روزنامک

نقد و بررسی - سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی

ملت در جامعه شناسايي ملت ، به عنوان يك موجود زنده عالي

ملت در جامعه شناسايي
ملت ، به عنوان يك موجود زنده عالي
 
هوشنگ طالع
در علم جامعه شناسي، جامعه بعنوان موجود مستقل از«فرد» تلقی مي گردد. البته بايد بدانيم كه در جامعه شناسي، مفهوم جامعه با انبوه افراد، متفاوت است . آگوست كنت (1857-1798)  بنیان گذار مکتب پوزیتیویسم و پديدآورنده‌ي علم جامعه شناسي نوین1  اين دانش را از علوم مثبت دانسته و معتقد است كه با وجود آن كه جامعه از افراد تشكيل يافته ، اما داراي احساسات و صفات متمايز و مستقل مي‌باشد.
پايه‌ي جامعه شناسي بر روي احساس فرد نسبت به جامعه ، گذارده شده است. هر فرد مي‌داند كه پيش از حضور او در عرصه‌ي حيات،‌ جامعه وجود داشته و پس از وي نيز جامعه وجود خواهد داشت.
 از سوي ديگر، هر فرد احساس مي كند كه هر جامعه داراي قانون مندي‌هايي است كه وي ناگزير از پيروي از آن‌ها مي باشد. اين دانش و احساس است كه رابطه‌ي فرد را با جامعه مشخص مي‌كند.در علم جامعه شناسي ،‌ فرد ياخته‌اي كم دوام و درگذر از پيكره‌ي ديرپاي ملت به حساب مي آيد. بدين سان افراد با احساس دروني و در حقيقت غريزي خود، وابستگي خويش را به جامعه و ملت خويش درك مي كنند.
از سوي ديگر از آن جا كه جامعه‌شناسي ، جامعه را در حال حركت و سيلان مورد توجه قرار   مي‌دهد ، ‌رابطه‌ي علم جامعه شناسي با علم تاريخ ، آشكار مي گردد. امروزه پژوهشگران براي درك و شناخت ژرف تر مفهوم ملت، افزون بر علم تاريخ2 و جامعه شناسي، از علم فلسفه‌ي تاريخ نيز بهره     مي‌گيرند. اين درك و شناخت، آن چيزي است كه از آن به نام شناخت علمي ملت نام برده مي شود.
در اين زمينه، مي‌توان شناخت انسان را به عنوان يك جاندار تكامل يافته مركب از ياخته‌هاي فراوان و گوناگون، با « ملت » به عنوان يك موجود زنده بسيار تكامل يافته تر و با ياخته هاي انساني فراوان و گوناگون مقايسه كرد.
براي شناخت انسان ، بايد از علوم گوناگون، بهره گرفت . درباره‌ي ملت نيز بايد از علم تاريخ وعلم جامعه شناسي ياري گرفت و با بررسي فلسفه تاريخ و چگونگي پيدايش فرهنگ ها و تمدن ها و نيز بررسي سير تحول و تكامل آن ها، به شناسايي ملت دست يابيم.
هر گاه در راستاي علم تاريخ به پژوهش درباره‌ي پديده هاي تاريخي پرداخته و يا بخواهيم هر يك از پديده هاي فرهنگي وفكري را در جهان مورد مطالعه قرار دهيم، ناچار از تقسيم بندي تاريخ جهان، به تاريخ ملت ها، مي باشيم.
بر اثر بررسي تحولات تاريخي، مانند فروپاشي امپراتوري‌ها، پيدايش انقلاب‌ها و بررسي قيام‌ها ،‌در     مي‌يابيم كه همواره ملت ها در مسير تحول و تكامل راه استقلال را پيموده و براي احراز زندگي شايسته، كوشيده اند.
در اين راه است كه هميشه با امپرياليست‌ها، استعمارگران و استثمارگران جنگيده اند. بدين سان پيدايش انقلاب ها، قيام ها و سقوط امپراتوريها فرآيند اين نبردها بوده است. درفلسفه‌ي تاريخ هرگاه جهان را درقالب يك مجموعه مورد نگرش قرار دهيم و بشريت را به صورت رودخانه‌ي عظيمي در نظر مجسم كنيم كه در مسير زمان جاري است ، در مي يابيم كه اين رودخانه‌ي شكوهمند، از نهرها و جويباراني تركيب يافته كه هر يك از سرزميني به نام ميهن ، در جريان اند. از پيوستن اين نهرها و جويباران ، رودخانه‌ي عظيم بشريت تشكيل يافته است. هر يك از اين نهرها و جويباران ، ‌در هر لحظه اززمان در برگيرنده‌ي ميليون ها قطره اند كه هر قطره نشان دهنده يك فرد انساني است.
