یادداشت روز (‌شماره 92 )

« بچه های محل »

در جهانی که کشور‌های جهان درپی شکار مغز‌ها و مدیران برتر هستند ، در جمهوری اسلامی معیارهای دیگری برای گزینش مدیران وجود دارد . در همه‌ی جهان مدیران برپایه‌ی دانش ، خرد ، پیشینه و کارآیی برگزیده می‌شوند و اگر در درون کشور یافت نشود ، دست نیاز به سوی بیرون دراز می‌کنند و با حقوق و مزایای گزاف این افراد را به خدمت می‌گیرند ؛ اما به نظر می‌رسد که در بسیاری موارد ، مساله در این‌جا دگرگونه است و مشکل این جاست که حتا نمونه‌های موفق هم نمی‌تواند اندکی از چشمان به خواب رفته و شاید « کم‌بینا »‌ ی برخی صاحبان قدرت و تصمیم‌گیران را باز کند . نمونه‌ی موفق گزینش مدیر لایق ، انتخاب یک مربی خارجی برای والیبال ایران است که در عرض زمان کوتاهی ایران در ردیف چند کشور برتر جهان در رشته‌ی والیبال قرارگرفت .

بهره‌گیری از مربیان و حتا ورزشکاران خارجی در میان باشگاه‌های ورزشی متداول است . این امر بدان معناست که در این زمینه کمبود داریم و برای جبران آن دست نیاز به بیرون از کشور دراز می‌کنیم . امروزه حتا در رشته‌ی کشتی که ورزش ملی و کهن ما است ، باشگاه‌های کشور و حتا باشگاه‌های شهرستان‌های متوسط از کشتی‌گیران خارجی در ترکیب ورزشکاران خود بهره می‌گیرند .

پل طبقاتی صدر که در حقیقت پروژه‌ی انتخاباتی شهردار برای رسیدن به ریاست جمهوری بود ، با یاری کارشناسان ،‌مهندسان و حتا تکنیسن‌های چینی به پایان رفت که هیچ ایرادی ندارد .

شرکت‌های بزرگ ملی و چندملیتی ، هرگز در زمینه‌ی گزینش مدیران به « محل تولد » وی کاری ندارند ؛ بلکه در این گزینش به دانش ، خرد ، پیشینه‌ی کاری ، کارآیی و بهره‌وری توجه دارند . مدیران ژنرال موتورز در اوج قدرت ، هیچ‌کدام اهل شهر «دیترویت »‌ نبودند و این که اهل کجا هستند و حتا چه تباری دارند هیچ اهمیتی نداشت . در گزینش مدیران خودرو سازهای مهم جهان مانند تویوتا ،‌بنز ، ب ام و یا فولکس واگن ، چیزی که مطرح نیست « محلی بودن » آنان است . در زمینه‌ی گزینش مدیران شرکت‌های بزرگ ‌نیز از روش «‌ لیاقت » بهره گرفته می‌شود و نه « محلی »‌ بودن وی . مهم سود و بهره‌وری است نه « خاستگاه » ‌مدیر . این چنین است که شمار ایرانیانی که  در « ناسا »‌ به‌کار گرفته شده‌اند ،‌بسیار چشمگیر‌اند  . زیرا در آن جا معیار دانش ،‌خرد ، پیشینه‌ی شغلی و بهره‌وری است و نه « ‌بچه محل » بودن  . این گونه است که پزشکان ایرانی نشسته در بیرون از کشور ، ریاست بیمارستان های بزرگ و بخش های مهم بیمارستانی را عهده دار هستند و ...

اما در بسیاری موارد در این جا ،‌اداره امور وزارت‌خانه‌ها ، مدیریت‌ها ، نهادها ،‌معاونت‌ها و ... نه برپایه‌ی تخصص و کارآیی و توانایی ؛‌ ‌بلکه برپایه‌ی « رابطه » ‌‌قرار دارد که نتیجه آشکار آن عقب افتادگی کشور در زمینه‌های گوناگون است . از سوی دیگر اگر مدیری هم خوب باشد ، در تغییر و تحول‌ها وی را کنار می‌گذارند و یکی از عوامل خود را به جای وی می‌گمارند . در دولت یازدهم عامل زیان‌بار دیگری هم بر این عوامل افزوده شده است و آن عامل « ‌بچه محل »‌ بودن است  که گویا قرار است در این دولت نقش نخست را در گزینش مدیران بازی کند .

یکی دو روز پیش یک تن از «‌‌ اصحاب کهف »‌که چون کرسی‌های وزارت پرشده بود ، کرسی «‌ مشورت » برای ایشان آماده کرده‌اند ،‌در گفته‌ای از سر نادانی و مغایر با همه‌ی اصول مدیریت و بسیار زیان بار برای کشور اعلام کرد که حسب منویات مقام ریاست جمهوری محترم ، رییس و اعضای هیات مدیره‌ی مناطق آزاد از « ‌بچه های محل » انتخاب شدند ؟!

 راستی کشور را به کجا می‌برند . می دانند و آگاهانه عمل می‌کنند و یا نمی‌دانند که چه می‌کنند ؟

 

                                                         شانزدهم آذرماه 1392

                                                         هوشنگ طالع