یادداشت شماره 765  /« جکی جون » هنوز نقش آفرین است !

یادداشت شماره 765

« جکی جون » هنوز نقش آفرین است !

پس از آن که به همت والای دولت یازدهم و هم‌یاری جانانه‌ی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و دیگر قوا و رهنمودها ، با تصویب قراردادهای تازه نفتی ، قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسرکشور ملغی‌الاثر گردید و کشور به دوران « دارسی » برگردانده شد ؛ در زمینه‌ی سیاست خارجی نیز رودربایستی کنار گذارده شد و رفته‌رفته ، نقش « لندن » دست‌کم در خلیج فارس ، به عنوان « فصل‌الخطاب » دو باره به رسمیت شناخته می‌شود و در این میان « جک استراو » وزیر پیشین امورخارجه‌ی بریتانیا با تحمیل قرارداد ننگین و خائنانه‌ی سعدآباد در سال 1382، هم چنان در سیاست خارجی دولت یازدهم ، نقش‌آفرین است .

به دنبال برقراری رابطه‌ی سیاسی با دولت انگلیس ( بدون هیچ‌گونه پوزش‌خواهی این کشور از نقش استعماری خود  از آعاز سده‌ی نوزدهم میلادی که منجر به تجزیه‌ی بخش‌هایی از ایران شد ، اشغال ایران در جریان جنگ یکم و دوم جهانی ، مشارکت در سرنگونی دولت ملی و ... ) هم‌چنان نقش استعماری خود را در باره‌ی ایران پی‌ می‌گیرد .

انتصاب آقای حمید بعیدی نژاد از اندامان گروه گفت‌وگوگر هسته‌ای که منجر به پذیرش برجام ( برنامه اقدام جامع مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) گردید ، به سفارت ایران در لندن ، بسیار هشدار دهنده است .

آقای بعیدی نژاد در وزارت امورخارجه کارشناس « خلع سلاح » بود و با چنین تخصصی ، به عمد و دانسته از سوی وزارت امورخارجه‌ی اسلامی و رییسان وزارت امورخارجه‌ی اسلامی ، در گفت و گوهای ژنو ( ترکمان‌چای ژنو / ژنو‌چای » و  وین ( ترکمان‌چای وین / وین‌چای ) در جایگاه رییس « هیات کارشناسی » قرار داده شد ؟! پس از پذیرش برجام از سوی دولت یازدهم ( هم‌راه با کارناوال شادی و ساز وضرب و رقص و پای‌کوی ) به پاداش هم‌کاری همه‌جانبه در تحمیل قرارداد ترکمان‌چای هسته‌ای به ملت و مردم ایران  ، به سفارت ایران در لندن منصوب ‌گردید .

روز سه‌شنبه هفته‌ی جاری ، با پاندازی جک استراو ( رییس مشترک کمیته پارلمانی دوستی ایران و انگلیس ) گروهی از نمایندگان عضو مجلس عوام و لردهای نزدیک به دستگاه‌های امنیتی بریتانیا با آقای بعیدی نژاد       ( متخصص خلع‌سلاح ) جلسه‌ای می‌گذارند تا مانند گذشته که در همه‌ی امور خلیج فارس دخالت می‌کردند و با تحمیل قرارداد صلح در سده‌ی نوزدهم و ایجاد « ساحل متصالحه » شیخ‌های خلیج فارس را چاکر و نوکر خود ساختند ، با پیش کشیدن مساله‌ی صلح میان عربستان سعودی ( کشوری که از سوی امپراتوری بریتانیا خلق شده است ) و ایران ، با اتکا به سوابق دیرین « جک استراو »‌ با آقای حسن روحانی رییس دولت جمهوری اسلامی و نیز « هالوگری » سفیر ایران در لندن ، بتوانند دو باره نقش خود را با هم‌کاری دولت جمهوری اسلامی در خلیج فارس بیش از پیش ، تقویت کنند .

اما شگفتی این‌جاست که هنوز برخی ( دانسته یا ندانسته ) با تظاهر و به رخ کشیدن « درجه »ها ، به دنبال « نفوذ » و « نفوذی‌ها »‌ هستند . باید گفت : « یار در خانه و ما ، گرد جهان می‌گردیم » ؟!

پنج‌شنبه 29 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

نشانی تلگرام @HOTALE

 

یادداشت شماره 764   /  « نفوذ » و « نفوذی‌ها »

یادداشت شماره 764
                               

   « نفوذ » و « نفوذی‌ها »
سردار سرلشگر جعفری فرمانده سپاه پاسداران در کنگره [ همایش ] ملی سرداران و 3000 شهید خراسان شمالی ، با اشاره به « نفوذ » فرهنگی ـ سیاسی در کشور و در پسابرجام که برخی مسئولان بدان توجه ندارند ، گفت : « متاسفانه برخی از مسئولان ... نگاه به بیرون دارند و ما نمونه‌ای نداریم که کشوری به غربی‌ها دل ببندد و ساقط نشود » . وی افزود : « این دل بستن به خارج از کشور ، مایه‌ی نگرانی و دغدغه است ... » .
این نفوذ بسیار ریشه‌دارتر و آشکارتر از آن است که نتوان به چشم دید و این مسئولانی که سردار جعفری از آنان سخن می‌گوید ، متاسفانه تاکنون توانسته‌اند قرارداد برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را بر ملت و مردم ایران تحمیل نمایند ، صنایع پرتوان هسته‌ای را در راستای خواست باراک اوباما ( توجه کنید به گفته‌های اخیر آقای اسد رییس جمهور سوریه در باره‌ی پیام اوباما وسیله‌ای سارکوزی به وی ) ، قلب تپنده‌ی رآکتور اراک را با شادمانی و افتخار ، بتون بریزند ، افزون بر 10000 سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) را اسقاط کنند ، صدها دانشمند هسته‌ای برجسته را از کشور بتارانند ، کشور را در برابر تهدیدات هسته‌ای بی‌پناه سازند و امکان پدآفند بازدارنده‌ی اتمی را از کشور بستانند و خود را « پهلوان هسته‌ای » بنامند و برای این خفت و خواری ، کارناوال بر پاکنند و پسران و دختران کرایه‌ای را در خیابان‌ها ، به شادمانی و رقص و پای‌کوبی وادارند .
 و در پسابرجام ، بدون این که چیزی به دست آورده باشند  ، صنایع خودرو سازی کشور را تسلیم فرانسویان کردند ، اتوبان سازی را به ایتالیایی‌ها سپردند و حتا پختن خوراک مسافران راه‌آهن را به اتریش‌ها واگذار کردند و در نخستین گام در راستای لغو کامل  قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور ( که غربی‌ها حتا با کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 امرداد ، نتوانستد آن را نابود کنند ) قرار است بزرگ‌ترین و کم‌خرج‌ترین میدان نفتی کشور را به شرکت فرانسوی توتال ، واگذار کنند . مساله ای که ضمن مسایل دیگر در گفت‌وگوهای « پیشابرجام » در عمان بر روی آن توافق شده بود ؟!
رییس جمهور اسلامی در آستانه‌ی حرکت هیات مذاکره کننده‌ی هسته‌ای ، فریاد می‌زند : « خزانه خالی است » . همین شخص برای قبولاندن قرارداد ترکمان‌چا‌ی هسته‌ای به ملت و مردم ایران ، می‌گوید : حل مساله‌ی آب‌خوردن مردم هم بستگی به حل برجام دارد ؟!
سردار سرلشگر : نفوذی لازم نیست شهروند بیگانه باشد و یا تابعیت دوگانه داشته باشد . این همه نفوذی‌ها که « صنایع هسته‌ای ایران را از بین بردند ، حاکمیت محدود ملی را بر ملت و مردم ایران تحمیل کرد و نیز امکان پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را از ملت و مردم ایران گرفتند ، همگی زاده‌ی یکی از شهرهای ایران و یا نجف و کربلا هستند و برخی از آن‌ها برای تظاهر « جای‌مهر » هم بر پیشانی خود نشانده‌اند  ؟!
آیت‌الله آملی لاریجانی در همین راستا می‌گوید : « از همان زمان که بحث مذاکرات مطرح بود ، گفتیم که باید مراقب باشیم دولت آمریکا این‌گونه نباشد که بگوید از این حیث تحریم‌ها را بر می‌داریم و از حیث دیگری تحریم‌ هم چنان برقرار باشد ... برادرانی که درگیر مذاکرات بودند ، می‌گفتند که چنین امری بعید است ؛ اما دیدیم همان چیزی که آن را بعید می‌دانستند ، اتفاق افتاد » .  
نفوذی‌ها ، می‌توانند از زمره‌ی کسانی باشند که چپاول‌گران و غارتگران دارایی‌های مردم را « ذخایر نظام » می نامند و یا به عنوان مسئول و در کسوت روحانیت به دفاع از گیرندگان حقوق‌های نجومی بر می‌خیزند . نپرداختن وام ازدواج در راستای سنگ‌اندازی در راه تشکیل خانواده و در نتیجه کاهش بی‌رویه‌ی جمعیت ، واردات روغن پالم برای بیمار کردن جمعیت ، رواج دادن بیش‌تر قاچاق با از کار انداختن سامانه‌ی ایران‌کد و شبنم ، درمانده ساختن « نخبگان کشور » کش‌و قوص برای ثبت گوشی‌های تلفنِ هم‌راه برای ادامه‌ی سود دست کم 500 میلیون دلاری درماه ( 6 میلیارد دلاری در سال ) ، به کارگماردن کسانی که می گویند : ما اهل شیشلیک و کبابیم  ) ، کشاندن کار کشور به جایی که « محرومان » در روز ،  توان خوردن تنها 4.38 گرم گوشت دارند ، فقر ، فحشا ، رشوه ، فساد ، اعتیاد ، خرید پایان‌نامه دانشگاهی ، پولی‌کردن هرچه بیش‌تر آموزش و پرورش ،  مدرسه‌ی پولی ، دانشگاه پولی ، حکم قضایی برای واردات خودروهای لوکس و ...  گوشه‌ای از مصادیق آشکار و روشن « نفوذ » و « نفوذی‌ها »هستند که کشور را به سوی فروپاشی می‌رانند؟!
چهارشنبه 28 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

