یادداشت شماره 921 / فاجعه به دنبال فاجعه ؟!

فاجعه به دنبال فاجعه ؟!
جان هزاران هزار کارگر و مردم کوچه و بازرا ، فدای یک تارِ موی « ذخایر نظام »
در نخستین ساعت های بامداد روز دوشنبه ( یکم خرداد 1396 ) کورهی ذوب آهن روستای فیروز آیاد ( یاسوج / استان کهکیلویه و بویراجمد ) ترکید و 9 تن از کارگران سوختند . سه تن از آنان با 100 درصد سوختگی به شیراز و سه تن با 70 و 45 درصد سوختگی به اصفهان گسیل شدند .
این درحالی است که علت اصلی این فاجعهی انسانی ، نداشتن جامهی ضدآتش , دستکش و عینک و کفش ویژهی کار در پای کوره بوده است . در فیلمی که از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد ، کارگران با « دمپایی »در این یگان ( واحد ) گداز آهن کار میکردند و به خبرنگار سیمای جمهوری اسلامی میگفتند که بسیاری حتا بیمه نیز نیستند ؟!
این فیلم ، سند گویایی است که دادستان میتواند حکم بازداشت وزیر تعاون ، کار و رفاه اجتماعی و مدیرعامل کارخانه فیروزآباد را صادر کند ؛ زیرا بر پایهی این فیلم ، وزیر تعاون ، کار و رفاه اجتماعی در کنار مدیرعامل کارخانه ، مسئول اصلی این جنایتاند ؛ اما دست هرسه قوه در یک کاسه است و تا جمهوری اسلامی هست ، مردم ، یا باید در مکه و منا بمیرند ، یا در ایستگاه « هفت خوان » از بین بروند ؛ یا در پلاسکو زندهزنده بسوزند یا در کان ذعال سنگ آزادشهر خفه شوند و بمیرند یا در کنار کوره ذوب آهن فیروزآباد بسوزند ؛ یا در گور بخوابند ، در کارتن بخوابند و سقف بالای سرشان نداشته باشند ، از هر هفت نفر ایرانی ( برپایهی آماری که در مناظرهها گفته شد ) یک نفر در حاشیهی شهرها ، به جای زندگی « مُردگی »کند ، میلیونها جوان با موادمخدری که هنوز خواهر دوقلوی محمدرضا شاه وارد میکند ؟! به دام اعتیاد کشیده شوند ؛ برخی از هممیهنان برای گذران زندگی ، اندام های خود را بفروشند و برخی تن خود را تا « ذخایر نظام » به دور از « چشمزخم مردم حسود » حقوقهای 200 میلیون تومانی دریافت کنند ، خودروهای میلیاردی سوار شوند ، در خانههای چند ده میلیاردی زندگی کنند وبه نام دختر و پسر شرکت بازکنند و در امرِ « خیرِ » قاچاق سهیم شوند و ...
اما این بار هم « آب از آب » تکان نخواهد خورد ، زیرا ، مدیرعامل نیز مانند وزیر ، از « ذخایر نظام » اند و در جمهوری اسلامی ، جان هزاران هزار کارگر و مردم کوچه و بازار ، فدای یک تارِ موی یک تن از « ذخایر نظام » ؟!
سهشنبه 2 خرداد 1396 ـ هوشنگ طالع
تلگرام @hotale