یادداشت شماره 663 /« بندناف » دولت یازدهم با سلطان عثمانی
یادداشت شماره 663

« بندناف » دولت یازدهم با سلطان عثمانی
ارتباط « خمشگرای » دولت یازدهم با اردوغان یکم سلطان عثمانی ، داستان شرماور و زیانبار برای منافع ملی ایران و نیز خدشهدار کردنِ حیثیت ملت و مردم ایران است .
با وجود سخنان تند و « چارواداری » رجب طیب اردوغان به حسن روحانی ، هنوز دولت یازدهم رابطهی خود را با ترکیه « استراتژیک ( راهبردی ) میداند .
رابطه راهبردی میان دو دولت یعنی رابطه میان دوقلوهای به همچسبیده که مرگ و زندگانیشان به هم پیوند خورده است . در حالی که « سلطان» عضو سازمان جهنمی ناتو است و سرفرماندهی نیروهای زمینی ناتو در بندر ازمیر ( نزدیک مرز ایران ) قرار دارد و پایگاه « انجیرلاک » یا انجیرلاخ ، مهمترین پایگاه هوایی ناتو در شرق اتحادیهی ناتو در این کشور میباشد و جنگندهها و بمبافکنهای آمریکایی مجهز به کلاهکهای هستهای ، تنها چند دقیقه «پرواز» با مرزهای ایران فاصله دارند.
هرچه « سلطان عثمانی » بر گستاخی و ستیزهجویی خود در برابر منافع ملی ایران میافزاید ، دولت یازدهم رامتر میشود و بر میزان باجدهی میافزاید .
شماری از شهیدان حرم که هر روزه شاهد تشییع پیکرآنان در کشور هستیم که دل هر ایرانی آرزده را « پر خون » میکند، وسیلهی نفرات و جنگافزارهای « سلطان عثمانی » به شهادت رسیده و میرسند .
چند روز پیش وزارت امورخارجهی سوریه با گسیل دو نامه جداگانه به دبیرکل سازمان ملل متحد و رییس شورای امنیت اعلام کرد که انفجارهای اخیر در زینبیهی دمشق و گلولهباران منطقههای مسکونی شهر حلب « با حمایت رژیم فاشیستی رجب طیب اردوغان » و دولتهای عربستان و قطر انجام گرفته است .
البته میدانیم که نیروهای ویژهی حکومت ترکیه زیر نام « نیروهای ترکمن » در نبرد سوریه شرکت دارند و در نتتیجه در « شهادت » مدافعان حرم و نیروهای مستشاری ایران ، به گونهی سرراست ( مستقیم) سهیماند ؟!
در برابر ، دولت یازدهم افزون بر تحمل فحشهای « چارواداری » اردوغان که حتا اگر این سخنان به رییس دولت بورکینا فاسو هم نثار شده بود ، باعث قطع رابطه میان دو کشور میگردید ؛ هر روز آقای حسن روحانی و دولت محترم یازدهم باج بیشتری به « سلطان عثمانی » میدهد ..
با ملیکردن صنایع نفت از سوی دولت ملی دکتر مصدق در سال 1330، مهندسان و کارگران ایرانی نگذاشتند پالایشگاه نفت آبادان یا بزرگترین پالایشگاه آن روز جهان ، از کار باز ایستد . امروز پس از گذشت بیش از 60 سال دولت یازدهم که ریاست آن دستینهکردن ( امضاء ) قرارداد سعدآباد و نیز برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را در کارنامه دارند ، قرار شده است تا : « ترکیه پالایشگاههای کهنه ایران را نو کند». برپایهی گزارش خبرگزاریها که در روزنامههای جمهوری اسلامی نیز بازتاب داده شده است ، وزیر اقتصاد ترکیه گفتهاست :
« شرکتهای ترک قصد دارند در بازسازی پالایشگاههای نفتی ایران که از نظر تکنولوژی سالخورده شده اند ، ایفای نقش
کنند » . به گزارش تسنیم نقل از پایگاه خبری دیلی صباح « [نیمات] نعمت زیبگچی ، همچنین گفته است که ترکیه 5 مشاور تجاری را نیز همراه 5 کارمند محلی به ایران گسیل خواهد کرد ... »
این آقای وزیر ( نعمت زیبگچی ) ، پیش از این که در رژیم پیشین به توصیه یا دستور آمریکاییها ، خط لولهی گاز به آن کشور که در آن زمان در قالب اتحاد آمریکایی ـ انگلیسی سنتو با ایران به اصطلاح همپیمان بود کشیده شود ، سوخت شهرهای بزرگ ترکیه مانند اسلامبول و آنکارا با ذغالسنگ نارس ( قهوهای / تورپ ) بود و در زمستان دود غلیظی این شهرها را در بر گرفته بود به گونهای که نفس کشیدن در آنها سخت بود و دیگر شهرها که از چوب و فضولات دامی برای سوخت بهره میگرفتند و این آقای وزیر ( نعمت زیبگچی ) حتا نمیدانستند که « نفت » خوردنی است یا پوشیدنی و امروز در اثر خاکساری دولت پازدهم، قرار است با این همه « افادههای طبقطبق » در برابر مردم ، پالایشگاههای ایران را حکومت ترکیه نوسازی کنند.
این باج دهی آشکار ، در حالی است که مجله ارتش آمریکا مینویسد : پایگاه نظامی ترکیه در قطر برای رویارویی با ایران است .
این مجله در تحلیلی مینویسد : این پایگاه نظامی در قطر برای خنثی کردن نفوذ رو به افزایش ایران در منطقه است . این پایگاه همچنین بخشی از ائتلاف ترکیه ، عربستان و قطر است ...
از سوی دیگر برای این که وزیر آب و برق از وزیر نفت در حراج کشور عقب نماند ؛ قرار شده است که ساخت نیروگاه در ایران را به یک « هتل ساز » ترک بدهد ؟!
باید از دوستم بپرسم که اگر آرامگاه صدراعظم نوری را پیدا کرد ، به من هم آگاهی دهد تا من هم فاتحهای بر او بخوانم .
سه شنبه 25 خردادماه 1395 ـ هوشنگ طالع
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 16:16 توسط دکتر هوشنگ طالع
|