یادداشت شماره 763 /    جهانگیری : « هنوز نتوانسته ایم به رفاه سال 90 برسیم »

یادداشت شماره 763
   

  جهانگیری : « هنوز نتوانسته ایم به رفاه سال 90 برسیم »
           با این اقرار صریح ، چرا « شرتان » را از سر ملت و مردم ایران کم نمی‌کنید ؟!
آقای جهانگیری در چندماه مانده به دوره‌ی چهارساله‌ی پر از نکبت دولت یازدهم برای ملت و مردم ایران ، با فرار به جلو برای سرپوش گذاردن بر « دانم‌کاری »های بی‌شمار برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ، در دومین کنگره‌ی راهبردی نفت و نیروی ایران ( دومین مجلس فاتحه‌خوانی برای قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسرکشور ) گفت : « این موضوع بسیار تلخ است که ما هنوز نتوانسته‌ایم سطح رفاه مردم را به سال 90 [13] برسانیم و این یعنی در سال‌های گذشته ، افت تولید و کاهشِ درآمدهای مردم افزایش پیدا کرده است » .
اما آقای جهانگیری و رییسان آقای جهانگیری و جهانگیری‌ها : کاش مساله همین بود یعنی فقیرتر شدن بیشینه‌ی مردم و افزایش چپاول و غارت « ذخایرنظام » ؛ کاش مساله‌‌‌‌ ، صدور رای دادگاه برای ورود خودروهای لوکس بود تا چپاول‌گران و غارت‌گران و صاحبان حقوق‌های نجومی ( ببخشید ذخایر نظام )‌ بتوانند با سوار شدن بر خودروهای چند صدمیلیونی و میلیاردی ، چشم فقیران را با به رخ کشیدن دارایی‌هاشان کور کنند ! کاش مساله در حد « ما اهل شیشلیک و کباب هستیم و با نان و پنیر نمی‌توانیم کارکنیم » بود ! کاش مساله در همین حد بود که « محرومان » روزانه می‌توانند تنها 4.38 گرم گوشت بخورند !  کاش مساله در حدِ سرخط‌های یکی از روزنامه‌های امروز بود :
 « قرارداد ساخت نیروگاه با شرکت ترک ، ابهام و شائبه‌ی رانت [ بخوان : چپاول و غارت ] دارد » ! و یا « پاسخ منفی شرکت ملی نفت به شرکت های ایرانی ؛ « آزادگان » تقدیم به خارجی‌ها » ! و یا رییس کمیسیون اصلِ نود : « 8500 میلیارد تومان از تسهیلاات مسکن مهر پرداخت نشد» ! یا « خودروهای مدل 2017 وارد ایران شد » ! و یا وزیردادگستری : « برخورد با مدیران نجومی [ ذخایر نظام ] قبل از اصلاح قوانین منصفانه نیست » !  یا          « ضایعات غذا در کشور ، 30 درصد مصرف »‌ ! و « اعتراض مشترکان به قبض‌های جدید تلفن » ! و ...
اما با قراردادن دولت یازدهم بر کرسی قدرت و در دوران معاونت اول شما ، سه قرارداد « ترکمان‌چای » هسته‌ای یعنی ژنو ، لوزان و وین بر ملت و مردم ایران تحمیل شد و افزون بر چند صد میلیارد دلار سرمایه گذاری در صنایع هسته‌ای که دود شد و به هوا رفت و صدها کارشناس طراز اول هسته‌ای ایرانی ، ناچار از ترک کشور شدند ؛ با تن دردادن به برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) در حقیقت « حاکمیت ملی محدود » را آن‌هم، با برپایی جشن و کارناوال و رقص و دست‌افشانی و پای‌کوبی ، پذیرفتید .
شما و رییسان شما با پذیرش ترکمان‌چای هسته‌ای ، امکان پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را از ملت و مردم ایران سلب کردید یعنی در حقیقت امکان استقلال و آزادگی را در « جهانِ هسته‌ای » از ملت و مردم ایران ، گرفتید ؛ به گونه‌ای که امروز ناچار از خزیدن زیر چتر هسته‌ای روسیان شده‌اید ؟! و بسیار مصائب دیگر که بر شمردن آن ها ، ساعت ها به درازا می‌کشد .
 با این « تراز » سیاه ، چرا کنار نمی‌روید و شر خود را از سر ملت و مردم ایران کم نمی‌کنید تا شاید ملت و مردم ایران  بتوانند برای آینده‌ی تیره‌ی خود ، چاره‌ای بیاندیشد ، پیش از آن که دیر شده باشد ؛ گرچه امروز هم خیلی دیر است  سه‌شنبه 27 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع
          نشانی کانال تلگرام : @hotale

یادداشت شماره 762 /  شیرینی « جام‌زهر » ، « برکات شکست »

یادداشت شماره 762
                  

  شیرینی « جام‌زهر » ، « برکات شکست »
سردار سرلشگر بسیجی حسن فیروزآبادی رییس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح ، دریک گفت‌وگوی 3 ساعته با خبرگزاری فارس ، گوشه‌ای از حقایق تلخ به شکست کشاندنِ پیروزی مسلم ایران در  جنگ با عراق را بازگو کرد . وی با دفاع تمام‌قد از هاشمی رفسنجانی فرمانده اجرایی جنگ یا مسئول سرراست ( مستقیم ) عدم پیروزی ایران ، به گوشه‌هایی از انبوه نکته‌های تاریک این فراگشت منجر به عدم پیروزی را بازگو می‌کند .
در پاسخ به این پرسش که قطع‌نامه‌ی 598 چگونه شکل گرفت ، سردار فیروزآبادی گفت : « من را در فازی بردید که مجبور می‌شوم حرفی را بزنم که بنا نبود گفته شود » . راستی را چرا نباید گفته شود ؟! آیا حقایق جنگ پس از بیرون رانده شدن ارتش عراق از خرم‌شهر از سوی ارتش ، چنان ناخوش‌آیند و شرم‌آور و خفت‌بار است که «‌بنا نبود گفته شود » ؟!
آن‌چه مسلم است این است که جنگ برده را به « باخت » تبدیل کردند و امروز از « شیرینی جام‌زهر » و « برکات » پذیرش شکست ، سخن می‌گویند .
سردار فیروزآبادی در این گفت‌وگو می‌گوید : « سرنوشت کشور به جنگ ارتباط داشت و فرمانده جنگ هم آقای هاشمی بود » . سردار سرلشگر برای توجیه به شکست کشاندن جنگ‌ِ برده می گوید : « در سمت ایران به نظر بنده امری سیاسی و تئوریک اتفاق افتاد و آن این بود که آقای هاشمی یک معادله‌ای روی کاغذ آوردند که فرماندهان نظامی این قدر احتیاج دارند و مسئولان اقتصادی کشور می‌گویند ما این امکانات را کم داریم و این امکانات کم ، پاسخ‌گوی این نیاز فراوان فرماندهان نظامی نیست ؛ بنا بر این زمان ، زمان پایان دادن به جنگ است » .
راستی‌را ، چرا سرلشگر بسیجی نمی‌گوید که چگونه در این سال‌ها که آقای هاشمی رفسنجانی فرمانده اجرایی جنگ بود ، هرگز کاغذ و قلم به دست نگرفته بود و نیاز « جبهه و جنگ » را محاسبه نکرده بود ؟
اما یک باره پس از آن که بر اثر نادانی کامل از اصول فرماندهی و راهبری جبهه و جنگ ، پیروزی را بدل به شکست می‌کند ، به فکر تسلیم می‌افتد ؟!
 امروز نیز آقای هاشمی ، پس از آن که با حمایت تما‌م‌قد از حسن‌ روحانی ، توانستند کشور را از پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای محروم سازد ، خواستار خلع سلاح کامل کشور گردیده است .
اما بی‌شرمی این‌جاست که کسانی‌که رهبر جمهوری اسلامی را مجبور به سرکشیدن « جام‌زهر » کردند ،‌ امروز می‌گویند : « همان وقتی که نوشیدند ، برایشان شیرین بود » و برای پوشاندن بدل کردن پیروزی به شکست ، می‌گویند : « و بعدش هم که برکاتش را دیدند ، شیرین‌تر شد » ؟!
دوشنبه ـ 26 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

ا یادداشت شماره 761                             « ضمانت بندگی »  فردا نگویید : « وزیر امورخارجه‌مان


