایران » قرارداده اند ، با این وجود ، به گزارش شبکه خبر ، وزیر ارشاد در هامش نشست هیات وزیران به خبرنگاران گفت :
« سیاست رسمی نظام در خصوص حج، برگزاری حج با عزت و کرامت است که امنیت، عزت و کرامت حجاج در حج تأمین شود » .
او گفت: « ما برای این کار همه مسیرهای ممکن را طی کرده‌ایم و شروط لازمی که جمهوری اسلامی ایران برای تأمین امنیت حجاج داشت به طور رسمی طرف عربستانی پذیرفت و آن را مکتوب کرد » [؟!] .
صالحی امیری افزود: « اکنون در سطح نظام بحث امنیت و کرامت حجاج در دستور کار است و ما براساس برنامه‌ای که تعریف کرده‌ایم ثبت نام را انجام داده‌ایم، مراحل آموزش آغاز و همه اقدامات لازم برای اجاره اماکن، هواپیمایی و تمهیدات پشتیبانی انجام شده است » .
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: « اعزام نخستین گروه حجاج از ۹ مرداد آغاز خواهد شد و گروه‌های پشتیبانی، پزشکی و هواپیمایی در مکه و مدینه برای هماهنگی لازم حضور دارند » .
صالحی امیری گفت: « آن‌چه ما به عنوان سیاست رسمی دنبال می‌کنیم ، اعزام حجاج به عربستان با در نظر گرفتن همه شرایط لازم است ؛ اما به طور طبیعی ما وضع را رصد می‌کنیم و هر وقت اتفاقی محتمل باشد آن را در سطوح عالی نظام مطرح می‌کنیم و تصمیم نهایی را مسئولان عالی رتبه نظام خواهند گرفت » .
البته همان گونه که در باره‌ی جنایت فرودگاه « جده » یا قتل در « مکه » یا قتل‌عام در « منا » ، آقایان « وضع را رصد کردند » و « تصمیم نهایی را مسئولان عالی‌رتبه نظام گرفتند » ؟!
 از یاد نبریم که انسان‌نمایان سعودی برابر این همه جنایات، تاکنون حتا پوزش‌خواهی « خشک و خالی » هم به عمل نیاورده اند ؛ اما ماموران حج و زیارت در تهران ، همین چند روز پیش ، بازماندگان شهدا را به فحش بستند و خبرنگار صدا و سیما را که در حال تهیه خبر از این اجتماع اعتراضی بود ، به زیر مشت و لگد گرفتند و دوربین عکاس صدا و سیما را شکستند تا به حاکمان عربستان سعودی بفهمانند که تا چه حد در پی « امنیت و کرامت » بازماندگان حاجیان شهید می‌باشند ؟!
پاینده ایران
پنج‌شنبه 15 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع
@hotale

یادداشت شماره 949  / بازی با مجاهدین ، فرانسه را صاحب « گاز » کرد ؟!

