پاینده ایران ،یکصد وهژدهمین سالگردخیزش غرورآفرین مشروطیت ایرانی فرخنده باد
پاینده ایران
یکصد و هژدهمین سالگرد خیزش غرور آفرین و شکوهمندِ مشروطیت ایرانی ، بر مردم و ملت بزرگ ایران پُر سرور و مبارک باد
در سال ۱۲۸۵ خورشیدی ( ۱۹۰۶ میلادی ) خیزش مردم ایران برای برپایی مشروطیت ایرانی یعنی تحقق این اندیشه که : « ملت فرمان براند و حکومت اطاعت کند» ، به بار نشست .
اما « فرمانروایی ملت و اطاعت حکومت » را نه تنها محافلی در درون بر نمیتافتند ؛ بلکه استعمارگران و نیروهای امپریالیستی حاکم بر جهان نیز مشروطیت ایرانی را برخلاف منافع نامشروع خود میدانستند و بیم آن داشتند که این الگو بتواند در جهان گسترش یافته و فراگیر گردد .
در درازی عمرِ کوتاه مشروطیت ایرانی ( ۱۲۸۵ تا ۱۳۵۷ خورشیدی ) ، هرهنگام که مشروطیت ( حتا با اما و اگر ) بر پا بود و سایهی دیکتاتوری بر آن سنگینی نمیکرد ، نه امتیازی به بیگانگان داده شد و نه بخش یا بخشهایی از کشور تجزیه گردید حتا در دوران اشغال کشور در دو جنگ جهانی.
مشروطیت ایرانی ، در دوران زندگانی کوتاه ۷۲ سالهی خود ، با سه کودتا با حمایت بیگانگان ، روبرو گردید و ایران دو بار در دوران مشروطیت یعنی در جریان جنگ نخست و دوم جهانی از سوی قدرتهای استعماری روس و انگلیس اشغال نظامی شد که در اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ ، آمریکاییان نیز به صف اشغالگران پیوستند .
کودتای یکم علیه مشروطیت ایرانی ( کودتای محمدعلیشاه ـ امپراتوری تزاری روس و سکوتِ همراه با رضایت بریتانیا ) ۰
این کودتا ، با خیزش مسلحانهی مردم نتوانست پا بگیرد و خیلی زود درهم کوبیده شد .
در کودتای دوم ( سیدضیاالدین طباطبایی /رضاخان ـ امپراتوری بریتانیا و سکوتِ همراه با رضایت اتحاد شوروی) و رسیدن رضاخان به قدرت مطلقه ، آرارات کوچک و سرچشمهی قرهسو ( استان آغری در ترکیه امروزین با ۵ میلیون جمعیت ) ، از کشور تجزیه و « دو دستی » تقدیم حکومت ترکیه گردید .
همچنین ، در قالب قرارداد مرزی با عراق ( حکومت ساخته و پرداخته بریتانیا بر پهنهی میانرودان ) ، دو پروتکل ( شیوهنامه ) نامعتبر ۱۱۹۱ و ۱۹۱۳ مورد پذیرش حکومت کودتا قرار گرفت و در نتیجه ایالتهای سلیمانیه و خانقین ، از ایران تجزیه شد .
دو پروتکلِ مزبور از آنجا که به تصویب مجلس شورای ملی نرسیده بود ، از نظر دولت ایران غیرقانونی بود ؛ اما رضا شاه ، با رسانیدن آن به تصویب مجلس شورای ملیِ مصلوبالاختیار ، تجزیهی دو بخش مهم و حیاتی کشور را قانونی کرد و «دودستی» تقدیم حکومت زادهی استعمار بریتانیا بر پهنهی میانرودان (عراق) نمود . افزون بر آن رضاشاه ، امتیاز دارسی را به مدت ۶۰ سال تمدید کرد و امتیاز شیلات شمال را نیز در سال ۱۳۰۶ به اتحاد شوروی واگذار کرد .
همچنین برای راضی کردن حکومت افغانستان برای امضای قرارداد نافرجام سعدآباد ، بخشهایی از خاک کشور به آن حکومت واگذار گردید .
در کودتای سوم علیه مشروطیت ایرانی ( محمدرضا شاه پهلوی - آمریکا و انگلیس با سکوتِ همراه با رضایت اتحاد شوروی ) ، افزون بر دادن امتیاز کنسرسیوم بر خلاف قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور به آمریکا ، انگلیس و فرانسه ، شهرستان فیروزه را « دودستی » تقدیم اتحاد شوروی کرد و سپس ، گلهجزیره ( مجمعالجزایر ) بحرین را نیز از ایران تجزیه نمود .
کودتای سوم که ۲۵ سال پایید ، ریشههای خیزش و نیروی بازسازی مشروطیت ایرانی را چنان خشکاند که مردم این سرزمین در سال ۱۳۵۷ به پیشباز « مشروعه » رفتند ؛ مشروعهای که برای به دست آوردن « مشروطه » آن را درمیدان توپخانه به دار آویخته بودند .
این در حالی است که با استقرار مشروطیت ایرانی ( حتا با اما و اگرها ) میان سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ با وجود اشغال کشور و فشار اشغالگران ، امتیاز نفت به آنان داده نشد ؛ تلاش اتحاد شوروی به عنوان یکی از اشغالگران برای تجزیهی آذربایجان ، ناکام گذارده شد ؛ صنایع نفت در سرتا سر کشور ، ملی شد و در سال ۱۳۳۱ ، شیلات شمال نیز ملی اعلام گردید .
باید گفت که روانِ مشروطیت ایرانی یعنی « فرمانروایی ملت و مردم ، همراه با اطاعتِ حکومت » همچنان زنده است و ملت و مردم ایران برآنند تا دوباره ، فرمانروایی گرفته شده از ملت و مردم ایران را به ملت و مردم ایران بازگردانند و حکومت را وادار به « اطاعت » نمایند .
ایدون باد
۱۴ امردادماه ۱۴۰۳
دفترمرکزی حزب پانایرانیست
( هیات اجرایی / هاج )