« زنگی »یانِ ، « کافور»نما

« زنگی »یانِ ، « کافور»نما
از گاه کهن ، رسم زمانه چنین بود که بسیار زنگیان ، نام کافور برخود مینهادند و بدین سان ، به اغوای « خلق » میپرداختند که در این « دور و زمانه » به اقتضای روزگار ، شمارشان افزایش بسیار یافته است . آنان ، بسته به استعداد و توانایی ، چند صباحی خلق را میفریبند و تا زمانشان سر میآید و با به گفتهی حافظ شیراز : « بازی چرخ ، بشکندش بیضه در کلاه » یا این که مردمان به اصلش پیمیبرند و نقاب از چهرهاش بر میگیرند و یا خود بر اثر زیادهخواهی و شتاب در « زود به مقصود رسیدن » ، کشفحجاب میکند و چهرهی راستین خود را که برخلاف ظاهر سیاه است و زشت ، مینمایند. که مصداق این رج ( بیت ) است : « ظاهرش چون گور کافر پر حیل ؟ باطنش قهر خدا عزو وجل » .
از زمزهی این زنگیان کافورنما ، « گنَده دهانی » است که خود را صاحب «کلام زیبا » مینمایاند و ناراستگویی که برخود نام « صادق » نهاده است ؛ اما هنگامی دهان میگشاید ، گویی که مقنیها ، در چاه فاضلاب « خلق چین » را با یک میلیارد و نیم جمعیت ، برداشته اند و یا دروغهای همه عصر و زمانه ها را در یک جا انباشته اند .
دیروز ، در « طباخی زوروان » خوراک لازم برای « العربیه » و دیگر رسانههای عربزبان معاند و نیز تجزیهطلبان داخلی طبخ میکرد و امروز به بهانه تاختن به آیتالله کاشانی در کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 امرداد 1332 ، دکتر محمد مصدق پیشوای مبارزه بزرگ ضداستعماری و ضد استثماری ملت ایران در قالب « ملی کردن صنایع در سرتاسر کشور » را با زشتترین واژگان که تنها در خور خود و خانواده و حامیان و آمرانش میباشد ، مورد تهاجم قرار میدهد و به خیال خود در این زمان که قرار است با قراردادهای تارهی نفتی ، اصل ملی کردن صنایع نفت در سرتاسر کشور نقض گردد « حرمت شکنی » کرده باشد .
آمریکا و انگلیس ، محمدرضاشاه و دربار و نیز اتحاد توده ـ نفتی حتا با کودتا نتوانستند به جایگاه شامخ پیشوای ملت و مردم ایران در مبارزات ملی کردن صنایع نفت در سرتاسر کشور ، خدشهای وارد کنند ، چه رسد به « آمیپ »ها
آدینه 29 امردادماه 1395 ¬ هوشنگ طالع