یادداشت شماره 873 /نتایج سرشماری نفوس و مسکن 1395 : افزایش رشد شتابِ « بیعملی »ها

نتایج سرشماری نفوس و مسکن 1395 : افزایش رشد شتابِ
« بیعملی »ها
سرانجام نتایج آمارگیری نفوس و مسکن 1395، دیروز منتشر شد که میتوان از آن ( با وجود احتمال زیاد دستکاریها در نتایج منتشره ) به عنوان یک فاجعه ، نام برد .
در اثر سیاستهای نادرست و « دانمکاری »های مسئولان و دست اندرکاران در ردههای گوناگون ، نرخ رشد جمعیت نسبت به سال 1390 به 1.241 درصد کاهش یافته است و در نتیجه « پیری جمعیت » کشور که میتواند در آیندهی نزدیک نتایج فاجعه باری برای کشور داشته باشد ، شتاب بیشتری گرفته است .
از سوی دیگر ، در همین دوره ، نرخ خالی شدن روستاهای کشور ، شتابانتر شده است و در نتیجه ، باعث رشد منفی جمعیت روستایی کشور گردیده است . رشد جمعیت در مناطق روستایی ، به منهای 0.73 در صد رسیده است که نماگر ، شتاب بیشتر فرار از مناطق روستایی به شهرها و در نتیجه موجب ، رشد بیش از پیش « حاشیهنشینی » و در این راستا ، افزایش بیش از پیشِ جرم و جنایت ، اعتیاد ، تنفروشی ، فروشِ اعضای بدن ، بیخانمانی ، کارتونخوابی ، گورخوابی و نا آرامی های اجتماعی ـ اقتصادی خواهد شد .
از سوی دیگر ، با وجود « بیخانمانی » ، « کارتنخوابی » و « گورخوابی » در اثر سیاستهای فاشیستی دولت مدعی حمایت از « مستضعفان » و « عدالت اسلامی » یعنی « هیچانگاری » تهیدستان و « سرمایهسالاری » ، « نجومی بگیری » ، « ثروتاندوزی از هر راه و به هر وسیله » ، شمار خانههای خالی نسبت به سال 1390 ، دو برابر شده است . شمار یگان (واحد )های مسکونی خالی از کمابیش یک میلیون و 663 هزار یگان در سال 1390 ، به دو میلیون و 587 هزار یگان در سال 1395 افزایش یافته است . البته در همین دورهی طلایی از اعمالِ افزونتر سیاستهای فاشیستی دولت جمهوری اسلامی ، « گورخوابی » نیز به « بیخانمانی » و « کارتن خوابی » افزایش چشمگیری یافته است .
همچنین بر خلاف هیاهوی دولتیان و « ذخایر نظام » در بارهی نرخ بیکاری در کشور ، رییس مرکز آمار ، به روشنی میگوید : اگر تعریف بیکاری عوض شود ، نرخ بیکاری 22 در صد است که با ید این دستآورد بزرگ را به نظام اسلامی ، دولت « برجامی » و دیگر « ذخایرنظام » خسته نباشید گفت و دوام عمر این دولت را تا رسیدن به نرخ بیکاری 100 در صد ، مسئلت نمود .
البته از یاد نبریم که در صورت یک محاسبهی راستین و با حذف مشاغل کاذب در بخش خصوصی ، انباشت نیرو در بخش دولتی و نیز شرکتهای دولتی و یا شرکتهایی که به گونهای از خزانهی مردم بهرهمند اند ، شهرداریها ، انجمنهای اسلامی به اصطلاح مردمی ، از شهر گرفته تا روستا ، سازمانهای به اصطلاح مردمنهاد که از منابع مالی دولت تغذیه میشوند ، نهادها ، ستادها و بنیادها و ... ، نرخ بیکاری راستین در کشور ، بیش از 40 درصد میباشد ؟!
از سوی دیگر بر پایهی گفتههای رییس مرکز آمار ( نه دیدهبانان و کارشناسنان بیطرف ) ، نیمی از جمعیت فعال جدید کشور ، به خیل بیکاران پیوستند . یعنی 50 درصد ؟! این یافته و گفته از نتایج سرشماری سال 1395 ، نشاندهندهی آن است که « میل به بیکاری » چنان شتابان رو به افزایش است که در سرشماری 5 سال آینده ( در صورت دوام این نظامات ) میتواند با ادامهی روند جاری ، به رقم 70 و 80 درصد برسد ؟!
اگر این آمارگیری از سوی یک دستگاه غیر دولتی و نه با حقوق و مزایا و پاداش دولت و « امربری» های برخاسته از وابستگی به دولت و نظام ، انجام میشد ، عملکرد ناموفق و فاجعهبارِ دولت و نظام جمهوری اسلامی را آشکارتر ، نشان میداد .
سهشنبه 24 اسفند 1395 ـ هوشنگ طالع