از دفتر خاطره‌ها ( 3 )

عاقبت دخالت در « سیاست »
شادروان خلیل ملکی همسر خاله‌ی من صبیحه‌ی گنجه‌ای بود . خلیل ملکی از زمره‌ی زندانیان معروف به گروه 53 نفر بود که در سال 1316 خورشیدی به اتهام عضویت در فرقه‌ی اشتراکی دست‌گیر شدند و با وجود محکومیت‌های دراز ، با اشغال ایران از سوی نیروهای متجاوز روس و انگلیس ( سپس آمریکا نیز به جمع اشغال‌گران پیوست ) ، از زندان آزاد شدند .
 ( برای آگاهی بیش‌تر نگ : ما و بیگانگان ـ خاطرات سیاسی دکتر نصرت‌الله جهانشاهلو / پنجاه ‌نفر و سه نفر ـ خاطرات سیاسی دکتر انورخامه‌ای )
به دنبال اعتصاب خوراک این دسته از زندانیان ، تنی چند از جمله خلیل ملکی را به « تخت‌شلاق » ‌بستند و سپس به زندان انفرادی انداختند .
شادروان خلیل ملکی برای من روایت کرد :‌ « چند روزی از این ماجرا می‌گذشت که متوجه شدم که تازه‌واردی را به سلول کنار من آورده اند . از زندان‌بان که مرد بدی نبود پرسیدم که همسایه‌ی من کیست و جرمش چیست ؟ گفت :  « وکیل مجلس است و در سیاست دخالت کرده است » .
آدینه 18 دی‌ماه 1394 ـ هوشنگ طالع