یاددشت شماره 651


                           چپاول‌گران و غارت‌گران محترم
هنوز چهره‌ی سه بانویی که به خاطر دزدیدن « آجیل » عکس آنان را به دستور مقام قضایی در روزنامه های به اصطلاح              « کثیرالانتشار » چاپ شده بود ، در برابر چشمانمان است          (   البته برخی اظهار نظرها را شنیدم که حاکی از « پاپوش » یا پرونده‌سازی برای آن سه بانو ، در راستای مسایل آن‌چنانی بودکه بیرون از این یادداشت است و سخنی جداگانه می‌طلبد ) .
هنوز خاطره‌ی دو جوانی که در یکی کوچه‌های خیابان خردمند‌جنوبی که گفته شد تصویرشان در حال « زورگیری » از سوی دوربین مداربسته‌ی خانه‌ای در همان کوچه ضبط شده بود و با سرعت « برق و باد » محاکمه و محکوم به اعدام شدند و مراحل فرجام و ... هم با سرعتی فراتر از « برق و باد » انجام شد و جرثقیل آوردند و آن دو را در کنار بوستان هنرمندان ، به دار کشیدند ، از خاطره‌ها زدوده نشده است ( البته مساله‌ی خانه‌ی دارای دوربین‌مداربسته و چرا با این سرعت و چرا اعدام برای زورگیری و چرا کنار بوستان هنرمندان ، مسایلی است بیرون از بحث این یادداشت ؟! ) .
اما وقتی مساله‌ی « دزدی آجیل » یا « زورگیری و دوربین مداربسته » در میان نیست و مساله چپاول دارایی های مردم     ( یا به اصطلاح روز : بیت‌المال ) در میان است و حتا اگر خود         « چپاول‌گر و غارت‌گر » با اقرار به جرم استعفا می‌کند ، وزیر دارایی یا همان مسئول « بیت‌المال » که باید نگاهبان دارایی‌های مردم و ملت باشد ، به دفاع از وی بر می‌خیزد ؛ زیرا ،     « عکس در روزنامه » و « جرثقیل و دار » مال آفتابه‌دزدها و           « ناخودی » هاست .
آقای طبیب نیا وزیر دارایی و رییس مستقیم رییس بیمه مرکزی که پس از افشای پرداخت حقوق‌های بالای یک‌صدمیلیونی در ماه ، هم‌راه با مزایا و وام های چند صدمیلیون تومانی با بهره‌های اندک و اقساط بسیار کم و ... برای خواباندن سروصداها استعفا داد ، به دفاع جانانه از ایشان برمی‌خیزند و در آیین تودیع ایشان می‌فرمایند :
 « اجازه نمی‌دهیم با جنجال‌سازی با آب‌روی مدیران خدوم دولتی ، بازی شود ... نباید اجازه دهیم که شهرت و اعتبار افراد بازیچه‌ی سیاسی و بازیچه‌ی جنجال‌های رسانه‌ای شود ... از رسانه‌ها انتظار داریم که در این‌گونه موارد با صداقت و اخلاق اسلامی عمل کنند و اعتبار افراد شریف را در معرض آسیب قرار ندهند » .
از گذشته می‌گفتند : شاه بخشید و شیخ‌علی‌خان نمی‌بخشد . رییس پیشین بیمه مرکزی که چندین و چند برابر از حقوق  قانونی از بیت‌المال برداشت کرده است و همین میزان را نیز به بسیار کسان در سازمان زیر مدیریت خود پرداخت نموده است و دست آخر ، برای « ماست‌مالی » کردن مساله از کار خود استعفا داده است  ؛ اما رییس مستقیم او به دفاع از چپاول‌گران به عنوان « مدیرِ خدوم » بر می‌خیزد و متوسل به « اخلاق اسلامی » می‌گردد .
دیروز که برای کاری از خانه بیرون آمدم ، یک فرزند این سرزمین که از روی ناچاری کارش به گرد‌آوری زباله‌ی خشک کشیده است ، روی پله‌ی خانه‌ی همسایه نشسته بود و سرگرم خوردنِ « نان‌خشک » بود . با خود اندیشیدم که با جلو‌گیری از چپاول‌ ماهانه‌ی رییس مستعفی بیمه‌ی مرکزی ، برای چندتن از این فرزندان « باغیرت » این سرزمین می‌شود ، «کار » و در نتیجه      « سرپناه » و « خوراک گرم » درست کرد ؟ خودتان سرانگشتی حساب کنید !
آقای وزیر و آقایان مدیران و به اصطلاح «‌ از ما بهتران » : هرکدام از شما درماه ، دست‌کم مسئول چپاول « حق »   یک‌صد تن از فرزندان محروم و درمانده در « فقر » و « بیماری » و « گرسنگی » و « بی‌سرپناهی » این سرزمین هستید ؛ مسئول                          « سرشکستگی » بانوانی هستید که عکسشان را به خاطر     « دزدی آجیل » در روزنامه‌ها چاپ می‌کنند و یا آنانی که به خاطر زورگیری به دار آویخته می‌شوند و یا آنانی که در سطل‌های زباله به دنبال « زندگی » می‌گردند .
شرمتان باد که واژه‌ی « شرم » را نمی‌شناسید .
دوشنبه 10 خردادماه 1395 ـ هوشنگ طالع