یادداشت شماره 450 / با تهمت و تهدید , نمی توان حقیقت را دگرگون کرد
یادداشت شماره 450

با تهمت و تهدید , نمی توان حقیقت را دگرگون کرد
از تهمت « بیسواد و کمسواد » آغاز شد و با حواله به « جهنم » و « تازه به دوران رسیده » پیگرفته شد و سرانجام ، کار به واژهی « خیانت » کشید ؛ البته آن هم از سوی یک کارمند دست سوم دولت .
اما آقای رییس و کارمند دست سوم ایشان باید بدانند که مهم داوری تاریخ است . وگرنه بسیار دیده شده است که صاحبان قدرت در همهی زمانها با سوء استفاده از قدرت ، تلاش کردهاند تا نظرات خود را به ملت و مردم تحمیل کنند .
در حالی که جناب دکتر محمد جواد ظریف ، واژهی « خیانت » را با ترفند ویژه برای سرکوب ، ایجاد رعب و از میدان به درکردن منتقدان و مخالفان برجام به کار میگیرند ، معاون ایشان میفرمایند : « به خودمان [ دولت یازدهم ] تبریک میگویم و باید برای این توافق جشن گرفت » . ایرانیها میگویند : « خود گویی و خود خندی / عجب مرد هنرمندی »
اما مساله این جاست که هرگز اجازه نداده و نمیدهند تا منتقدان و مخالفان برجام ( ترکمانچای هستهای ) با دسترسی به وسایل ارتباط جمعی ، به ریشهیابی مساله برخیزند و چرایی رسیدن به برجام را مورد بطن شکافی قرار دهند .
پرسش اساسی این جاست که چرا از نمایندگان دولتهای انگلیس و فرانسه و آلمان برای گفتوگو بر سر مسالهی هستهای ایران دعوت به عمل آمد ؟ چرا به دنبال گفتوگوهای سعد آباد با سه قدرت اروپایی ، آقای دکتر حسن روحانی پذیرفتند که پروندهی هسته ای ایران از آژانس خارج شود و در اختیار 3 دولت اروپایی قرار گیرد ؟ حاصل این گفتوگو ها این بود که دولت جمهوری اسلامی به صورت داوطلبانه همهی فعالیتهای صلحآمیز هسته ای را متوقف کرد .
پرسش اساسیتر این است که چگونه و با موافقت چه کس و یا کسانی پای 3 ابر قدرت هستهای و دارندهی حق وتو در شورای امنیت به توافق سعداباد بازشد ؟ و چرا اجازه دادند که کشور در برابر 5 قدرت بزرگ جهانی با حق وتو در شورای امنیت قرار گیرد تا امروز سخن بر سر پیروزی و شکست باشد ؟!
از یاد نبریم که در آن زمان ایران پیمان « ان پی تی » را امضا کرده بود و حق غنی سازی نامحدود داشت . در حالی که در اثر توافق سعدآباد ، کار ملت و مردم ما به اینجا کشیده است که تنها حق غنی سازی 65/3 درصدی آنهم به میزان 300 کیلو داشته باشد .
همچنین از یاد نبریم که در این مذاکرات آقایان محمد جواد ظریف و تختروانچی نیز از دستیاران آقای روحانی بودند .
اینگونه بود که بهدست آقایان پایههای یک مناقشهی12 ساله شکل گرفت ؛ حتا در این میان به دلایلی که روشن نیست اجازهی یک توافق بسیار بهتر را از آقای سعیدجلیلی در آلماتی گرفتند و کار را به توافقنامه « ژنوچای » کشاندند و سپس توافق زیانبار تر از آن در « لوزان » و سرانجام « برنامه جامع اقدام مشترک » یا بازکردن آخرین « پیچ و مهرههای » صنایع هستهای ایران .
آقایان : به جای تهمت و ایجاد جو وحشت و ارعاب ، صادقانه این مسایل را با مردم در میان بگذارید .
چهارشنبه 21 امردادماه 1394 ـ هوشنگ طالع
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 17:9 توسط دکتر هوشنگ طالع
|