یادداشت شماره 949

بازی با مجاهدین ، فرانسه را صاحب « گاز » کرد ؟!
با وجودی که فرانسویان در درازای گفت وگوهای برجام ( مادرِ ترکمان‌چای‌ها )  بیش‌ترین « گربه رقصانی » ها را به عمل آوردند و بیش‌ترین توهین و تحقیر را به رییس و هیات مذاکره کننده‌ی جمهوری اسلامی روا داشتند ؛ اما بیش‌ترین امتیاز را از دولت جمهوری اسلامی گرفتند : نخست کمابیش صنعت خودروسازی کشور در اختیار دو خودروساز فرانسوی یعنی پژو و رنو قرار داشته شد و سپس دو باره شرکت توتال را که در جریان تحریم‌ها ، تعهدات خود را انجام نداده بوده بود و کشور را ترک کرده بود ، با سلام و صلوات ، وارد کردند و مانند « برجام » ، دادن امتیاز 20 ساله‌ی استخراج گاز به این شرکت را یک پیروزی بزرگ بر       « آمریکا » خواندند .
حکومت فرانسه با دادن دو پروانه‌ی برگزاری همایش به سازمان خیانت‌کار و جنایت‌کار مجاهدین خلق ، سخت دولت جمهوری اسلامی را ترساند ( و یا ، قرار بود که ستون پنجم از برگزاری این همایش‌ها سخت بترسد و ترس را به هیات حاکمه منتقل کند ؟! ) . در نتیجه وزیر امورخارجه اسلامی هم‌زمان با برگزاری دومین همایش این سازمان خیانت‌کار و جنایت‌کار ، به فرانسه سفر کرد و این چنین نتیجه‌گیری می‌شود که در آن‌جا « قرار ومدار » دادن امتیاز گاز به توتال به مدت 20 سال ( و شاید قابل تمدید ؟! ) گذارده شد و در نتیجه نخستین قرارداد از رشته قراردادهای « نو دارسی » با عنوان IPC به دست جمهوری اسلامی به ملت و مردم ایران تحمیل شد . البته در این میان ، سهام شرکت توتال گران شد که شاید برخی دوستان نیز در این میان ، « سود » بردند ؟!
از یاد نبریم که شرکت توتال ، پیمانکار حکومت قطر در میدان مشترک گازی پارس جنوبی نیز هست ؟! و این شرکت با آغاز تحریم‌ها ، از اجرای همه‌ی تعهدات خود در ایران خودداری کرد و کشور را ترک نمود و گفته شده است که آگاهی‌های مربوط به قرارداد با ایران را در اختیار مقام‌های قطری قرار داد ؟! و در این قراردادکه با شتاب و دستپاچگی بسته شد ، روشن نیست که کنسرسیوم مرکب از توتال ( ا/50 درصد ) ، سی ان پی سی از چین ( 30 درصد ) و پتروپارس از ایران ( 9/19درصد ) ، سند محرمانه نگاه‌داشتن آگاهی‌های دریافتی درباره‌ی مخزن‌های گاز و نفت که در اختیار آنان قرار می‌گیرد ، دستینه (‌امضا ) کرده‌اند و یا این که این شرکت‌ها این آگاهی‌های ارزشمند را به حکومت قطر یا دیگر شرکت‌های گازی و نفتی خواهند فروخت ؟!
اما در این میان ، سخن‌گوی دولت جمهوری اسلامی که از دادن امتیاز 20 ساله به توتال در پوست نمی‌گنجید ، این امتیاز « نو دارسی » را پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی و شکست بزرگ برای آمریکا نامید ؛ زیرا حکومت آمریکا نتوانسته بود مانع این « امتیاز دهی 20 ساله » به توتال فرانسه گردد ؟!
شاید ثبت تاریخ نشده است ؛ اما سخن‌گوی دربارِ مظفرالدین شاه نیز دادن امتیاز نفت به « دارسی » را یک پیروزی بزرگ برای دربار و شکست بزرگ برای روسیه تزاری نامیده بود که نتوانسته بود مانع از دادن امتیاز 60 ساله به دارسی گردد ؟!
پاینده ایران
چهارشنبه 14 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع
@hotale

یادداشت شماره 948   / یک جو غیرت

یادداشت شماره 948

یک جو غیرت
روز 12 تیرماه 1367 ، برپایه‌ی یک اقدام از پیش طراحی شده ، حکومت جنایت‌کار آمریکا ، فرمان شلیک دو موشک از ناو جنگی « وینسنت » مستقر در خلیج فارس را به سوی هواپیمای مسافربری شرکت هواپیمایی ملی ایران ( هما ) که بر فراز خلیج فارس در پرواز بود ، صادر کرد . در نتیجه‌ی این جنایتِ آشکار ، همه‌‌‌‌‌ی290 سرنشین هواپیما « قتل عام » ‌شدند .
 امپریالیسم آمریکا برای این که نشان‌دهد این اقدام از پیش طراحی شده بود و ناو جنگی وینسنت ، مامور اجرایِ حکمِ این « قتل‌عام » بود ، « نشانِ شجاعت » ؟! به فرمانده ناو اعطا کرد .
در برابر جمهوری اسلامی در درازای 29 سال که از « قتل‌عامِ » 290 تن از هم‌میهنان می‌گذرد ، هیچ گامِ عملی در راستای ، محکوم کردنِ این جنایت آشکار ، به عمل نیاورده است و تنها به کارهای نمایشی ، آن‌هم با « مصرف داخلی» بسنده گردیده است ؟!
چند سال پس از آن ، بدون این‌که آمریکای جنایت‌کار از این اقدام جنایت‌‌کارانه‌ی خود حتا به گونه‌ی زبانی ( شفاهی ) پوزش خواهی کرده باشد ، با پرداخت چند میلیارد دلار به شیخ عمان بابت پااندازی ، باب گفت‌وگوهای محرمانه و سپس آشکار را با « جنایت‌پیشگان » آمریکایی گشودند و از همان آغاز حتا به مذاکره‌کنندگان دستور داده شد که گفت‌وگوها از راهبردِ « نرمش قهرمانانه »‌ بهره گیرند . این چنین بود در حالی که هنوز فریاد « مرگ بر مریکا » در این‌جا و آن جا طنین‌انداز بود ، با خفت و خواری ، برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) با « جشن و پای‌کوبی » پذیرفته شد و در 20 دقیقه‌ی آن هم با ایجاد جو تهدید و پیش‌کشیدن « حکم » ، طوق لعنتِ « مادرِ ترکمان‌چای‌ها » را به گردن ملت و مردم ایران انداختند ؟!
ای کاش ، یک « جو »‌ غیرت وجود داشت ؟!
پاینده ایران
سه‌شنبه 13 خرداد 1396 ـ هوشنگ طالع
@hotale

