روابط راهبردی ( استراتژیک )
روابط راهبردی ( استراتژیک )
دکتر هوشنگ طالع

دولتیان و مجلسیان و به پیروی از آنان دستگاههای ارتباطجمعی دولت ، وابسته به دولت و « سیراب » از آبشخوار دولت ، هر از گاه باگرم شدن یا گرمکردن روابط با یک یا چند کشور دور و نزدیک ، سخن از روابط « راهبردی » ( استراتژیک ) به میان میآورند ؛ بدون اینکه « بار » راستین مفهوم ژرف این واژه را دریابند .
در بیشتر این موارد ، به طور کلی مساله در راستای منافع ملی نیست ؛ بلکه در راستای ضد منافع ملی و تنها در بردارندهی منافع گروه ویژه یا « باند » ویژهای از هیات حاکمه است که مثال روشن آن اعلام « روابط استراتژیک » در آغاز کار دولت یازدهم از سوی روحانی ـ ظریف با حکومت ترکیه بود ؛ در حالیکه سیاست خارجی حکومت ترکیه در راستای بازسازی امپراتوری عثمانی ، یکصدو هشتاد درجه در راستای مخالف منافع ملی ایران قرار داشته و دارد ؟!
آن چه را که روحانی و ظریف از آن به عنوان روابط استراتژیک ( راهبردی ) عنوان میکردند ، عبارت بود از سودجویی های گروهی و « باندی » و بده ـ بستانهای اقتصادی ـ مالی ( البته همیشه به زیان ایران مانند قرارداد ترجیحی گمرکی و ... ) .
ایران بر پایهی منافعملی و نگاهبانی از « سنگر »های دور از مرزهای میهن ، از دولت قانونی سوریه برابر موج تروریسم ، پشتیبانی میکرد و میکند .
از سوی دیگر ملت و مردم ایران میبایست « وام » خود به ملت و دولت سوریه در دوران جنگ تحمیلی را ادا میکرد . در دوران جنگ تحمیلی ، حکومت عراق از پشتیبانی مالی ـ نظامی ـ سیاسی ـ اطلاعاتی غرب و شرق و نیز بیشینهی کشورهای عربزبان ، به جز کشورهای جبههی پایداری یعنی لیبی ( در ابعاد کوچک ) و سوریه به گونهی عملی ، بر خوردار بود .
دولت سوریه با تمرکز نیرو در مرزهای عراق ، باعث گردید که عراق نتواند نیروهای بیشتری در آغاز جنگ وارد میدان کند.
ساعت دو پسین ( بعد از ظهر ) روز دوشنبه سی و یکم شهریورماه 1359 ( 22 سپتامبر 1980 ) جنگندههای نیروی هوایی عراق بدون اعلام جنگ ، شهرهای تهران ، اهواز ، اصفهان ، کرمانشاه ، دزفول ، آبادان ، تبریز ، همدان ، بوشهر و چند شهر دیگر را بمباران کردند .
همزمان با این عملیات ، نیروی زمینی عراق در جبههای به درازای کمابیش 600 کیلومتر یعنی از دهانهی فاو ( ریزشگاه اروند رود به خلیجفارس ) تا بلندیهای ازگله ( در استان کرمانشاه ) ، سرزمین ایران را ، مورد آفند نظامی قرار داد . منطقهی مورد آفند عراق میان 29 درجه و 58 دقیقه و 34 درجه و 54 دقیقه عرض جغرافیایی قرار داشت که استان های خوزستان ، ایلام و بخش بزرگی از استان کرمانشاه را در بر میگرفت .
حکومت عراق در رویای به دست آوردن « پیروزی برقآسا » با دوازده لشگر زرهی ، مکانیزه و پیاده همراه با جنگافزارهای و تجهیزات پیشرفته و فراوان ، ایران را مورد آفند قرار داد .
از آنجا که لشگر 92 زرهی اهواز یعنی نیرومندترین یگان رزمی کشور در منطقهی جنوب باختری و حتا در سطح منطقه ، به بهانهی کودتای دروغین « نوژه » از سوی حاکمان تازه به دوران رسیده سلاخی شده بود ، حکومت عراق در راستای دستیابی هرچه زودتر به پیروزی ، نیروهای ذخیرهی خود را نیز به میدان نبرد فرستاده بود .
دولت سوریه ، پیش و همزمان با آغاز عملیات دشمنانهی حکومت عراق علیه ایران ، چندین لشگر از نیروهای نظامی خود را در مرز با عراق مستقر کرده بود . از این رو ، حکومت عراق نیز به ناچار ، چندین لشگر در مرز دو کشور متمرکز نموده بود .
هرگاه حکومت عراق میتوانست این چند لشگر را نیز در آغاز تهاجم به کارگیرد ، شاید موفق میشد که اهواز یا قلب خوزستان را که در تکمیل عملیات جنگی عراق علیه ایران دارای جایگاه ویژه ای بود ، به اشغال خود در آورد .