یادداشت شماره 761
                                       

« ضمانت بندگی »
                        فردا نگویید : « وزیر امورخارجه‌مان ترسید » ؟!
هرچه بر خاکساری دولتِ جمهوری اسلامی برابر 1 + 5 افزوده می‌شود ، نه تنها آمریکا ؛ بلکه اروپا درهم‌شکسته و ورشکسته نیز بر باج‌گیری و زیاده‌خواهی‌های خود می‌افزاید .
این در حالی است که سید عراق‌چی برای ماست‌مالی کردن جنایتی که هم‌راه وزیر امورخارجه و رییس جمهور اسلامی علیه ملت و مردم ایران مرتکب شده است و زنجیر عبودیت برجام را بر گردن این ملت آزاده و مردم شریف استوار کرده است ، تنها از    « نقض عهد آمریکا » گله می‌کند .
آمریکایی‌ها پس از « از کار انداختن صنایع هسته‌ای ایران » و از آن مهم‌تر ، محروم ساختن ملت و مردم ایران از پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای ، پیاپی بر گُنج ( حجم ) تحریم‌ها می‌افزایند و به هیچ یک از تعهدهای خود نیز عمل نکرده اند و چنان که جریان امور نشان می‌دهد ، آهنگ ( قصد ) اجرای آن‌ها را نیز ندارند .
در این میان اتحادیه‌ی اروپا ، با نشان دادن بیش‌تر چهره‌ی کثیف خود ، بازوی جهانی صنایع نفت ایران یعنی « شرکت ملی نفت‌کش ایران » را مورد بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها قرار داد . بدین سان که اگر ایران برجام را نقض کند ( تضمین چاکری و بندگی و بردگی ) نه تنها شرکت ملی نفت‌کش ایران به مدت 30 سال مورد تحریم قرار خواهد گرفت ؛ بلکه سهام‌داران آن نیز مورد تحریم قرار خواهند گرفت . این حکم را هیچ دادگاه اروپایی نمی‌تواند نقض کند .
 مفهوم حقوقی ـ سیاسی این حکم یعنی « پیش‌گیری از روی کارآمدن دولت ملی در ایران » و نیز یاری بیش‌تر به ستون‌پنجم داخلی که ملت و مردم ایران را از هر اقدامی که اتحادیه‌ی اروپا آن را « نقض برجام » ( برنامه اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) می‌تواند تعبیر نماید ، پرهیز کند .  مصداق متل معروف‌ِ : « آسته برو ، آسته بیا که گربه شاخت نزند».
دیروز گفته شد که « وزیر امورخارجه ما ... گفت که ما این‌جا را نتوانستیم ، این خط‌ِ قرمز را نتوانستیم حفظ کنیم » ؟!  امروز با سکوت خود ، چه پاسخی دارید ؟! نکند که چند ماه بعد گفته شود که ما کاری نکردیم ، چون « وزیر خارجه‌مان گفت که ما ترسیده بودیم » ؟!
یک‌شنبه 25 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع
با این نشانی به تلگرام من بپیوندید @hotale

یادداشت شماره 760 /  « غسلِ تعمید » قراردادهای تازه نفتی

یادداشت شماره 760
                      

« غسلِ تعمید » قراردادهای تازه نفتی
آقای وزیر نفت ( معروف به آقای کرسنت ) به گفته‌ی خودشان « با پوست‌کلفتی » در راستای سیاست‌های ضد « ملی‌شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور » در دوره‌ی دوم وزارت ( دولت یازدهم ) برای « غسل تعمید » قراردادهای معروف به IPC  ، از امضای قرارداد 2.2 میلیارد دلاری با شرکت نفتی و گاز پرشیا از زیر مجموعه‌های « ستاد اجرایی فرمان امام » رونمایی کرد ؛ تا برای بستن دهان مخالفان ، ایران‌دوستان ، وطن‌پرستان و دل‌نگرانانِ حال و آینده‌ی کشور ، نشان دهد که این کار مورد تایید بالاترین مقام کشور است .
 همگان می‌دانند که قراردادهای تازه‌ی نفتی ، از قراردادهای تحمیل شده از سوی « پل برمر » حاکم آمریکایی عراق بر این کشور ، الگو برداری شده است و ناقض قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور و پایمال کننده‌ی خون شهیدان و رنج و سختی های تحمیل شده بر ملت و مردم ایران در این مبارزه است و از سوی دیگر ، تایید ضمنیِ کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 امرداد 1332 علیه ملت و مردم ایران و تایید قرارداد تحمیلی کنسرسیوم به دنبال کودتا بر ملت و مردم ایران است .
آقای هدایت‌الله خادمی عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی می‌گوید : این قرارداد اصلا در قالب IPC نبوده و دولت با این کار می‌خواهد قبح IPC را بشکند . لازم به ذکر است که این قرارداد از زمان دولت قبل بوده است  ؟!
راستی را در کشوری که به گفته‌ی یک مقام رسمی ، « محرومان »  روزانه 4.38 گرم گوشت می‌خورند ، باید تریلیاردها تریلیارد ثروت انباشته در ستاد اجرایی فرمان امام که بخش بزرگ آن مصادره‌ای است ، صرف شرکت سازی و بستن قرارداد نفت و خرید سهام مخابرات و ... شود ؟ در حالی‌که با هزینه‌ی درست این ثروت ، نه تنها دیگر محرومی در ایران نبود ، بی‌خانمانی در ایران نبود ، بی‌کاری در ایران نبود ؛ بلکه در کشورهای همسایه نیز بسیاری از محرومان و بی‌خانمانان ، از محرومیت و بی‌خانمانی نجات می‌یافتند .
 آدینه 23 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع         @hotale

یادداشت شماره 759 / در راستای ریشه‌کنی « نسل و نژاد ایرانی »

یادداشت شماره 759
            

در راستای ریشه‌کنی « نسل و نژاد ایرانی »
رییس‌جمهور محترم جمهوری اسلامی برای جا انداختن واردات بیش‌تر روغن پالم ( نخل ) از مالزی ، بی‌صبرانه برای « تبیینِ ویژگی‌های این روغن از لحاظ سلامتی ، منتظر سفر هیاتی از طرف مالزی به ایران » هستند .
 اما برای « تبین ویژگی‌های این روغن [ روغن پالم / نخل ] بد نبود در کشور مالزی ، به میان مردم می‌رفتند و قیافه‌ی « ریقو »ی مالایایی‌ها را برانداز می‌کردند و  به گزارش‌های بی‌شمار از کشورهای اندونزی ، تایلند و دیگر کشورهای همسایه‌ی آن‌ها ، توجه می‌کردند که مردم می‌گویند از روی « فقر » ناچار از مصرف این روغن هستند .
 از سوی دیگر ،  بد نبود به افزایش سرسام‌آور آمار یکی از هدیه‌هایشان به ملت و مردم ایران یعنی « کبدِ چرب » توجه می‌کردند که رابطه‌ی سرراست ( مستقیم ) با افزایش واردات روغن پالم ( نخل ) در میان مردم ایران دارد .  گسترش این پدیده‌ را نیز باید به پای طرح « نابودی نسل و نژاد ایرانیان » گذارد که از برون و درون مرزها ، به گونه‌ی هدف‌مند ، دنبال می‌گردد .
اما برای « تبین ویژگی‌های » روغن پالم که ریاست محبوب جمهوری اسلامی بی‌صبرانه منتظر گسیل هیات مالایایی  از سوی نخست وزیر محبوب مالزی ( مردِ 681  میلیون دلاری ) می‌باشند ، باید اندکی از گفته‌های وزیر بهداشت ریاست جمهور محبوب را برای تبین ویژگی‌های روغن پالم  بازگو کنم  . آقای دکتر سیدحسن قاضی زاده در امردادماه سال 1392 در حاشیه‌ی همایش تغذیه با شیر مادر ، گفت : متاسفانه وجود روغن پالم در شیر به اثبات رسیده است و ما گزارش مربوط را به رییس جمهور ، ارائه کرده‌ایم . هم‌چنین ، وزیر بهداشت در یک گفت وگوی مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی ، اعلام کرد که برخی تولید کنند گان فرآوردهای لبنی ، به جای چربیِ شیر از روغن پالم استفاده کرده اند که تخلف و تقلب است و مصرف کنندگان روغن پالم در شیر و ماست ، از بدترین نوع چربی استفاده کرده اند .
از سوی دیگر معاون دارو غذای وزیر بهداشت ، چندین بار به زیان‌بار بودن مصرف روغن پالم اشاره کرده است و به دلیل زیان‌بار بودن مصرف آن گفته بود که سال قبل 700 هزارتن واردات پالم انجام گرفته است و امسل این میزان به 400 هزارتن می‌رسد تا سرانه مصرف مانند دنیا به 30 درصد برسد ، چرا که در دنیا محدودیت مصرف [ روغن ] پالم وجود دارد .
البته آقای رسول دیناروند می‌دانند که میزان مصرف سرانه‌ی جهانی روغن پالم به دلیل مصرف بالای آن در کشورهای فقیر پرجمعیت مانند هندوستان ، چین ، اندونزی ، پاکستان ، افریقای سیاه و دیگر کشورهای جنوب شرقی آسیا مانند فیلیپن، تایلند و ... است ؛ وگرنه این روغن در اروپا و آمریکا تنها کاربری صنعتی دارد .
 بر پایه‌ی ارقام رسمی در شش‌ماهه‌ی سال جاری ، واردات روغن پالم برای شتاب بخشیدن به نابودی نسل و نژاد ایرانیان ، افزایش یافته است
اما از آن‌جا که برنامه « نابودی نسل و نژاد ایرانی » در دستور کار است با جنایت‌کاران مصرف روغن پالم به جای چربی شیر در صنایع فرآورده‌های شیر ، برخوردی انجام نگرفت و کار به جایی رسید که در سفر اخیر ریس جمهور و هیات هم‌راه به مالزی و تایلند ، همه‌جا « بحث شیرین روغن پالم بود » و دلالی و پااندازی برای واردات هرچه بیش‌تر آن در راستای    « برنامه‌ی جامع اقدام مشترک برای نابودی نسل و نژاد ایرانی »
دوشنبه 19 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع @hotale