یادداشت شماره 947

در مکه و منا ، قتل‌عام و در تهران ، مشت ولگد و ناسزا
با گذشت نزدیک به دوسال از قتل‌عام هم‌میهنان در منا و کشتار در مکه از سوی حکومت انسان نمایان سعودی ، هیچ اقدامی از سوی دولت جمهوری اسلامی در این زمینه به عمل نیامده است ؛ بلکه با نرمش قهرمانانه در برابر جلادان سعودی ، برای گسیل قربانیان بیش‌تر ، گردن خم کرده‌اند .
بر پایه‌ی خبرها و انتشار فیلم ماجرا در خبر 30 : 20 شبکه 2 ( یک‌شنبه 11 تیر 1396 ) : امروز  ( 11 تیر 1396 ) گروهی از خانواده های قربانیان حادثه منا در برابر سازمان حج و زيارت تجمع کردند که این تجمع به رفتار خشونت آمیزماموران انتظامات این سازمان با خبرنگاران منتهی شد. ماموران انتظامات سازمان حج و زیارت ، به مانند ماموران حج و زیارت سعودی در منا و مکه ، خبرنگار صدا و سیما را زیر مشت و لگد گرفتند و دوربینِ فیلم بردار این سازمان را نیز شکستند . فیلم این حمله‌ی وحشیانه روی شبکه‌های اجتماعی در دست‌رس است .
راستی را ستون پنجم انسان‌نمایان سعودی تا این حد گسترده و نیرومند است ؟! مراجع چرا سکوت کرده‌اند ؟!
پاینده ایران
دوشنبه 12 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع
@hotale

یادداشت شماره 946                 صنایع هسته‌ای ؛ حاکمیت کامل ملی

یادداشت شماره 946

               صنایع هسته‌ای ؛ حاکمیت کامل ملی ؛ پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را فروختید ،

در برابر هیچ

وعده می‌دادند که با پذیرش برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) ، درهای رحمت بیگانگان بر روی کشور گشوده می‌شود و با برطرف شدن تحریم‌ها ، نه تنها مساله‌ی « آب‌ِ خوردن » حل می‌شود ؛ بلکه مساله‌ی بی‌کاری ، فقر ، حاشیه‌نشینی ، کارتن‌خوابی و... با سرازیر شدن سرمایه‌های خارجی ، همه و همه بر طرف می‌شوند ؟!

در حالی‌که ، برخلاف همه‌ی وعده‌های دروغ و دست‌یازیدن به « تُنبل و جادو » ، بر پایه‌ی گزارش تازه‌ی صندوق بین‌المللی پول : « میزان سرمایه گذاری خارجی در ایران طی سال های 94 و 95 نزولی بوده و به ترتیب به 1.4 میلیارد دلار و 800 میلیون دلار رسیده است »( بن نوشت / منبع : پایگاه اطلاع رسانی دولت )

با افکندن طوق لعنت برجام ( مادرِ ترکمان‌چای‌ها ) بر گردن‌ِ ملت و مردم ایران ، نه تنها مساله‌ی « آب‌خوردن » ، فقر ، بیکاری ، حاشیه‌نشینی ، کارتن‌خوابی حل نشد ؛ بلکه « گورخوابی  » هم به عنوان ارائه‌ی الگوی موفق جهانی از سوی جمهوری اسلامی ، به فقر و بیکاری و حاشیه‌نشینی و کارتن‌خوابی و ... ، افزوده شد ؟!

راه نجات ملت و مردم ایران ، برپایی « دولت‌ملی » است وگرنه « این قافله تا حشر ، لنگ است » !

پاینده ایران

یک‌شنبه ـ 11 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 946               /  صنایع هسته‌ای ؛ حاکمیت کامل ملی ؛ پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را ف

یادداشت شماره 946

              

صنایع هسته‌ای ؛ حاکمیت کامل ملی ؛ پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را فروختید ،

در برابر هیچ

وعده می‌دادند که با پذیرش برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) ، درهای رحمت بیگانگان بر روی کشور گشوده می‌شود و با برطرف شدن تحریم‌ها ، نه تنها مساله‌ی « آب‌ِ خوردن » حل می‌شود ؛ بلکه مساله‌ی بی‌کاری ، فقر ، حاشیه‌نشینی ، کارتن‌خوابی و... با سرازیر شدن سرمایه‌های خارجی ، همه و همه بر طرف می‌شوند ؟!

