پاینده ایران
یادداشت ۲۴۴۰
سیاست خارجی " لوچ "

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ، از آغاز دچار لوچی بود و در این راستا ، نمی‌توانست ، بد را از نیک و راست را از ناراست تمیز دهد .
از سوی دیگر با عدم درک درست از منافع ملی ، به دلیل عدم شناخت تاریخ ، فرهنگ و شاخه‌های تباری و فرهنگی وابسته به ملت ایران ، در بیشینه‌ی هنگام‌های سخت ، به بی‌راهه و یا کژراهه رفته است .
خیلی به گذشته بر نگردیم . در مساله‌ی حیاتی جنگِ قره‌باغ ، به جای این‌که ، از درِ پیوندهای تاریخی قفقاز و این‌که سرزمین قفقاز ، برای ایران مرزهای خون است و وجب به وجب آن در نبردهای سیزده‌ساله‌ی روسیان علیه ایران ، با خون مردمِ ایران بزرگ یا فلات ایران در هم آمیخته است ؛ سخن از مسائل دینی به میان کشیدند و چنان اشتباه بزرگی را مرتکب شدند که امروز ، دنبال از دست رفتن سوریه ، یک مقام امنیتی جمهوری جعلی باکو ( موسوم به جمهوری آذربایجان ) اعلام می‌کند که " ما مقدمات دخالت در ایران را فراهم کرده اییم » . و با پیروزی‌‌‌های حکومت کردکش و علوی آزار ترکیه در سوریه ، به دستور آمریکا - ناتو و با حمایت رژیم اشغالگر اسرائیل ، کوتاه کردن دست ایران از سرزمینِ همیشه ایرانی قفقاز را با ایجاد شاهراه تورانی - ناتو - عبری ، بیش از هر هنگام دیگری در دستور کار است .
با از دست دادن سوریه ، هاکان فیدان وزیر امورخارجه تر کیه که اربابش در جریان کودتای چندسال پیش ، به سفارت ایران پناهنده شده بود و به گفته‌ای به تهران آورده شده بود ، می‌گوید : ایران باید از سوریه درس بگیرد ؟! یعنی تهدید سرراستِ ایران .
این همان حکومتی که از پاگیری امپراتوری عثمانی تا امروز ، همیشه با مردم و ملت ایران در جنگ بوده ؛ گاه به صورت آشکار و گاه در پنهان . اما سیاست خارجی جمهوری اسلامی با چشمان لوچ ، خصم ملت ایران را دوست می‌پنداشته تا جایی که حسن روحانی از روی نادانی یا دانایی ، ترکیه را متحد راهبردی ایران عنوان می‌کرد ؟!
با از دست‌رفتن سوریه و ناتوان شدن بخش بزرگ محور مقاومت ، سه کشور اروپایی آلمان ، بریتانیا و فرانسه که تاریخی خونبار و انباشته از جنایت نسبت به بشریت دارند ، ایران را تهدید به فعال کردن سازوکار ماشه می‌کنند که هدیه‌ی محمدجواد ظریف و حسن روحانی به دستور مقامات بالا به مردم و ملت ایران است .
در این میان ، عردوقان خصم ملت ایران ، مدعی است :
اگر ایران از اسد محکم دفاع می‌کرد ، اسد سقوط نمی‌کرد. او (اسد) از وضعیت های بدتر از این ، به کمک ایران نجات یافته بود .
هنگامی که عربستان وهابی ، کمر به نابودی فرمانروایان اخوانی قطر ( اخوان‌المسلمین یا اخوان‌البریتایا ) ، بسته بود ، سیاست خارجی " لوچ "جمهوری اسلامی ، پنداشت که دشمنِ دشمن ما ، دوست ماست و با گشودن فضای هوایی و آبی ایران به روی قطر ، هیات‌حاکمه آن کشور را نجات داد ؛ در حالی‌که مار در آستین می‌پروراند .
در آن هنگام اگر لوچ نبودند ، می‌توانستند
با عربستان بر سر حکومتی که وهابی و اخوانی نباشد ، توافق می‌کردند که نکردند . فتنه‌ی افغانستان و سوریه از قطر برخاست ، در حالی که وزیر امورخارجه‌ی جمهوری اسلامی ، وقت و بی‌وقت در قطر بود ؟!
قطر از لوچی جمهوری اسلامی در سیاست خارجی بهره گرفت و در مساله‌ی سوریه ، خنجر خیانت را در پهلوی مردم و ملت ایران نشاند ؛ به گونه‌ای که امروز حتا کالاهای ایرانی را به قطر راه نمی‌دهند و باید از راه امارات به این شیخک ‌نشین، صادر گردد .
بر اثر لوچ‌بینی در سیاست خارجی و گماردن ناکاربلدان به امور مهم ، هم در سیاست خارجی شکست خوردند و هم در اداره‌ی امور داخلی .
رییس‌جمهور اسلامی همراه وزیرامورخارجه‌ی اسلامی ، عازم قاهره برای شرکت در نشست سران هشت کشور اسلامی شده‌اند . راستی را ، چگونه با آن شکست در سیاست خارجی و این‌که نماینده‌ی حکومتی هستند که روی‌هم رفته ، دارای نخستین ذخایر نفت + گاز در جهان است ؛ اما برای گرم کردن خانه‌های مردمش ، ناچار است کشور را همراه با صنایع ، تعطیل کند ، می‌توانند سرشان را بالا بگیرند و سخنی برای گفتن و گوشی برای شنیدن داشته باشند !
چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ - هوشنگ طالع

hotale@