یادداشت شماره 758  / دلالی روغن پالم

یادداشت شماره 758
                                        

  دلالی روغن پالم
سرانجام ، کار ریاست جمهوری اسلامی ، به « دلالی روغن پالم » رسید . در سفر به کشور مالزی ، دغدغه‌ی ریاست محترم جمهوری اسلامی حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی ، واردات روغن نخل ( پالم ) از مالزی بود . تا با خوراندن هرچه بیش‌تر روغن نخل به ملت و مردم ایران ، در کنار هوای آلوده ، ریزگردها ، آب آشامیدنی ناسالم ، مواد غذایی تقلبی ، داروهای کم‌کیفیت ، تقلبی و تاریخ گذشته وارداتی ، هجوم مواد مخدر و ... چنان نسل و نژاد ایرانی را بیمار و علیل کنند که توان سربلند کردن و احقاق حقوق خود را نداشته باشد !
آقای روحانی ریاست جمهوری اسلامی در دیدار با نجیب رزاق نخست‌وزیر مالزی ، به موضوغ روغن پالم که کشور مالزی یکی از صادرکنندگان آن است ، اشاره کرد و با بیان این که نخست‌وزیر مالزی اشاره دارد که مالزیایی‌ها از این روغن استفاده می‌کنند و سلامتی آن ها خوب است ، گفت : « برای تبین ویژگی‌های این روغن از لحاظ سلامتی ، ما منتظر سفر هیاتی از طرف مالزی به ایران هستیم » . البته از یاد نبریم نخست وزیر مالزی آقای محمد نجیب رزاق ، همان کسی است که مبلغ 681 میلیون دلار از عربستان سعودی رشوه دریافت کرده است ؟!
 عالم و آدم ، از زیان‌بار بودن کاربری روغن نخل ( پالم ) سخن می‌گویند و رییس جمهور اسلامی « برای تبیین این روغن از لحاظ سلامتی» ( بخوان برای دلالی واردات این روغن از لحاظ دلاری ) در انتظار سفر هیاتی از مالزی هستند .
اما در سفر به تایلند ، وزیر صنعت ، معدن و تجارت جمهوری اسلامی با ادامه‌‌‌‌‌ی « بحث شیرین پالم » عقب‌افتادگی در تایلند را جبران کرد و سهم خود و یاران را از واردات پُرسود روغن نخل ( پالم ) که قرار است واردات آن ، برای زدن ضربه‌ی اساسی بر نسل و نژاد ایرانیان چندین و چند برابر شود ، مسجل کرد ؟! البته در راستای ریشه‌کنی نسل و نژاد ایرانی ، بر پایه‌ی آمار بازرگانی خارجی کشور ، واردات روغن پالم با وجود تاکید معاون دارو وغذای وزارت بهداشت ، درمان و علوم پزشکی بر زیان‌بار بودن آن ، در 6 ماهه‌ی نخست سال جاری ، رشد داشته است ؟!
راستی را ،  شان ریاست جمهوری اسلامی در حد معامله روغن پالم و دلالی روغن نخل ، آن هم با یکی از جیره‌خواران عربستان سعودی است ؟!
یک‌شنبه 18 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع 

 

 

یادداشت شماره 757 / سردار ، این حقایق را نمی‌دانید ؟!

یادداشت شماره 757
                   

  سردار ، این حقایق را نمی‌دانید ؟!
پنج‌شنبه شب ( 15 مهرماه 1395 ) بیننده‌ی سخنان سردار سلیمانی از تلویزیون در باره‌ی ، دفاع از « فضای حیاتی ایران » در سوریه و عراق بودم . در کنار سردار ، تابلویی از سردار شهید همدانی و یک سردار شهید دیگر هم به چشم‌ می‌خورد .
با خود اندیشیدم که آیا سردار نمی‌دانند که بسیاری از شهیدان حرم ، با گلوله‌ی مستقیم تروریست‌های مورد حمایت دولت ترکیه و یا سربازان حکومت ترکیه که جامه‌ی تروریست پوشیده اند و یا با جنگ‌افزارهایی که دولت ترکیه ، سرراست          ( مستقیم ) در اختیار آنان قرار داده است و یا جنگ‌افزارهایی که با گذر از خاک ترکیه ، به دست تروریست‌ها رسیده است ، به شهادت رسیده‌اند ؟!
آیا سردار نمی‌دانند که چندین بار آقایان روحانی و ظریف رییس جمهور و وزیر امورخارجه‌ی اسلامی ، اعلام کرده اند که :  « ترکیه متحد استراتژیک ماست » . اتحاد استراتژیک یا « راهبردی » به این مفهوم است که دو حکومت « یک روح‌اند در دو بدن » .
سردار نمی‌دانند که متحد استراتژیک دولت جمهوری اسلامی ، بزرگ‌ترین کشتارگر هم‌خانمان و هم‌تباران کرد ما در درازای تاریخ است ؟!
سردار نمی‌دانند که حکومت خون‌ریز ترکیه یا متحد استراتژیک دولت جمهوری اسلامی ، از دشمنان و کشتارگران هم‌باوران علوی ما می‌باشد ؟!
سردار نمی‌دانند که دولت جمهوری اسلامی برای یاری رسانی به حکومت اردوغان در راستای ایجاد نظام « نوعثمانی » ، با برقراری تعرفه‌ی ترجیحی ، بسیاری از صنایع و به ویژه ، صنایع نیمه‌جان ریسندگی و بافندگی کشور را بیش از پیش در سراشیب نابودی قرار داد ؟!
سردار نمی‌دانند که در سریال « نرنجاندنِ سلطان » ، دولت جمهوری اسلامی پس از برافکنده‌شدن فتنه‌ی اخوان‌المسلمین در مصر ، از نزدیکی به دولت مصر و بر طرف کردن دشمنی‌ها ، خودداری کرد و حتا کوشید بر سطح دشمنی ها بیافزاید ؟! اگر بهانه داشتن روابط سیاسی با اسرائیل است که سال‌هاست اردوغان « هم‌خوابه»‌ی حکومت‌های گوناگون اسرائیل می‌باشد ؟!
سردار نمی‌دانند که دولت جمهوری اسلامی برای یاری رسانی بیش‌تر به « سلطان » ، نه تنها راه تبلیغات ضد ایرانی ، جداسری و تجزیه‌خواهی را برای حکومت ترکیه به ویژه در آذربایجان گشوده‌است ؛ بلکه به « چاکر » سلطان یعنی حکومت باکو نیز اجازه داده است که با دست باز و هزینه‌ی پول و ... به تبلیغات ضد ایرانی و جداسری و تجزیه‌طلبی ، بدون هرگونه مانع ، گسترش دهد ؟!
سردار نمی‌دانند که برای یاری رسانی بیش‌تر به « متحد استراتژیک » ، دولت جمهوری اسلامی وسایل لازم ورود کالاهای ایرانی به بازار روسیه را پس از قطع رابطه‌ی بازرگانی این کشور با ترکیه ، به عمل نیاورد تا متحد استراتژیک روحانی ـ ظریف ، آزرده نشود ؟!
سردار نمی‌دانند که ساخت نیروگاه به یکی از شرکت‌های زیر مجموعه‌ی پسران اردوغان که تنها کارشان ساخت هتل بود ، واگذار گردیده است ؟!
سردار نمی‌دانند برای تقویت بنیه‌ی حکومت سلطان در راستای ایرانی‌کشی به مفهوم گسترده‌ی آن که هم‌تباران و هم‌باوران کرد و علوی ما را نیز در بر می‌گیرد ، قرار است ساخت بخش های از « فاضلاب »‌سازی را نیز به شرکت های ترکیه‌ای واگذار کنند ؟!
سردار نمی‌دانند که بر خلاف سیاست کلی ایران در حفظ یک‌پارچگی سرزمینی ( تمامیت‌ارضی )  عراق و سوریه ، حکومت ترکیه یا متحد استراتژیک دولت جمهوری اسلامی ، به گونه‌ی آشکار از تجزیه‌ی سوریه و عراق سخن می‌گوید ؟!
ملت و مردم ایران ، کدام را باید باور کند ؛ قسم‌های حضرت‌عباس یا دم‌های خروس ؟!
ملت ایران ، باید جان‌بازی و شهادت فرزندان خود برای دفاع از « فضای حیاتی » را باور کند و یا گفته‌ی رییس مجمع تشخیص مصلحت ( که با واکنش جدی هم روبرو نشد ) برای خلع سلاح کامل ایران پس از نابودی امکان پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای این ملت و این مردم ؟!
شنبه 17 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع   

 

 

یادداشت شماره 756  /  « گرا » ندهید :  ماپیش از آغاز گفت وگوها ، همه چیز را داده ایم

یادداشت شماره 756
                                              

« گرا » ندهید :
                        ماپیش از آغاز گفت وگوها ، همه چیز را داده ایم
هنوز چهره‌ی برافروخته‌ی پهلوان محمدجواد ظریف در برابر چشمانم است و صدای « کلفت » او در گوشم که خطاب به برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌گفت : به دشمن « گرا ندهید » که چشمم به گفت‌وگوی خبرنگار فصل‌نامه  مطالعات سیاست خارجی با آقای بشار اسد رییس جمهور سوریه افتاد .
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، آقای حافظ اسد در این گفت‌وگو ، با اشاره به آغاز مذاکرات هسته‌ای ایران ، تصریح کرد :
« جورج بوش از طریق سارکوزی رییس جمهور وقت فرانسه ، خواست که رهبری ایران را برای موافقت با طرحِ غرب متقاعد سازد تا ایران تمامی ذخایر اورانیوم غنی شده‌ی خود را بدون هیچ گونه ضمانتی تحویل غرب دهد ... »
البته می‌دانیم که چند سال پس از آن ، جمهوری اسلامی به عاملیت دولت یازدهم و با پیشگامی دو پهلوان هسته‌ای خود یعنی آقایان پهلوان محمد‌جواد ظریف و پهلوان سیدعلی‌اکبر صالحی ، در حالی که رییسشان حسن روحانی ، با صدای بلند  همه‌ی مخالفان تسلیم و پذیرش خفت و خواری را زیر باران ناسزا گرفته بود « تمامی ذخایر اورانیوم غنی شده » را یا به دست خود « اکسید » نمودند و یا تسلیم کردند و هنوز « پهلوان سید علی‌اکبر » هر از چند ، از فروش موفقیت‌آمیز آب‌سنگین ( البته زیر بهای جهانی ) خبر می‌دهد .
آقایان : پای دروغ لنگ است . امروز علی‌رغم ادامه‌ی دروغ‌گویی‌ها و دروغ‌پردازی‌ها ، آشکار است که چه کسانی برای تحمیل برجام (برنامه‌ جامع اقدام مشترک برای به زانو در آوردن و اسارت ملت و مردم ایران ) نه تنها « گرا » به دشمن دادند ؛ بلکه با گفتن جمله‌هایی مانند « ‌خزانه خالی است » ، « حل مساله‌ی آب خوردن مردم هم در گرو توافق هسته‌ای است » درهای « دژ » میهن را به روی سربازان مهاجم گشودند ؟!
چهارشنبه 14 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع       @hotale