در حالی‌که ، برخلاف همه‌ی وعده‌های دروغ و دست‌یازیدن به « تُنبل و جادو » ، بر پایه‌ی گزارش تازه‌ی صندوق بین‌المللی پول : « میزان سرمایه گذاری خارجی در ایران طی سال های 94 و 95 نزولی بوده و به ترتیب به 1.4 میلیارد دلار و 800 میلیون دلار رسیده است »( بن نوشت / منبع : پایگاه اطلاع رسانی دولت )

با افکندن طوق لعنت برجام ( مادرِ ترکمان‌چای‌ها ) بر گردن‌ِ ملت و مردم ایران ، نه تنها مساله‌ی « آب‌خوردن » ، فقر ، بیکاری ، حاشیه‌نشینی ، کارتن‌خوابی حل نشد ؛ بلکه « گورخوابی  » هم به عنوان ارائه‌ی الگوی موفق جهانی از سوی جمهوری اسلامی ، به فقر و بیکاری و حاشیه‌نشینی و کارتن‌خوابی و ... ، افزوده شد ؟!

راه نجات ملت و مردم ایران ، برپایی « دولت‌ملی » است وگرنه « این قافله تا حشر ، لنگ است » !

پاینده ایران

یک‌شنبه ـ 11 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 945 / کدام را باور کنیم ؟ دروغ ظریف را یا تحریم‌های اتحادیه اروپا را ؟!

یادداشت شماره 945

کدام را باور کنیم ؟ دروغ ظریف را یا تحریم‌های اتحادیه اروپا را ؟!
در حالی که وزیر امورخارجه‌ی جمهوری دولت اسلامی ، به اصطلاح برای خنثی کردن تحریم‌های سخت ایالات متحده ، به پای‌تخت‌های اروپایی سفرکرده است ( البته با اقامت در اشرافی‌ترین هتل‌ها ) ، اتحادیه‌ی اروپا تحریم‌های موشکی و هسته‌ای را علیه ایران تمدید کرد .
تمدید این تحریم‌ها که نشان هم‌آوایی و هم‌گامی و امربری کامل اتحادیه‌ی اروپا از آمریکاست ، در حالی انجام گردید که گزارش‌های ناراست محمدجواد ظریف از مذاکرات موفقیت آمیز با سران اروپایی حکایت داشت و دارد ؟!
به گزارش پایگاه آگاهی‌رسانی تحریم های اروپا (europeansanctions.com)  این اتحادیه روز گذشته فهرست اسامی 23 شخص حقیقی و 14 شخص حقوقی ایرانی تحریم شده به خاطر « تحریم های موشکی» و « تحریم‌های منع گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای» ، ایران را برپایه‌ی اصلاحیه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، به روز کرد ، تا : « تغییرات انجام شده در مورد شناسایی اطلاعات توسط سازمان ملل را نشان دهد» .
در این فهرست ، در میان افراد تحریم شده ، کسانی چونان سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه ، احمد وحید ‌دستجردی وزیر پیشین دفاع ، محمدرضا نقدی رئیس پیشین سازمان بسیج مستضعفین، یحیی رحیم صفوی 0فرمانده پیشین سپاه و [ دکتر ] فریدون عباسی دوانی رییس پ
یشین سازمان انرژی اتمی دیده می‌شود.
در میان  شرکت‌ها و سازمان‌های تحریم شده نیز نام‌های زیربه نظر می‌رسند : سازمان صنایع دفاعی ، صنایع هوانوردی قدس، گروه صنعتی شهید باقری، گروه صنعتی شهید همت و  گروه صنعتی یا مهدی و ...
تنها راه نجات ملت و مردم ایران ، برپایی « دولت ملی » است ؛ دولتی که مجری خواست مردم باشد ؛ بدون اما و اگر .
پاینده ایران
شنبه 10 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع
@hotale

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه » برنامه 232 ـ پسین پنج‌شنبه 8 تیرماه 1396

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه » برنامه 232 ـ پسین پنج‌شنبه 8 تیرماه 1396

منافعِ ملی


دربارۀ ما : به‌نام خداوند جان و خرد «گفتگو روی میز خاورمیانه» پژوهشگران و اندیشمندان مستقل ملی مسائل و وقایع خاورمیانه و همسایگان ایران را به‌صورت جاری و روزآمد مطرح می‌کنند و به لحاظ نوع ریشه‌های تاریخی و بین‌المللی را مورد توجه قرار داده و در راستای دفاع از منافع ملی و آینده پژوهی به آن می‌پردازند. امید است که با استقبال از پرسش‌ها و اظهارنظرهای دیگر علاقه‌مندان بر غنای «گفتگو روی میز خاورمیانه» افزوده شود.
مشخصات منافعِ ملی
رایانامه مدیر تارنگار

