از دفتر خاطره‌ها ( 2 )


طرح  « تاهال »
سال 1343 کارشناس اقتصادی در دفتر اقتصادی سازمان برنامه بودم . از مدیریت کشاورزی سازمان برنامه نتیجه‌ی مطالعات مشاورزان اسرائیلی « تاهال » ( معروف به طرح تاهال ) در زمینه‌ی آب‌یاری دشت قزوین ، برای اظهار نظر به دفتر اقتصادی فرستاده شد .
آقای دکتر بهمن آبادیان رییس دفتر اقتصادی ، طرح را برای بررسی و اظهار نظر به آقای دکتر نصرت‌الله خطیبی ( دکترای اقتصاد کشاورزی ) و من ( دکترا در علوم اقتصادی و سیاسی ) ارجاع دادند  . طرح کتابچه‌ی بود با 200 تا 250 رویه و در همان نگاه نخست ، طرح بسیار نا پخته و « سرسری » می‌نمود :
برای مثال در محاسبه‌ی « اقتصاد مرغ » ، بهای تخم‌مرغ در روستاهای قزوین 2 ریال محاسبه شده بود که با کاهش آن به 9/1 ریال ، نگاه‌داشتن مرغ‌ ، کاری زیان‌ده بود . در محاسبات « اقتصاد تراکتور  » هم با تغییر اندک داده‌ها ، تراکتور نیز به وسیله‌ی زیان‌دهی بدل می‌گردید .
اما « قلب طرح » عبارت بود از احداث شمار زیادی چاه‌ها ژرف ( عمیق ) برای آب‌یاری دشت قزوین . البته روشن بود که با کندن این شمار چاه ژرف ، همه‌ی کاریزهای این دشت خشک می‌شدند .
پیشنهاد متقابل گروه 2 نفره‌ی دفتر اقتصادی ( دکترخطیبی و من ) ، ساخت سد بر روی رودخانه‌ی شاهرود برای تامین آب اضافی مورد نیاز دشت قزوین و نیز آب آشامیدنی شهر قزوین بود .
 هزینه‌های طرح تاهال در آن روزگار 20 میلیون دلار برآورد شده بود ؛ در حالی‌که هزینه‌های ایجاد سد بر روی رودخانه‌ی شاهرود اگر چه کمابیش همین میزان بود ؛ اما از برتری‌های زیر برخوردار بود :
یکم ـ تامین آب مطمئن و دایمی ( برای نیاز آب‌یاری دشت فزوین و نیز آب آشامیدنی شهر قزوین)
 دوم ـ جلوگیری از سیل و مهار آب رودخانه شاهرود
سوم ـ امکان تولید برق‌آبی
چهارم ـ تغذیه‌ی کاریزها (قنات ها ) در دشت قزوین
پنجم ـ جلوگیری از خروج ارز برای خرید موتورچاه ، لواز یدکی و ... هزینه‌های سرباری دیگر
ششم ـ جلوگیری از زیان‌های احتمالی بر اثر ریزش چاه ، خرابی موتور به ویژه در اوج نیاز به آب یاری .
هفتم ـ ارزان‌تر بودن آب سد نسبت به آب چاه‌عمیق
پس از چندی از سوی مدیریت کشاورزی ، روز و ساعت بررسی طرح تاهال در دفتر آقای دکتر حسین کاظم‌زاده معاون سازمان برنامه ، آگاهی داده شد .
در این نشست ، افزون بر مدیر و معاونان مدیریت کشاورزی ، نماینده‌ی مهندسین مشاور تاهال نیز حضور داشت . میز کنفرانس اتاق آقای دکتر کاظم‌زاده ، عمود بر میز تحریر ایشان بود و ایشان پشت میز تحریرشان نشسته بودند و نماینده‌ی مهندس مشاور ، روبروی ایشان نشسته بود .
پس از بحث‌های آغازین ، آقای دکتر کاظم‌زاده ، نظر دفتر اقتصادی را جویا شدند . من ایرادات طرح را مطرح کردم و پیشنهاد متقابل را پس از شرح ، به ایشان دادم و خواهش کردم که دستور دهند تا پیشنهاد متقابل تکثر شود و در اختیار مدیر و معاونان مدیریت کشاورزی برای مطالعه و اظهار نظر قرار گیرد تا سپس بتوان با دید بهتر در باره‌ی طرح مشاوران تاهال تصمیم‌گیری کرد .
آقای دکتر کاظم‌زاده و آقای رضا صدقیانی مدیر کشاورزی ، از این سخنان سخت یکه خوردند و پس از آن که توجیهات آقایان برای منصرف کردن نمایندگان دفتر اقتصادی به جایی نرسید ، آقای دکتر کاظم زاده به آقای مهندس صدقیانی گفتند : «‌صورت‌جلسه کنید » .
آقای مهندس رضا صدقیانی روی یک برگ صورت جلسه را نوشت و پس از امضای آقای دکتر کاظم ، خود و معاونش نیز امضا کردند . آن‌گاه آقای مهندس صدقیانی از دکتر خطیبی و من خواستند که امضا کنیم ، حتا به اصطلاح « ریش‌گرو گذاشتند » و با لحن خودمانی گفتند : « جان من امضا کنید » ؛ ‌اما نافرجام .
من به آقای دکتر کاظم‌زاده گفتم : « این آقا [ نماینده مهندس مشاور ] را مرخص فرمایید تا بحث را ادامه دهیم یا این‌که دستور فرمایید نظرات دفتر اقتصادی را پیوست صورت‌جلسه کنند تا ما امضا کنیم » . آقای دکتر کاظم‌زاده که سخت   برآشفته شده بودند به آقای مهندس صدقیانی گفتند : « احتیاج به امضای دفتر اقتصادی نیست » .
بدین‌سان ، نشست پایان یافت و طرحی با این هزینه‌ی هنگفت و اشکلات بسیار و پیشنهاد متقابل معقول به تصویب سازمان برنامه رسید . از برکت های اولیه این طرح ، خشک شدن همه‌ی کاریزهای دشت قزوین بود .
آقای دکتر حسین کاظم زاده در سال 1346 به معاونت نخست وزیر و رییس دفتر بودجه ارتفا یافت . سپس وزیر مشاور و دبیر کل سازمان امور اداری و استخدامی شد و چند سال نیز وزیر علوم و آموزش عالی بودند .
آقای مهندس رضا صدقیانی افزون بر معاونت وزیر و استانداری ، چندین سال وزیر تعاون و امور روستایی بودند .   
سیزدهم دی‌ماه 1394 ـ هوشنگ طالع   
( یادآوری : به دنبال انتشار نخستین خاطره ، آقای مهندس پرویز ظفری یادآورشدند که گوینده‌ی خبر آقای دکتر مصطفا الموتی بودند )