یادداشت شماره 755  /   « گرا » به دشمن

یادداشت شماره 755
                                          

  « گرا » به دشمن
پرونده‌ی صوتی سخنان دو روز پیشِ وزیر امورخارجه‌ی اسلامی (پهلوان هسته‌ای محمدجواد ) را در پاسخ به پرسش یک تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در باره‌ی برجام ( برنامه اقدام جامع مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را  « بازگوش » می‌کردم ، لحن جناب وزیر در مجلس ،  به طور کامل عوض شده بود و « پهلوان » صدا کلفت کرده بود و با وجود دادن « گرا » های اساسی و دقیق به دشمن از سوی رییس مستقیم‌شان ، دیگران را از دادن گرا به دشمن پرهیز می‌داد ؛ در اصطلاح امروز : فرافکنی می‌کرد .
« پهلوان » پس از « سخنان وحدت‌آفرین » و راندن آشکار « لُولُو » از پهنه‌ی انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ، رویای سوار شدن 4 سال دیگر بر « خرِ مراد » را بیش از هر زمان دیگر نزدیک می‌بیند و نیز از واگذاری صندلی ریاست مجلس از سوی رییس به نایب رییس دوم که از سینه‌چاکان و عبد و عبیدان دولت به شمار می‌آید ، بیش از پیش تشجیع شده بود ، یک‌باره صدا کلفت کرد و با داد و فریاد در صحن علنی مجلس شورای اسلامی ، با لحن بی‌ادبانه‌ای به پرسش کننده تذکر داد که « گرا به دشمن ندهید » .
گویا پهلوان فراموش کرده است ( یا به گفته‌ی بهتر خود را به فراموشی زده است ) که یکی دو روز پیش از آغاز مذاکرات به اصطلاح هسته‌ای با 1 + 5 آقای روحانی رییس جمهور برای دادن « گرا»‌ی کامل به توپ‌خانه ، سامانه‌های موشک‌انداز و ناوگان نیروی هوایی دشمن ، اعلام کردند : « خزانه خالی است » ؟! برگردان این گفته از زبان رییس جمهور اسلامی به زبان دیپلماتیک :  ما تسلیم هستیم ؛ ما توان مقاومت نداریم و مانند « والرین » امپراتور روم به پای شما « شاپور»های  1+ 5 افتاده ایم ... خواهید بکشید ، خواهید ببخشید .
برای پذیرش تسلیم از سوی ملت و مردم ایران ، به دنبال این « گرا » ، آشکارا اعلام کرد :  حتا حل مساله‌ی آب آشامیدنی مردم نیز بستگی به حل مساله‌ی هسته‌ای دارد ؟!
این سخنان حجت السلام و المسلمین دکتر حسن روحانی ریاست محترم و محبوب جمهوری اسلامی را آقای عابد فتاحی نماینده‌ی حاضر ارومیه در مجلس شورای اسلامی ( معروف به علامه ارومی ) این گونه تفسیر فرمودند : « احساس می‌شود در 12 سال گذشته ، اروپا از ورود ابرهای بارشی به آسمان ایران جلوگیری کرده و از زمان توافق ، آب و هوای کشور به کلی متحول شده است ... به نظر می‌رسد علت خشکسالی‌های اخیر ، جنگ و جدال هسته‌ای بوده است ... بعد از مذاکرات ، شرایط برای احیای دریاچه‌‌‌ی ارومیه ایجاد شده است ... » .
سه شنبه 13 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

یادداشت شماره 754 /  « تدبیر » دولت و « امید » امت

یادداشت شماره 754
                          

« تدبیر » دولت و « امید » امت
پس از آن که رییس مرکز آمار توانست ، به خوبی منویات وزیر اقتصاد و دارایی را برای کاستن « نقطه به نقطه »ی تورم به مورد اجرا گذارد ، برای حل مساله‌ی حقوق‌های نجومی ( در حالی که به گفته‌ی‌ مقام‌های مسئول « محرومان » تنها توان مصرف 4.3 گرم گوشت را در روز دارند ) ، از سوی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ( دارنده‌ی رکود جهانی تصویب برجام در 20 دقیقه ) به ریاست دیوان محاسبات منصوب گردید . و پس از مدت کوتاهی که در کار خود یک « رکورد » به حساب می‌آید ، بر پایه‌ی گزارش ایشان در صحن علنی مجلس شورای اسلامی ، روشن شد که « نجومی‌ها » ( ببخشید ذخایر نظام ) تنها اقلیت کوچکی هستند و در نتیجه این مساله‌ نیز با « تدبیر دولت » و « امید امت » ، به خیر و خوشی به پایان رسید تا راه برای ریاست جمهوری ریاست محترم مجلس شورای اسلامی در 4 سال آینده هموارتر گردد .
مشکل بزرگ دیگر کشور ، بیکاری است که آن هم قرار است در آمارگیری نفوس و مسکن ، با نبود گزینه‌ی « بیکار » در پرسش‌نامه‌ها ، حل شود . البته در کشوری که هر کس می‌تواند تنها با یک ساعت کار در هفته ( 4 ساعت در ماه )  هزینه‌ی خود و خانواده و افراد تحت تکفل احتمالی را نیز تامین کند ، ‌سخن از « بیکار » و « بیکاری » بحثی بی‌مورد و بی‌محتواست .  
برای امیدبخشی  بیش‌تر به « امت » و نشان دادن « تدبیر دولت » ، روزنامه‌ها اعلام کرده‌اند که : «حدود عیدی سال 95 کارکنان دولت ، 750 هزار تومان » خواهد بود ( برابر با مصرف گوشت سالانه‌ی 9 محروم ) .
البته ؛ چه غم اگر بدانیم که سود 25 تا 35 میلیارد دلار قاچاق کالا ( بدون مواد مخدر ) در سال ، میان 60 تا 85 میلیارد دلار  یا 210  هزار میلیارد تومان تا 280 هزار میلیارد تومان می‌باشد ؛ البته صاحبان این درآمد ها که برخی از آنان را « امت امیدوار » می‌شناسند و همه‌ی آنان برای « دولت تدبیر » شناخته شده‌اند حتا با هفته‌ای چند دقیقه کار هم می‌توانند زندگانی اشرافی برای خود و خانواده و نیز افراد احتمالی تحت تکفل ایجاد کنند . با این شرایط ، حذف گزینه‌ی « بیکار » از پرسشنامه‌ی آماری ، کاری است درست و « به حق » و مهم‌تر از آن ، عملی است « انقلابی » .
 از یاد نبریم که جمع اعتبارات عمومی بودجه سال 1395 مبلغ 267 هزار میلیارد تومان است ؟!
دوشنبه 12 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 753 /  « وطن فروشی »

یادداشت شماره 753
                                          

« وطن فروشی »
سر‌انجام پس از گذشت 37 سال ، یک تن از روحانیان دولت‌مدارِ جمهوری اسلامی ، از « وطن » در قالب « وطن‌فروشی » سخن گفت ؛ اما بسیار دیر و پس از گذشتن «‌کار از کار » یا « مرگ سهراب » .
آقای آیت‌الله جنتی رییس مجلس خبرگان رهبری و دبیر شورای نگهبان ، با تاکید بر این که مردم فرزندان خود را فدا کرده‌اند تا شاهد سلطه و نفوذ استکبار در ایران نباشند ، گفتند : « ‌این که با غرب معامله و مذاکرات سیاسی داشته باشیم ، وطن ‌فروشی است »‌ .
این سخن ، امروز دیر است ؛ می‌بایست در چهارسال پیش زده می‌شد که جواز مذاکره با آمریکا از سوی جمهوری اسلامی صادرشد و حتا برای کشاندن آمریکا  به پای میز مذاکره ، گفته می‌شود که 10 میلیارد دلار حق « پاندازی » به سلطان عمان پرداخت شده است  .
این سخن ، امروز دیر است ؛ می بایست روزی زده می‌شد که رییس جمهور « صدا کلفت می‌کرد » و مخالفانِ « وطن‌فروشی » را بی‌سواد و کم‌سواد و بی‌شناسنامه و بی‌هویت و تازه به دوران رسیده می‌خواند و آنان را به جهنم حواله می‌داد .
این سخن ، امروز پس از « مرگ وطن » دیر است ؛ می‌بایست روزی گفته می‌شد که برای آماده کردن مذاکره و معامله با عرب ، جامه‌ی پهلوانی به تن وزیر امورخارجه و رییس سازمان انرژی هسته‌ای می‌پوشانیدند و آنان را « پهلوان هسته‌ای » می‌نامیدند .
این سخن ، امروز دیر است ؛ می بایست روزی زده می‌شد که دختران و پسران کرایه‌ای را سوار بر خود‌روهای لوکس با ساز و ضرب و رقص و پای‌کوبی برای نمایش « پیروزی » هسته‌ای ، در خیابان‌ها به « کارناوال » وا می‌داشتند .
این سخنان ، می‌بایست روزی گفته می‌شد که قرار بود « ترکمان‌چای هسته‌ای » را در عرض 20 دقیقه و با ترساندن نمایندگان از « حکم » به تصویب ‌برسانند .
آقای آیت‌الله جنتی : اما امروز ، به راستی خیلی دیر است و نه تنها صنایع پرتوان هسته‌ای کشور به نابودی کشانده شد ؛ بلکه با از دست رفتن توان بازدارندگی هسته‌ای ، ایران در معرض « باج‌خواهی » هسته‌ای قرار گرفته است و با پذیرش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) دولت جمهوری اسلامی « حاکمیت محدود » را پذیرفته است ...
آقای آیت‌الله جنتی :  اگر به راستی به گفته‌ی خود در باره‌ی « وطن » و « وطن‌فروشی » باور دارید ؛ در راه بر طرف کردن « وطن‌فروشی » ، دست در دست مردم بگذارید و این امکان را فراهم کنید تا در یک همه‌پرسی ( رفراندوم ) مردم در باره‌ی وطن و وطن‌فروشی ، ‌خود تصمیم بگیرند .
یک شبنه 11 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 752
    

