یاد داشت روز

پس از سال‌ها ، دو تن از همشاگردی‌های دوره دبیرستان را در یک میهمانی دیدم. با این که چندین و چند سال بود که یکدیگر را ندیده بودیم، خیلی زود سخن به مسیر سیاسی روز کشید.

یکی از دوستان گفت : سر انجام دو برادر احساس کردند در موقعیت  برتر قرار دارند و می‌توانند با  شکایت         «  یکی» و «قضاوت »‌ دیگری محمود احمدی نژاد را محکوم کنند و با ساختن سوء پیشینه برای او، اجازه ندهند در انتخابات آینده‌ی ریاست جمهوری ( چهار سال بعد) شرکت کند. (روزنامه ایران ـ 28/3/92 رویه 1 و 2 )

دوست دیگر گفت: من با نظر تو موافقم؛ اما فراموش کرده‌ای که گویا هر دو برادر در مشت برادر دیگر هستند.

گفتم : مساله‌ی « مشت‌» در درستی پیش‌بینی دوستمان « مرتضی » تاثیری ندارد. البته نظر تو هم درست است، زیرا پس از آن که پرونده صوتی مزبور در مجلس شورای‌اسلامی پخش شد و عالم و آدم شنیدند ، آب هم از آب  تکان نخورد. نه برادران تکذیب کردند، نه دادستان پی‌گیر مساله شد و حتا نمایندگان مجلس شورای اسلامی که دست به اعلامیه دادنشان خیلی « فرز » است،‌ به روی خود نیاوردند و در دلشان گفتند « انشاالله گربه است» .

     هوشنگ طالع 

     29/3/1392