پاینده ایران
یادداشت ۲۳۸۵
دولتِ جدایی طلبان و ورشکستگان سیاسی ؟!

رییس دولت کسی است که افتخارش این است که به فرزندانش اجازه نداده است تا به زبان فارسی سخن گویند .
راستی را ، باید از آقای پوزیده پرسید که شما به چه زبانی ابتدایی و متوسطه را تمام کردید و وارد دانشگاه شدید و با کدام زبان درس طب خواندید و ...
آقای پوزیده یک تن از ورشستگان سیاسی را از بایگانی راکد بیرون کشیده و به معاونت اول یا بر کرسیِ نخست‌وزیری نشانیده است .
به گفته‌ی دوستی : در میان ۹۰ میلیون ایرانی یا در میان بیست میلیون جمعیت کارآمد ، هیچ کس نبود که معاون اول شود ... با اندیشه‌های نو ؟!
باید به آگاهی دوست ارجمند برسانم که در میان ۹۰ میلیون جمعیت ایران ، هیچ‌کس نبود که می‌بایست یک جدایی‌خواه را به ریاست جمهوری منصوب نمایند ؟!
دوست عزیز در دنباله‌ی نوشتار در باره‌ی سفر معاون اول به قطر برای خاکسپاری شهید اسماعیل هنیه ، می‌نویسد : پیش امیر قطر چنان نشسته بود که گویی " غلامی دست بر سینه پیش امیر".
در حالی که اگر در ذهنش تاریخ ایران را می دانست و تصور می کرد در خون من از یعقوب لیث و شاهپورها و خسروان و نادره های روزگار مانند نادر شاه هست و ...' با همه ادب ورزی، در چهره و چشمش بزرگی و سربلندی و برتری پیدا می‌شد که بر زبان بدنش نیز تاثیر می‌گذاشت.
آب می گردد و گودی را می یابد. پوزیده هم عارف جاهل را یافته.
پوزیده ... اصلا نمی داند کجای تاریخ و کجای جغرافیا ایستاده است !
شنبه ۲۰ امرداد ۱۴۰۳ - هوشنگ طالع

hotale@