یادداشت شماره 753 / « وطن فروشی »
« وطن فروشی »
سرانجام پس از گذشت 37 سال ، یک تن از روحانیان دولتمدارِ جمهوری اسلامی ، از « وطن » در قالب « وطنفروشی » سخن گفت ؛ اما بسیار دیر و پس از گذشتن «کار از کار » یا « مرگ سهراب » .
آقای آیتالله جنتی رییس مجلس خبرگان رهبری و دبیر شورای نگهبان ، با تاکید بر این که مردم فرزندان خود را فدا کردهاند تا شاهد سلطه و نفوذ استکبار در ایران نباشند ، گفتند : « این که با غرب معامله و مذاکرات سیاسی داشته باشیم ، وطن فروشی است » .
این سخن ، امروز دیر است ؛ میبایست در چهارسال پیش زده میشد که جواز مذاکره با آمریکا از سوی جمهوری اسلامی صادرشد و حتا برای کشاندن آمریکا به پای میز مذاکره ، گفته میشود که 10 میلیارد دلار حق « پاندازی » به سلطان عمان پرداخت شده است .
این سخن ، امروز دیر است ؛ می بایست روزی زده میشد که رییس جمهور « صدا کلفت میکرد » و مخالفانِ « وطنفروشی » را بیسواد و کمسواد و بیشناسنامه و بیهویت و تازه به دوران رسیده میخواند و آنان را به جهنم حواله میداد .
این سخن ، امروز پس از « مرگ وطن » دیر است ؛ میبایست روزی گفته میشد که برای آماده کردن مذاکره و معامله با عرب ، جامهی پهلوانی به تن وزیر امورخارجه و رییس سازمان انرژی هستهای میپوشانیدند و آنان را « پهلوان هستهای » مینامیدند .
این سخن ، امروز دیر است ؛ می بایست روزی زده میشد که دختران و پسران کرایهای را سوار بر خودروهای لوکس با ساز و ضرب و رقص و پایکوبی برای نمایش « پیروزی » هستهای ، در خیابانها به « کارناوال » وا میداشتند .
این سخنان ، میبایست روزی گفته میشد که قرار بود « ترکمانچای هستهای » را در عرض 20 دقیقه و با ترساندن نمایندگان از « حکم » به تصویب برسانند .
آقای آیتالله جنتی : اما امروز ، به راستی خیلی دیر است و نه تنها صنایع پرتوان هستهای کشور به نابودی کشانده شد ؛ بلکه با از دست رفتن توان بازدارندگی هستهای ، ایران در معرض « باجخواهی » هستهای قرار گرفته است و با پذیرش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) دولت جمهوری اسلامی « حاکمیت محدود » را پذیرفته است ...
آقای آیتالله جنتی : اگر به راستی به گفتهی خود در بارهی « وطن » و « وطنفروشی » باور دارید ؛ در راه بر طرف کردن « وطنفروشی » ، دست در دست مردم بگذارید و این امکان را فراهم کنید تا در یک همهپرسی ( رفراندوم ) مردم در بارهی وطن و وطنفروشی ، خود تصمیم بگیرند .
یک شبنه 11 مهرماه 1395 ـ هوشنگ طالع