یادداشت شماره 660 / نقش مخرب باشگاه فوتبال تراکتورسازی در زمینهی وحدت ملی
یادداشت شماره 660

نقش مخرب باشگاه فوتبال تراکتورسازی در زمینهی وحدت ملی
باشگاه تراکتورسازی که گفته میشود در مالکیت یکی از زیر مجموعههای سپاه پاسداران قرار دارد ، پس از فرقهی دموکرات پیشهوری ، مخربترین نقش را در راستای زیانرسانی به وحدتملی در سالهای اخیر به مورد اجرا گذارده است .
با پول خزانهی ملت و مردم ایران و با سنگرگیری پشت نام سپاه پاسداران، برای اولین بار در کشور ، هواداران باشگاه تراکتورسازی ماموریت یافتند تا پرچم دو کشور بیگانه یعنی ترکیه و جمهوری اران ( با نام دروغین آذربایجان ) را با خود حمل کنند و در ورزشگاههای کشور به اهتزاز در آورند .
از سوی دیگر برای « قومیتتراشی » و در پناه آن دامن زدن به تنش قومی ، کمابیش یک صدتن از به اصطلاح هواداران این باشگاه راکه با هزینهی خزانهی این ملت و مردم ، با اتوبوسهای کرایهای از سوی باشگاه تراکتورسازی به ورزشگاه آزادی آورده شده بودند ، فریادِ « مرگ بر فارس » سر دادند که با هوشیاری مردم میهن ما این توطئه که میتوانست آغاز درگیریهای خونین در راستای رسیدن گردانندگان اصلی این باشگاه برای ایجاد تنشِ کامل قومی در کشور باشد ، خنثی شد ؛ از یاد نبریم که افزون بر پرچم ترکیه و جمهوری اران ( با نام جعلی آذربایجان ) و پارچه نوشتههای فراوان در راستای اهداف تجزیهی طلبانه و پانترکیستی حکومت ترکیه و اران ( که هردو کشور عضو یا مورد حمایت ناتو میباشند ) در ورزشگاهها به اهتزاز در آوردند و در خیابانها نیز این پرچمها و پارچهنوشتهها را همراه با شعارهای تجزیهطلبانه گرداندند . حتا هواداران این باشگاه در راستای ایجاد تنش سیاسی بیشتر و تقویت تجزیهطلبی در نقاط دیگر کشور ، در ورزشگاهها، شعار « خلیج عربی» سر دادند .
بیشینهی هواداران باشگاه تراکتورسازی یا عوامل تجزیهطلب ، این باشگاه که به وابستگی آن به یک نهاد در بالا اشاره شد، امنترین جا برای فعالیتهای تجزیهطلبانهی خود میدانند و رابطهی خود و آذربایجان را مانند رابطهی باشگاه فوتبال بارسلونا و استانِ کاتالونیا میدانند ( دکتر حمید رضا ـ تراکتورسازی ، بارسلونا تبریز ـ همشهری 4 تیر 1389 ) و یا ( تراختور، بارسلونا و فردوسیپور ـ خبرگزاری تابناک ـ 29 دی 1389 ) .
تبلیغات محدود تجزیهطلبی که از حمایت آشکار حکومتهای ترکیه و اران ( با نام جعلی آذربایجان ) و نیز نمایندگیهای سیاسی این دو واحد سیاسی برخوردار است ؛ در پناه عملکرد آشکار و بیپردهپوشیِ تجزیه گرایانهی باشگاه تراکتورسازی ، رونق سطحی بیشتری گرفته است . بدین معنا که برخی مدیران استانی با توجه به مثل معروف : « کالناس علی دین ملوکهم» ( مردمان بر دین پادشاهانشان هستند ) این گونه نتیجهگیری میکنند که نظرِ مقامات بالا بر « تجزیه و جدایی » است وگرنه باشگاه در مالکیت یک نهاد حساس ، نمیتوانست پایگاه « تجزیه » و « تجزیهطلبان » قرار گیرد ؛ پس ما هم از قافله عقب نمانیم ، با تجزیهطلبان و « تجزیه » همآوایی نشان دهیم که اگر چنین شد ، پست و مقام بهتری نصیبمان شود .
