یادداشت روز (‌شماره 75 )

                           مابرای گران کردن آمده‌ایم  ...

دیشب در بخش‌های گوناگون اخبار ، شنونده‌ی سخنان فرمانده راهنمایی و رانندگی (‌راهوار ) نیروی انتظامی بودم . ایشان در بخشی از سخنانشان خطاب به وزیر صنعت ، معدن و بازرگانی گفتند : به جای این که درپی گران کردن قیمت خودرو هستید ، در فکر بهبود کیفیت هم باشید . البته ایشان تنها بخش اندکی از حقیقت را بیان کردند که خود مفاهیم ژرفی را در بر دارد .

مردم که سخت در آستانه‌ی انتخابات شیفته‌ی « وعده و وعید »‌ بودند ، به گفته‌ی مولای بلخ  « هرکسی از ظن خود یار » وی شدند و امروز شاید بتوان گفت از میان فهرست 8 نفره‌ای که می‌بایست یکی را انتخاب می‌کردند ،‌بدترین را برگزیدند . برخلاف نشان دادن کلید که مردم گمان کردند کلید گشودن قفل گرانی (‌تورم )  و بیکاری است ، خیلی زود آشکار شد که «‌ کلید »‌ برای گشودن قفل تورم لجام گسیخته است . بانشان دادن کلید مردمانی که به خاطر « سود » یا به گفته‌ی بهتر «‌زیان جامعه و ملت پی سود خویش »‌ ارز و زر خریده و انباشته بودند و در نتیجه‌ی ایجاد غوغا سالاری از سوی عوامل شناخته شده ،‌بهای ارز را به بیش از سه برابر رسانیده بودند ،‌دل نگران شدند . همین مساله باعث عرضه‌ی سیل‌وار ارز و زر به بازارشد ؛ اما با نهیب یکی از سردمداران بخش خصولتی (‌بخش خصوصی سوار برگرده‌ی بخش دولتی یا به گفته‌ی بهتر ، سوار برگرده‌ی خزانه‌ی مردم) که چند روزی بود به ریاست بانک مرکزی جمهوری اسلامی رسیده بود ، ایستا شد و در بالای 3 هزار تومان تثبیت گردید . گفته می‌شود که بیش از 20 میلیارد دلار ارز و زر در دست مردم است که بخش بزرگ آن مربوط به تاجرها و دلالان و «‌ خصولتی »‌هاست .

رابطه ارز (به ویژه دلار ) با بهای کالا ، مسکن و از آن مهم‌تر « اجاره » بر همگان آشکار است . فرو افتادن بهای ارز و زر به مفهوم کاهش بهای کالاهای مصرفی ،‌کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای ( تولیدات داخلی ) و نیز مسکن و اجاره بود که در یک به اصطلاح صبحانه‌ی کاری میان بخش خصوص و خصولتی نه تنها منتفی شد ؛‌بلکه با دو برابر کردن پرداختی مردم برای گاز و برق ( با حساب سازی‌های گوناگون ) و ایجاد تردید در ادامه‌ی طرح مسکن مهر که مغایر با انتظارات برج سازها و بساز و بفروش‌ها درباره‌ی افزایش بیش‌تر بهای مسکن می‌باشد و ... ،  تورم مرزهای 40درصد راهم در نوردید .

 به طور حتم اگر امروز انتخابات برگزار می‌شد ، مردم در حلقه‌ی تنگ انتخابی که برایشان وجود داشت ، انتخاب دیگری می‌کردند .

دوازدهم آبان ماه 1392

هوشنگ طالع