یادداشت روز (شماره 49 )


از صلح حسنی تا شهادت حسینی

تاریخ برای آن نیست که آن را در راستای خواسته های خود توجیه کنیم ؛ بلکه برای آن است که تاریخ را مورد پژوهش بی‌طرفانه قرار دهیم و آن را به نقد بکشیم و در نتیجه از آن به عنوان ابزار دقیقی برای جلو گیری از اشتباه‌ها بهره‌گیریم . دانستن تاریخ و پند‌آموزی درست از آن ، ما را از تکرار اشتباه‌های پدران و نیاکان باز می‌دارد .

اگر از در یچه‌ی درست ( نه از روی مصالح شخصی روزمره ) به تاریخ بنگریم ، در می‌یابیم که شهادت خود خواسته‌ی امام حسین در کربلا ، فرآیند غیر قابل گریز صلح امام حسن ( نرمش سیاسی) برای زنده نگاهداشتن آیین تشییع بود .

امام حسین هنگامی که برجایگاه امامت نشست ، بر آن شد تا نگذارد براثر صلح برادرش آیین تشییع را « بمیرانند » . این بود که دانسته و خود خواسته راه شهادت را در پیش گرفت .

 امروز هنگامی که به داوری راستین می‌نشینیم به این نتیجه می‌رسیم که اگر او نیز راه برادر را در پیش گرفته بود ، امروز از آیین تشییع ، تنها نامی در کتاب‌ها به جای مانده بود .

او نیک می‌دانست که باید « مرد » پیش از آن که او را « بمیرانند » و چنین بود که برای زدودن آثار مرگ‌ بار صلح برادر بر مذهب ،‌ راه شهادت را برگزید و موفق شد . او با شهادت در دشت کربلا نه تنها جان در کالبد اندیشه‌ی تشییع دمید ؛ بلکه تا امروز پرچم سرخ حسینی را در اهتزاز نگاه داشت .

پویایی و رمز ماندگاری آیین تشییع درگرو پرچم سرخ حسینی است و نه صلح حسنی (یا به تفسیر امروز نرمش    سیاسی ) .  

اول مهرماه 1392

هوشنگ طالع