یادداشت 656 / « تجربه » به بهای خاکساری مردم و ملت ایران
« تجربه »
به بهای خاکساری مردم و ملت ایران
به دنبال گفتوگوهای محرمانه با آمریکا به عاملیت سیدعلی اکبر صالحی وزیر وقت امورخارجه و پس از موافقت اصولی و غیرقابل برگشت قرارداد ، در حالی که ملت و مردم ایران یعنی صاحبِخانه ، از آن به کلی بیخبر نگاهداشته شده بود ، نوبت به تغییر دولت و روی کار آوردن « عاقد قرارداد سعدآباد » برای اجرای توافقات اصولی و غیرقابل برگشتِ قرارداد رسید .
به مانند شیوهی معمول در انتخابات ، بخش اندکی از تودههای در تاریکی نگاهداشته شده برای جلوگیری از رسیدن « بدتر» یا « پلیسِ بدِ فیلم » به ریاست جمهوری با « های و هوی » و « بزرگنمایی » ، « بد » ( یا پلیسِ خوبِ فیلم ) را برکرسیِ ریاست ریاست جمهوری مستقر کردند و با فرمان « نرمش قهرمانانه » روند توافقات نهایی شدهی پنهان ، به روی صحنه آورده شد .
از همان آغاز ، بسیاری هشدار دادند که مذاکرات هستهای « تجربه »ای ویرانگر برای ملت و مردم ایران خواهد بود و افزون بر از دست رفتن صنایع پرتوان هستهای و در نتیجه « توان بازدارندگی هستهای » ، حاکمیت ملی محدود نیز به ملت و مردم ایران تحمیل خواهد شد .
اما پاسخِ عاقدِ قرارداد سعدآباد که از سوی همهی مقامات حمایت میشد ، عبارت بود از : « بیسواد » ، « کمسواد » ، « بیشناسنامه » ، « بیهویت » واز همه خندهدارتر : « تازه به دوران رسیده »؟! و دست آخر هم همهی ایرندوستان ، وطنخواهان و دلسوزان ملت و مردم را به « جهنم » حواله کردند و با صرف هزینههای گزاف در اشرافیترین هتلهای اروپا ، بخشی از توافقات « اصولی و غیر قابل برگشت » را در قالب « ژنوچای » ( ترکمانچای هستهای ژنو ) و به دنبال آن به صورت بیانیه لوزان و سرانجام ، در حالیکه با همگامی با عربستان در افزایشِ سهمیهی تولید و در نتیجه سقوط کامل بهای نفت ، مردم را از نظر اقتصادی در تنگنا قرار داده بودند ، اعلام شد که حتا حل مسالهی « آب آشامیدنی » هم منوط به تسلیم به خواستههای آمریکا و پذیرش برجام ( برنامه اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران » میباشد .
سپس ، با به میدان آوردن دختران و پسران کرایهی ویژهی تظاهرات مورد نظر دولت در قالب « کارناوال به سبک ریو » ، « گلریزان برای پهلوانان هستهای » ، نصب نشان مذاکرات هستهای به سینهی دستاندرکاران و تصویب در عرض 20 دقیقه به کوشش ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و هلهله و فریاد شادیِ : « مبارک است » ( ثبت رکورد تازهای در کتاب گینس در زمینهی « سرعت تصویب » به نام مجلس شورای اسلامی و ریاست محترم آن ) ، اکنون پس از گذشت چندماه و اجرای تمام و کمال خواستهی اوباما در زمینهی « بازکردن همهی پیچ و مهرههای صنایع هستهای ایران » ، اسقاط بیش از 15 هزار سامانهی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) ، بتون ریزی قلب واکنشگر ( رآکتور ) آب سنگین اراک ، تبدیل پایگاه نیرومند فردو به تالار « خیمهشببازی هستهای » ، اکسیده کردن موجودی اورانیوم 20 درصدی ، انتقال موجودی آبسنگین به عمان و قراردادن آن زیر نظارت ، فروش آن به بهای بسیار ارزان و کمابیش مفت به آمریکا ( آمریکا و سپس روسیه ، حاضر نیستند و نخواهند بود که به بهای 10 برابر خرید ، آب سنگین به ما بفروشند ) و تحمیل حاکمیت محدود ملی بر اثر برجام ، سخن از « تجربه » پیش کشیده میشود و این که ما به همهی تعهدات خود عمل کردیم و آمریکاییها عمل نکردند و معلوم شد که آمریکاییها قابل اعتماد نیستند ؟!
اگر به راستی بدون « شیلهپیله » این کار انجام شده است و « دانم کاری »در میان نبوده است ، به آرای مردم مراجعهکنید و بگذارید تا مردم در یک همهپرسی ، خط بطلان بر روی این « تجربه » که باعث « خاکساری » ملت و مردم ایران است ، بکشند .
آقایان : هر روز که میگذرد ، برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) بیش از پیش نزد مردم رنگ می بازد و شما نیز به راههای گوناگون عدم رضایت خود را اعلام میکنید . من از راه دلسوزی برای کشور و آیندهی کشور به شما توصیه میکنم که اجازه دهید تا این ندانمکاری یا « دانم کاری » از راه قانونی آن یعنی مراجعه به افکارعمومی ( همهپرسی / رفراندوم ) البته در شرایط به طور کامل آزاد و به طورکامل شفاف ، به فرجام رسد و نه در شرایط دیگر !
یکشنبه 16 خردادماه 1395 ـ هوشنگ طالع