ملت گرایی : نهضت ضد استعمار ، ضد استبداد و ضد استثمار
 
هوشنگ طالع
ملت‌گرايي (ناسيوناليسم) انگيزه‌ي ترديد ناپذير همه‌ی قيام‌هاي ملي است . اين خصوصيت را نمي‌توان سيماي ويژه‌ي ناسيوناليسم (ملت گرايي) دانست ؛‌ بلكه اين امر عبارت است از سیمای کلی ناسیونالیسم ، از ديدگاهي ديگر.
اين امر، به مانند ان است كه « نور » را روي بخشي از « صحنه » بتابانيم تا آن بخش ، درخشان تر نمايانده شود . در حالی که  اين گوشه‌ي نوراني ، از بخش‌هاي ديگر صحنه جدا نيست ؛ بلكه تنها جنبه‌ي مشخص‌تري بدان داده شده است تا بينندگان آن را بيش‌تر مورد توجه قرار دهند.
اين جنبه‌ي ملت‌گرايي (ناسيوناليسم) یعنی جنبه‌ی ضد استعماری ، ضد استبدادی و ضد استثماری آن نيز از ديگر جنبه‌هاي آن جدا نيست. جنبه‌ي قيام‌گر ناسيوناليسم در درازاي حيات بشريت وجود داشته و امروز نيز همه‌ي جنبش‌هاي ملت‌گرايي ، در راستاي نهضت هاي استقلال طلبانه و قيام‌هاي ضد استعماري قرار دارند .
در دورانِ كنوني ، جنبه‌‌ي ضد‌استعماري « ناسيوناليسم» از درخشندگي ويژه اي برخوردار است ، نه از این جهت که « ناسيوناليسم » چيز خاصي شده است ؛ بلكه از آن جهت كه استعمار و امپریالیسم ، چيز خاصي شده است.
عصر ما ، عصر بيداري ملت‌ها و نقطه‌ي عطفي در سيرِ تكامل حيات و هستي است . عصر ما ، دوراني است كه قوانين حيات ملت‌ها، از زمينه‌ي غرايز،‌ پاي به عرصه‌ي « علم و خرد » گذارده است .
 كودك كه در دوران رشد ، در پرتوِ غريزه ، ميل به « شيريني » دارد ، در دوران بلوغ و رشد عقلي ، به ياري دانش و تجربه ، بهترين و مفيدترين خوراك‌ها را بر مي گزيند .
 اگر در روزگارانِ گذشته ، ‌ايرانيان برپایه‌ی قوانين غريزي و به راهنمايي حسِ‌مليت ، مي‌گفتند : « چو ايران نباشد ، تن من مباد» امروز بر پایه‌ی راهنمايي مكتبِ ملت‌گرايي ( ناسيوناليسم ) چنان « خود » را در وجود « ملت » متسحيل مي‌بينند كه بدون او ، نمي توانند خود را تجسم بخشند .
اين است ره‌آورد مكتب ملت گرايي (ناسيوناليسم) در عصر ما يعني « عصر بيداري ملت ها » .