فلسفه‌ي وجودي ملت
ملت : موجود عالي و تكامل يافته
 
دکتر هوشنگ طالع
هر گاه در اين نكته ترديد نكنيم كه عالم حيات را منطقي هست ، در آن صورت منطقي‌ترين و آشكارترين هدف هستي ، تكامل در زمینه‌های گوناگون است . از آغاز پيدايش حيات بر روي زمين ، آثار مادي و معنوي تكامل را مي توان پي‌گرفت و شناخت.
علم تكامل و علم تاريخ طبيعي ،‌ دلالت دارد كه نخست حيات به شكل موجودات بسيار ساده و اوليه بر روي زمين، پديدار گشت. اين موجودات، تنها از يك ياخته تشكيل شده بودند. رفته رفته، موجودات كامل و كامل‌تر شدند . و از تكامل آن موجودات تك ياخته‌اي اوليه ، ‌جانداران گوناگون پديده آمدند. وهر نوع وگونه اي از اين جانداران دوران هاي بسيار زيستند و دستخوش دگرگوني و تكامل گشتند.
 آن‌ها با ايجاد رابطه با يكديگر و ايجاد رابطه با محيط زيست خود، مسير و تكامل را پيمودند. البته در اين ميان، گونه هايي از آنان نيز نابود شدند. سرانجام ، انسان از نسل پيش‌رفته‌ترين موجودات، به وجود آمد و در درازاي هزاره‌هاي بسيار، به شكل جانداري اجتماعي با ويژگي هاي انسان، ظاهر گرديده است. سير تكامل زنجيره‌ي جانداران به ظهور انسان، جانداراي داراي شعور اجتماعي و فرهنگ ساز، رسيد ؛ اما تكامل متوقف نگرديد.
انسان با تشكيل خانواده و اجتماعات بناي قبيله ، قوم و سرانجام ، ملت را پايه‌ريزي كرد ؛ بدين معني كه از پيوستگي چند خانواده ،‌ قبيله و از پيوند چند قبيله ، قوم به وجود آمد . قوم شكل ساده و اوليه اجتماع انساني است.
در اثر ايجاد ارتباط و سرانجام پيوند با خاك (سرزمين) موجود عالي و تكامل يافته‌اي به نام « ملت » پديد آمد. اين ملت ها هستند كه در هم آوايي با يكديگر، تكامل را به پيش خواهند راند.
همان‌گونه كه « انسان » در درون « ملت » ، شخصيت فردي خود را حفظ مي‌كند‌ « ملت‌ها » نيز درهم‌كاري و هم‌دلي با يكديگر و در قالب  جامعه‌ي جهاني « مليت » یا «‌هویت » خود را از دست نمي‌دهند.
 
·        برای آگاهی به دانش ایرانیان در زمینه‌ی دانش تکامل ؛ نگ : « عزیزالدین نسفی ـ انسان کامل » . باید دانست که عزیزالدین نسفی بدون دودلی برگ‌هایی از چیتردات نسک ( کتاب تبارشناسی اوستای کهن ) را که امروز در دست‌رس نیست ، به گونه‌ای که نگفته است ، به دست آورده بود .
 
نسفی ، آشکارا می‌گوید که نخستین انسان  « زنگی » یا سیاه پوست بود .