  چرا شکر نعمت نمی کنید ؟ ( حسن روحانی رییس جمهور )
                   « برهر نعمتی شکری واجب » ( سعدی )
به دنبال یادداشت دیروز ، یک تن از یاران هم‌اندیش به من گفت : چرا شکر همه‌ی نعمت‌های ریاست محترم و محبوب جمهوری را به جای نیاوردی ؛ مگر فراموش کرده‌ای که « سعدی » در دیباچه‌ی گلستان می‌فرمایند : « بر هر نعمتی شکری واجب » ؟! گفتم چنین است ؛ اما نعمت‌های جمهوری اسلامی و به ویژه ریاست جمهوری حاضر چندان است که برای به جای آوردن شُکر آن‌ها ، باید آن 5000 تریلری که روزانه تنها از یکی از بندرهای ایران « قاچاق » بار می‌کنند ، در سرتاسر سال به خدمت‌گیریم و « شُکر » ، بار آن‌ها کنیم ، باز کم است .
خواهشمندم « شُکر » را با « شِکر» اشتباه نفرمایید که خدای ناکرده ممکن است « دل‌نازک » سلطان و سلطان‌زادگان شکر ، به درد آیند و باز هم بر بهای شکر بیفزایند !
اما « شُکر»‌ی که باید به خواسته‌ی آن یارِ هم‌اندیش به جای آورم ، بازسازی خانه‌ی « شعبان بی‌مخ » و اختصاص آن به «خانه‌ی احزاب ایران » طی یک تشریفات رسمی با حضور مقامات است .
چنان که می‌دانیم «‌شعبان بی‌مخ » از سرکردگان اراذل و اوباش بود که با دریافت پول از سازمان « سیا » و دربار ، در کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 امرداد ، نقشِ اساسی داشت . چنان‌که نوچه‌ها و اطرافیانش ، او را   « تاج‌بخش » صدا می‌کردند .
برای تکمیل این «‌شکر عظما » در راستای زنده نگاهداشتن نام عوامل داخلی کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 امرداد ، افزون بر « شُکرِ » بی‌پایان از گذاردن نام آیت‌الله کاشانی بر خیابان‌ها ، بلوارها و مجتمع‌ها در سرتاسرکشور ، چه نیکوست که ریاست محترم و محبوب جمهوری ، اوامر موکد صادر فرمایند تا خانه‌ی بانوی محترمه « پری آژدان‌قزی » نیز که در کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 امرداد ، رهبری بانوان محترمه‌ را عهده‌دار بودند ، پس از « بازیافت » و « بازسازی » در اختیار فعالیت های « سازنده » قرار داده شود .
جناب آقای روحانی ریاست محترم و محبوب جمهوری اسلامی : با شُکر‌گذاریِ پیشاپیش که دلِ نازکتان هنوز از ناشکری مردم قزوین ، به درد است ، توفیقات حضرت‌عالی را برای فراهم‌آوردن موجبات «‌شُکرگزاری » همگان و به ویژه « 28 امردادیان » را بیش از پیش ، آرزومندم .
شنبه 10 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 751 /  من لم یشکرالمخلوق لم یشکرالخالق  چرا شکر نعمت نمی‌کنید ؟!


یادداشت شماره 751
                      

من لم یشکرالمخلوق لم یشکرالخالق
                              چرا شکر نعمت نمی‌کنید ؟!
در سفر ریاست جمهوری محبوب به کرمانشاه ، چنان مردم هنگام سخنان « گهربار » ایشان به هیاهو پرداختند که وجودِ « نازک »شان آزرده شد و با صدای « دورگه » بر خلق بانگ زدند که: « چرا گوش نمی‌کنید » ؟ .
 در سفر چند روز پیش به قزوین نیز که از عدم برپایی مراسم « شکرگزاری » از سوی مردم این سامان ، دگربار ، دلِ نازک ایشان به درد آمده بود ، با لحنی ملتمسانه ، بر مردم بانگ زدند که « چرا شکر نعمت نمی‌کنید » ؟
راستی را ، بر پایه‌ی گفتار حکیمانه‌ی بالا یعنی : « کسی‌که نعمت‌دهنده از مخلوقات را شکرگزار نباشد ، شکرگزار خداوند نیز نخواهد بود » و مردم قزوین این چنین کردند تا جایی‌که ریاست محبوب جمهور ، مردم را به ادای این فریضه فرا خواندند ؛ اما کو ، گوش شنوا و چشم بینا و زبان گویا ؟!
اما من با صدور فرمان ریاست جمهور محبوب ، دارنده‌ی کلیدِ گشاینده‌ی همه‌ی ‌قفل‌ها و صاحب تدبیرِ همه‌ی تدبیرها و به راستی ، امیدِ همه‌ی امیدها ، از سوی خود و یاران بی‌شمار هم‌اندیش ، برای نعمت‌های فراوانی که نه در وصف آیند و نه در بیان گنجند ، مراتب سپاس‌گذاری و شکرگزاری را اعلام می‌دارم، از جمله :
 شُکرِ گشودن فرجامین پیچ‌ و مهره‌های صنایع هسته‌ای ایران با پشت‌کار و تلاش خستگی ناپذیر : از           « تسلیم‌نامه‌ی سعدآباد » تا ننگ‌نامه‌ی ترکمان‌چای ژنو  و تا رسیدن به « برجام » یا « برنامه‌ی جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران » .
 شکرگزاری از این که آقای باراک حسین اوباما بر اثر کوشش‌های مجدانه‌ی حضرت‌عالی ، در فرجامین سخن‌رانی‌اش در مجمع عمومی سازمان ملل با افتخار اعلام کرد : « ما صنایع هسته‌ای ایران را از کار انداختیم » .
ما شکرگزاریم که با تلاش شبانه‌روزی و بی‌ایست آن وجود گران‌قدر ، « پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای » کشور از دست رفت و ایران در معرض « باژخواهی‌هسته‌ای » قرار گرفت . صدالبته جای شکر دارد که رییس کل بانک مرکزی دولت شما اعلام می‌کند که دست آورد ایران از برجام « کمابیش هیچ » است . پهلوانان هسته‌ای دولت ابدمدت شما یعنی پهلوان محمد‌جواد ظریف و پهلوان سیدعلی‌اکبر صالحی اعلام می‌کنند که واقعا آمریکا به تعهدات خود عمل نکرده است و دبیر شورای عالی امنیت ملی، می‌گوید : « تجربه‌های مختلف در مذاکرات هسته‌ای و تحولات منطقه‌ای به ما ثابت کرده که اعتماد به آمریکا چه در موضوع آتش‌بس در سوریه و چه در رفع تحریم های اقتصادی ، حرکت به سوی سرآب است » . ما با صدای بلند ، شکرگزاریم که سال هاست حضرت‌عالی ، کشور و مردم ایران را  به سوی « سرآب » هدایت می‌فرمایید.
ما شاکر و شکرگزاریم که آن وجودِ مغتنم ، « ذخایر » نظام را در همه‌ی این سالیان در پناه خود گرفته‌اند تا هرچه بیش‌تر غارت کنند و چپاول نمایند .
 ما باید روز و شب ( در بیداری و خواب ) شُکرِ کمابیش 35 میلیارد دلار قاچاق در سال را که منبع سود دست‌کم 70 میلیارد دلاری برای « ذخایر » است ، به جا آوریم . ما شکر گزار و شاکریم که به دست‌ِ توانای شما ، کارخانه‌ی ارج را نابود کردند و به جای ، آن به نام نامی شما ، کارخانه‌‌ی سامسونگ را افتتاح کردند تا این افتخار در تاریخ صنعت ایران به نام آن ریاست جمهورِ محبوب ثبت گردد .
نه تنها نسل ما ؛ بلکه نسل‌های گذشته و آینده نیز شکر گزاراند که به دست توانای شما ، قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتا سر کشور تعطیل شد و کشور به دوران پایان قاجاریه ( پیش از مشروطیت ) و عهد      « امتیاز » ها ، بازگشت داده شد . هم‌چنین است شکر واگذاری خودروسازی ملی پس از بیش از 50 سال تلاش ، به فرانسویان عزیز ؟! . بازهم شکرگزاریم برای واگذاری خاک کشور به بیگانگان در چابهار که می‌تواند آغاز میمون و مبارکی برای واگذاری‌های بیش‌تر باشد .
 شکر این نعمت می‌گذاریم که پشتیبان اصلی شما در حکومت یعنی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، خواستار خلع‌سلاح کلی کشور می‌شود و سکوت شما نیز « علامت رضا »ی حضرت‌عالی است .
 البته شکر این که محرومان کشور در سال می‌توانند 1600 گرم و یا روزانه 4.3 گرم گوشت بخورند ، در حالی‌که فرماندار دولت شما اعلام می‌کند که « ما اهل شیشلیک و کبابیم » و معاون حضرت‌عالی در مراسم پخت بزرگ‌ترین شیشلیک جهان ( یا خوراک سالانه‌ی آن گروه از محرومان ) ، عکس یادگاری می‌گیرد ؛ نه تنها بر عهده‌ی مردم قزوین بلکه به گردن همه‌ی ایرانیان است که روز و شب دست‌ِ دعا به آسمان بلند کنند و با وارد کردن « اسفند » از چین ، در هر شبانه‌‌‌‌روز ، برای دورکردن « چشم‌ِبد » از آن وجود مبارک ، اسفند دود کنند .
از سوی دیگر ، از دانش‌جویان عزیر که « ماله طلایی » را حضورتان تقدیم کردند ، تا بتوانید بر روی همه‌ی این نابسامانی‌ها که « یک‌هزارم » آن‌هم گفته نشد ، ماله بکشید و مردم ایران را مورد بازخواست قرار دهید که : چرا شکر نعمت نمی‌کنید » ؟! سپاس‌گزاریم .
آدینه 9 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 750  / آماری گیری ناراست ، نتیجه‌‌ی « دروغ »

