بازدارندگی هسته ای
بازدارندگی هستهای
دکتر هوشنگ طالع
جمهوری اسلامی با افتادن در دام آمریکا ، با وجود شعارهای تند و تیز، سرانجام با پذیرش برجام ، نه تنها همهی دستآوردهای هستهای جوانان این سرزمین را به بایگانی تاریخ سپرد ؛ بلکه به کاپیتولاسیون هستهای تن در داد و نیز سامانهی ماشه را که به آمریکا و دیگر غربیان و حتا شرقیان اجازه میداد که با کمترین سرکشی از سوی ایران ، کار را به تحریمهای شورای امنیت بکشانند ، برای رسیدن به چند دلار نفتی ، رییسجمهور وقت این حقارت و تسلیم را زانو زدن شش قدرت بزرگ جهان در برابر جمهوری اسلامی خواند ؟!
با پذیرش « برجام بد فرجام » ، امکان بازدارندگی هستهای ازمردم و ملت ایران گرفته شد . اما اکنون ، پس از گذشت سالیان دراز از پذیرش برجام بد فرجام ، سیمای جمهوری اسلامی در بارهی این پیروزی بزرگ بر شش قدرت جهانی ، سریالی ساخته به نام « بر باد رفته» .
دیدگاه بازدارندگی هستــهای ، برای نخستین بار از سوی « کنت نیل والتز» ( Kenneth Neal Waltz ) در سال ۱۳۶۱ خورشیدی ( ۱۹۸۲ میلادی) ، عنوان گردید . کنت نیل والتز ( ۲۰۱۳ - ۱۹۲۴ ) دانشمند آمریکایی علم سیاست و برجستهترین استاد رشتهی روابط بینالملل و استاد دانشگاههای کالیفرنیا در برکلی و کلمبیا بود . وی در جنگ جهانی دوم و نیز نبرد کره ، شرکت داشت .
او از اصلیترین پایهگزاران نظریهی نئو رآلیسم ( نو واقعیت گرایی ) و رآلیسم ( واقعیتگرایی ) ساختاری است . کتاب وی به نام نظریهسیاست بینالملل ( The Theory of Internalional Policy ) که در سال ۱۹۷۹ منتشر گردید، کتابی است که از بیشترین ارجاع در میان دانشآموختگانِ رشتهی روابط بینالملل در آمریکا برخوردار است .
او در سال ۱۹۸۲ ، در رسالهای، استدلال کرد که گسترش جنگافزارهای هستهای ، احتمال صلح بینالمللی را افزایش میدهد .
والتز در ارایهی نظریهی بازدارندگی هستهای، میگوید :
ترس از خرابیهای جنگافزارهای هستهای ، پایدارترین ویژگی نظم جهان امروز است . از این رو ، هیچ دلیلی برای نگرانی از گسترش این جنگافزارها در نظام جهانی وجود ندارد. همانگونه که در درازای جنگسرد ، بازدارندگی هستهای، به جای خلعسلاح هستهای، به ویژگیِ مسلط بر روابط قدرتهای بزرگ ، تبدیل شد و ثبات را پدید آورد ، این امر پس از جنگ سرد و در شرایط بحرانی نیز میتواند ثباتبخشِ روابط میان دولتها باشد .
از دیدگاه دولتی، در محیط هرج و مرج زدهی بینالمللی که هم کاری میان برخی دولتها محدود است و آنها را به خودیاری برای ماندن و بقا وادار میکند، جنگافزارهای هستهای ، به دلیل توان بازدارندگی که در برابر تهدیدهای بیرونی به وجود میآورد ، دارای اهمیت است . از اینرو ، توان بازدارندگی این جنگافزارها ، باعث ایجاد امنیت برای دولتها و کاهش فشارهای رقابتی میان آنان و رقیبان منطقهای و ایجاد ثبات راهبردی برای نظم جهانی میگردد .
درستی دیدگاه والتز ، به خوبی خود را در جنگ اوکراین نشان داد .
از دیدگاه والتز ، افزون بر کشورهای هستهای موجود ، اگر کشور دیگری نیز به جنگافزارهای هستهای دست پیدا کند ، نباید باعث نگرانی گردد .
وی بر این باور است که برعکس ، گسترش جنگافزارهای متعارف است که جنگ بر پا میکند . زیرا امکان بهرهگیری از آنها از سوی دولتها ، بالاست .
از دیدگاه کنت نیل والتز ، در جهانِ با جنگافزارهای متعارف ، دولتها ، تنها بیم و امید به باخت و برد را دارند؛ در حالی که در جهان هستهای ، نگرانی دولتها، ماندن یا نماندن است !
نظریهی کنت نیل والتز در بارهی بازدارندگی هستهای ، بر سه پایه استوار است که عبارتند از :
یکم - احتمال جنگ بزرک، میان دو دولتِ دارای جنگافزارهای هستهای ممکن است
دوم - احتمال جنگ ، بحران و استفادهی کرانمند (محدود) میان دو دولت بیبهره از تقارن هستهای در یک منطقه، زیاد است .
سوم - احتمال جنگ میان دو دولتی که دارای جنکافزار هستهای نباشند ، زیاد است .
دونالد ترامپ رییس جمهوری پیشین آمریکا ، با بیرون رفتن از برجام ، فرصت طلایی در اختیار ایران گذارد تا با دفن برجام بدفرجام و ماندن در « ان. پی.تی.» با پیروی از الگوی چین ،توان بازدارندگی هستهای ، برای کشور ایجاد کنند که متاسفانه دولت سیزدهم نیز مانند دولت پیشین ، در پی دمیدن به جسم مردهی برجام است .
بدون داشتن توان بازدارندگی هستهای در جهانِ هستهای و نیز در منطقهای که ایران در محاصرهی دولتهای دارای جنگافزار هستهای هستند، کشور میتواند با خطر نابودی روبرو گردد .
hotale@