یادداشت روز (28) - بوي تند تجارت از « كوخ » رياست جمهوري
یادداشت روز ( شماره 28)

بوي تند تجارت
از « كوخ » رياست جمهوري
با گزينش ریيس پيشين اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران به عنوان رييس دفتر و سرپرست نهاد رياست جمهوري ، فضاي كاخ ( ببخشید« كوخ» ) رياست جمهوري ، بوي تند تجارت و بازرگاني به خود گرفت .
مردم نيك آگاهاند كه سبب ساز افزايش ناگهاني «دلار» كه زندگي را بر آنان سخت و تنگ و تلخ كرده است « پدرخوانده ها » ، تاجرها و دلالها بودند . در اين فراگشت كه هنوز هم ادامه دارد و ادامه خواهد داشت ، تاجرها و دلالها، كالاهايي را كه با دلار كمابيش 1000 تومان وارد كرده بودند ، به بهاي هر دلار بيش از 4 هزار تومان به « خلقالله» فروختند و ميفروشند و باترتیب تازه ، خواهند فروخت .
در فضاي مسموم براي مردم و « آرماني» براي پدرخوانده ها ، تجار و دلالها بر اثر افزايش ناگهاني بهاي « دلار» ، اتاق تهران نيز از دست اندكاران ملتهب كردن هرچه بيشتر اين فضا به سود تاجران و دلالها بود . اين نهاد ، همراه با نهادها و
گروههاي صاحب نفوذ ديگر ، با جوسازي و اعمال فشار، توانستند با گرفتن ارز مرجع (1212تومان براي هر دلار) براي واردات كالاهاي اساسي ، آنها را در بازار به بهاي هر دلار بيش از 4 هزار تومان فروختند و ميفروشند.
نمونهي آشكار آن ، بهاي روغن نباتي ، گوشت ( قرمز و سفيد) ، فرآوردههاي شير (لبني) و نيز نهادههاي دامي است كه نسبت به پيش از گران شدن « دلار» دستكم چهار برابر شدهاند ، در حالي که براي واردات اين كالاها از ارز مرجع استفاده شده است .
كالاهاي مورد كاربرد روزانهي مردم ( اگر نگویيم روزانه ) بايد گفت هفتگي گرانتر ميشوند . به پيروي از گرانی كالاهاي اساسي ، بهاي ديگر كالاها به همان شدت افزايش مييابند . روزگاري دولت سازندگي با فروش دلار به بهاي هفت تومان ( هفتاد ريال ) به بهانهي واردات كالاهاي صنعتي براي ايجاد صنايع ، گروههاي وابسته به خود را به شدت ثروتمند کرد . در ان زمان بهاي دلار كمابيش 120تا 130 تومان بود و با توجه به اختلاف بهاي ارز تخصیصی به اين گروه «خودی » و « نور چشمي » میتوان میزان ثروت غارت شده توسط این گروه اندک و ثروت ازدست رفته از خزانهي مردم مستضعف را حساب كرد : كمابيش چند ميليارد دلار !
دراين ميان مژده رسيد كه تا آخر سال بهاي كالاهاي اساسي افزايش نخواهد يافت ، زيرا ارز مرجع به آنها تعلق خواهد گرفت .
باید از آقاي رييس جمهور و يا در حقيقت از رييس دفتر ايشان پرسيد كه چرا براي كالاهايي كه امروزه مردم آنها را به بهاي ارز بازار آزاد و بلكه بيشتر ميخرند ، باید ارز مرجع تخصیص داده شود ؟ اختلاف این رقم هنگفت چند میلیارد دلاری به جیب چه کسانی میریزد ؟ اين سود اندك كه در سال كمابيش 10 ميليارد دلار ميباشد ، به جیب پدرخواندهها ، تجار ، دلالان و حامیان آنها ریخته میشود ! اين مبلغ اندك ، برابرست با اختلاف ارز 1212 تومان با 3500 تومان (یابیشتر ) ضرب در 10ميليارد دلار يا - 22/880/000/000/000 - تومان ( بیست و دو هزار و هشتصد وهشتاد میلیارد تومان ) که قرار است در عرض سال به جيب پدرخواندهها، تجار و دلالان محترم و البته « از ما بهتران » عزيز بريزد .
ارز مرجع را هنگامي براي واردات كالاهاي اساسي تخصيص میدهند كه دريافت كنندگان متعهد شوند كه اين كالاها و فرآوردههاي آنها را با همان بهاي پيش از گراني نرخ « دلار » بفروشند ؛ و گرنه اين كار در حكم دادن اجازهي غارت و چپاول مردم به گروهي اندك « خودی » هاست . در فردای زود نگویید که نمیدانستیم !
24 امرداد ماه 1392
هوشنگ طالع