یادداشت شماره 647
گر حکم شود ...
سرخطِ نخستین روزنامه‌ی ‌صبح امروز که به دست گرفتم ، چنین بود :  « مدیران خصولتی حرام‌خوار را رسوا کنید » . بی اختیار یاد این رج افتادم که : ‌« گر حکم شود که مست گیرند / در شهر هر آن که هست گیرند » . سپس با خود اندیشیدم که مبادا چنین نباشد و من راه زیاده ‌روی ( افراط ) در پیش گرفته‌ام که به مطلب دیگری در همان روزنامه برخورد کردم و با شاعر و دست‌گیری « در شهرهرآن که هست » هم‌داستان شدم .
 خبر این است : « دفاع تمام‌ قدِ وزیراقتصاد از رییس کل مستعفی بیمه مرکزی  » در مراسم تودیع رییس کل بیمه مرکزی.
البته از یاد نبریم که کسی که مورد «  دفاع تمام قدِ » وزیر امور اقتصادی و دارایی قرار گرفته است ، چند روز پیش بر اثر افشای حقوق‌های چند ده تا صد میلیونی ، هم‌راه با پاداش‌های گزاف و دریافت وام‌های بسیار کم‌بهره با بازپرداخت با قسط‌های « حلوا جوزی » خود و دیگر مدیران بیمه مرکزی ... از ریاست استعفا داده بود  و البته جناب وزیر بدون درنگ ، معاون وی را که او هم از زمره‌ی دریافت کنندگان حقوق‌ ، پاداش و وام‌های نجومی است ، به جای وی گماردند .
این در حالی است که چند روز پیش ، دبیرکل خانه پرستاری ، با افشایِ پرداخت‌های چند ده وحتا صد میلیونی در وزارت بهداشت ، درمان وآموزش پزشکی ، از همین آقای وزیر ( وزیر اموراقتصادی و دارایی ) شکایت برده بود و در خواست رسیدگی کرده بود ؟!  زهی خوش باوری، زهی خوش‌خیالی ؟!
عکسِ خندانِ وزیر اقتصاد و رییس مستعفی بیمه مرکزی در مراسم تودیع که زیب رویه‌های روزنامه‌‌‌هاست ، بیان‌گر آن است که : ای مردم ایران ، بدانید و آگاه باشید که ما همه « سم » ؛ داریم ، تا کور شود هرآن که نتواند دید !
تا شما مردم را با ترفند رای دادن به « بد » می‌توانند پای صندوق‌ها بکشانند  «  آش همین است و کاسه همین » . باز هم بزرگواری می‌کنند و بیش‌تر نمی‌دزدند و افزون‌تر چپاول و غارت نمی‌کنند !
پنج‌شنبه 6 خردادماه 1395 ـ هوشنگ طالع