از دفتر خاطره‌ها ( 6 )
دشمن مشترک هویدا ـ کاسکین
روز یک‌شنبه نهم فروردین‌ماه 1349 به دعوت رییس مجلس شورای ملی ، نمایندگان  برای بررسی گزارش دولت پیرامون مساله‌ی بحرین به نشست فوق‌العاده دعوت شدند .
در این نشست پس از سخنان اردشیر زاهدی در باره‌ی جزیره‌ی بحرین ، سخن‌گوی گروه پارلمانی پان‌ایرانیست ، بر پایه‌ی بررسی‌های گسترده‌ی گروه پارلمانی  و متن از پیش‌ تهیه شده ، گزارش دولت را مغایر با حق حاکمیت ملت ایران و نیز خدشه دار کردن تمامیت ارضی و در حقیقت در حکم تجزیه دانست .
 افزون بر حاکمیت و مالکیت ملت و مردم ایران بر بحرین در درازای تاریخ ، در سال 1336 هیات دولت که در حضور محمدرضا شاه پهلوی تشکیل گردیده بود ، در تقسیمات کشوری تجدید نظر به عمل آمد . برپایه‌ی تقسیمات تازه ، ایران به 14 استان تقسیم گردید و بحرین به عنوان استان چهاردهم ایران اعلام شد .
به دنبال سخنان سخن‌گوی گروه پارلمانی پان‌ایرانیست ، استیضاح گروه پارلمانی پان‌ایرانیست که به امضای هر پنج تن نمایندگان پان‌ایرانیست رسیده بود ، تقدیم رییس مجلس گردید .
این استیضاخ ، نخستین استیضاح دولت پس از کودتای 28 امرداد بود و از آن‌جا که رییس دولت (‌ امیرعباس هویدا ) ‌خود را مجری اوامر ملوکانه می‌دانست ، درحقیقت استیضاح شاه و رژیم به حساب می‌امد .
 در پايان جلسه‌ ، رييس مجلس (آقاي مهندس عبدالله رياضي) از اعضاي گروه پارلماني پان‌ايرانيست دعوت كرد تا در دفترش با وي ديدار كنند . دكتر محمدرضا عاملي تهراني ، دكتر اسماعيل فريور و من (دكتر هوشنگ طالع)  به ديدار رييس مجلس رفتيم .
گمان مي‌كردم كه با توجه به سخنان خيلي تند سخن‎گوي گروه پارلماني پان‎ايرانيست و هم چنين استيضاحي كه به عمل آمده بود ،  بايد او خيلي گرفته و شايد برافروخته باشد ؛  اما بر عكس ، لبخندي بر لب داشت و نوعي برق شيطنت در چشمانش مي‌درخشيد .
 پس از سلام و احوال پرسي ،  بدون مقدمه با لهجه‌ي غليظ اصفهاني‌اش گفت :  « من كه سياسي نيستم . حتماً شما خودتان مي‌دانيد چكار كرديد ؟ »
هنگامي كه آقای مهندس عبدالله ریاضی با موضع قاطع ما در مساله‌ي بحرين و دفاع از تماميت سرزميني ايران و در نتيجه  تعلق بحرين به ايران روبرو شد ، يكي از همان خنده‌هاي معروفش را سر داد و در حالي كه هنوز برق شيطنت در چشمانش مي‌درخشيد ، گفت : « فردا كه برگشت ، كيفش را مي‌زنند زير بغلش و مرخصش مي‌كنند » .
مقصود مهندس رياضي ، اميرعباس هويدا نخست‌وزير بود كه هنگام طرح مساله‌ي بحرين به اتفاق آلكسي كاسگين نخست‌وزیر اتحاد شوروي كه سرگرم بازديد رسمی از ايران بود ، در جزيره‌ي خارک به سر مي‌برد . 
مهندس عبدالله رياضي با توجه به سلطه‌ي استبداد و موقعيت حاكم بر كشور ، نمي‌توانست باور كند كه مي‌توان اين چنين سخت ، دولت و در حقيقت « شاه » را مورد حمله قرار داد و آن را با اتهام تجزيه‌ي بحرين به استيضاح كشيد . او بر اين پندار بود كه كارِ گروه پارلماني پان‌ايرانيست ،  صحنه‌سازي براي سرنگوني دولت هويداست .
آقای علی‌رضا شفائی خبرنگار پارلمانی روزنامه اطلاعات که در دوران دبیرستان عضو حزب پان‌ایرانیست بود و هنور هم خود را پان‌ایرانیست می‌دانست ، چند روز پس از این ماجرا ، مطلب جالبی را به من گفت و از من خواست تا نام او را به میان نیاورم . من هم تا او زنده بود به خواسته‌اش عمل کردم . اکنون که او در میان ما نیست ، با نکوداشت نام و خاطره‌اش ، گفته‌های او را بازگو می‌کنم .
 علی‌رضا شفائی به من گفت : به گفته‌ی یکی از دوستان خبرنگار که هم‌راه نخست وزیر و کاسکین بود ، خبر استیضاح دولت از سوی پان‌ایرانیست‌ها ، موجب « ولوله » میان دولت‌مردان و روزنامه‌نگاران هم‌راه نخست وزیر در جزیره‌ی خارک شده بود . سخن برسر امکان رفتن دولت بود .
کاسکین نیز از این ماجرا با خبر شده بود و با توجه به نگرانی هویدا که در چهره‌اش نمایان بود ، برای دلداری به وی گفته بود : « این‌ها [ پان‌ایرانیست‌ها ] دشمن ما هم هستند » .
پنج‌شنبه 8 دی‌ماه 1349 ـ هوشنگ طالع