یادداشت شماره 750
                      

آماری گیری ناراست ، نتیجه‌‌ی « دروغ »
از روی کنجکاوی ، سری به دیدارگاه سرشماری الکترونیک نفوس و مسکن مرکز آمار ایران زدم . با دیدن ترکیب پرسش‌ها در زمینه‌ی اشتغال که در آن گزینه‌ای برای « بیکار » و « بیکاری » وجود ندارد ، تازه مفهومِ پوشیدن   « تیتیش‌مامانی » رییس سازمان برنامه و زیردستانش یعنی رییس مرکز آمار و معاونان و کارشناسان و شرفیابی پیش از آغاز سرشماری و نیز سخنان تحکم‌آمیز رییس‌جمهور که هیچ‌ دستگاهی غیر از مرکز آمار ایران ، حق انتشار آمار ندارد و ... را دریافتم .
مانند تورم که به دروغ آن را « نقطه به نقطه » با زبان پایین می‌آورند ، با دادن عنوان « ذخایر نظام » مفسدان و چپاول‌گران اموال مردم را از هرگونه « پی‌گرد » معاف می‌کنند و با نمایش کشف چند تریلر قاچاق و نابود کردن یکی دو وانت « به اصطلاح قاچاق » ؛ با حذف گزینه‌ی « بیکار » از پرسشنامه آمارگیری نفوس و مسکن ،  نه تنها « بیکاری » بلکه واژه‌ی « بیکار » را نیز از واژ‌ه‌نامه‌های کشور ، خواهند زدود .
راستی را ، با دروغ تاکی و تا کجا ؟!  
پنج‌شنبه 8 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یاددشت شماره 749/ سخنی با امیر سرتیپ پوردستان ، فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی

یاددشت شماره 749
           

   سخنی با امیر سرتیپ پوردستان ، فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی
دیشب ، بیننده و شنونده‌ی بخش‌هایی از سخنان امیر سرتیپ پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بودم و امروز نیز این سخنان را در روزنامه‌ها خواندم . از دلیری ایشان که باید از ویژگی‌های هر « لشگری » باشد ، بی‌اندازه لذت بردم . امیر پوردستان گفتند : « اگر تهدیدی صورت گیرد ، هم مهاجمین و هم کشورهایی که از آن ها حمایت می‌کنند ، پاسخی سخت دریافت خواهند کرد ؛ چرا که ما با هیچ کشوری تعارف نداریم » .
ایشان افزودند : « دکترین نظامی ما دفاعی و مبتنی بر بازدارندگی است ... متجاوزین نیز بدانند اگر ضربه‌ای وارد کنند ، ضربه‌های سخت‌تری دریافت خواهند کرد » .
اما پرسش من و بسیاری دیگر ، از امیر پوردستان این است که با توجه به این که دکترین نظامی ارتش جمهوری اسلامی دفاعی و مبتنی بر بازدارندگی است ، امکانات بازدارندگی نیروهای مسلح ایران ( اعم از ارتش و سپاه ) در برابر تهاجم هسته‌ای ، کدام اند و کدام توان هسته‌ای بازدارنده را در اختیار دارید تا « متجاوزین بدانند اگر ضربه‌ای وارد کنند ، ضربه‌های سخت‌تری دریافت خواهند کرد » ؟!
امیر پوردستان : سخنان شما ، شاید در یک نبرد کلاسیک ( بدون کاربرد جنگ‌افزار هسته‌ای ) تا حدودی درست باشد ؛ اما در نبرد هسته‌ای که با پذیرش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) که از آن به نام « ترکمان‌چای هسته‌ای ) نیز نام برده می‌شود و در نتیجه امکانات بازدارندگی هسته‌ای کشور از میان رفته است ، دیکر معنایی ندارد .
هم چنین امیر ، از یاد نبرید که دیگر از نیروی‌هوایی ارتش که در سال 1357 سومین قدرت هوایی جهان بود و در سال 1359 با وجود زخم‌های بسیاری که در جریات انقلاب بر پیکر این نیروی واردشده بود ، توانست « 140 [ 200 ] فروند را آماده‌ی پرواز به سوی عراق کند » خبری نیست ؟!
امیر پوردستان و دیگر امیران و سرداران : حقیقت را به ملت و مردم ایران بگویید تا شاید بتواند پیش از بروز « فاجعه » فکری برای پیش‌گیری از « فاجعه » بکنند .
سه‌شنبه 6 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 748 / پرسش برخی مردم کوچه و بازار از آقایان امیران و سرداران در هفته دفاع مقدس

یادداشت شماره 748
               

  پرسش برخی مردم کوچه و بازار از آقایان امیران و سرداران در هفته دفاع مقدس
گشایش خط تولید نخستین موشک سوخت جامد نقطه‌زن با برد 700 کیلومتر ، در میان این‌همه پریشانی و « پس‌رفت » در همه‌ی زمینه‌ها ، از اخلاق گرفته تا اقتصاد ، اجتماع ، سیاست خارجی ، سیاست داخلی هم‌راه با فساد گسترده در همه‌ی زمینه‌ها که یک نماد آن ، لایحه‌ی تشدید مجازات قاضیان دادگستری می‌باشد ، خبرِخوبی بود ؛ گرچه نام آن و دیگر موشک‌های تولید داخل ، ایرانی نیستند و می‌توانستند متعلق به کشورهایی مانند اردن ، عمان و تونس و مصر و لیبی و ... حتا حکومت بیابان‌گردان تازی باشند .
اما پرسش برخی مردم کوچه و بازار از آقاین سرداران و امیران که می‌بایست آگاه به همه‌ی فنون جنگ باشند ، این است که آیا این وسایل پدآفندی در یک نبرد هسته‌ای نیز کارآمد هستند و می‌توانند کشور را از گزند دشمنان که مجهز به جنگ‌افزارهای هسته‌ای هستند ، نگاهبانی کرده و در امان دارند ؟! و چنان‌که می‌گویید : دشمن را از تجاوز ، پشیمان کند ؟!
آقایان سرداران و امیران : ژنرال کالین پاول رییس پیشین ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا و نیز وزیر امورخارجه‌ی پیشین این کشور می‌گوید : اسرائیل دارای 200 کلاهک هسته‌ای است که به سوی ایران نشانه رفته‌اند . از سوی دیگر شایعات تایید نشده حاکی است که عربستان خواستار استقرار موشک‌های پاکستانی با کلاهک های هسته‌ای در خاک این کشور می‌باشد .
آقایان امیران و سرداران : از یاد نبرده‌ایم و نبرده‌اید که سال‌ها پیش که پاکستان نخستین آزمایش هسته‌ای را انجام داد ، وزیر امورخارجه‌ی اسلامی ( بدون هرگونه دودلی به دستور مقامات بالای نظام ) به اسلام‌آباد پرواز کرد و « تولد بمب اتمی اسلامی » را تبریک گفت ! ؛ اما هنگامی که قرار شد جمهوری اسلامی ، از هول حلیمِ برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) در دیگِ بیفتد و به عنوان « پیش‌شرط » آغاز گفت‌وگوها ، از کف نهادن پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را اعلام کند ، چرا سکوت کردید و به عنوان ویژگان ( متخصصان ) دانشِ جنگ به تصمیم‌گیران بالای نظام هشدار ندادید که بدون داشتن پدآفند هسته‌ای ، نمی‌توان با کلاهک‌های هسته‌ای رویارویی کرد ؟! اگر گفتید و شنیده نشد ، چرا واکنش نشان ندادید ؟!
آقایان امیران و سرداران : همین دیروز بود که آقای دونالد ترامپ نامزد جمهور‌ی‌خواهان برای رسیدن به کاخ سفید ، در جریان یک گردهم‌ایی ‌انتخاباتی گفته بود : عربستان که نمی‌تواند بمب اتمی بسازد ، پس بخرد ! یا ژنرال کالین پاول می‌گوید که 200 کلاهک هسته‌ای اسرائیل ، ایران را نشانه گرفته است ، شما چه پاسخی برابر ملت و مردم ایران دارید ؟!
دوشنبه 5 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 747  /  « چاکریم »

