یادداشت شماره  645


شما هم می‌توانی با آب و تاب برای نوه‌هایتان تعریف کنید ؟!
جان کری وزیر امورخارجه‌ی آمریکا به دیپلمات‌های این کشور در وین گفت : « با آب و تاب برای نوه‌هایتان تعریف کنید که چطور با   [ محمدجواد ] ظریف ، در این اتاق نشستید و قدرت شما باعث شد او کوتاه بیاید » .
البته پهلوان محمد جواد ظریف هم می‌تواند نوه‌هایش را به عنوان یک سفرِکاری ، به وین ببرد و پس از اقامت در هتل اشرافی « کوبورگ » ، آن‌ها را به اتاق مذاکرات ببرد و با آب و تاب برای نوه‌هایش تعریف کند که چه‌طور هم‌‌راه پهلوان سیدعلی‌اکبر و نوچه سید عراق‌چی دراین اتاق با جان‌کری وزیر امورخارجه‌ی آمریکا به مذاکره پرداختیم و با « نرمش قهرمانانه » بر پایه‌ی موافقت‌نامه‌ی عمان ، همه‌ی دست‌آوردهای هسته‌ای ملت ایران را واگذارکردیم و هنوز پس از گذشت این مدت ، برای رفع بخشی از « تحریم‌ »ها ، گدایی می‌کنیم .
 آری نوه‌های عزیز : در این اتاق ، هرچه آمریکا بر « کبر و گردن‌کشی » افزود ؛ ما پهلوانان ، بیش از پیش‌ «نرمش » البته از نوع « قهرمانانه » نشان دادیم ؛ بیش از 15 هزار سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) را اوراق کردیم ؛ قلب واکنشگر (رآکتور ) آب‌سنگین اراک را بیرون کشیدیم و جای آن را با بتون « چینی » پُرکردیم ( برای قدرشناسی از تلاش بی‌ایست و هم‌کاری صمیمانه‌ی جمهوری خلق چین با امپریالیسم آمریکا در تحمیل تحریم‌های ظالمانه ‌بر ملت و مردم ایران ) ؛ پایگاه زیرزمینی فرودو را به تالار نمایش « خیمه‌شب‌بازی هسته‌ای » بدل کردیم تا آیندگان با دیدن سانتریفوژهایی که بدون تزریق گاز می‌چرخند ، بیش‌تر و بیش‌تر ، به عظمت این مذاکرات و پیروزی‌های دولت یازدهم و نقش این « اتاق » پی ببرند . آری نوه‌های عزیز : افزون بر این پیروزی‌ها ؛ ذخیره‌ی اورانیومِ 20 در صدی را« اکسیده » کردیم ؛ باقی‌مانده‌ی ذخیره‌ی اورانیوم غنی‌شده را به بهای کمابیش « مفت » به روسیان فروختیم ( آنان ، هم‌گام و هم‌رای با آمریکایی‌ها ، نقش اساسی در تحریم‌های ایران داشتند ) ؛ برای بریده‌نشدن نوار پیروزی‌ها ، ذخیره‌ی آب‌سنگین کشور را به عمان منتقل کردیم و زیر نظارت آمریکایی‌ها قرار دادیم و بخشی از آن را به بهای کمابیش مفت به آمریکا فروختیم تا دست‌کم اندکی از زحمات آمریکا را در برقراری تحریم‌ها علیه ایران را جبران کرده باشیم ؛ برای 25 سالِ ناقابل « حاکمیت محدود » را پذیرفتیم ؛ در برابر ، رییس ما که در سعدآباد ،  پایه‌ی‌گذارِ همه‌ی این پیروزی‌هاست که من تنها بخشی از آن را برای شما نوه‌های عزیزم بازگو کردم .
رییس‌جمهور محبوب ، برای قدردانی از این پیروزی‌ها ، برای ما    « گل‌ریزان » کردند و هم‌چنین ، عنوان « پهلوان هسته‌ای» به من و پهلوان سید‌علی اکبر که به حق مانند من برای به ثمر رسیدن برجام ( یا برنامه‌ی جامع مشترک برای به بندکشیبدن و اسارت ملت و مردم ایران ) زحمت زیادی‌کشید ، اعطا فرمودند و پیراهن طلایی پهلوانی به تن ما کردند .
رییس‌جمهور محبوب با « تدبیر » ویژه و برای ایجاد « امید » ، هنگام ورودمان به کشور ، سنگ تمام گذاردند و همه‌ی پسران و دخترانِ کرایه‌ا‌‌ی ویژه‌ی تظاهرات را با آلات موسیقی هم‌راه با حرکات موزون در قالب یک کارناوال با شکوه و فراتر از کارناوال     « ریو » به پیشباز ما فرستادند و ...
آری ، نوه‌های عزیز : در این اتاق ، هرچه آمریکایی‌ها بیش‌تر زور گفتند ، ما بیش‌تر نرمش‌کردیم  و این اتاق ، مصداق پیروزی « زور» بر « نرمش » در تاریخ جهان است .
دوشنبه سوم خردادماه 1395 ـ  هوشنگ طالع