به جای یادداشت شماره 666


دستور ویژه درباره مبادله جیسون رضائیان چه بود؟
( روزنامه خراسان ـ یک‌شنبه 23 خردادماه 1395 ـ رویه 2 )
روز گذشته روزنامه «صبح نو» در گزارشی با عنوان « روایت 24 ساعت پایانی مبادله جیسون رضاییان » با اشاره به  اینکه مأمور مبادله در فرودگاه مهرآباد دستور داشت تا  7/1 میلیارد دلار اموال مصادره ای ایران منقل نشده است اجازه مبادله زندانیان را ندهد، به دیدار اخیر مک‌گورک دستیار ویژه رییس‌جمهور آمریکا با جیسون رضاییان، خبرنگار واشنگتن پست متهم به جاسوسی که 26 دی ماه در روز اجرای برجام آزاد شد ، نوشت : « این نخستین دیدار برت مک‌گورک هم با جیسون نیست. مک‌گورک 27 دی‌ماه در فرودگاه سوئیس منتظر پروازی بود که باید این زندانیان را از ایران خارج می‌کرد». این روزنامه با اشاره به اتفاقات روز 26 دی 94 نوشت : جیسون رضاییان، سعید عابدینی، نصرت‌ا... خسروی و امیر میرزای حکمتی 4 زندانی دوتابعیتی‌اند که قرار است با جت ایرفورس سوئیسی از ایران خارج شوند. همزمان با انتقال زندانیان به فرودگاه، کانال مذاکراتی همچنان باز است و گفت‌وگوها برای انتقال مبلغ 7/1 میلیارد دلار از آمریکا به ایران در جریان است. این گفت‌وگوها نه از کانال مذاکراتی وزیران خارجه ایران و آمریکا که از مسیر دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی انجام می‌شود. در طرف مقابل مذاکرات، شخصی به نام برت مک‌گورک که دستیار ویژه رییس‌جمهور در امور ایران و عراق است، حضور دارد. این بار تجربه بیانیه الجزایر و ماجرای آزادی 52 گروگان آمریکایی، به کمک آمده و قرار نیست پول‌های بلوکه‌شده ایران از طریق یک بانک واسطه به کشور منتقل شود. قرار است 7/1 میلیارد دلار پول به صورت نقد، بار هواپیمایی در فرودگاه سوئیس شده و به ایران انتقال داده شود . محور بعدی معامله، آزادی 21 ایرانی تاجر در آمریکاست که به اتهام دور زدن تحریم‌ها زندانی شده‌اند...» میدان‌دار ماجرا در مهرآباد، مثل 35 سال پیش، باز هم جوانی لاغراندام است که مسئولیت انتقال زندانیان آمریکایی به فرودگاه و تبادل آنها را به عهده دارد. هیبت پاسدار جوان، استخوان‌بندی قرص، صورت استخوانی، ریش‌های تنک و اقتدار در رفتارش، او را شبیه شهید حسن باقری، از فرماندهان جوان دفاع مقدس کرده است... پاسدارجوان یک دستور ویژه دارد ؛ تا پول ها  به ایران منتقل نشده قرار به آزادی زندانیان نیست...»صبح نو درباره ماجرای 35 سال پیش در مهرآباد توضیح داده است: «آن روز بهزاد نبوی، معاون اجرایی رییس‌جمهور وقت که مدیریت مذاکرات منتهی به بیانیه الجزایر برای آزادی گروگان‌ها را بر عهده داشت از دریافت یادداشت جدیدی خبر داده و گفته بود از طرف سیستم بانکی آمریکا پیشنهاد شده یک الحاقیه به بیانیه اضافه شود. ایران برای انتقال گروگان‌ها چهار درخواست مشخص داشت که یکی از آنها بازگرداندن اموال و دارایی‌های بلوکه‌شده متعلق به خود بود....طبق بیانیه الجزایر قرار بود پول‌های ایران از بانک‌های آمریکا به بانک مرکزی انگلیس واریز و از آنجا به ایران منتقل شود. سخنگوی سیتی‌ بانک نیویورک درباره پیشنهاد یک الحاقیه به بیانیه الجزایر گفته بود که این بانک قصد ندارد مانع از دستیابی ایران به حقوق حقه‌اش شود. بهزاد نبوی اما گفته بود چنانچه هر نوع تاخیری در انتقال پول‌های بلوکه‌شده ایران پیش بیاید مسئول آن بانک‌های آمریکا هستند.  ملغمه‌ای از سکوت، التهاب، یأس و اضطراب در فرودگاه مهرآباد به هم پیچیده بود. سوز و تاریکی هوا، ترس را به این ترکیب اضافه می‌کرد. ...گروگان‌ها یک به یک به داخل هواپیمای بوئینگ 727 الجزایری منتقل شدند. 20 و 50 دقیقه سه‌شنبه 30 دی‌ماه (1359) هواپیمای الجزایری از باند فرودگاه خارج شد و 4 فانتوم نیروی هوایی آنها را تا مرز هدایت کردند.  تأخیری که بهزاد نبوی آن روز درباره‌اش صحبت کرده بود در انتقال بخشی از پول‌ها به ایران رخ داد و این تأخیر نه یک‌روزه، نه یک‌ماهه که وقفه‌ای 35 ساله بود تا آن‌که بار دیگر برگی از روابط ایران و آمریکا در مهرآباد ورق خورد » . در ادامه این گزارش با اشاره به تحولات روزهای 26 و 27 دی 1394  آمده است : « ... انتظار محکومان امنیتی آمریکا برای پرواز طولانی شده است. انگار در سوئیس مشکلی برای بارگیری پول‌ها رخ داده است. روز به پایان رسیده و پروازی انجام نشده است.... 5 صبح روز بعد (27 دی‌ماه 94) جیسون رضاییان به پاویون فرودگاه مهرآباد منتقل می‌شود...اما هنوز از پرواز خبری نیست، در واقع هنوز از انتقال پول‌های ایران خبری نیست. (پاسدار) جوان همچنان گوش به زنگ منتظر شنیدن خبر بارگیری هواپیمایی است که در فرودگاه سوئیس نشسته است. بامداد، ظریف و موگرینی بیانیه اجرای برجام را قرائت کرده‌اند. برجام وارد مرحله اجرا شده است. اما جریان مذاکرات برای انتقال زندانیان هنوز قطع نشده و وارد مرحله جدیدی شده است.