در غایلهی فرقهی دموکرات که در پناه ارتش اشغالگر روس ایجاد گردید، بودند اندک کسانی که به طمع پست و مقام به تجزیهطلبان پیوستند. از آن جمله بود رییس بهداری تبریز ( متاسفانه از سوی مادر ، با من نسبت خانوادگی داشت ) . وی به فرقه پیوست و به مقام وزارت بهداری حکومت دستنشانده و مستعجل شوروی در آذربایجان رسید و نیز چند تن از افسران و درجهداران با وجود سوگندی که خورده بودند با دریافت چند درجه ، به ارتش فرقه پیوستند .
اما آشکارسازی برنامههای نفوذیهای احتمالی در یک نهاد بسیار حساس کشور ؛ برای آذربایجان در قالب باشگاه تراکتورسازی که در جریانِ برهم زدن قرارداد بازیکن تیمملی ارمنستان « ناخواسته » از سوی سردار مصطفی آجرلو فاش شد ، بسیار هراسانگیز است که میتواند پیآمدهای سخت زیانبار و شومی برای کشور داشته باشد ؛ طرح و برنامههایی که به طور کامل با طرح برنارد لوییس ، سرهنک رالف پیترز و یا همان « طرحخاورمیانه نوین » مورد نظر آمریکا ـ اسرائیل هم خوانی کامل دارد .
آقای سردار مصطفی آجرلو ( مدیر مسئول هفتهنامه مثلث ، معاون پیشین تربیت بدنی سپاه پاسداران و مدیر عامل چندین باشگاه ورزشی دیگر در اختیار زیر مجموعههای سپاه ) در جریان به کارگیری و انصراف از به کارگیری بازیکن ملیپوش ارمنستانی ( که به باور بسیاری از دیدهبانان مسایل ایران ـ آذربایجان ، تنها یک برنامهریزی در راستای ژرفتر کردن شکاف و بیان راهبرد تعیین شده برای باشگاه تراکتورسازی و حامیان آن در آذربایجان درراستای تشجیع بیشتر« تجزیهطلبان » بود ، اعلام کرد :
« من برای وحدت آذریهای عزیز به تبریز آمدم و هدفم اتحاد همهی ترکهای شریف حول محور تراکتورسازی است . از آن جایی که پیوستن بازیکن تیم ملی ارمنستان به تراکتورسازی میتواند این وحدت را تهدید کند ، از خرید این بازیکن صرفنظر میکنم » .
دیدهبانان ژرفنگر مسایل ایران ـ اذربایجان ، براین باوراند که با این سخنان ، آشکار میگردد که سردار برای به انجامرسانیدن « پانترکیسم » یعنی خواست حکومت ترکیه ، حکومت اران ( با نام جعلی آذربایجان ) ، سازمان گرگهای خاکستری در ترکیه و منویات اردوغان و علیاوف به تبریز گسیل شدهاست و قرار است با پیروی از الگوی بارسلونا و ایالت کاتولونیا ، در راه جدایی هرچه بیشتر آذربایجان از ایران با وجود عدم رغبت بیشینهی نزدیک به همه ( اکثریت قریب به اتفاق ) مردم آذربایجان و نیز در پناه مهندسی انتخابات و به مجلس فرستادن کسانیّ که خود را ترک و نه ایرانی میدانند ، این طرح ضد ایرانی و تجزیه طلبانه بیش از پیش به مورد اجرا در آورده شود .
باید اعلام اتحاد استراتژیک دولت یازدهم با حکومت «کرد و علویکش » و ضد ایرانی ترکیه و نیز نشان ندادن واکنش برابر حکومت باکو حتا با گسیل تروریست برای ترور دانشمندان هستهای و نیز اجازه پرواز پهباد که تا نزدیکی های پایگاه هستهای نطنز نیز رسیده بود و نیز واگذاری پایگاه نظامی از سوی این حکومت به اسراییل و ... را در راستای همین جریانها و برنامهها ارزیابی کرد .
اینک زمانی است که وزارت اطلاعات و شورای امنیت ملی در راستای انجام وظایف قانونی خود برای حفظ آرامش و یکپارچگی کشور به گونهی جدی و بدون درنگ به این مسایل ورود کند و با رفع ابهامات اجازه دهد تا مردم ایراندوست آذربایجان ، ریشهی فتنه را بخشکانند .
شنبه 22 خردادماه 1395 ـ هوشنگ طالع
نشانی تلگرام : @hotale
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 13:11 توسط دکتر هوشنگ طالع
|