یادداشت 644
 
اندر حکایت « سفیدگری »
که زنگی به شستن نگردد سپید (حکیم فردوسی توسی )
با شنیدن سخن‌رانی غرایِ رییس تازه‌ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، به دنبال برکناری رییس پیشینِ این سازمان زیر عنوانِ « استعفا » ، یادِ کارگاهِ « سفیدگری » افتادم .
تا سال‌های دهه‌ی 40 که پخت‌وپز با دیگ‌ و تابه‌های مسی ، هنوز زیاد بود ، در این جا و آن جا نیز کارگاه سفیدگری  به چشم می‌خورد که امروزه کارگاه‌های کم‌یابی اند .
برای پخت و پز در دیگ و تابه‌های مسی ، می‌بایست درون آن‌ها روی ( قلع ) اندود می‌گردید و از سوی دیگر ، برون این ظرف‌ها که در اثر آتش هیزم یا ذغال ، سیاه شده بودند ، پاک‌سازی می‌شد .
در فراگشت « سفیدگری » ، نخست دیگ را در چاله‌‌‌ی شن ( چاله‌ا‌ی پر از شن در کنار ورودی کارگاه )‌ قرار می‌دادند و شاگرد سفید‌گر درون آن می‌ایستاد و با دو دست دسته‌ای را که درون دیوار کار گذاشته شده بود می‌گرفت و با تکان دادن خود به این سو آن سو ، دیگ را بر روی شن‌ها به چرخش در می‌آورد و سیاهی آن را بر طرف می‌کرد ( شگردشناسی امروزین « شن‌پاشی صنعتی» از این شگردشناسی هزاران ساله سرچشمه گرفته است ) . سپس استاد سفیدگر ، قلع  ( ارزیر) گداخته را هم‌راه نشادر، درون دیگ یا تابه می‌ریزد و با مشتی پنبه‌ی خام ، درون آن را سفید ( قلع یا ارزیر اندود ) می‌کرد .
سخنان رییس تازه‌ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی برپایه‌ی قرارداشتن کامل در خط دولت و پرهیز از سیاه‌نمایی ( یعنی خودداری از هرگونه نقدِ ملایم و ملیح  ، بازگو نکردن کردن حتا بخش‌های کوچکی از حقایق هم‌راه با لاپوشانی‌های بسیار و ... ) ، به خودی‌خود و به روشنی و بدون هرگونه « اما و اگر » دلایل برکناری ( ببخشید به زبانِ کلانتری : استعفاء) رییس پیشین را نشان می‌دهد . گویی همین دیروز بود که با آن همه تعریف و تمجید و با مراسمی پرشورتر از آیین « پاتختی » رییس کنونی و در حضور همین مقامات ، رییس پیشین را  بر سرِ کار آورد بودند ؟!
در اثرِ این « حُسن انتصاب ؟! » ،‌ صدا وسیما نیز در حدِ روزنامه‌ی دولتی ایران ( یا صدایِ « به‌به و چه‌چه دولت » و با شعارِ جاودانیِ : « هرعیب که سلطان بپسندد ، هنر است » و یا « چه فرمان یزدان ، چه فرمان دولت » ) تنزل داده شد .
 بدون دودلی در این فراگشت ،‌ صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، بخش بزرگی از بینندگان و شنوندگان بخش‌های خبری و تفسیر مسایل داخلی و خارجی را به سود رادیو ـ تلویزیون‌های بیرون از مرز ، از دست خواهد داد و این تدبیرِ بسیار به‌جایِ   « دولتِ تدبیر ؟! » باعث رونق‌بخشیِ افزون‌ترِ رسانه‌های بیگانه خواهد شد و شاید هم ، اصلِ قضیه همین است و من و ما ، هنوز « خام » هستیم ؟!
اما آقایان باید بدانند که « زنگی به شستن نگردد سپید » . با «‌ سفید‌گری » ، دیگ و تابه را می‌توان سفید کرد ؛ اما نه حقایقِ سیاه و تباه را .
 یکم خردادماه 1395 ـ هوشنگ طالع