در شورای امنیت سازمان ملل مذاکراتی به عنوان ضمیمه تبادل، برای خارج کردن بانک سپه از دایره تحریم‌ها در حال انجام است. تحریم بانک سپه جزو تحریم‌های غیرهسته‌ای است و عملاً این بانک با اجرای برجام هم ،از دایره تحریم‌ها خارج نخواهد شد. اوباما سخنرانی خود را درباره برجام انجام داده و از آزادی جیسون رضاییان به عنوان یک پیروزی یاد کرده است... پاسدار جوانی که مسئولیت حفاظت از جیسون و بقیه زندانیان را بر عهده دارد پشت تلفن خواسته می‌شود. از او خواسته می‌شود زندانیان را سوار جت ایرفورس سوئیسی کند. اجازه نمی‌دهد، تضمین می‌خواهد؛ دستور یک کلام است: مبادله وقتی انجام می‌شود که خبر پرواز هواپیمای حامل پول‌ها از فرودگاه سوئیس مخابره شود. فشار فایده‌ای ندارد. حرف، یک‌حرف است. آمریکایی‌ها مجوز خروج بانک سپه از فهرست تحریم‌ها را از شورای امنیت دریافت می‌کنند. خبر به جوان مخابره می‌شود : هواپیما بارگیری کرده و آماده پرواز است. پروازها در مهرآباد و فرودگاه سوئیس همزمان انجام خواهد شد. جیسون و همراهانش ساعت 30/13 روز 27 دی‌ماه به سمت هواپیما هدایت می‌شوند ...   هواپیمای حامل پول‌ها در باند فرودگاه سوئیس به حرکت درآمده ؛ جت سوئیسی در مهرآباد اجازه حرکت دریافت می‌کند. هواپیما از فرودگاه سوئیس تیک‌آف [ پرواز ] می‌کند، ایرفورس سوئیسی در مهرآباد ساعت 15 روز 27 دی‌ماه سال 94 با 6 مسافر تیک‌آف [ پرواز ] می‌کند » .
این بود اصل خبر که خواستم شما هم از آن آگاه باشید . من که سرانجام متوجه نشدم « پرتقال فروش » کیست . این که آقای بهزاد نبوی به راستی خودش این دستور را صادر کرد و باعث شد که به حساب آن روز کمابیش 23 میلیارد دلار دارایی‌های ملت و مردم ایران ، به صاحبان آن باز نگردد و یا این که دستور از مقامات بالا بود و به گونه‌ای « کاسه و کوزه‌ها » بر سر بهزاد نبوی شکست که البته در این باره آقای بهزاد نبوی که در عقد قرارداد ننگین الجزایر ( در دولت بازرگان ) نیز بسیار کنش‌گر ( فعال ) بود ، هرگز مورد بازجویی و اتهام قرار نگرفت .
اما در مورد دوم :  به ظاهر ، چند شهروند ایرانی ـ آمریکایی که در ایران جرم جاسوسی زندانی بودند ،با چند شهروند ایرانی ـ آمریکا که در آمریکا به جرم نقض تحریم‌ها زندانی بودند ، مبادله شدند . آن‌هایی که در ایران بودند با تشریفات ویژه به آمریکا باز گشتند ؛ اما آن هایی که در آمریکا زندانی بودند ، در همان‌جا باقی ماندند . در حقیقت «  تبادلی » در میان نبود ؛  بلکه آزادی هم‌زمانِ چند زندانی آمریکایی از زندان‌های ایران و آمریکا بود .
 اما مساله‌ی مهم : آیا آن یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار به ایران رسید یانه یا بازهم آقای بهزاد نبوی دستور خلاف صادر کرد ؟!  اگر رسید چه کسان ،  دستگاه یا دستگاه‌هایی آن را تحویل گرفتند ؟ آیا این پول تحویل خزانه شد ؟ و اگر شد، چرا « سروصدایش » را در نیاوردند ؟ نکند میان « آورندگان و برندگان » بخش شد و اندکی هم به حقوق‌های چند صد میلیونی و پاداش‌های میلیارد تومانی رسید ؛ اما اگر این پول به ایران رسید ، کاش هزینه‌ی اتمام ساختمان‌های مسکن مهر می‌کردند و به وام ازدواج تخصیص می‌دادند .
آدینه 28 خردادماه 1395 ـ هوشنگ طالع