--------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه » برنامه 232 ـ پسین پنج‌شنبه 8 تیرماه 1396
مسعود صفاریان :
اعلام شده است که در باره‌ی نظر نهایی نسبت به الواح تخت جمشید ، لازم است تا ماه اکتبر 2017 صبر کنیم که به روشنی نشان‌دهنده‌ی اهمال اقدام درست برای بازگرداندن به هنگام یادمان‌های هویتی و ملی ایرانیان به کشور است .
مسئولان دولتی و حکومتی نسبت به موقعیت شهروندان و چگونگی زندگی و کار و آموزش و اشتغال آن‌ها ، مسئولت مستقیم دارند . موقعیت شهروندی ، اجازه نمی‌دهد بدون تبعیت از نظام آموزش و پرورش ، عمرشان را صرف آموزش مورد نیاز خود کنند .
برپا کردن موسسه مالی ـ اعتباری غیرمجاز ، آسان تر و ساده‌تر ازباز کردن حساب قرض‌الحسنه ؟!
 پی‌آمدهای دشوار و پر دامنه‌ی حذف 2800 رشته دانشگاهی در نشست و برخاست مسئولان ، محاسبه نشده‌اند .
تغییرات آموزشی چنانست که یادآور برپایی انقلاب فرهنگی در سال‌های اولیه روی کارآمدن جمهوری اسلامی است .
در کنار دیگر تحولات ظاهری و دور از پیش‌بینی ، بدون پذیرش رواج فساد ، این اقدام‌ها معنای روشنی ندارد.
هوشنگ طالع :
سرپا ماندن برج‌ِ لندن و فروریختن پلاسکو ؟! : مال غصب و زمین‌ غصب باید بوستان شود ، نه ساختمان برای غاصب !
چرا همه‌ی خبرها را پخش نمی‌کنید : ستون پنجم برای صدای آمریکا ، رادیو فردا ، بی بی سی و ...
اقتصاد مقاومتی : از بدون پس‌وند تا با پس‌وند‌های گوناگون .
اقتصاد مقاومتی : تولید و اشتغال : پایان کارخانه خودکار « بیک » در ایران و واردات خودکار بیک از فرانسه ؟!
ستون پنجم انسان‌نمایان سعودی .
حفظ برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) به هر بها ؟!
مردم‌سالاری دینی : رییس‌جمهور مجاز است توهین کند و مردم باید فقط « شنوا » باشند . melligra@

 

 

« گفت وگو روی میز خاورمیانه » ـ برنامه‌ی 231 ـ بامداد پنج‌شنبه 8 تیرماه 1396

« گفت وگو روی میز خاورمیانه » ـ برنامه‌ی 231 ـ بامداد پنج‌شنبه 8 تیرماه 1396

منافعِ ملی


دربارۀ ما : به‌نام خداوند جان و خرد «گفتگو روی میز خاورمیانه» پژوهشگران و اندیشمندان مستقل ملی مسائل و وقایع خاورمیانه و همسایگان ایران را به‌صورت جاری و روزآمد مطرح می‌کنند و به لحاظ نوع ریشه‌های تاریخی و بین‌المللی را مورد توجه قرار داده و در راستای دفاع از منافع ملی و آینده پژوهی به آن می‌پردازند. امید است که با استقبال از پرسش‌ها و اظهارنظرهای دیگر علاقه‌مندان بر غنای «گفتگو روی میز خاورمیانه» افزوده شود.
مشخصات منافعِ ملی
رایانامه مدیر تارنگار