شاید گرفتاریهای دیروز ـ امروز ملت و دولت سوریه تا حدودی نیز وابسته به حمایت آنان از ایران در جنگ تحمیلی ( جنگ نیابتی عراق به نمایندگی از سوی بلوک غرب و شرق و نیز بیشینهی حکومتهای عربزبان ) میباشد .
در حالی روحانی ـ ظریف در سایهی سکوت مجلس شورایاسلامی ، شورای امنیتملی و دیگر مقامها و نهادهای جمهوری اسلامی ، روابط ایران و ترکیه را راهبردی اعلام کردند که حکومت ترکیه در راستای بازسازی « امپراتوری عثمانی » به گونهی آشکار از براندازی دولت قانونی سوریه و الحاق بخشهایی از این کشور ، سخن میگفت و میگوید .
در سال 1921 میلادی (1300خورشیدی ) استعمار فرانسه که به عنوان یکی از پیروزمندان نبرد نخست جهانی ، سرزمینهای سوریه و لبنان امروزی را تحت قیمومت خود داشت ، در رقابت با استعمار بریتانیا در این منطقه ازجهان که سرزمین میانرودان و فلسطین تحت سلطهی خود در آورده بود ، در یک « بندوبست سیاسی » استان اسکندرون کشور سوریه را به حکومت ترکیه بخشید ؛ مسالهای که در کنار تقسیم عادلانهی آب رودخانهی فرات ، مهمترین اختلاف دولتهای گوناگون سوریه با حکومت ترکیه بوده و هست .
حکومت ترکیه پس از دستیابی به استان اسکندرون ، برای « فریب تاریخ » این استان را به نام « ختا » نامگزاری کرد ؛ اما به دلیل ناتوانی زبان ترکی در تلفظ پیاپی چند واگ ( حرف ) بیصدا و نیز نبود مخرج « خ » در ترکی اسلامبولی ، ناچار آن را « حاتا » تلفظ میکنند . از سوی دیگر در اثر دگرگون کردن « خط » در ترکیه از سوی مصطفی کمال ، واژههای « ختا » و « خطا» با یک املا نوشته میشود که برای پرهیز از تداخل این دو واژه ، نام استان اسکندرون ، خاتای شد که آن را « حاتای » تلفظ میکنند .
هم چنین استعمار حاکم بر سوریه ، همزمان و در همان سال ، بخشی از اطراف قبر سلیمان معروف به شاه سلیمان که از خونریزان و « انسانکشان » عثمانی ( که در رود فرات خفه شده بود و در همان حوالی به خاک سپرده شده بود ) ، به عنوان بخشی از خاک ترکیه به رسمیت شناخت . در سال 1973 ( 1352 ) برای پیشگیری از غرق شدن این قبر در دریاچه سد در حال احداث ، آن را جابهجا کردند . سپس روز سوم اسفندماه 1393 ارتش ترکیه با لگدمال کردن حاکمیت دولت سوریه ، وارد خاک این کشور گردید و دو باره این « قبر » را جابهجا کرد .
در حالی که خون دلاوران « مدافعحرم » با جنگافزارهای حکومت ترکیه که به دست تروریستهای مورد حمایت ترکیه ـ ناتو ـ عربستان سعودی و شیخهای هامش خلیج فارس به زمین ریخته میشد ، دولت روحانی ـ ظریف ، این حکومت را « متحد استراتژیک » میخواند . این نیست ، جز عدم درک درست منافع ملی .
با افزایش گنج ( حجم ) کالای قاچاق از چین و حضور رییس جمهور در نشست سران سازمان « شانگهای » به عنوان عضو ناظر ، باز سخن از رابطهی استراتژیک با چین به عمل آمد در حالی که چین همگام و همراه با امپریالیسم آمریکا ـ ناتو ، با شش قطعنامهی ظالمانهی 1 + 5 در شورای امنیت در راستای تحریم ایران ، موافقت کرده است و حتا برای نگاهداری پولهای مسدود شدهی ایران در این کشور ( بر اثر خرید نفت ) «بهرهی بانکی » در نظر گرفته است .
زشتتر از این ، عملکرد فدراسیون روسیه تا هنگامی است که مورد خشم و قهر امپریالیسم آمریکا ـ ناتو قرار نگرفته بود .
روسیان ، به شمار همهی « گربههای یزد و کرمانا » برای مردم و ملت ایران بر سر ساخت نیروگاه هستهای بوشهر « گربه رقصاندند » و این ملت و مردم را تا توانست « دوشید » ؛ از تحویل سامانهی پدآفند هوایی « اس 300 » که پول آن را نقد گرفته بودند ، به بهانهی « تحریم » خودداری کردند ؛ دولت روسیه میتوانست حتا با تکان سر نمایندهی خود در شورای امنیت به عنوان عدم موافقت ( وتو ) ، تلاش ظالمانهی امپریالیسم آمریکا ـ ناتو برای به زانو در آوردن ملت و مردم ایران را خنثی کند .
