یادداشت شماره 383

جان انسان ، بی ارزش‌ترین چیز در کشور

در نظامات غیرملی ، ارزش‌های انسانی مطرح نیست و ملت و مردم در جایگاه راستین خود قرار ندارند ؛ بلکه انسان‌ها ، تنها برای نمایش‌های خیابانی و « گونه‌ای حضور » در پای صندوق‌های رای ( ‌البته آن‌هم به سود رژیم ) ، می باشند .

در حالی که مردم و ملت ، صاحبان اصلی کشور اند و دارنده‌ی « سند منگوله‌دار » ‌کشور می‌باشند و نظامات تنها می‌بایست در خدمت ملت و در نوکری مردم باشد ، ‌نه ملت و مردم در بردگی و نوکری نظام .

در این گونه نظامات است که یک شرکت هواپیمایی ( ماهان ) برخلاف همه‌ی مقررات هواپیمایی جهانی ، مسافران خود را سوار اتوبوس می‌کند . با واژگون شدن یکی از دو اتوبوس ، یازده تن ( تا امروز )‌ کشته می‌شوند و 19 تن بقیه ، دچار   نقص عضو می‌گردند  .

 اما صدایی از کسی برنمی‌خیزد ، سرو کله‌ی دادستان و مدعی‌العموم و قوه قضاییه و ... پیدا نمی‌شود ، زیرا می‌گویند مالک ماهان ایر صاحب اختیار مصلحت‌ است . البته این استثنا نیست ؛‌ بلکه تاکنون هنوز هیچ جعبه‌ی سیاه هواپیماهایی که سقوط کرده‌اند و شمار زیادی از هم‌میهنان را کشته‌اند ، گشوده نشده است و حتا مردم را قابل ندانستند که ( اگر هم شده به دروغ ) « ‌ریسمان را به آسمان » ببافند و چیزی به آن ها بگویند .

خمیر مرغ ( مخلوطی از گوشت مرغ‌هایی که باید تبدیل به کود شوند و پس‌ماند کشتارگاه‌های مرغ ) برای بیمار کردن مردم کافی نبود که گوشت بوفالوی هندی ( ویژه کود ) را نیز به کشور وارد کردند و همراه با خمیر مرغ در اختیار کارخانه‌های کالباس و سوسیس قرار دادند .

در اثر خشکسالی و کمبود بارش ،‌ بسیاری از دشت‌های کشور ، در معرض « ‌سکته » ‌است . در این حال قرار می‌شود که   8 میلیارد دلار از صندوق توسعه‌ملی ( یا با نام دیگر ) ‌برداشت گردد و دریک برنامه‌ی 4 ساله ، صرف مهار آب‌های مرزی گردد ؛ اما 2 میلیارد نخست را در اختیار دلالان محترم و تاجران محترم‌تر قرار می‌دهند تا خوراک دام وارد کنند و در نتیجه پول « ‌پرقدرت » را به اصطلاح خودشان با « در کردن دستکم 30 در صد دلالی و ) ‌پورسانت )‌ » بدل به پول کم قدرت کنند . البته از یاد نبریم رییس دفتر مقام محترم ریاست جمهوری اسلامی که در « سفر و حضر » در کنار ایشان هستند ، رییس اتاق بازرگانی ، صنعت ، معدن و کشاورزی بودند و چندین ماه نیز هر دو منصب را یک‌جا ریاست می‌کردند . بازهم بگویی با یک دست ، دو هندوانه نمی توان برداشت .

با خشک کردن تالاب هوزگان ( هورعظیم )‌ برای اکتشاف و بهره بردای نفت ، روزگار مردم خوزستان و دیگر استان‌ها را «‌سیاه » کردند و هنگامی که سر و صداها بلند می شود و مردم به جان‌می‌آیند ، همان‌ها اعلام می‌کنند که خشک کردن هورعظیم خیانت است . با وجود این اقرار آشکار بازهم سروکله‌ی دادستان و مدعی العموم و قوه‌ی قضاییه و ... پیدا      نمی شود .

سالانه بیش از 25 هزار تن در جاده‌ها به دلیل نقص فنی جاده‌ها ، عدم رعایت اصول فنی از سوی پیمانکاران و دستگاه ناظر ( وزارت مسکن و شهرسازی و راه  ) و عدم نظارت در ساخت خودرو ( شخصی و همگانی ) و عدم نظارت لازم پلیس و ... کشته ‌می‌شوند ؛ اما به قول معروف « آب از آب تکان نمی‌خورد » و ...

جان انسان ایرانی در سرزمین ایران ، چنان بی بهاست که حتا برای فهرست کردن سرخط

 موارد آن ، مثنوی « هفتاد هزار من کاغذ » خواهد شد .

تنها راه نجات ، برپایی دولت ملی است .

دوشنبه 7 ازدیبهشت 1394 ـ هوشنگ طالع