یادداشت شماره 747
                                            

  « چاکریم »
سرانجام هر دو « پهلوان هسته‌ای » جمهوری اسلامی « لنگ انداختند » :
 یک هفته‌ی پیش ، پهلوان سیدعلی اکبر ( دکتر صالحی ) در گفت‌و گو با روزنامه گاردین چاپ انگلیس ، خستو شد ( اقرار کرد ) که : « غرب واقعا به تعهدات خود عمل نکرد » . دیروز نیز  پهلوان محمدجواد ( دکتر ظریف ) در نشست اندیشکده روابط خارجی آمریکا ، اقرار کرد که : « آمریکا هیچ تلاش واقعی برای اجرای برجام نداشته است » . البته از یاد نبریم که چندی پیش نیز رییس کل بانک مرکزی در همین اندیشکده‌ی شورای روابط خارجی آمریکا ، دست‌اورد ایران از برجام را    « کمابیش هیچ » اعلام کرده بود .
در این میان جای شگفتی است که محمد شریعتمداری معاون اجرایی رییس جمهور ، با صدای بلند و بدون احساس شرم و حیا ، می‌گوید : « بدعهدی‌ها ، از ارزش برجام کم نمی‌کند  » . در حالی‌که اوباما آشکار اعلام می‌کند : « ما صنایع هسته‌ای ایران را از کار انداختیم »‌ ، معاون اجرایی رییس‌جمهور اسلامی که گویی واژه‌‌ی « شرم » را نمی‌شناسد ، در ادامه می‌گوید : « این توافق ، نشان از عقب‌نشینی آشکار و اساسی نظام سلطه دارد » ؟!
در گذشته « جوجه‌جاهل »ها که از گردن کلفت‌ها کتک می‌خوردند ، برای این که خیلی « کنفت » نشوند ، در حالی‌که دنبال شاپویشان می‌گشتند و کت و شلوارشان را که خاکی شده بود ، با دست می‌تکاندند ، پیاپی تعظیم می‌کردند و می‌گفتند : « چاکریم » .
البته معاون رییس‌جمهور که مانند رییس خود و « دور و بری‌«ها در این دوره‌ی نزدیک به 4 سال « نان » برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیبدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را خورده اند  و برای 4 سال آینده نیز « صابون به شکم خود مالیده اند » باید هم پس از این همه کتک خوردن از آمریکا و « خاکی و خلی‌شدن » با صدای بلند ، پشت سرهم بگویند : « چاکریم » ؟!
یک شنبه 4 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت 746  / اندر حکایت سوئیس و شاه سلطان حسین

یادداشت 746
                

اندر حکایت سوئیس و شاه سلطان حسین
چون شورشیان غلزایی که از پشتیبانی مالی ، اطلاعاتی و نیروی انسانی امپراتوری هند برخوردار بودند ، اصفهان را نشانه گرفتند ، شاه سلطان حسین  ، عقلای قوم ( به اصطلاح امروز بخوان : مصلحت نظام ) را فرا خواند و گفت دستور خواهم داد تا از سرتاسر شاهنشاهی از کرانه‌های دریای سیاه تا اوقیانوس هند و از آن سوی رودسند تا بحرین ، سپاه به جنگ اندر آیند و این فتنه را فرو نشانند . همه این رای را پسندیدند ، مگر رییس عقلای قوم یا رییس مجمع مصلحت نظام . وی به سلطان گفت ؛ مگر محمود غلزایی چیزی جز « تاج » طلب می‌کند ، آن را به وی سپاریم و خود را از « شر » هزینه‌های این شمار سپاه ، قورخانه و توپ‌خانه ، پیاده نظام و سواره نظام و اسب و علیق ، امیر و سردار ، آسوده سازیم و پول آن را خرج « سوئیسی‌‌سازی » کشور کنیم . همه را نیک آمد و چنان کردند و برای این که دل محمود را بیش‌تر به دست آورند ، به سفارش رییس مجمع قرار شد که سلطان خود تاج از سر برگیرد و بر سر محمود نهد و چنین کرده شد .
شاه سلطان حسین بی‌نوا هنگامی که به حکم محمود ، طناب انداختند تا او را خفه کنند ، از این حقیقت آگاه شد که «سوئیس» تنها کشوری است که دارای ارتش « مردمی » به مفهوم راستین آن یا « خلق مسلح » است . بدین معنا که خدمت سربازی در این کشور ، اجباری است و پس از پایان خدمت ، جنگ‌افزار سازمانی در اختیار سرباز که تا سن 65 سالگی در آماده‌باش است قرار می‌گیرد که در خانه‌ی خود ، از آن برپایه‌ی دستور عمل‌های لازم نگاهداری کند تا در صورت فراخوان ، سرتاپا مسلح در جای تعیین شده حاضر شود و از همان لحظه‌ی فراخوان آماده نبرد باشد . و دیگر این که هر ساله بر پایه‌ی برنامه ، چند هفته یا چند روز برای آموزس جنگ‌افزارهای نوین و یا شیوه‌های نوین نبرد ، به سربازخانه مراجعه می‌کند و ...
از سوی دیگر ارتش سوئیس یعنی نیروی هوایی و زمینی این کشور به بهترین و پیش‌رفته‌ترین جنگ‌افزارها مجهز است و کشور سوئیس یکی از سازندگان جنگ‌افزار در دنیاست . کشور سوئیس نسبت به جمعیت خود ، صادر کننده‌ی قابل ملاحظه جنگ‌افزار در جهان است و از خریداران عمده‌ی جنگ‌افزارهای سوئیسی کشورهای آلمان ، ایتالیا ، آمریکا ، انگلیس ، هندوستان و اندونزی می‌باشند .
شنبه 3 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

یادداشت شماره 745 /بوسیدن روی قاتل ایرانیان و هم‌تباران و هم‌خانمان کرد و علوی

یادداشت شماره 745

بوسیدن روی قاتل ایرانیان و هم‌تباران و هم‌خانمان کرد و علوی
آقای حسن روحانی رییس جمهور اسلامی در حاشیه‌ی سفر به نیویورک ، با دهان باز و به اصطلاح لبخند بر لب ، خود را به سلطان اردوغان عثمانی رساند و در حالی که چهره‌ی سلطان ، سرشار از انزجار و نفرت بود ، بوسه بر چهره‌ی خون‌آلود وی زد .
آیا آقای حسن روحانی نمی‌داند که : گروهی از نیروهای مستشاری ایرانی و نیز مبارزان حرم ، با گلوله هایی که از سوی حکومت ترکیه در اختیار تروریست ‌ها در سوریه قرار گرفته است و یا تروریست‌های مورد حمایت ترکیه ، کشته شده‌اند ؟!
از سوی دیگر ، حکومت ترکیه با ورود آشکار نظامی به خاک سوریه و اشغال برخی از مناطق این کشور که می‌تواند به تجزیه‌ی سوریه انجامد ، آشکارا در برابر سیاست ایران در راستای نگاهبانی از تمامیت ارضی سوریه ، قرار گرفته است .
از سوی دیگر ، ترکیه هم‌چنان به تجزیه‌ی عراق و پیوند چاه‌های نفت موصل و کرکوک به این کشور می‌اندیشد که آن نیز مخالف سیاست ایران بر پایه‌ی حفظ تمامیت ارضی عراق می‌باشد .
آقای حسن روحانی به نمایندگی از سوی نظام اسلامی ، در حالی صورت‌ِ خون‌آلود رجب طیب اردوغان را می‌بوسد که بدون دودلی از این سخنان سفیر عربستان سعودی در عراق آگاه است . « ثامر اسبهان » در نشستی با برخی چهره‌های سیاسی ، نظامی ، اجتماعی و رسانه‌ای عراق در امان پای‌تخت اردن هاشمی در ماه آوریل 2016 ( اردی‌بهشت 1395 ) گفت : « همه‌ بر سر آن چه توافق کرده‌ایم ، نظرات خود را داده‌ایم ... امور به شکل گسترده‌ای تغییر کرده است ... آن چه از سال 2003 تاکنون دیده‌اید ، صرفا پیش‌غذا بوده است ... به زودی غذای اصلی سرو می‌شود و عراق واویلا می‌شود » .
وی در دنباله افزود : « به زودی ترکیه عملیات نظامی در موصل انجام خواهد داد . هیات‌های آمریکا به ترکیه صف کشیده اند و صف می‌کشند تا بر سر این موضوع ، به توافق برسند ... آمریکایی‌ها با ترک‌ها به توافق رسیده‌اند که نیروهای ترکیه وارد رقه [ مرکز داعش ] در سوریه شود و هم‌زمان موصل را تصرف کند تا غوغایی در افکارعمومی عراق به وجود نیاید » .
این بخشی از ماجراست . در این میان روسیان با « دو دوزه‌بازی» منافع ایران در سوریه ، عراق  و شاید جاهای دیگر را ، به « نوعثمانی »ها فروخته اند و با ندانم‌کاری و شاید « دانم‌کاری » حاکم بر دستگاه‌های تصمیم‌گیر جمهوری اسلامی ، از رییس مجمع تشخیص مصلحت گرفته که در این هنگامه‌ی سخت ، از لزوم خلع‌سلاح نیروهای مسلح کشور سخن می‌گوید تا دبیر شورای امنیت‌ملی که سرگرم حضور در آیین رونمایی از ارکستر و گروه کُر خانه‌‌‌‌‌ی هنرمندان و انتقاد از توهین به هنرمندان است  و مجلس شورای اسلامی که به نظر می‌رسد به نقش « دست‌چندم » خود رضایت داده است و ... ، انسان را به یاد هنگامه‌ی اصفهان در دوران شاه‌سلطان‌حسین ، می‌اندازد .
پنج‌شنبه یکم مهرماه 1395 ( برابر با جشن مهرگان ) ـ
هوشنگ طالع