البته جدا از تجاوزهای پیاپی نظامی روسیان به ایران و تحمیل قراردادهای گلستان ، ترکمانچای و آخال و در نتیجه تجزیهی سرتاسر قفقاز و نیز سرزمینهای خوارزم و فرارود ( آسیای میانه ) از پیکر ایران و هم چنین ، امضای قراداد با بریتانیا برای بخشکردن ایران به مناطق نفوذ در سال 1907و سپس امضای محرمانهی قرارداد 1915 با امپریالیسم بریتانیا برای محو کامل استقلال ایران . اشغال نظامی ایران در دو نبرد جهانی با وجود اعلام بیطرفی در جنگ از سوی دولت ایران .
شوربختانه بازهم امروز از همپیمانی در یک مسالهی محدود و تعریف شده ( اتحاد راهکنشی / تاکتیکی ) یعنی مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق برای جلوگیری از تجزیهی این سرزمینها و دادن امکان به مردم این دو کشور برای تعیین سرنوشت خود بدون دخالت دیگران ، از « روابط راهبردی / استراتژیک ) نام میبرند ؟!
روابط راهبردی ( استراتژیک ) ، عبارتست از وابسته شدن « منافع حیاتی » دو یا چند دولت با یکدیگر . منافع حیاتی عبارتست از « استقلال » + تمامیت سرزمینی ( ارضی ) .
شاید بتوان اتحاد میان بریتانیا و شوروی در نبرد دوم جهان را « اتحاد راهبردی » دانست ؛ زیرا در اثر درهمشکسته شدن اتحاد شوروی ( با وجود ایالات متحدهی آمریکا ) استقلال بریتانیا میتوانست در اثر اشغال این کشور از سوی آلمان هیتلری از میان برود .
« اتحاد » میان جماهیرشوروی سوسیالیستی با ایالات متحدهی آمریکا ، یک اتحاد راهبردی بود ؛ زیرا در اثر نابودی آمریکا، شوروی نابود میشد ؛ در صورتیکه با نابودی اتحاد شوروی ، ایالات متحدهی آمریکا میتوانست تحت شرایطی به زندگانی خود ادامه دهد .
اتحاد راهبردی ، درحکم « دوقلوهای بههمچسبیده » میباشد . حالت آرمانی این اتحاد ، آن است که در صورت «جداسازی » یا جداشدن ، هریک بتواند به زندگی ادامه دهد ؛ اما در مواردی « جداسازی » یا جداشدن یک « قلو » باعث مرگ قلوی دیگر میگردد . امروزه ، روابط همهی کشورهای عضو ناتو ، ژاپن ، کرهجنوبی ، فیلیپین ، تایلند ، استرالیا و زلاندنو ، از این گونه روابط است .
درست است که آمریکا برای « گستردن قدرت » و اعمال سیاستهای امپریالیستی در جهان ، نیازمند این کشورهاست ؛ اما « جداسازی » آمریکا یا جدا شدن آمریکا از این کشورها ، در حکم به مخاطره افتادن « منافع حیاتی » ( استقلال و تمامیت سرزمینی ) این دسته از کشورهاست .
« کروفر » این دسته از کشورها و نیز اتحادیهی ناتو در پناه « چتر نظامی ـ هستهای » ایالات متحدهی آمریکاست . این کشورها ، به گونهی « عشقه » به درخت تناور آمریکا پیچیده اند و در پناه « بود » او ، « بودی » دارند .
پس از آشکار شدن روابط ترکیه با داعش در سطح افکار عمومی جهانی و نیز قاچاق نفت داعش از سوی حکومت ترکیه ، رییس جمهوری این کشور که دچار جنون « خود بزرگ بینی افراطی » شده است ، با واژگانی تند حسن روحانی رییس جمهور اسلامی را مورد هتاکی قرار داد . با شگفتی بسیار بازهم وزیر امورخارجهی جمهوری اسلامی ، ضمن یک پاسخ همراه با « نرمشقهرمانانه » ، خاطر نشان میکند : « ما برای روابط استراتژیک خود با ترکیه در زمینههای احترام زیادی قائل هستیم ... »
راستی را احترام برای کدام روابط ؟! روابط خرید نفت داعش از سوی ترکیه و فروش جنگافزار ، مهمات ، اطلاعات و نیز قرار دادن نیروی انسانی در اختیار داعش و دیگر گروههای تروریستی برای به شهادت رسانیدن سردار همدانی ، چهار سرهنگ از مستشاران نظامی ایران در سوریه و نیز « مدافعانحرم » ؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 16:26 توسط دکتر هوشنگ طالع
|