یادداشت شماره 844 /« بیزور ، از خدا به دور » تفاوت لحن آمریکا با جمهوری خلق کره و جمهوری اسلامی
« بیزور ، از خدا به دور »
تفاوت لحن آمریکا با جمهوری خلق کره و جمهوری اسلامی
در حالیکه رییس جمهور آمریکا با لحن بسیار بیادبانهای با جمهوری اسلامی سخن میگوید و ملت بزرگ و مردم سرفراز ایران را به خاطر این که حکومت جمهوری اسلامی ، کشور را از « پدآفند بازدارندهی هستهای » محروم کرده است ، با جمهوری خلق کره با احتیاط و احترام سخن میگوید . چرا آمریکا در برابر کشور بزرگی مانند ایران این همه گستاخ است و در برابر کشور کوچکی مانند کرهشمالی ، این چنین با احتیاط کامل و « دست به عصا » ؟
امروز جمهوری خلقکره ، دارای توان بازدارندگی موثر هستهای است و در گذشته نیز چندین بار آمریکا را به جنگ فراخوانده است که آمریکاییها آن را « زیرسیبیلی » رد کردهاند .
در حالی که رییس جمهور آمریکا به خود جرات میدهد و میگوید : « ایران درحال بازی با آتش است . آنها قدردان مهربانی اوباما با خود نیستند . من اینطور نیستم » . وی همچنین میگوید : هیچ یک از گزینه ها از روی میز کنار گذارده نشدهاند . همزمان ، جیمز ماتیس وزیر جنگ آمریکا پس از دیدار با وزیر دفاع کرهجنوبی با لحن محترمانه در عرف دیپلماتیک ، به کره شمالی هشدار داده است که در صورت توسل به سلاح هسته ای، با واکنش « موثر و شدید » آمریکا مواجه خواهد شد » . وزیر جنگ آمریکا ، پس از دیدار با هان مینکو وزیر دفاع کره جنوبی در سئول گفت : « کره شمالی به پرتاب موشک ادامه میدهد ، برنامه هستهای خود را گسترش میدهد و به شعارها و رفتارهای تحریکآمیز دست میزند».
او افزود : « هرگونه حمله به ایالات متحده یا متحدان ما با شکست مواجه خواهد شد و هرگونه استفاده از تسلیحات هستهای با واکنش موثر و شدید رو به رو خواهد شد » .
در بارهی ایران ، تهدید به گزینههای روی میز یا جنگ افزار هستهای است و در بارهی جمهوری دموکراتیک خلق کره ، سخن از : « هرگونه حمله به آمریکا و متحدان » آمریکاست ؟!
جمهوری دموکراتیک خلق کره ، دارای پدآفند بازدارندهی هستهای است و در عرف امپریالیسم آمریکا ، کشور « زورمند » است ؛ پس باید با احتیاط کامل آمیخته به احترام رفتار کرد ؛ اما جمهوری اسلامی از روی ترس و زبونی به بهانهی این که جنگ افزار کشتار جمعی در اسلام حرام است ، با دست خود و به هزینهی ملت ایران ، آخرین « پیچومهرههای » صنایع پرتوان هستهای ملت و مردم ایران را از هم گسیخت و در نتیجه « بیزور است » و مستحق تحقیر ، سرکوفت و تهدید !
از یاد نبردهایم ، به دنبال نخستین آزمایش هستهای پاکستان در 20 خرداد 1377 ( یوم التکبیر ) ، آقای کمال خرازی وزیر امورخارجهی وقت جمهوری اسلامی « دوان دوان » خود را به اسلامآباد رساند و « بمب هستهای اسلامی » را به مقامات پاکستان شادباش گفت ؛ اما چند سال پس از « تبریک و تهنیت به خاطر بمب اتمی اسلامی » ناگهان گفته شد تولید ، نگهداری و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی به ویژه سلاح هستهای حرام است و سلاح هستهاى به صرفه ما نيست ؛ انباشت و نگهداري آن نيز امري بيهوده ، پرضرر و پرخطر است زيرا داشتن سلاح هستهاى، اقتداربخش نيست ؛ و تهديد هستهاى براي دنيا ديگر كاربرد ندارد . [ ؟! ]
اکنون برای برون رفت از این بحران جدی و سرنوشت ساز ، لازم است که با پذیرش مراجعه به افکارعمومی ( همهپرسی / رفراندوم ) و بر پایی نظامات ملی یعنی نظاماتی که در آن « ملت فرمان براند و دولت اطاعت کند » ، موجبات برپایی اقتدار ملی که در مفهوم ژرف و راستین ان در جهان امروز با برخورداری از پدآفند بازدارنده همبسگی کامل دارد ، ایجاد گردد .
آقایان : فردا خیلی دیر است !
شنبه 16 بهمنماه 1395 ـ هوشنگ طالع