از دفتر خاطرهها ( 4 ) / چهل سال در بازداشتگاه سیاسی انگلیس
از دفتر خاطرهها ( 4 )

چهل سال در بازداشتگاه سیاسی انگلیس
هفتهای دستکم یک بار به دیدار استاد حبیبالله نوبخت میرفتم . خانهی من در خیابان خردمندجنوبی بود و در سرراه دفتر تشکیلات در خیابان نادری ( جمهوری ) کوچه شاهرخ ، به دیدار استاد میشتافتم . کاشانه (آپارتمان ) استاد در طبقه دوم ساختمانی واقع درشمال سفارت انگلیس ( خیابان چرچیل / بابی ساندز) و اول خیابان مهندسی ارتش (خاور سفارت روسیه ) قرار داشت . اتاق های خانه پر بود از کتاب و نوشته و به هر گوشهای پراکنده . استاد جثهای کوچک داشت ، با عینکی و همیشه با جامهای ساده .
در این دیدارها ، استاد با بردباری و شکیبایی بسیار به پرسشهای پیاپی من پاسخ میدادند و گاهی نیز اگر مقالهی آمادهای برای روزنامه خاک و خون داشتند ، برای چاپ در روزنامه به من میسپاردند . استاد نوبخت برای روزنامهی خاک وخون ، رشتهمقالههایی با عنوان « فرهنگ پانایرانیسم » مینوشتند .
روزی در میان گفتوگو « از این در و آن در » ، به استاد گفتم که شما کمابیش سه سال در زندان انگلیسیها در اراک و فلسطین بودید ، چگونه است عنوان رشته مقالههایی که از شما در روزنامه پارس شیراز به چاپ میرسد « چهل سال در بازداشتگاه سیاسی انگلیس » گذارده اید .
گفتند : « روزی که آغاز به نگارش این رشته مقالهها کردم ، چهل ساله بودم . هنگامی که به پس نگریستم ، دریافتم که همهی سالیان عمر را در بازادشتگاه سیاسی انگلیس گذرانده ام » ؟!
در راه دفتر تشکیلات ، با خود اندیشیدم که با وجود سیطرهی « فراماسون »ها و «فراماسونری » بر کشور ، این بازداشتگاه کی برچیده خواهد شد ؟! و امروز نیز پس از گذشت بیش از 45 سال از آن دیدار با استاد نوبخت ، در این اندیشهام .
آدینه 25 دیماه 1394 ـ هوشنگ طالع
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ ساعت 15:56 توسط دکتر هوشنگ طالع
|