« گفت وگو روی میز خاورمیانه » ـ برنامه‌ی 231 ـ بامداد پنج‌شنبه 8 تیرماه 1396
مسعود صفاریان :
تروریسم و داعش : خانم کلینتون در خاطرات خود و نیز آقای ترامپ در سخنان خود ، خستو شده اند (اقرار کرده اند ) که از سوی آمریکا ساخته و سازمان‌دهی شده‌اند و پس از آن با ظاهر نیروهای پراکنده ؛ اما به طور دقیق به گونه‌ی یک نیروی منظم در عراق و سوریه و کشورهای دیگر ، به کارگرفته شده‌اند .
برخی دیپلمات‌های آمریکایی و دیگران ، به ویژه در سازمان ملل متحد ، در افشای رابطه‌ی آمریکا و تروریسم کوشیده‌اند ؛ اما اوضاع کنونی چنان است که وزیر امورخارجه‌ی آمریکا به روشنی می‌گوید که سیاست ما ، بی‌ثبات سازی سوریه است و حتا در مورد ایران هم چنین می‌گویند .
سکوت رسانه‌ها و حقوق‌دان‌ها و صاحب‌نظران ، نشانه‌ی آن است که یک مرکزیت بین‌الملل تروریسم ، زیر مدیریت   « ذهنِ زشت » جهانی ، جا فتاده است .
شکست داعش در موصل و رقّه ، باعث شده است تا حامیان آنان در عراق برای فرار و تداخل بیش‌تر آنان با غیر نظامیان ، و در سوریه برای انتقال و تمرکز آنان به دیرالزور و مرز اردن بکوشند .
الواح هخامنشی در امریکا به امانت سپرده شده بودند و به عنوان یادمان‌ها و اسناد فرهنگی و هویتی ایرانی‌ها ، نمی‌تواند وجه‌المعامله قرار گیرند و ارزش‌گذاری شوند .
به هم‌ریختگی و دخالت آمریکا در ونزوئلا و برزیل ، قابل پیش‌بینی بود ، زیرا حکومت‌های این کشورها به جای مدیریت کلان ، جامعه را دو قطبی کرده اند .
 هوشنگ طالع :
غرب با شتاب به سوی « جنگ‌سرد » با روسیه : تحریم‌های تازه آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا علیه روسیه .
آمریکایی « شرور » ، آمریکایی « زشت » : سرنگون کردن جنگنده‌ی دولت سوریه بر فراز خاک سوریه ، به بهانه‌ی        « دفاع از خود »‌؟!
اسرائیل : در راستای آشوب بیش‌تر در منطقه .
اخطار روسیه : هر پرنده را در باختر فرات ، سرنگون می‌کنیم .
استرالیا : با دریافت پیام روسیه ، جنگند ها‌ی خود را بازپس خواند .
موشک‌باران از سوی ایران : نقطه‌زنی دقیق ، صحنه‌ی نبرد زمینی در سوریه را دگرگون کرد .
سربازان گمنام ایالات متحده آمریکا ( تروریست‌ها / سربازان بی اونیفورم آمریکا ) : بار دیگر آماده‌ی حمله‌ی کیمیایی در سوریه در راستای بهانه تراشیِ دخالت بیش‌تر آمریکا .
چین : زدو بند با آمریکا علیه کره‌شمالی : اشتباه راهبردی و مرگ‌بار .
فرانسه : کدام مجلس و کدام دولت : در دور دوم انتخابات مجلس ، 58 درصد دارندگان حق رای شرکت نکردند . حزب جمهوری در حال جنبش با کمابیش با 20 درصد آرا ، دارای اکثریت پارلمان ؟!
عربستان سعودی : سیاست خارجی بر پایه‌ی الگوی « ارباب »
سربازان گمنام آمریکا در فیلیپن : در راستای بی اعتبار کردن و حتا به سقوط کشاندن رییس جمهور ضدآمریکایی این کشور ؟!
@melligra

 

 

یادداشت شماره 944 /سربازان‌گمنام ایالات متحده آمریکا : آماده‌ی حمله‌ی کیمیایی ( شیمیایی )

یادداشت شماره 944

سربازان‌گمنام ایالات متحده آمریکا : آماده‌ی حمله‌ی کیمیایی ( شیمیایی )
برای چندمین بار ،  قرار است سربازان‌گمنام ایالات متحده آمریکا ( تروریست‌ها با نام‌های گوناگون ، از القاعده و طالبان گرفته تا داعش و نصرت و ... ) ، حمله‌ی شیمیایی دیگری را در سوریه انجام دهند تا با متهم کردن دولت سوریه از سوی آمریکا و متحدان ، جنگ را در این کشور گسترش دهند و شاید تا مرز درگیری با فدراسیون روسیه و ایران نیز پیش بروند ؟!
تا کنون پس از اجرای عملیات از سوی سربازان گمنام ایالات متحده آمریکا ، اعلام می‌شد که دولت سوریه علیه شهروندان خود ، جنگ‌افزار شیمیایی به کار گرفته است ؛ اما این بار پیشاپیش اعلام می‌کنند که قرار است سربازان گمنام ایالات متحده‌ی آمریکا به نام دولت سوریه ، جنگ افزار کیمیایی به کار گیرند ؟! تا بهانه‌ی دخالت آشکارتر نظامی این کشور در سوریه تامین گردد ؟!
حکومت آمریکا اعلام‌ کرده است که در صورت کاربرد مواد کیمیایی از سوی سربازان گمنام این کشور به نام دولت سوریه ، باید این دولت در انتظار پی‌آمدهای سختی باشد ؛ این سخنان در حالی گفته می‌شود که هنوز در اثر بمباران هسته‌ای هیروشیما و ناکازاکی ، هرساله هزاران نوزاد ژاپنی با نقص‌عضو به دنیا می‌آیند ؛ هنوز در اثر کاربرد گسترده‌ی مواد کیمیایی در نبرد ویتنام از سوی آمریکا ، سال‌ها هزاران کودک معلول متولد می‌گردند ، هنوز در اثر کاربرد مواد رادیوآکتیو در گلوله‌های زره‌شکن در جنگ عراق از سوی آمریکا ، هرساله هزاران کودک معلول در این کشور ، به دنیا می‌آیند و هنوز انسان‌نمایان سعودی با بمب‌های فسفری ساخت آمریکا ، سرزمین یمن را بمباران می‌کنند ؛ اما جهان به اصطلاح متمدن ؟! در برابر این جنایت‌ها ساکت است ؟! و آماده می‌شود تا در اثر کاربرد جنگ‌افزار شیمیایی وعده داده شده از سوی سربازان گمنام ایالات متحده آمریکا ، دولت سوریه را محکوم کنند و خاک این کشور را اگر بتوانند ، به توبره کشند ؟!
رمز ماندن در این جهان ، نیرومندی است و اما جمهوری اسلامی امکان پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را با فتوا و حکم و فرمان « نرمش قهرمانانه » از ملت و مردم ایران ، گرفت ؟!
پاینده ایران
چهارشنبه 7 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع

