یادداشت شماره 443 / « حقوق دان »
یادداشت شماره 443

« حقوق دان »
در مبارزهی تلویزیونی ـ انتخاباتی اخیر ریاست جمهوری ، آقای حسن روحانی ( حجتالاسلام و المسلمین دکتر ) باچهرهی برافروخته و صدای دورگه ، خشم خود را بر « سردار شهردار » فرود آورند و فرمودند : من حقوق دانم ، من سرهنگ نیستم که پادگانی عمل کنم » . چنان جناب روحانی این نقش را زیبا بازی کردند و این واژگان را پر طمطراق ادا فرمودند که انسان خود را در درون یکی از نمایشنامههای شکسپیر تصور میکرد . در این مبارزات تلویزیونی ـ انتخاباتی ، قرار نبود که کسی از « حقوقدان » در بارهی قرارداد غیرقانونی سعدآباد ( بیاننامه ) که باعث بازشدن پای 3 دولت اروپایی به مسالهی هستهای ایران گردید و سپس پای 3 ابرقدرت ( آمریکا ، روسیه و چین ) به صف مدعیان ملت ایران گشوده شد ؛ بدون این که تا کنون کوچکترین سخنی از دلایل آن به میان آمده باشد ، به پروندهی هستهای ایران گشوده شد و آن شد که امروز شاهد آن هستیم ؟ جامعهای به شدت دو قطبی همراه با اتهامات « خیانت » .
پس از استقرار برکرسی ریاست جمهوری « حقوقدان » بدون درنگ ، چهرهی اصلی خود را نشان داد و با بلند شدن بانگ نخستین انتقاد ، منتقدان را « کمسواد » و « بیسواد » نامید . سپس « حقوقدان » که گمان کرد که « ابر و باد و مه وخورشید در کار اند »تا ایشان ریاست کنند ، پا را فراتر نهادند و منتقدان را به « جهنم » حواله دادند و سپس آنان را « تازه به دوران رسیده نامیدند ( البته با توجه به عمر کوتاه جمهوری اسلامی ، واژهای است بسیار معنا دار ) .
« حقوقدان » که دیگر هیچکس را جلودار خود نمیدانست ، حتا « آب خوردن مردم » را نیز به رفع تحریمها و امضای قرارداد منوط کرد . وی که در آغاز شعار میداد که هم باید چرخ سانتیریفوژها بچرخد و هم چرخ اقتصاد ، در همان روزهای نخست به آقای دکتر علیاکبر صالحی (که برخی دیدهبانان مسایل هستهایران ، درست یا نادرست ، به ایشان لقب قاضی عسکر هستهای دادهاند ) صنایع هستهای کشور را به خاطر « گلروی » آمانو تعطیل کرد و اعلام نمود که قرارداد الحاقی را نیز داوطلبانه اجرا میکند تا در « پرتو تدبیر حقوقدان » جاسوسان سیا و موساد در قالب کارشناسان آژانس بتوانند 2 بار از تاسیسات پارچین بازدید به عمل آورند . البته 2 بار را آقای دکتر علیاکبر صالحی گفتهاند شاید بیشتر و گستردهتر هم بوده است ؟!
به دنبال توافق ، به اشارهی « حقوقدان » آقای نوبخت سخنگوی وی ، بر خلاف نص صریح اصول هفتاد و هفتم و یکصدو بیست و پنجم قانون اساسی ، اعلام کردند: « قرار نیست متن توافق در مجلس به رای گذاشته شود » . سپس خانم الهام امینزاده یک کارمند دست چندم ریاست جمهوری به اشارهی « حقوقدان » گفت : « طبق قاتون اساسی موافقتنامه به مجلس میرود ؛ اما الزامی به تصویب آن نیست . در همین حال یک مقام دولتی رده چهارم یا پنجم (آقایعلیاکبر صالحی ) نیز که با توجه به عملکردشان ، امروزه دانش هستهای ایشان نیز زیر سئوال میباشد ، از عدم لزوم رای گیری در مجلس شورای اسلامی در بارهی توافق ، سخن به میان آوردند .
در این 90 روز که هنوز ترجمهی درست برجام به دست نمایندگان مجلس شورای اسلامی نرسیده است و مجلس به تعطیلات گسیل گردیده است ، لازم است همهی ابعاد این فاجعه یعنی از آغاز آن در سعد آباد تا تمدید غیر قانونی قرارداد ان پی تی از سوی آقای هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری ، تا رسیدگی کامل به سخنان آقای فریدون عباسی رییس پیشین سازمان انرژی اتمی مبنی بر این که اگر آقای سعیدجلیلی در آلمآتی (قزاقستان ) یک دهم آن چه را که آقای روحانی داد ، می پذیرفت بدهد ؛ اکنون رییس جمهور بود ( نقل به مضمون ) و مسایل بسیار اصلی وحاشیهای دیگر به روشنی و به گستردگی بررسی و « سوءظنزدایی » نشود ، کشور به آرامش نخواهد رسید . عدم آرامش کشور خواست دشمنان ایران است .
یکشنبه 11 ار دیبهشتماه 1394 ـ هوشنگ طالع