یادداشت شماره 931 /چو با سفله گویی به لطف و خوشی / فزون گرددش کبر و گردن کشی (سعدی )

چو با سفله گویی به لطف و خوشی / فزون گرددش کبر و گردن کشی (سعدی )
اعلام و پیروی از سیاست « نرمش قهرمانانه ، به گزافترین بها برای ملت و مردم ایران تمام شد و تمام خواهد شد .
نخستین میوهی تلخ آن « برجام » ( برنامه اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) یا به گفتهی دیگر « مادر ترکمان چایها » بود .
کوتاه آمدن در برابر آمریکا با وجود فریادهای « مرگ بر آمریکا » ، به همهی بازیگران جهانی آموخت که دولت جمهوری اسلامی ناتوانی خود را زیر نقاب « نرمش قهرمانانه » پنهان کرده است و توان دفاع از منافع ملی ایران ، ملت ایران ، مردم و سرزمین ایران را ندارد .
این گونه بود که انساننمایان سعودی ، بازیِ زشتی را آغاز کردند که به گامهای تروریستی دیروز در تهران کشیده شد . نخست آنان برای آزمایشِ میزان « واکنش نشاندهی » جمهوری اسلامی ، دو نوجوان را در فرودگاه به اصطلاح بینالمللی جده ، مورد تجاوز از سوی پلیس فرودگاه قرار دادند که البته با واکنش لازم از سوی جمهوری اسلامی روبرو نگردید . شایان دانستن است که این جنایت شنیع بر پایهی فتوای یکی از مفتیان وهابی عربستان انجام گرفت ؛ در حالی که هیچ یک از مفتیان در عربستان سعودی بدون موافقت حکومت ، نمیتوانند فتوا صادر کنند ؟!
سپس آنان ، چند تن از ایرانیان از جمله یک دانشمند ارزشمند کشور را در مکه با صحنهسازی سقوط جرثقیل ، به قتل آوردند ؛ اما باز هم واکنشی نشان داده نشد . از این رو ، انساننمایان سعودی به این نتیجه رسیدند که جمهوری اسلامی بیش از حد « نرمش » کرده است و توان نشان دادن « سختش » ندارد و نیز این که برای دولت جنمهوری اسلامی و مسئولان سازمان حج و زیارت « درآمد » از محل اعزام حجاج به مکه مهمتر از « شرف » ، « عزت » و نیز « امنیت » آنان است . با توجه به نرمی بیش از حد جمهوری اسلامی ، حکومت زادهی استعمار عربستان ، مرحله دیگری را به اجرا گذارد و در این مرحله با برنامهریزیهای انجام شده ، کمابیش پانصد ( 500 ) تن از هممیهنان ما را در کمال خونسردیِ توام با لذت و احساسِ « ثواب » قتلِ عام کردند ؛ اما واکنش جمهوری اسلامی ، کمابیش چیزی در حدِ « صفر » بود .
حتا برای ابراز « نرمش » بیشتر ، چند جوانِ غیرتی که با استفاده از نبود نیروهای انتظامی و امنیتی ، چند سنگ به در و دیوار کنسولگری و سفارت عربستان زده بودند ، بازداشت کردند ، به محاکمه کشاندند و محکوم کردند ؟! البته کار آنان قابل توجیه نیست ؛ اما واکنش نامناسبی بود ، به بیعملی جمهوری اسلامی در برابر تجاوز علنی به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه به اصطلاح بینالمللی جده ، آنهم از سوی پلیس سعودی و بر پایهی فتوا و نیز کشتار در مکه و منا .
پاسخ جمهوری اسلامی تنها چند « هارت و پورت » بود و برای این که به طرف بفهمانند که این « هارت و پورت » ها خوراک داخلی دارد ، با واسطهتراشی به بهانهی اعزام حجاج ، خود را به عربستان رساندند و کار را به جایی رساندند که حتا انساننمایان سعودی حاضر نشدند تا پرچم جمهوری اسلامی را نیز در کنار پرچم خودشان روی میز مذاکره قرار دهند . این چنین بود که وزیر امورختارجهی حکومت انساننمایان سعودی اعلام کرد که : جنگ را به درون ایران میکشانیم » . در اینجا نیز « نرم تنان » حتا نخواستند با استناد به منشور سازمان ملل متحد ، درخواست تشکیل نشستِ شورای امنیت برای محکوم کردن عربستان سعودی به خاطر تهدید صلح از سوی حکومت این کشور شوند .
این علایم ضعف و « نرمتنی » ، دایناسورهای سعودی را بر آن داشت تا گام های بلندتری در زمینهی کشاندن جنگ به درون ایران بردارند . فاجعهی کشتار 10 تن از مرزبانان در مرزهای پاکستان و ناپدید شدن یک تن دیگر از آنان ، کشتار مرزبانان در مرز با ترکیه که در اثر آن یک افسر ارشد ایرانی با درجهی سرگردی به شهادت رسید ، در همین راستا ارزیابی میگردد ؛ اما واکنش جمهوری اسلامی ، آن هم از زبان وزیر کشور این بود که : صبر ما هم اندازهای دارد ؟!
این همه ضعف و سستی ، انساننمایان سعودی را گستاختر کرد و به اصطلاح خودشان « جنگ » را به درون تهران کشاندند ...
پاینده ایران
پنجشنبه 18 خرداد 1396 ـ هوشنگ طالع
@hotale