پاینده ایران
یادداشت ۲۲۱۰
مدیران فاسد !

کار مدیران در جمهوری اسلامی به‌ جایی رسید که در دولت سیزدهم از گشت ارشاد مدیران ، سخن به میان آمد و به نظر می‌رسد که این گشت ، کار خود را به‌گونه‌ی نمایشی وکندی بسیار ، آغاز کرده است ؛ زیرا اگر قرار باشد ، به راستی این گشت کار خود را انجام دهد ؛ در آن صورت ، جمهوری اسلامی یا باید از خارج مدیر وارد کند یا دست نیاز به سوی " ناخودی‌ها " دراز کند ؟!
هرکس ریشی گذاشت و جای مهری بر پیشانی و خود را سینه چاک اسلام و رهبری نشان داد حتا اگر چپ‌اندیش و لاابالی و تجزیه‌طلب و قوم‌گرا هم باشد ، به پایگاهی می‌رسد ، چون " محک تجربه " در میان نیست .
محک‌تجربه که گه‌گاهی ، آن‌هم اتفاقی پیش می‌آید ، منجر به دستگیری یا احضار رئیس کل بانک مرکزی که صلاحیتش از سوی استصوابیون برای ریاست جمهوری کشور نیز تایید شده بود ، همراه با معاون ارزی بانک مرکزی ، جامعه را دچار سردرگمی می‌کند !
سپس بعد از چند سال ، معلوم می‌شود که مدیران فرش‌های مجموعه‌ی سعدآباد را دزدیده‌اند و در این رابطه ۹ نفر متهمان اصلی این دزدی دستگیر می‌شوند .
دستگیری گله‌ای شهرداران و انجمن‌های شهر و حتا روستا ، بدل به خبرهای معمولی شده اند.
پس از کش و قوسهای بسیار، گشت ارشاد حرکتی از خود نشان داد و به سراغ یک تن از مدیران " ارزشی " و مومن‌نمای کشور یعنی مدیر سرمایه‌گذاری صندوق بازنشستگی رفت :

‏در شرایطی که دولت‌ها از نبود منابع دم می‌‌زنند و می‌گویند برای حقوق بازنشسته‌ها در تنگنا هستیم، فقط یک عضو هیئت مدیره این صندوق بازنشستگی، پانصد و پنجاه میلیون تومان هزینه‌ی کافی‌شاپ، هتل و پروازهایش را از جیب شرکت خرج کرده است.

این مشتی از خروار است . مدیر باید دارای شایستگی ، میهن‌پرست یعنی با تقوا باشد ، نه دارای ریش و جای و مهر !
شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۲ - هوشنگ طالع

hotale@