یادداشت ۲۳۷۸ /کژ راهه ای به ناکجا آباد
پاینده ایران
یادداشت ۲۳۷۸
کژراهه ای به ناکجا آباد
وگر بینی که نابینا و چاه است / اگر خاموش بنشینی گناه است (سعدی )
اما نابینا ، چشم دارد و نمیخواهد ببیند .در نتیجه ، کار بسیار مشکل است .
از آغاز انقلاب اسلامی ، با نفوذ نیروهای چپ در بطنِ انقلاب ، تجزیهی روانی ملت ایران را به روشِ قومیتسازی و قومیتتراشی استالینی ، در دستور کارِ جمهوری اسلامی قرار دادند . البته گاه با تانی و گاه آشکار و بیپروا .
اوج این بیپروایی ، تبدیل باشگاه ورزشی تراکتورسازی ، به فرقهدموکرات پیشهوری بود . با گذاردن پرچم بیگانه بر دوش روزمزدان و آوردن این پرچمها به ورزشگاه در تبریز و رژه خیابانی مزدوران متظاهر به تجزیهطلبی و سپس آوردن آنان به تهران و به اهتزاز در آوردن پرچم بیگانه در ورزشگاه آزادی و سپس پایین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی در میدان آزادی و برافراشتن درفش بیگانه ، اوج این خیانتکاری بود .
از آنجا که این گام با برافروختگی افکار عمومی ایرانیان روبرو گردید ، جمهوری اسلامی " سردار " را از ریاست باشگاه تراکتورسازی برداشت و فتیلهی تجزیهی طلبی و جداییخواهی را پایین کشید .
اما جمهوری اسلامی ، همچنان به قومیتسازی و قوم و قبیلهتراشی به روش استالینی ادامه داد .
اوج این تلاش در انتخابات ریاست جمهوری بود که کسی را استصوابیون ، صالح دانستند و عنوان رجل سیاسی بدو دادند که به گفتهی خودش : اجازه نداده بود که فرزندانش به فارسی سخن گویند و مظهر جداییخواهی دولتی بود .
افزون بر آنکه انتخابات را قبیلهای کردند ، گزینش وزیران و دیگر مقامهای مسئول را نیز مذهبی - دینی و قبیلهای کردند و حتا برای مذهب و دین و قبیله امتیاز در نظر گرفتند و البته بهترین کس برای این کار ، کسی بود که عاملیت به بند کشیدن مردم و ملت ایران را در جریان برجام ( ترکمانچای برجام ) عهدهدار بود .
در این راستا ، سخنان رهبر جمهوری اسلامی که مجلس شورای اسلامی را به همراهی بدون چون و چرا از دولت فرا خواندند ، درحکم سپردن چوپانی گله به گرگ است .
تعارف با مردم و دنیا را کنار بگذارید ، شما که رییسجمهور را منصوب میکنید و به مجلس شورای اسلامی که به ظاهر در راس امور است ، دستور میدهید . برای اینکه از این هزینههای بیهوده جلوگیری شود ، با انحلال هر دو نهاد ، کار را یکسره کنید تا مردم هم تکلیف خود را بدانند .
دوشنبه یکم امرداد ۱۴۰۳ - هوشنگ طالع
hotale@