یادداشت ۲۴۹۸/ دیر فهمیدید؟!
پاینده ایران
یادداشت ۲۴۹۸
دیر فهمیدید ؟!
رییسجمهور منصوب ج. ا. در سفر به بادکوبه ، در جمع ایرانیان نشسته در جمهوری باکو گفتند :
هرچه در ادبیات نظامی گنجهای گشتم ، نتوانستم ، یک بیت شعر ترکی پیدا کنم .
دیر فهمیدید ، این را مردم ایران از سدهها میدانستند ، زیرا برای همیشهی تاریخ تا پیدایی امپراتوری تزاری و تحمیل قراردادهای گلستان و ترکمانچای ، بخشی از شاهنشاهی ایران بود و زبان فارسی زبان دیوانی ، فرهنگی و مردمی بود و شاعران بزرگ خطهی قفقاز چونان نظامی گنجهای و خاقانی شروانی و مهستی گنجوی و هزاران دیگر ، همه به زبان فارسی سخن میگفتند و شعر میسرودند تا جایی که نظامی میسراید :
همه عالم تن است و ایران دل / نیست گوینده این قیاس خجل .
چونکه ایران دل زمین باشد / دل ز تن به بود ، همین باشد .
سرتاسر قفقاز در درازای تاریخ چندین و چند هزار سالهی ایران ، تا تحمیل قراردادهای گلستان و ترکمانچای به دنبالِ جنگهای ۱۳ سالهی ایران و روس ، هماره ، بخشی از شاهنشاهی ایران بوده است .
زبانِ اداری و فرهنگی و نیز بیشینهی مردم ، زبان فارسی بوده است ؛ به گونهای که شاعران بزرگ این خطه ، چونان نظامی گنجهای ، خاقانی شروانی و مهستی گنجوی و ... همه و همه شعر به فارسی میسرودند .
جوادخان زیادلو قاجار ، فرجامین فرمانروای گنجه ، پاسخ تسیتسییانف سردار روس را به فارسی میدهد .
سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
hotale@