یادداشت شماره 943 / از اقتصاد مقاومتی ؛

یادداشت شماره 943

از اقتصاد مقاومتی ؛
 تا اقتصادمقاومتی : « اقدام و عمل » و اقتصاد مقاومتی : « تولید و اشتغال » ؟!
عمل‌کردِ سه سال شعار « اقتصاد مقاومتی ( بدون پس‌وند و با پس‌وندهای گوناگون ) را از زبان معاون علمی و فن‌آوری ( دانش و شگردشناسی ) رییس‌جمهور و بر پایه‌ی آمار جهانی ، بخوانید :

« تنزل 10 پله ای رتبه ایران درزمینه نفوذ فناوری در صنایع »
معاون علمی و فناوری رئیس جمهور اعلام کرد : براساس جدیدترین گزارش شاخص جهانی نوآوری (Gll 2017) در سال 2017 که به تازگی منتشر شده [ است ] ، ایران در شاخص‌هایی مانند زیرساخت ، پیچیدگی بازار کسب و کار که نشان‌گر میزان موفقیت بخش اصلی اقتصادی در فراهم کردن زیرساخت های مالی و اطلاعاتی و هم‌چنین به کارگیری و نفوذ فناوری و نوآوری در بخش های بزرگ صنعتی و خدماتی است ، روند مناسبی نداشته است و شاهد نزول رتبه
میان 4 تا 10 پله هستیم که این عدم تناسب در بهبود رتبه نشان می‌دهد که بخش های اصلی اقتصاد هنوز نتوانسته اند ، متناسب با رشدِ سرمایه‌ی انسانی و علمی و فناورانه در مراکز علمی ، دانشگاه ها و شرکت های دانش‌بنیان و فناور،
فضای مناسبی برای شکوفایی این ظرفیت ها در قالب عمل‌کرد نوآورانه و اقتصادی فراهم کنند ... ؟!
چه مژدهی‌ خوبی . پس از 4 سال یک تن از کلیدی‌ترین افراد دولت یعنی معاون علمی و فن‌آوری رییس جمهور ، مژده می‌دهد : « نتوانستند فضای برای شکوفایی این ظرفیت‌ها ، فراهم کنند » ؟! اما در عین حال « حقوق‌های نجومی » را دریافت کردند و همه به « آلاف و الوف » رسیدند ؟!
یک‌شنبه 4 تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع
@hotale

یادداشت شماره 942  / می‌دانم ؛ اما نمی‌گویم ؟!

یادداشت شماره 942

می‌دانم ؛ اما نمی‌گویم ؟!
سال‌هااست که این شیوه‌ی باج گیری « می‌دانم ؛ اما نمی‌گویم » ، سکه‌ی رایج بازار جمهوری اسلامی است ، از رییس‌جمهور و وزیر وکیل گرفته تا دولت‌مردان جمهوری اسلامی ، بارها و بارها اعلام کرده‌اند که « می‌دانند » ؛ اما   « نمی‌گویند » ؟! در تازه‌ترین از این‌گونه باج گیری ، اقتصاد آنلاین نوشت :
« عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی گفت : ما سر شاخه‌های قاچاق گوشی را می شناسیم ؛ اما نمی گوییم زیرا این وظیفه ستاد مبارزه با قاچاق کالا است . اما روی هم رفته حدود ۲هزار میلیارد تومان قاچاق گوشی داریم » [؟!] .
اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی از قاچاق دو تریلیارد تومانی آگاهی دارند ؛ اما چیزی نمی‌گویند ؟!  راستی را ، حق‌السکوت دو تریلیارد تومان ، چه میزان است ؟!
بیهوده نیست که گفته می‌شود که برای راه‌‌ یافتن به مجلس شورای اسلامی ، برخی میلیاردها تومان هزینه می‌کنند ؟!
پاینده ایران
شنبه سوم تیرماه 1396 ـ هوشنگ طالع
@hotale