 چونان قطره هاي آب رودخانه كه در بستر خود همواره در تلاش اند و به اعمال مختلفي پرداخته  و مواد بسياري را جابه جا كرده و تغيير شكل مي دهند ، افراد انساني نيز در مسير حركت جمعي خود ، تشكيل ملت را مي‌دهند كه به منزله‌ي همان رودخانه است .  اين افراد دايم در كارند و بر بستر خود يعني خاك ميهن، تاثير مي گذارند. هنگامي كه اين مردمان به رودخانه‌ي عظيم بشريت مي رسند، بسياري چيزها كه از فرهنگ و تمدن خود به همراه دارند ، تقديم بشريت مي كنند.
عوامل گوناگون چونان آب و هوا ، سرزمين و وراثت ، سبب پيدايش ويژگي‌هاي ملي مي‌گردد . در بسياري از موارد، از اين ويژگي‌ها به عنوان نشانه ها و نمادهاي ملي مي‌توان نام برد و ملتي را به صفات ويژه اي متصف كرد.
همان گونه كه هر فرد در ميان خانواده ،‌ دودمان و جامعه ، داراي ويژگي‌هاي خاص خود مي‌باشد ، ملت ها نيز در جامعه‌ي بشري ،‌ داراي صفات و ويژگي هاي خاص خود مي‌باشند . صفات و ويژگي‌هاي فردي، گرچه به « فرد » شخصيت مستقل مي‌دهد ؛ ‌اما اين شخصيت نه حقي را از او سلب
مي‌كند و نه حقوقي براي او ايجاد مي‌كند .
گونه‌گوني ملت‌ها نيز در خانواده‌ي جهاني ، نبايد باعث تضيیع حقوق ملي آن‌ها و يا ايجاد حقوق ويژه اي براي آن‌ها گردد.
رنگ ، نژاد ، مذهب ، ويژگي هاي فرهنگي و اقتصادي ، ثروت هاي ملي و ... هيچ كدام نمي‌توانند سبب ايجاد حق براي يك ملت و تضيع حق از ملت ديگري گردد.
كوتاه سخن آن‌كه : ملت‌ها در خانواده‌ي جهاني بر يك‌ديگر برتري و رجحاني ندارند. بر اين پايه بايد ‌روابط بين‌ا لملل، حقوق بين‌المللي و سازمان‌هاي جهاني دگرگون و بازسازي شوند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
1-  اگوست کنت August Comte   (  1857 – 1798 ) فیلسوف فرانسوی و بنیان‌گزار مکتب پوزیتیویسم و پایه گزار  جامعه شناسی نوین (Sociologie‌ )
 
2-  اوسوالد اشپنلگر فيلسوف آلماني ، پايه گذار علم فلسفه ي تاريخ است . كتاب معروف او « انحطاط غرب» Untergang des Abendlandes)) می‌باشد .
 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی ۱۳۹۴ ساعت 18:25 توسط دکتر هوشنگ طالع  | 
  • خانه
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • تیر ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • آرشيو
پیوندها
  • پان ایرانیسم ( حزب پان ایرانیست - هیات اجرایی )
  • فر ایران
  • آذرپادگان
  • کاربرد
  • منافع ملی
  • دریای پارس
  • آلبانیای قفقاز
  • ایران بوم
  • عاشقانه همیشه با تو
  • بیگی ( سینا ) لنگرودی - فیسبوک
  • محمد حیدری - فیسبوک
  • بیگی ( سینا ) لنگرودی
  • خاندان ارژنگی
  • برجام نافرجام
  • انجمن گاه شمار ملی
  • پان ایرانیسم
  • ایران ویچ
  • انتشارات سمرقند
  • تارنمای بنیاد فلات ایران
BLOGFA.COM