از دفتر خاطره ها (9)
اولین نفری است که می‌خواهد زمین‌های
 دولت را بخورد ؟
در اردیبهشت ماه 1346 سازمان مرکزی تعاون کشور زیر نظر نخست‌وزیر تشکیل گردید که اصلی‌ترین هدف آن در آغاز کار ، تهیه‌ی « قانون تعاون » بود . از آن جا که « تعاون » در مجلس دارای کمیسیون نبود ، کمیسیون وپژه‌ای برای آن تشکیل گردید که من نیز به عضویت آن کمیسیون برگزیده شدم . ( من در دوره‌ی بیست و دوم نماینده‌ی مجلس شورای ملی بودم ) .
 ریاست سازمان مرکزی تعاون با یدالله شهبازی بود . وی در 23 / 10 / 1345 به سمت معاون نخست وزیر برگزیده شده بود . یدالله شهبازی و منوچهر پیروز از دستیاران مورد اعتماد ( یار گرمابه و گلستان ) امیرعباس هویدا در دوران معاونت وی بر امور اداری شرکت نفت بودند 
در یکی از روزهای امردادماه 1347 بود که آقای یدالله شهبازی رییس سازمان مرکزی تعاون کشور ، نخست‌وزیر ، برخی از وزیران و نیز اعضای کمیسیون تعاون مجلس شورای ملی را برای صرف نهار در ساختمان این سازمان ، دعوت کردند . ساختمان چند طبقه‌ی سازمان مرکزی تعاون در خیابان سپهبد زاهدی ( سپهبد قرنی ) روبروی شرکت مسافربری تی بی تی آن روزگار قرار داشت .
تالار پذیرایی در اشکوب زیرزمین قرار داشت که تالاری بود دراز و کشیده و تنها کولر تالار در انتهای آن قرار داشت .
 به دلیل گرمای زیادِ درون تالار ، به بخشی که توسط کولر خنک می‌شد و نخست وزیر و وزیران نیز در ان بخش بودند ، رفتم .
در این میان جنب و جوش آقای دکتر احمد رفیعی نماینده‌ی رفسنجان و عضو کمیسیون تعاون ، نظرم را جلب کرد . دکتر رفیعی پس از گفت‌وگو با دو تن از وزیران که هر دو به آقای صفی اصفیا ( رییس پیشین سازمان برنامه و وزیر مشاور و نایب نخست‌وزیر در امور عمرانی و اقتصادی‌ کشور ) اشاره کردند ، سراغ آقای اصفیا رفتند و پس از گفت‌وگوی‌کوتاه ، آقای اصفیا وی را نزد آقای هویدا نخست‌وزیر بردند و پس از لحظه‌ای آقای هویدا با صدای بلند گفتند : « ولیان بیا این‌جا ببینم»
سرهنگ عبدالعظیم ولیان وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی بودند و طرز سخن گفتنشان مانند « داش مشدی‌های تهرونی » هم‌راه با اندکی لکنت‌زبان بود . آقای ولیان « تند و فرز » خود را به نخست‌وزیر رساندند وبا همان لهجه‌ی ویژه‌ی خود گفتند : « بعله قربان » .
آقای هویدا از وی پرسیدند : « چرا رفیعی را اذیت می‌کنی » ؟
آقای ولیان  : « قربان می‌خواهد زمین های‌دولت را بخورد » .
آقای هویدا : « این اولین نفری است که می‌خواهد زمین‌های دولت را بخورد » ؟
آقای ولیان  : « خیر قربان » .
آقای هویدا با لحنی تحکم‌امیز : « پس اذیتش نکن » .
آدینه 30 بهمن‌ماه 1394 ـ هوشنگ طالع