یادداشت شماره 941 هم‌چنان ... در حال بررسی ... ؟! نقش ستون پنجمِ عربستان سعودی

یادداشت شماره 941

هم‌چنان ... در حال بررسی ... ؟!
نقش ستون پنجمِ عربستان سعودی
بیش از دوسال از تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه به‌اصطلاح بین‌المللی جده از سوی پلیس عربستان سعودی می‌گذرد که مساله از سوی جمهوری اسلامی ، هم‌چنان  ... در حال بررسی است ؟!
کمابیش دوسال از قتل در مکه و سپس قتل‌‌‌‌‌عام بیش از 500 تن از هم‌میهنان به هنگام مراسم حج در « منا » می‌گذرد که مساله از سوی جمهوری اسلامی ، هم‌چنان ... در حال بررسی است ؟!
چند روز پیش نیروی دریایی انسان‌نمایان سعودی به دو قایق ماهی‌گیری ایرانی در آب‌های بین‌المللی شلیک کردند و یک تن از هم‌میهنان را کشتند و چند تن را به گروگان گرفتند که مساله این بار نیز از سوی جمهوری اسلامی، هم‌چنان  ... در حال بررسی است ؟!
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، سخن‌گوی وزارت [ امور ]خارجه گفت : « این واقعه تلخ را به طور جدی پیگیری می‌کنیم » [؟!] .
سخن‌گوی وزارت [ امور ]خارجه در واکنش به اخبار منتشر شده مبنی بر این‌که یک صیاد بوشهری در تیراندازی گارد مرزبانی عربستان کشته شده است، با اظهار تاسف از این موضوع، گفت : « موضوع در حال بررسی است » [؟!] .
قاسمی با بیان این‌که این موضوع توسط ارگان‌های ذیربط و مرزبانی کشور نیز تایید شده است ، افزود : « همان‌طور که اشاره کردم این موضوع در حال بررسی است و بعد از مشخص شدن نتایج بررسی‌های اولیه توسط دستگاه‌های مربوطه، این واقعه تلخ به شکل مقتضی و با جدیت تمام مورد پیگیری قرار می‌گیرد » [؟!] .
او گفت : « ما در حال حاضر منتظر دریافت نتایج بررسی و تحقیقات در این زمینه هستیم » [ ؟! ] .
اما چرا پس از گذشت بیش دو سال تجاوز به دو نوجوان و گذشت کمابیش دوسال از کشتار در مکه و قتل عام در منا و نیز چندین روز ار قتل صیاد ایرانی و به گروگان گرفتن چند تن دیگر ، هنوز این موردها ... در حال بررسی اند ، حضور نیرومند ستون پنجم انسان‌نمایان سعودی در جمهوری اسلامی است .
بخش بزرگی از صنایع روغن نباتی و صنعت نوشابه و ... در اختیار سرمایه‌گذاران سعودی است که بدون تردید « ذخایر نظام » نیز با آنان در این سرمایه گذاری‌ها ، شریک اند یا « سهام مجانی » دارند که در نتیجه ، نقشِ ستون پنجم عربستان سعودی را در جمهوری اسلامی بازی می‌کنند و نه تنها مانع هرگونه واکنش لازم علیه حکومت « عهد دایناسورها در جده » می‌شوند ؛ بلکه هنگامی که لازم باشد ، با تحریک جوانان در برابر بی‌عملی جمهوری اسلامی ، آنان را به واکنش نا مناسب در حمله به سفارت و کنسول‌گری عربستان وا می‌دارند .
 شایان توجه است که با وجود حساس بودن موقعیت و جریحه‌دار شدن افکارعمومی در برابر این جنایت هولناکِ « انسان نمایان سعودی »  در « منا » که محافظت از کنسول‌گری و سفارت عربستان سعودی را بیش از پیش ضروری می‌نمود ، نیروهای انتظامی و امنیتی در برابر سفارت و کنسول‌گری عربستان سعودی در مشهد و تهران حضور ندارند و یا به شمار کافی حضور ندارند که بتوانند مانع از این اقدام شوند یا « پول‌های روغن‌نباتی و نوشابه » مانع از اقدام لازم گردید ؟!
تا منافع میلیارد دلاری در میان است ، ستون پنجم سعودی هم هست و خواهد بود ؟!
پنج‌شنبه ـ یکم تیرماه ( روز جشن تیرگان ) 1396 ـ هوشنگ طالع  @hotale